
«آنچه با قطعیت میتوان گفت، این است که برخلاف گذشته جریانهای تندرو به خصوص اسلامگراهای افراطی از اخوانالمسلمین گرفته تا داعش و القاعده یا قرائتهای دیگر اسلامگرایی افراطی در خاورمیانه جایگاه چندانی ندارند.»
دیدارنیوز: «حمایت ایران و مداخله نظامی روسیه و نیروهای داوطلبی که از کشورهایی مانند عراق، لبنان و کشورهای دیگر به سوریه آمدند، این امکان ایجاد شد که مخالفان بشار اسد سرکوب شوند.»
قاسم محبعلی در روزنامه اعتماد نوشت: «رای به بازگشت اتحادیه عرب به سوریه تا اندازهای میتواند به این معنا باشد که کشورهای عربی در حال پشت سر گذاشتن تحولات موسوم به بهار عربی هستند که از سال ۲۰۱۱ شروع شد و دنبال بازگشت ثبات به منطقه هستند. از یکسو بازگشت سوریه به اتحادیه عرب و بازگشت روابط کشورهای عربی به شرایط عادی مانند عادیسازی روابط کشورهای عربی مانند مصر و امارات متحده عربی با قطر و بهبود روابط امارات و عربستان با ایران و ترکیه و حتی گمانهزنیها در مورد احیای روابط ایران و مصر، نشان میدهد که مصالحهای در خاورمیانه در جریان است. با این حال هنوز نمیتوان وضعیت منطقه خاورمیانه را کاملا باثبات و قابل پیشبینی تلقی کرد.
خاورمیانه کنونی، دیگر همان خاورمیانه پیش از ۲۰۱۱ نیست. تغییرات زیادی چه در سیاستها، رفتارها و ترکیب گروههای سیاسی در منطقه رخ داده است. آنچه با قطعیت میتوان گفت، این است که برخلاف گذشته جریانهای تندرو به خصوص اسلامگراهای افراطی از اخوانالمسلمین گرفته تا داعش و القاعده یا قرائتهای دیگر اسلامگرایی افراطی در خاورمیانه جایگاه چندانی ندارند. یکی از آثار بهار عربی این بود که جریانهای اسلامگرا در کشورهای عربی جایگاه خودشان را به عنوان اپوزیسیون از دست دادند. البته همانگونه که ذکر شد، خاورمیانه قابل پیشبینی نیست.
تصمیم کشورهای عربی برای عادیسازی روابط با سوریه، برخلاف توصیه ایالاتمتحده امریکا است که میگوید از عادیسازی روابط متحدانش با سوریه حمایت نمیکند. در عین حال که خیلی از کشورهای عربی روابط راهبردی و استراتژیک با واشنگتن دارند، همواره اختلافنظرهایی با امریکا وجود دارد و الزاما همه نظرات این کشورها با امریکا مطابقت ندارد. امریکاییها در سوریه دنبال چند مساله هستند. نخست اینکه امریکاییها در سوریه به دنبال تغییر ساختار نیستند، درست است که همواره اعلام کردهاند که خواستار عبور از بشار اسد هستند، اما برخلاف عراق یا لیبی خواهان تغییر ساختار حکومتی سوریه نبودند و دلایل منطقی هم با این قضیه داشت. حتی در دورانی که عربستان رویکردی بسیار تندروانه و افراطی در قبال وضعیت سوریه یا قطر و ترکیه داشت، امریکا حاضر به همکاری با ریاض نشد. واشنگتن هرگز از جریانهای اسلامگرای افراطی که مخالف دولت بشار بودند، حمایت جدی به عمل نیاورد. برخلاف آنچه در لیبی یا عراق اتفاق افتاد، امریکاییها به صورت مستقیم برای سرنگونی حکومت سوریه دخالت نکردند.
طبیعی است که تاکنون بشار اسد کاملا وابسته به روسیه و تا حدی به جمهوری اسلامی ایران بود. بدون حمایت این دو کشور، امکان نداشت که بشار اسد در قدرت باقی بماند و مخالفان دولت سوریه در سال ۲۰۱۵ این حکومت را سرنگون میکردند. حمایت ایران و مداخله نظامی روسیه و نیروهای داوطلبی که از کشورهایی مانند عراق، لبنان و کشورهای دیگر به سوریه آمدند، این امکان ایجاد شد که مخالفان بشار اسد سرکوب شوند.
باید دید نقش کشورهای خلیجفارس در بازسازی سوریه چگونه خواهد بود و این کشورها چقدر حاضر هستند به سوریه کمک کنند و ما به ازای این کمکها برای بازسازی سوریه و بهبود وضع اقتصادی بحرانزده این کشور چه میخواهند. در عین حال باید توجه داشته باشیم که وضعیت لبنان و سوریه به هم پیوسته است و دو کشور از اوضاع یکدیگر بسیار تاثیر میپذیرند. علاوه بر این مساله عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسراییل هم میتواند یک مساله تعیینکننده در مورد آینده روابط کشورهای منطقه با سوریه باشد.»