
نوروز جغرافیا نمیشناسد و امروز در شرق و غرب عالم نوروز را جشن میگیرند، از طرفی بیش از بیست کشور در جهان ،خود خاستگاه نوروز هستند. دیدارنیوز در سال نو جایگاه نوروز در جهان را مورد بررسی قرار داده است.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: یک نوروز دیگر از راه رسید. امروز قدم در دومین سال قرن ۱۵ شمسی گذاشتیم، به این بهانه اندکی درباره نورور بدانیم. جشن نوروزی، یکی از سنتهای باستانی ایران فرهنگی است که با سیر تحولات تاریخی و با توجه به شرایط ویژه فرهنگی و جغرافیایی به شیوههای متفاوتی اجرا میشود.
جشن نوروز که توام با روز اول سال خورشیدی برگزار میشود، یکی از اعیاد بزرگی است که در بسیاری از کشورها، به ویژه در سرزمینهای فارسی زبان از آن تجلیل میشود، اما تاریخ نویسان و دین شناسان، نسبت به منشا تاریخی آن، نگاهی واحد نداشته، بلکه هرکدام از منظری متفاوت به آن اشاره دارند. خاستگاه نوروز به تعبیری از سیر دریا (سیحون) در شمال و شرق کشورهای تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان و قرقیزستان تا خلیج فارس و از هند تا سوریه است و بخش زیادی این این گستره در ایران فرهنگی و باستانی تعریف میشود.
برومند سعید در کتاب نوروز جمشید: "پیش از آن که "اهورا مزدا" جهان خاکی را بیافریند، فروهر، هریک از آفرینندگان نیک این گیتی را به نوبه خود برای نگهداری آن جهان خاکی فرو میفرستد و پس از مرگ آن آفریده فروهر، او بار دیگر به سوی آسمان گراید و به همان پاکی ازلی بماند، اما هیچ گاه کسی را که به وی تعلق داشت، فراموش نمیکند و هر سال یک بار به دیدن وی میآید و آن هنگام جشن نوروز است یعنی روزهایی که برای فرود آمدن فروهرهای نیاکان و پاکان اختصاص دارد. " ۱۳۷۷، ص ۳۲۵)
نیز برخی گفته اند که خداوند: "... افلاک را پس از آن که مدتی ساکن بودند به گردش درآورد و ستارگان را پس از چندی توقف برگردانید و آفتاب را برای آن که اجزای زمان از سال و ماه و روز به آن شناخته شود آفرید، پس از آن که این امر، پنهان بود، آغاز شمارش روز شد... " (همان)
همچنین عدهای استدلال دارند که در زمان جمشید، ستمگر انی که بر مردم ظلم فراوان مینمودند، جمشید برای رهایی مردم از زیر ستم این سرمایه داران و ایجاد عدالت و مساوات، دست به مبارزه زد و سرانجام سرمایه داران مستبد شکست خورده و او به منظور استمرار عدالت، نخستین روز فروردین سال خورشیدی را جشن گرفت و از آن هنگام تاکنون این آیین نوروزی به نحوی برگزار میگردد و بدین لحاظ آیین جشن نوروزی در طی دوران تاریخی، توام با برخی مراسم اجرا میشود که برخی از این مراسمها با توجه به شرایط و نظامهای سیاسی و عدم سازگاری با طبیعت انسان ها، چون قربانی دشمن، قربانی انسان، قصاب عاشقان، جلاد عاشقان، عید و سال، خطیب عشق و... منسوخ شده و برخی دیگر از جنبههای عطوفت و شادمانی مانند اسب دوانی، کشتی گرفتن، جامه رنگین پوشیدن، حنابندان، هدایای نوروزی و... به حیات خود ادامه داده اند. از مهمترین مراسم آیین نوروزی البته میتوان، چهارشنبه سوری، سفره هفت سین، سبزی کاری و... را دانست.
