
آذر منصوری در این برنامه رکن ۳، به پرسشهای ما در مورد "احزاب ایران از نظر تاریخی"، "جایگاه آنها در قانون اساسی"، "نگاه نظام سیاسی به احزاب" و "حکمرانی حزبی" پاسخ داد. (قسمت اول)
دیدانیوز ـ اسفندیار عبداللهی: در سومین برنامه رکن سه میزبان آذر منصوری دبیرکل حزب اتحاد ملت بودیم. دبیرکل حزب اتحاد ملت با حوصله به پرسشهای سرویس سیاسی دیدار پاسخ گفت. آنچه میخوانید چکیده قسمت اول گفتوگوی دیدار با آذر منصوری است و ویدیوی زیر قسمت اول از این سومین برنامه رکن سه به تهیه کنندگی و اجرای اسفندیار عبداللهی است.
ویدیوی سومین برنامه رکن سه را اینجا ببینید
آذر منصوری:
با قانون جدید احزاب بیش از ۱۳۰ حزب در ایران خود را با آن تطبیق دادهاند، کجای دنیا اینگونه است؟ قاعده این است که چند حزب قدرتمند و متشکل با انسجام نیروهای موثر در کشور بر مبنای یک رویکرد و گفتمانی مشخص حضور یافته و محور تکثر آنها، تفاوت گفتمانی باشد. احزاب عضو جبهه اصلاحات، از نظر رویکرد گفتمانی بسیار نزدیک به هم هستند، به گونهای که قابلیت ادغام و یکی شدن دارند. این تعدد باعث شده انرژی زیادی از این جریان سیاسی صرف انسجام بخشی و ایجاد همگرایی بین خودشان شود. احزاب اصولگرا نیز همین شرایط را دارند.
قانون احزاب ایران را با قوانین حزبی چند کشور دیگر مورد مقایسه قرار دادم، آنچه به دست میآید این است که قانون احزاب در ایران سلبی است. قانون احزاب ما به طور کامل مزیت و کارایی را از احزاب گرفته است، به گونهای که حزب در ایران برای جامعه و بخصوص جوانان جذابیتی ندارد. کمیسیون ماده ۱۰ قانون احزاب وزارت کشور که متولی امور احزاب در کشور است، نقشی مانند شورای نگهبان برای خود قائل است. با تفسیری که از همین قانون احزاب میکنند، حیات احزاب ایران همواره در مخاطره قرار میگیرد؛ لذا معتقدم یا به سمت نظامی تک حزبی بروند یا این رویکرد خود را تغییبر دهند.
در ایران عمده فعالیت احزاب تلاش برای حضور در قدرت و نهادهای انتخابی است. اتخاذ این مشی از جمله مهمترین دلایل پدید آمدن تعدد احزاب است که آنها را در آستانه هر انتخابات مشغول گرفتن سهم خود از قدرت شوند. نتیجه اینکه معضل تعدد احزاب به خاطر دریافت سهم از قدرت است. بعد از انتخابات مجلس سال ۹۸ و ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ که اصلاحطلبان عملا از گردونه انتخابات حذف شدند، کارکردهای احزاب نسبت به همدیگر نیز با تغییر و تفاوت مواجه شده است، به این صورت که برخی از احزاب توجه خود را ساختاریتر و به سمت جامعه معطوف کردهاند که این حالت، تعدد را بی اثرمیکند و امور تشکیلاتی را کیفیتر کرده است.
ما برای ادغام احزاب اصلاحطلب بسیار تلاش کردیم، ولی تا کنون بی نتیجه بوده است و تا ادغام فاصله زیادی داریم. احزاب اصلاحطلب و کلا اصلاحطلبان در مباحثی، چون حقوق شهروندی، دموکراسی، سیاست خارجی، مباحث اجتماعی و فرهنگی و اعتقاد به آزادی بیان و عقیده، سبک زندگی و حوزههای اینچنینی، نه صدردصد، اما از میزان بالایی از اشتراک نظر برخوردارند و اشتراک گفتمانی دارند. تنها در در اقتصاد و فلسفه اقتصاد سیاسی ممکن است یک حزب با دیگری تفاوت داشته باشد یا باید گفت متاسفانه عموما این احزاب فاقد تعریف و مرام اقتصادی هستند، موضوعی که باید بنای اختلاف و تکثر باشد، در واقع غایب است.
شرایطی که احزاب در ایران دارند، اقتضا میکند، بر خلاف ائتلافهای متعارف احزاب در جهان، در در ایران آنها قبل از انتخابات با هم ائتلاف کنند، این مشکل بزرگی است که باید حل شود. شرایطی که بعد از دو انتخابات اخیر در ایران به وجود آمد، ایجاب میکند که اصلاحطلبان در نگاه و راهبرد پیشین خود تجدید نظر کنند، چون نسبت به گذشته شرایط تغییر کرده و امکان مشارکت ناچیز در معادلات سیاسی نیز از این جریان سیاسی سلب شده است. رویکرد نظام در ۱۴۰۰ باعث شد حتی افراد و گروههای اصلاحطلبی که تا پیش از آن معتقد بودند به هر قیمتی باید در انتخابات ورود کرد را نیز به تامل وا دارد. به آنها نیز ثابت شد که تنها اصرار آنها و همکاری حاکمیت در تایید حداقلی صلاحیت آنها کافی نیست، حالا این جامعه است که حاضر نیست به هر قیمتی رای دهد.
