
فیضالله عرب سرخی عضو دفتر سیاسی حزب ایثارگران، در پنجمین برنامه رکن سه، احزاب ایران را در گذر تاریخ مورد بحث و آسیبشناسی قرار داد. (قسمت اول)
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: در ادامه سلسله برنامههای رکن سه و در پنجمین برنامه میزبان فیضالله عرب سرخی فعال سیاسی اصلاحطلب، عضو قدیمی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و عضو دفتر سیاسی حزب ایثارگران انقلاب اسلامی بودیم. در قسمت اول از این برنامه تمرکز ما و کارشناس محترم برنامه، آسیب شناسی تاریخی احزاب ایران در قبل و بعد از انقلاب بود.
ویدیو گفتگو با فیضالله عربسرخی در برنامه پنجم رکن سه را اینجا ببیند
آنچه میخوانید چکیده گفتوگوی فیضالله عرب سرخی در قسمت اول است:
تا برای احزاب در قاون اساسی بسترسازی نشود، هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد. برای اینکه حزب پا بگیرد باید عوامل متعددی دست به دست هم بدهند. انسان برای خرید نیاز به پول دارد، اگر کالا در بازار نباشد، خریدی اتفاق نخواهد افتاد، اگر کالا و پول باشد، اما مشتری نباشد باز خریدی صورت نمیگیرد و کلا برای اینکه خریدی اتفاق افتد، عوامل متعددی نقش آفرینی میکنند. برای اینکه حزب هم پا بگیرد باید عوامل مختلفی وجود داشته باشند. مثلا قانون متناسب با فعالیت احزاب و فرهنگ اجتماعی متناسب. جامعه تا حدی باید با بستر فعالیت حزبی آشنایی داشته باشد و حاکمیت باید حمایت کند. این عوامل و دیگر مولفهها باید با هم کار کنند.
برخی افراد موثر در سطح بالای حاکمیت اعلام میکنند، ما شبکه گسترده روحانیت یا شبکه بزرگ بسیج را داریم پس نیازی به حزب نیست. مستقل از اینکه وجود شبکه بسیج چه نسبتی با قانون دارند، بیش از اینکه نقش اجتماعی و کمکی برای مسائل اجتماعی و فرهنگی داشته باشند، کنش سیاسی و نظامی دارند. در دانشگاه بسیج، بسیج دانشجویان، بسیج ادارات، بسیج کارخانجات، بسیج مدارس، بسیج بازار و پاساژ، بسیج کارگران و هر جا که فکرش را بکیند، بسیج داریم. نه به عنوان نهادی برای سازماندهی نظامی برای ایام مبادا، یا اینکه آنها برای مسائل اجتماعی و حوادث سازماندهی شده باشند، که شبیه حزب سیاسی با موضعگیری جناحی عمل میکنند. دو شبکه روحانیت و بسیج را که به عنوان مثال نام بردم دارای ردیف بودجه و حمایت حاکمیت هستند.
وقتی نوبت به مسائل مالی و ردیف بودجه احزاب میرسد، یا چنین پیشبینی وجود ندارد و اگر هم کمکی یا یارانهای در نظر میگیرند، مختص و منحصر به چند حزب خاص است. کلا نگاه مثبتی به فعالیت احزاب نیست، در بحث قانون گذاری هم به همین صورت است، لذا بستر لازم و حمایت قانونی برای احزاب وجود ندارد و برخوردهای بازدارنده نسبت به احزاب اتفاقا وجود دارد. نگاه بسیاری از نهادهای حاکمیتی نسبت به احزاب منفی است و رسانههای رسمی کشور نسبت به احزاب بی توجه و خنثی عمل میکنند.
دو مقوله احزاب سیاسی و سازمانهای مخفی و زیرزمینی مسلح به لحاظ مفهومی در هم تنیده شدهاند که خود به خود اتفاق نیفتاده و خیلیها چین روشی را انتخاب کرده بودند. وقتی از حزب قبل از انقلاب سخن میگوییم منظور آنهایی هستند که با مجوز و به نیت کار سیاسی فعال شدند، مانند حزب ایران نوین، حزب مردم یا حزب رستاخیز و احزاب منتقد و اپوزیسیونی، چون جبهه ملی و نهضت آزادی، یعنی احزابی که به دنبال فعالیت سیاسی بودند. اما تصلب سیاسی حاکم، احزابی، چون نهضت آزادی و جبهه ملی را به حاشیه میبرند، آنها را محدود و مغضوب میکنند و جایگزین آنها احزابی میشوند که فعالیت سیاسی و نظامی را با هم درآمیختند. چریکهای فدایی خلق، فدائیان اسلام، مجاهدین خلق و موتلفه اسلامی از این دست هستند. اینها احزابی هستند ضمن اینکه ساختار سیاسی دارند، روشهایی مسلحانه و براندازانه داشتند که در حقیقت نباید آنها را در ردیف حزب سیاسی به حساب آورد.
انقلاب هم که پیروز میشود، نگاهمان به احزاب همان ساختار سیاسی-نظامی است در کنارش قوانین و مقررات جدی وجود ندارد. مثلا گروههایی، چون جامعه روحانیت مبارز، حزب جمهوری اسلامی و مجاهدین انقلاب اسلامی، بعد از انقلاب از هیچ قانون و قاعدهای پیروی نمیکنند؛ بنابراین هرگز رفتارهای حزبی ما برآمده از یک قانون مدون، منظم و مدرن نبوده و احزابی با حمایتهای قانونی صحیح شکل نگرفت. یعنی مثلا یک قانون احزاب جدی وجود ندارد که حزب جمهوری اسلامی بر اساس آن فعالیت کند به همین دلیل جاهایی در نقش حزب ظاهر میشود و در گاهی نقش حکومت را ایفا میکند. من به عنوان عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اذعان میکنم، ما در جاهایی نقش حکومت را ایفا میکردیم؛ لذا بر پایه تعاریف شناخته شده هیچ کدام از احزاب بعد از انقلاب هم حزب نبودند. همه این مسائل روی نگاه جامعه نسبت به احزاب در این دوره تاثیر گذاشته است.
قانون محکمی در مورد ارتباط احزاب به انتخابات که مهمترین و ذاتیترین عرصه برای احزاب است وجود ندارد، تا زمانی که قانون انتخابات بر اساس نقش آفرینی احزاب تنظیم نشود، نمیتوان از احزاب انتظار زیادی داشت. اگر این کارها انجام شد، رسانه به عنوان رکن چهارم دموکراسی شناخته شد، دولت حمایت مالی و معنوی از احزاب به عمل آورد و آحاد جامعه نگران عواقب فعالیت حزب نبودند، حزب نقش و جایگاه خود را به دست خواهد آورد. حتی باید در قانون بودجه هزینه احزاب دیده شود، این شفافیت موجب میشود که احزاب به سمت فعالیتهای غلط و راههای تامین هزینه ناصواب نروند.
نسبت به جبهه ملی و نهضت آزادی رفتار خوبی نداشتیم. البته مهندس بازرگان، سحابیها، مرحوم طالقانی و دیگران، همیشه برای ما و حتی جناح راست انقلاب محترم بودند. این دست احزاب پختهتر و با تجربهتر بودند و ما خام و بی تجربه و زمان برد تا اینکه ما متوجه شویم مهندس بازرگان و دیگران بزرگانی که نام بردم، چه میگفتند و چه میخواستند.