از آن جایی که این مراسمها در برخی کشورها به صورت مشابه برگزار میشوند، لذا شناخت برخی از این آیین ها، هرچند گذرا، دارای اهمیت ویژهای است.
ایران فرهنگی و باستانی که خاستگاه نوروز است امروز در چندین کشور پراکنده شده است. ایران، افغانستان، ترکمنستان، ازبکسستان، تاجیکستان، چین، هند، عراق، سوریه، آذربایجان، قرقیزستان، قزاقستان، پاکستان، ترکیه و قدیمتر در عمان، یمن، گرجستان، ارمنستان و بحرین، مرکز و خاستگاه نوروز بوده و هستند.
امروزه با اینکه تفاوتهایی در برگزاری مراسم نوروز در این کشورها وجود دارد و از سالها پیش از جنگ جهانی اول و تا پایان جنگ جهانی دوم تغییرات زیادی در حکمرانی این کشورها اتفاق افتاد و مثلا کشورهایی که به اشغال روسیه تزاری و بعد شورای بلشویکی درآمدند، از نظر فرهنگی دچار تغییرات و تحولاتی شدند، اما هنوز بعد از گذشت قرنها هنوز نوروز در همه آنها با کمیت و کیفیت متفاوت گرامی داشته میشود.
۱. چهارشنبه سوری: برخی چنین روایت نموده اند که عنصر آتش نزد ایرانیان باستان از احترام خاصی برخوردار بوده، زیرا آنها با برافروختن آتش در این شب خواندن تصفیه جو، از میان بردن عفونات از فساد هوا بودند و اولین کسی که این رسم را بنیاد نهاد، شاید هرمز دلیر، پسر شاپور پسر اردشیر بابکان باشد. (اذکایی، ۱۳۵۳، ص ۱۲)
۲. نو کردن رخت و لباس
۳. خانه تکانی
۴. هفت سین، یکی دیگر از مراسم آیین جشن نوروزی است که اتفاق نظر درباره منشا تاریخی آن وجود ندارد، زیرا برخی اذعان میدارند که عدد هفت نزد ایرانیان باستان مورد تکریم و تقدیس بوده و آن را به هفت امشا پشند (هفت جاودانه مقدس) نسبت میدهند و عدهای آن را بدل از هفت شین یا نوعی قاب چینی که دارای نقوش ویژهای بوده و در زمان سامانیان از کشور چین به ایران منتقل شده است، میدانند. به هر صورت، در پی سیر تحولات تاریخی اکنون از سفره هفت سین با توجه به شرایط مکانی و فرهنگی به نحو ویژهای و با توجه به فرهنگ انسانی استفاده میشود.
۵. سبزه کاری: در برخی آثار مکتوب که چندان دلایل قانع کنندهای ندارند، به آن پوشش تقدس داده و چنین استدلال میکنند: "جم در این هنگام به دنیا بازگشت و در چنین روزی مانند آفتاب طلوع شد و نور از او میتافت و مردم از طلوع دو آفتاب در یک روز شگفت زده شدند و در این روز هر چوبی که خشک شده بود، سبز گردید و مردم گفتند: "نوروز "یعنی روز نوین و هر شخصی از راه تبرک به این روز در تشتی جو کاشت. پس این مراسم در ایران پایدار ماند که روز نوروز در کنار هفت صنف از غلات در هفت استوانه به کار برند و از روییدن این غلات به خوبی و زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند. " (سعید، ۱۳۷۷، ص ۳۳۲)
۶. دید و بازدید
۷. مراسم آشتی کنان و تمام شدن قهر و دشمنی در میان اقوام
۸. سیزده به در
اصلیترین جشن نوروز در افغانستان، جشن گل سرخ که به لالهی سرخ هم معروف است، میباشد. مردم ۴۰ روز اول سال را یعنی زمانی که گلهای لالهی سرخ بر دشتها و روی تپههای سبز اطراف شهر میرویند، جشن میگیرند.