اگر تا سال ۹۶ اندک امیدی برای اثر گذاری صندوق رای وجود داشت، با توجه به روند و سیاستی که بعد از آن اتخاذ شد و نهادهای انتصابی بیش از پیش بر نهادهای انتخابی چیره شدند، حتی امکان سیاست ورزی نیابتی -مانند آنچه در سالهای ۹۲، ۹۴ و ۹۶ اتفاق افتاد- هم از جریان اصلاحات گرفته شد و از سویی صندوق رای جذابیت و اثر گذاری خود نزد افکار عمومی را از دست داده است.
در گذشته شعار ما مطالبات حداقلی و مشارکت حداکثری بود، وقتی مردم متوجه شدند آن نهاد انتخابی به عنوان مثال حتی توان حفظ دستاوردی مانند برجام را هم ندارد، پیش خود میگویند، رای دادن یا رای ندادن چه تفاوتی با هم دارند.
بیانیه مهندس موسوی را مرور کردم. اینکه او از شعار «اجرای بدون تنازل قانون اساسی»، عبور و عدول کرده، پیام بسیار مهمی دارد. مخاطب او در این بیانیه تنها مردم نیست، او حاکمیت را هم خطاب قرار داده است. شالوده اصلی سخن او رسیدن به یک قانون اساسی جدید است و با نظر سید مصطفی تاجزاده مبنی بر «بازنگری در قانون اساسی» مباین و با آقای تاجزاده قرابت نظری دارد. ما ممکن است که نظرات خوب داشته باشیم و برای عبور از بحرانهای ساختاری مکانیسیمهای قوی ارائه دهیم، اما باید در مورد امکان تحقق و جاری شدن آن هم تفکر کرده و ارزیابی صورت دهیم، لذا چگونگی تحقق ایدههای خوب مسئله حائز اهمیتی است.
طرح موضوع و پیشنهاد رفراندوم در بیانیه جبهه اصلاحات به صورت کلی بوده است و نیاز به تبین و تعیین ابزار تحقق است، رفراندوم در سطوح مختلف فرایندهای خاص خود را دارد، لذا در این رابطه بین اصلاحطلبان ضمن اینکه هیچ توافقی صورت نگرفته که حتی به طور جدی طرح مسئله هم نشده است. باید روشن شود، رفراندومی که پیشنهاد میکنیم، در قانون اساسی است یا بر قانون اساسی!
ما همواره تلاش کردیم موضوع حصر موسوی، رهنورد و کروبی به گونهای حل شود و تاجایی هم که امکانش را داشتیم با مواضع آقای مهندس موسوی همراه و همدل بودیم. اما در مورد آخرین مواضع منعکس شده او در بیانیه اخیر، فعلا نه در حزب ما و نه جبهه اصلاحات بحثی صورت نگرفته است. به هر حال آقای موسوی را شخصیتی صادق و مخلص میدانیم و معتقدم اگر پیشنهادی میدهد برای کمک به ایران است. این بیانیه مهندس موسوی نسبت به مواضع سابق ایشان چند گام فاصله دارد و مورد توجه جامعه قرار گرفته است، لذا ما هم باید نسبت به این بیانیه موضع خود را روشن و مشخص کنیم. البته همه میدانند در چهارچوب قانون احزاب و حساسیتهای حاکمیتی، ما هم به عنوان احزاب و هم در قالب جبهه اصلاحات، از یک حدی بیشتر نمیتوانیم جلوتر برویم. تا اینجای کار، بیانیه مهندس موسوی فراتر از توان و اختیار و میدان بازی احزاب در جمهوری اسلامی ایران را میطلبد و نیاز به یک تصمیم مهم و سطح بالا دارد.
مصاحبه دیدارنیوز با دبیرکل حزب اتحاد ملت T قبل از صدور بیانیه سید محمد خاتمی ضبط شده است، به همین دلیل در متن گفتگو اشارهای به این بیانیه نشده بود. فردای ضبط مصاحبه در جلسه دفتر سیاسی حزب اتحاد که به ریاست خانم منصوری برگزار شد، وی گفت: «در روزهای گذشته دو بیانیه از سوی آقایان میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی منتشر شد که توجهات بسیاری را به خود معطوف کرد. پیش از آنها هم آقای تاجزاده متنی درباره ضرورت اصلاحات ساختاری صادر کرده بود. حزب اتحاد ملت نیز پیشتر در بیانیههای گوناگون نسبت به آینده کشور ابراز نگرانی کرده و راه حلهای خود را ارائه داده است. دیگر احزاب و شخصیتها و گروهها نیز در مدت اخیر به تکاپوهای فکری برای عبور از شرایط موجود به وضعیتی که شایسته ملت بزرگ ایران است، پرداخته اند و این نشانههای گویایی از توافق نانوشته، اما همگانی نسبت به نامطلوب و غیر قابل دوام بودن شرایط موجود است.»
« جمهوریت» روشن کند، یا باید جمهوریت را به ماهو جمهوریت قبول کند نه با تعابیر و تفاسیر انحصار گرایانه و گاهاً .... خود! و یا اینکه رسماً اعلام کند که جمهوریت را قبول ندارد و شیوه؛ حکومت، خلافت و یا امارت را برگزیده است تا مردم هم تکلیف خودشان را بدانند!