
احمد زیدآبادی، فعال سیاسی و روزنامهنگار در مطلبی با عنوان «رشتن و پنبه کردن!» درباره زندانی کردن زهرا و هدی توحیدی و مرخصی ندادن به ویدا ربانی، نوشت: اگر قرار به اعتلاء و رأفت است، علت یا دلیل زندانی کردن خواهران توحیدی چیست؟ و اگر قرار به سختگیری و انتقامجویی است، دیگر دم از رأفت و اعتلاء زدن، چه وجه و منفعتی دارد؟ اگر مسئله به واقع رأفت و دلسوزی است چرا این رأفت و دلسوزی شامل حال زهرا و هدی توحیدی و ویدا ربانی و امثال آنها نمیشود؟ این نوع رفتارها سبب میشود که مردم عادی، کل ماجرای عفو اخیر را نه از روی دلسوزی برای مردم بلکه به عدم گنجایش زندانها و کمبود بودجه برای نگهداری زندانیان نسبت دهند.
دیدارنیوز: یک فعال سیاسی نوشت: «اگر قرار به اعتلاء و رأفت است، علت یا دلیل زندانی کردن خواهران توحیدی چیست؟»
احمد زیدآبادی در صفحه اجتماعی خود نوشت: «برخی امور زجرآور را میتوان فهمید و علت یا دلیلی برایشان تصور کرد، اما برخی امور زجرآور را نه میتوان فهمید و نه علت و دلیلی برایشان پیدا کرد.
زندانی کردن زهرا و هدی توحیدی و مرخصی ندادن به ویدا ربانی برای معالجه در خارج از زندان از جمله امور ناراحتکننده و زجرآوری است که حقیقتاً نه قابل فهمند و نه علت و دلیلی میشود برای آنها کشف کرد.
مطلب مرتبط:
داستان عجیب احضار و زندانی کردن زهرا و هدی توحیدی
به نظرم زندانی کردن دو خواهر و اصرار بر عدم مرخصی به خانم ربانی، از جنس لجبازیهای بچهگانهای است که هیچ قاعدهای بر آن حاکم نیست و در واقع عینِ نقض غرض است.
اصلاً چرا دستگاه قضایی چند ماه پیش اعلام "عفوگسترده" کرد؟ جز این است که میخواست به جامعه پیام بفرستد که در پی سختگیری و انتقامکشی و آزار و اذیت شهروندان نیست و کارش را بر اساس "رأفت" پیش میبرد؟ اگر خواستش این است که با زندانی کردن خواهران توحیدی و امثال آنها، تمام رشتههای خود را نزد عموم پنبه میکند!
آخر، صبح تا به شب به قصد جلب توجه عموم دم از تحول و اعتلاء و رأفت زدن و همزمان با آن افرادی را به صرف اعتراضشان راهی زندان کردن چگونه با هم سازگار است؟ اگر قرار به اعتلاء و رأفت است، علت یا دلیل زندانی کردن خواهران توحیدی چیست؟ و اگر قرار به سختگیری و انتقامجویی است، دیگر دم از رأفت و اعتلاء زدن، چه وجه و منفعتی دارد؟
مطلب مرتبط:
«خواهران توحیدی» بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند
اینطور که کار از هر جهت خرابتر میشود؛ چون مردم با مشاهدهٔ تفاوت وعده و عمل، ریا و دورویی را نیز به دایرهٔ داوری منفی خود نسبت به دستگاهها اضافه میکنند و اعتمادشان بیش از پیش از آنها سلب میشود. در واقع این نوع رفتارها سبب میشود که مردم عادی، کل ماجرای عفو اخیر را نه از روی دلسوزی برای مردم بلکه به عدم گنجایش زندانها و کمبود بودجه برای نگهداری زندانیان نسبت دهند و به عملکرد دستگاهها بدبینتر شوند.
آنها میپرسند اگر مسئله به واقع رأفت و دلسوزی است چرا این رأفت و دلسوزی شامل حال زهرا و هدی توحیدی و ویدا ربانی و امثال آنها نمیشود؟ مگر اینها دست به چه کار خطرناک و پرریسکی زدهاند؟ پاسخ دستگاه قضا ظاهراً این است که اینها مشمول عفو اخیر نشدهاند. عذر بدتر از گناه! خب اگر به فرض این ادعا درست باشد، چرا عفو شاملشان نشده است؟ اینها را که بسیاری میشناسند و از حدود و ثغور فعالیتشان آگاهند. خلاصه، اگر قرار به جلب اعتماد جامعه است، زندانی کردن این شهروندان نقض غرض است درست مثل رفتار همان فردی که از شب تا صبح نخ میرشت و صبح تا شب، رشتهها را پنبه میکرد!
چرا رشتهای را که با هزار زحمت میتابید به طرفةالعینی پنبه میکنید؟»