جهنده بالا یک جشن مخصوص مذهبی است که در مسجد کبود مزار شریف با اهتزاز پرچمی که ترکیب رنگی آن به درفش کاویانی شباهت دارد، برگزار میشود. در این مراسم همه در پارک مرکزی مزار شریف گرد هم میآیند تا شاهد برافراشته شدن پرچم یا همان جهنده بالا باشند.
در طول جشن گل سرخ در مزار شریف کابل و دیگر شهرهای شمالی افغانستان مسابقه بزکشی به طور معمول برگزار میشود.
افغانیها برای عید لباسهایی که رنگ روشن مانند زرد و سرخ است به تن میکنند.
در افغانستان مردم به جای هفت سین، جشن هفت میوه را برگزار میکنند. هفت میوه مانند یک سالاد میوه از ترکیب هفت میوه خشک شده مانند سنجد (خشک شدهی میوهی درخت زیتون بری)، پسته، فندق، آلو بخارا یا همان قیسی (خشک شدهی زردآلو)، گردو یا مغز بادام یا دیگر انواع آلوی برقان درست میشود و در شربت خود میوهها سرو میشود.
سمنک (همان سمنو) در شب عید یا چند روز قبل پخته میشود و زنها از اوایل شب تا سپیده دم مشغول پخت آن میشوند و طی آن آواز مخصوصی سر میدهند:سمنک در جوش، ما کفچه زنیم، دیگران در خواب، ما دفچه زنیم
خانوادهها برای شب عید مانند ایرانیها سبزی پلو وغذاهایی که از برنج و اسفناج نیز تشکیل میپزند. نانواییها شیرینی مخصوصی که کلوچه نوروز نام دارد و فقط در نوروز پخته میشود را تهیه میکنند. ماهی و جلبی (jelabi) (جلبی نوعی شیرینی است) غذای دیگری که بیشتر در روز عید پخته میشود.
خانوادههای عروس و داماد در افغانستان لباسهای مخصوصی به تن میکنند و در مناسبتهای ویژهای مانند عید فطر، عید الأضحی، عید نوروز یا برائت خانواده پسر به خانواده دختر هدایایی میدهد یا غذای مخصوصی برایشان آماده میکند.
مردم افغانستان هفتهها قبل از آغاز سال جدید خود را برای خوش آمدگویی به بهار و نوروز را آماده میکنند و هر خانواده تلاش میکند که با چهرههای شاداب و لبهای خندان به استقبال جشن باستانی نوروزی برود. پیش از تحویل سال، سفرهها را با هفت سین یا هفت شین و یا هفت میوه رنگین ساخته و همه اعضای خانواده بر گرد سفره جمع شده و منتظر حلول نوروز و سال نو میشوند.
در این هنگام بزرگ خانواده بر صدر مجلس نشسته و در حین تحویل سال نو دعای نوروز را قرائت میکند. اعضای خانواده به سه گروه (کودکان، نوجوانان، زنان و مردان) تقسیم میشوند: نخست گروه کودکان و نوجوانان عازم منزل بزرگ فامیل و یا قبیله همچون عموها و یا داییها میشوند و عیدی دریافت میکنند. معمولا مردان قبیله اسکناس رایج و زنان شیرینی و آجیل را به عنوان هدایای نوروزی به کودکان و نوجوانان میدهند و نیز از روز اول عید، همه مردان یک قبیله در یک مکان دور هم جمع شده و سپس برای ادای احترام و گفتن تبریک عید نوروزی به منزل ریش سفید قبیله میروند و شیرینی صرف میکنند. این دید و بازدید تا سه روز اول برای سایر فامیل انجام میگیرد و بعد از روز سوم، زنان یک فامیل دور هم جمع شده و برای گفتن تبریک عید نوروز، به منزل همان ریش سفید قبیله میروند و تا روز هفتم به دیدن فامیلهای دیگر میروند و نیز قدری سبزی از باغها و یا کشتزارهای سر راه خود چیده و به در منزل فامیل خود به عنوان سرسبزی نصب میکنند همچنین زنان بعدازظهر پنجشنبه هفته اول نوروز، هرکسی به قدر امکانات و توان مالی خود، غذا پخته، به قبرستان میروند و در آن جا بعد از خواندن دعا، غذاها را مشترکا صرف و در صورت وجود مسافری، به او نیز نذری میدهند.
در صورتی که اعضای فامیل و خانواده، از همدیگر دورتر و یا در شهرهای دیگر زندگی کنند، بعد از هفتم به آن جا رفته و به یکدیگر عید نوروز را تبریک میگویند. البته هر استان و یا شهر مراسم ویژه خاص خود را دارد که در این جا درباره برخی از آنها توضیح میدهیم.
خانهتکانی و سفره دسترخان، مراسم حوت، گل گردانی، گلگشت نوروزی، مراسم جفت براران، سومنک پزی، بز کشی و شاگون بهار مبارک از جمله مراسم و عناوینی است که در مناطق مختلف تاجیکستان بخصوص مردم بداخشان و دوشنبه برگزار میشود که هر کدام یک پیام اجتماعی داشته و ارتباط جالبی با رخت نو بهار و طبیعت دارد.
کوفه یا همان شهر نجف کنونی آخرین نقطه مرزی شاهنشاهی ساسانی و اولین سنگری بود که در حمله اعراب به ایران، به دست مهاجمان شبه جزیره افتاد. از کوفه تا بصره و از شمال شرقی تا جنوب شرقی عراق یک ردیف شهرهایی وجود دارد که همگی جز قلمرو ساسانی بوده و امروز در جغرافیای عراق تعریف میشوند. آنسوی فرات (فراتی که از شرق کوفه و غرب مدائن میگذشت) در واقع اولین میدان جنگ بین ایرانیان و اعراب بود. کمی به سمت شرق و پس از فاصله گرفتن از شرق فرات در کرانههای غربی دجله شهر تیسفون وجود داشت که ششصد سال پایتخت اشکانیان و ساسانیان بود. همچنین شهرهایی چون، موصل، اربیل، سلیمانیه و کرکوک از شهرهایی مهم عراق با اکثریت مردمان کرد هستند که بیشترین قرابت را با ایران و جشنهای فرهنگی ایران باستان دارند و بیشتر از دیگر شهرهای عراق نوروز را پاس داشته و گرامی میدارند. همینطور سامرا، بغداد، کوت، ام القصر و بصره گرچه کمتر از شهرهای کردی با نوروز آشنا هستند، اما در آنجا هم نوروز پایگاه دارد. یعنی دو طرف دجله که به از شمال شرقی تا جنوب شرقی که از نظر جغرافیایی به ایران نزدیک هستند، به همان نسبت نوروز دارند و آن را جشن میگیرند.
ترکیه نیز حالتی، چون عراق دارد. بسیاری از شهرهای شرقی و جنوبی این کشور جز قلمرو سلسلههای مختلف ایرانی بوده، تا جایی که زمانی جز قسطنطنیه (انطاکیه) مابقی شهرهای این کشور روزگاری ـ کم و بیش ـ در قلمرو امپراطوریهای ایران قرار داشتند. البته شهرهای غربی ترکیه امروزی همیشه بین ایران و روم شرقی دست به دست میشده است مانند اودسا و استانبول امروزی.
تقریبا تمامی شهر ترکیه که هم مرز با ایران، عراق و سوریه هستند، کرد نشین هستند و تقریبا یک سوم جمعیت این کشور کرد هستند و این یعنی اینکه این کشور همین امروز هم یکی از جدیترین خاستگاههای نوروز است.
نقاطی که با رنگ سبز مشخص شده شهرهای کردنشین ترکیه هستند
از سویی ترکیه از همسایگان ایران است. نزدیکی این کشور به ایران موجب انتقال آداب و رسومی خاص از ایران به مردم منطقه شده است. نوروز میان مردم ترک زبان دنیا، رویدادی پذیرفته شده است. درواقع، برای استقبال از این رو خاص، مردم مقدماتی را فراهم میکنند. مردم ترکیه نیز، در تاریخ ۲۲ مارس و ۲۳ مارس، برای جشن گرفتن نوروز آماده میشوند. در ترکیه، نوروز را به اسم سلطان نوروز یا نوروز سلطان میشناسند. مردم هر خطه از ترکیه، براساس آداب و رسوم خودشان برای استقال از سال نو نوروزی اقدام میکنند. در ادامه آداب و رسوم سال نو در ترکیه را بررسی میکنیم.
مردم هر شهر، براساس آموزههایی که از پیشینیانشان دریافت کردهاند، به گونهای خاص برای شروع نوروز آماده میشوند. مردم ساکن در روستاهای مالاتیا، نوروز را به عنوان عید و جشنی از پایان زمستان میدانند. در غازیآنتپ نوروز به عنوان سلطان نوروز شناخته میشود. اهالی این منطقه نوروز را دختری جوان میدانند که ۲۱ مارس به شرق مهاجرت میکند. عدهای نیز، نوروز را به شکل درویشی میدانند که توانایی پرواز دارد و در ۲۱ مارس پرواز میکند. اهالی آغری نیز، در تاریخ ۲۱ مارس مصادف با نوروز، فالگوش میشوند تا با گوش دادن به صحبتهایی که از این کار حاصل میشود، فال خودشان را تفسیر کنند و بدانند که نیتشان برآورده میشود یا خیر. در سمت و سوی گیره سون نیز، نوروز را با نام مارت بوزومو میشناسند. در چنین روزی با جمع کردن آب از مناطق همجوار و ریختن آن بر روی حیواناتشان، چنین روزی را با ایجاد خیر و برکت طی میکنند. مردم ادرنه نیز، براساس رسمی مشابه با چهارشنبه سوری ما ایرانیان، حصیرهای قدیمی را آتش میزنند و از روی آن میپرند. در این آیین، هنگام پریدن از روی آتش برای خانواده و اطرافیان طلب سلامتی و دوری از بلا میشود. مسافرین ییلاقها نیز، در ۲۱ مارس با روشن کردن آتش ورودشان را اعلام میکنند و ساکنین ییلاق برای خوش آمد گویی به مسافرین، اگر بیش از ۲۰ گوسفند داشته باشند، برای مسافران یکی از گوسفندان را قربانی میکنند و با تهیه غذا جشنی برپا میکنند. آیین برگزاری عید نوروز در شهرها و روستاهای مختلف ترکیه متفاوت است.
نوروز که جشن باستانی ما ایرانیان است، توسط مردم برخی روستاها و شهرهای ترکیه جشن گرفته میشود. مهمترین رویداد این جشن، روشن کردن آتش و رقص و پایکوبی در کنار آن است. مردم منطقه با روشن کردن آتش و پذیرایی از عزیزانشان، نوروز را جشن میگیرند. مردم ساکن در دیاربکر، شانلی اورفا، ماراش و مرسین اهالی مناطق شرقی ترکیه مثل آغری، ایغدیر، قارص و آرداهان، برای نوروز اهمیت زیادی قائل هستند. مردم شهرهای بزرگتری مثل استانبول، آنکارا، ازمیر، آدانا نیز در چنین روزی با تخفیفات و کمپینهای جالب، مردم را تشویق به خرید میکنند و همچنین با برگزاری برنامههای شاد، کنسرت، طبخ شیرینی و پخش آن در خیابانها، نوروز را شاد برگزار میکنند.
جمهوری آذربایجان تنها کشور غیرفارسی زبان است که عید نوروز در آن عید ملی شناخته میشو که با سنتها و آیینهای زیادی همراه است.
خانه تکانی قبل از فرا رسیدن نوروز از دیگر آیینهای نوروزی مردم جمهوری آذربایجان به شمار میرود. مردم جمهوری آذربایجان در استقبال از عید نوروز چهار تا سهشنبه آخر ماه اسفند را به ترتیب چهارشنبه آب، چهارشنبه آتش، چهارشنبه خاک و چهارشنبه آخر و یا چهارشنبه باد مینامند. مردم در چهارشنبه آخر سال در حیاط خانهها یا در محلهها، آتش روشن میکنند و از روی آن میپرند و میگویند همه دردها و رنج هایم روی آتش ریخته شود. در چهارشنبه آخر سال مردم بر سفره شام انواع غذاها و به خصوص غذای تهیه شده از ماهی میچینند.
در جمهوری آذربایجان چیدن سفره نوروز (خوانچه) نیز آداب مخصوصی دارد و پلو، شکر پاره، شکر چوریی (نان قندی)، پاخلاوا (باقلوا) و دیگر شیرینی جات محلی و بومی شهرهای مختلف جمهوری آذربایجان، کشمش، پسته، بادام، فندق، گردو و تخم مرغ رنگ و تزیین شده و سمنو را داخل سفره (خنچه) میگذارند.
یکی از رسوم مردم آذربایجان در چهارشنبه سوری و در شب عید نوروز رسم «پاپاق آتماق» یا کلاهگردانی است که بیشتر پسرها در آن شرکت دارند. پسرها در خانه همسایهها را میزنند و صاحب خانه در کلاه آنها چیزهای خوردنی مانند شکر بوره، باقلوا، فندق، سیب و شکلات میگذارند.
در این شب بعضی دختران نیز فال گوش میایستند که به زبان آذری "قولاخ فالی" میگویند و مخفیانه به سخنان همسایه گوش میدهند و آنها را به نیکی تفسیر میکنند.
عدهای از مردم در روزهای اول عید نوروز لباس مخصوص شخصیت کسا (Kosa) و کچل (kechel) و بهار قیزی (دختر بهار) را پوشیده و مراسمهای خاصی را اجرا میکنند.
نوروز از جشنهای ملی و سنتهای اصلی ازبکستان است؛ که آداب و رسوم زیبا و کهنی دارد.
ازبکها قبل از سال نو از جوانه گندم سمنو درست میکنند و در مراسم سمنو پزی زنان در کنار دیگی بزرگ دایره نشسته، شروع میکنند به خواندن آوازها و سرودهای محلی و از این مراسم لذت میبرند. سپس سمنو گرم را به همسایه ها، بستگان و دوستان پیشکش میکنند و به هنگام چشیدن سمنو آرزویشان را به زبان میآورند.
ازبکها در نوروز حتی دشمنان خود را مورد بخشش قرار دهند و برای کمک به ضعیفان و فقرا دست به کار میشوند.
میزبانان در تعطیلات نوروز نانهای سنتی به همراه سبزی مانند نیشالدا (دسری شیرین که از سفیده تخم مرغ، شکر و ریشه گیاهان معطر ساخته میشود) و سامسا پفکی (نوعی پلو معطر) پخت میکنند و سفرهها را با آنها رنگین میکنند.
در نوروز مردم به دید و بازدید رفته و برای خویشاوندان آرزوی سالی خوب دارند.
در این ایام، جشنوارههای محلی و رقابتهای ورزشی سنتی، چون کشتی و مسابقات اسب سواری برگزار میشود. خیریه را بین مردم تقسیم کرده و اشعاری میخوانند.
خانوادههای قرقیزی از نخستین ساعات صبح روز عید از خانه هایشان بیرون میآیند و در میدانها و پارکهای بزرگ شهر جمع میشوند و پس از خوردن خورکیهای خوشمزه و شنیدن سخنرانی بزرگترین شخصیت دولتی، ورزشکاران و دانش آموزان اعم از دختر و پسر با لباسهای رنگارنگ و محلی در میدانها به پایکوبی و هنرنمایی میپردازند و حاضران را به وجد و طرب وا میدارند.
در نمایشهای نوروزی قرقیزها دو شخصیت اصلی «همای انه» (مادر زمین) و «خضر آتا» (پیرمرد خضر) هستند که برگ کاج کوهی (آرچا در زبان قرقیزی) را سوزانده و با پخش دود آن این دعا را میگویند: آلاس آلاس بلا به دور، سال گذشته برفت، سال نو آمد. برای پسران ما راه راست باز بشود و دختران جای خود را در زندگی پیدا کنند. چراگاههای ما پر از دام شود و دشمنان ما به مقام ما رشک بورزند. انبارهایمان پر از خرمن و سفرههای من پر از غذا باشد. این مراسم ساعتها به طول میانجامد.
قرقیزها برای کودکانی که در عید نوروز به دنیا بیایند نامهای مرتبط با نوروز و بهار نظیر نوروزگل، نوروزبیک، نوروزبای، مایرام گل یا مایرام (گل جشن)، جازگل (گل بهاری) و… انتخاب میکنند. قرقیزها در عید نوروز به درختکاری میپردازند و رودخانهها و نهرها را پاکیزه میکنند.
در قرقیزستان یکی از رسمهای نوروزی برگزاری مشاعره و مسابقات بداهه گویی و ماناس خوانی است؛ که درآن دو شاعر در برابر جمع در مورد مضامینی که معمولاً خیر و شر، سرما و گرما، نور و ظلمت، مردم و دولت، پیر و جوان، فقیر و ثروتمند است به مشاعره میپردازند.
جوانان بازیهای ملی مانند «اولاق تارتیش» یا «کوک بورو» (بزکشی) در ایام نوروز برگزار میکنند.
قرقیزیها در ایام نوروز بهترین غذاها را تهیه میکنند و مراسم سومولوک پزی که در فارسی همان سمنو نوعی غذای شیرین تهیه شده از جوانههای گندم است. معمولاً در هنگام شب خانمهای روستا یا محله سومولوک میپزند و صبح که بانوی خانه سردیگ سومولوک را بر میدارد و در حالی که از آن در کاسههای متعدد میریزد دعای خیر و برکت برای خانواده خود میکند. افسانهای در خصوص تاریخچه غذای نوروزی قرقیزها «سومولوک» وجود دارد:یک زن بیوه که در سیر کردن شکم بچه هایش ناتوان بود، برای آرام کردن آنان چند قلوه سنگ داخل یک دیگ ریخت و به آنان گفت که مشغول پخت غذاست و روز بعد قلوه سنگها تبدیل به غذایی خوشبو شدند و زن و بچهها که سر سفره نشستند احساس کردند که سر سفره جشن نشسته اند از آن روز سومولوک به غذای نوروزی قرقیزها تبدیل شد.
در جشن نوروز در قرقیزستان پختن غذاهای معروف قرقیزی مثل بش بارماق، مانتی، بورسوق و کاتما مرسوم است. صبح عید نوروز هر مهمان یا اعضای خانهای که میخواهند پای سفره غذا بنشینند ابتدا باید سومولوک و سپس غذای اصلی را میل کند.
پس از استقلال ترکمنستان به فرمان رئیسجمهور این کشور به منظور احیای رسم دیرین کشور سال نو را «نوروز» اعلام کرده و هر ساله در ۲۱ مارس جشن گرفته میشود. در این کشور طبق رسم قدیم و جدید، دو بار در سال جشن سال نو گرفته میشود. یکی به استناد تقویم میلادی و دیگری عید نوروز به نشانه احیای دوباره آداب و رسوم دیرینه مردم ترکمنستان. در ترکمنستان عید نوروز جشن کشاورزانی است که آذوقه مردم را تأمین میکنند و به همین دلیل کشاورزان دامنههای کوه «کوپت داغ» و کنارههای آمودریا با عظمت خاصی نوروز را جشن میگیرند. به اعتقاد مردم ترکمنستان، زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست، آن روز را نوروز نامید.
دید و بازدید: در استقبال از نوروز ترکمنها از روزها قبل از پایان اسفند به آذین بندی شهرها و روستاهای خود و نیز تدارکات پذیراییها و میهمانی رفتنها و میهمانی دادن میپردازند.
رقص و آواز: رقص و آوازهای محلی جزو جدایی ناپذیر مراسم سنتی ترکمنها در استقبال از تجدید حیات طبیعت است و مسابقات اسب سواری که در میان ترکمنها جایگاه خاصی در همهٔ طول سال دارد، در نوروز بیشتر مورد توجه قرار میگیرد و از این همین رو جشنهای نوروزی ترکمنها با مسابقات اسب سواری توام است و این مسابقهها از ارکان اصلی جشنهای نوروزی ترکمن هاست.
آشپزی: زنان ترکمن از روزها قبل از نوروز اقدام به طبخ انواع شیرینی و خوراکیهای شیرین که سمنو حتماً یکی از آنهاست، شیرینی را در سال نو به خانه میآورند. از غذاها و شیرینیهای سنتی و محلی ترکمنها نوروز کچه، نوروز بامهاست که جای خاصی در سفرههای نوروزی ترکمنها دارد. مردم ترکمنستان در این روزها با پختن غذاهای معروف نوروزی مانند نوروز کجه، نوروز بامه، سمنی (سمنو) و اجرای بازیهای مختلف توسط جوانان ترکمن حال وهوای دیگری به این جشن و شادی میدهند.
مسابقات: آیینهای عمومی نوروزی در ترکمنستان معمولاً در میدانها اصلی شهرها و روستاها برگزار میشود و مردان و زنان جوان ترکمن نیز در روزهای جشن، بازیها و سرگرمیهای ویژهای از جمله سوارکاری، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی، برپایی جنگ خروس، شاخ زنی قوچها و بازی شطرنج برگزار میکنند.
به هنگام انجام این بازیها و سرگرمیها، ترکمنها زیادی در محل جمع میشوند و با تشویقهای پی در پی به این مسابقات رونق خاصی میدهند. پوشیدن لباس نو، دید و بازدید و پریدن از روی آتش از دیگر رسوم ترکمنها در ایام عید نوروز است.
ارمنستان و گرجستان نیز مانند بسیاری از کشورهایی که در بالا نام برده شد، با ایران فرهنگی و باستانی قرابتهای فراوان تاریخی و فرهنگی دارند. مثلا ارمنستان در طولا تاریخ گرچه در دورههایی استقلال داشته، اما در بیشتر ایام یا جز سرزمین اصلی ایران بوده یا توسط یک شاهزاده ایرانی اداره میشده است، حتی در زمانهایی که به دست رقیب قدیمی ایران یعنی رومیان میافتاد، باز خاندان ایرانی بر آن سرزمین حکم میراندند. گرجستان نیز به همین صورت و تا همین دوره فتحعلی شاه قاجار جز سرزمین ایران بوده است. به همین دلیل این دو خطه را باید از جمله مناطقی دانست که نوروز در آن غریبه نیست و گرچه نامانند ایران، افغانستان و تاجیکستان، اما تا حدودی نوروز و بهار جشن گرفته میشود. در سالهای اخیر بسیاری از ایرانیان تعطیلات نوروز خود را در این دو کشور سپری میکنند؛ که همین سفرها خود باعث میشود، نوروز بار دیگر و به مرور جای خود را در آن مناطق پیدا کند.
نوروز از جمله مناسبهایی است که در تمام جهان شناخته شده است و رهبران جهان نوروز را به کشورهای صاحب نوروز تبریک میگویند. امروزه با توجه به اینکه ایرانیان بسیاری در جهان غرب ساکن شده اند، رنگ و بوی نوروز را با خود به آنجا بردهاند و، چون ایرانیان در کشورهای اروپایی، استرالیا و آمریکای شمالی نوروز را جشن میگیرند، به امروز مردم آن کشورها نیز با جشن نوروز تا حدودی آشنا هستند.