
دبیرکل حزب همبستگی دانشآموختگان ایران (هدا) در چهارمین برنامه رکن سه، در استودیو دیدار حاضر شد و به پرسشهای ما پاسخ گفت. چکیده متنی و ویدئو کامل قسمت اول این گفتگو را بخوانید، ببینید و بشنوید.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: در ادامه سلسسله برنامههای رکن سه، که با هدف آشنایی هر چه بیشتر مردم با حکمرانی حزبی، به تهیه کنندگی و اجرای اسفندیار عبداللهی در دیدارنیوز، تهیه و پخش میشود، میزبان احمد شریف، دبیرکل حزب همبستگی دانشآموختگان ایران (هدا) -به عنوان چهارمین مهمان- بودیم. در قسمت اول از چهارمین برنامه رکن سه، با کارشناس برنامه کارکردهای حزبی، احزاب از ابتدا تا کنون، رابطه احزاب با حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران، بیانیههای مختلف بعد از مرگ مهسا امینی، براندازان، نقش جریان اصلاحات در شریط امروز و سایه روشن آینده سیاست در ایران، را مورد بحث و تبادل نظر قرار دادیم.
ویدویوی قسمت اول برنامه چهارم رکن سه را در اینجا ببینید
حزب همانند بسیاری از دیگر پدیدههای محصولی وارداتی است. در ایران حزب از دوره مشروطه پا در عرصه سیاسی گذاشت و گرچه از عنوان حزب در آن مجامع و دورهمیها استفاده نمیشد، ولی عملا قصد داشتند کارکردهای حزبی را از آن به دست بیاورند. ولی به طور کلی در ایران از مشروطه تا کنون حزب به معنای حرفهای در ساختار قانون اساسی و در عرصه سیاست و انتخابات نداشتهایم. گرچه حزب توده فعالیت سراسری و بدنه بزرگ و دیسیپلین متفاوتی داشت، اما جایگاه یک حزب برزگ را در کشور در نزد افکار عمومی پیدا نکرد. ساختارهای حزب توده گرچه به یک حزب حرفهای میرفت نزدیک شود، اما فعالیتهای مخفی و مسلحانه و همچنین تلاش برای نفوذ در ارتش و دیگر فعالیتهای چریکی، آن را به تشکیلاتی نیمه مخفی تبدیل کرد که با با اساس فعالیت حزبی مغایر بود.
به نظر من ما در امر تحزب مشکل فرهنگی داریم که شاید ریشه در فردگرایی ما ایرانیها دارد که البته ریشه در غیبت فرهنگ سازی دارد. در ورزش هم ورزشکاران ما به صفت فردی موفقتر از تیمها هستند. همیشه در طول تاریخ ارادههایی وجود داشته که تشکل و تجمع و سازمانیافتگی را بر نتابد و این مهم را مزاحم قلمداد میکردند.
در ناامیدی بسی امید است. ما به حکمرانی حزبی اعتقاد داریم و همانگونه که در دنیا بسیار کوشش، خطا، تمرین، توفیق و شکست را تجربه کردند که امروز به یک آرامش در حکمرانی دست یافتهاند، ما هم نباید ناامید باشیم و عقب بکشیم. افراد مختلف در طول این سالها بارها به من گفتهاند، با چه هدفی و امیدی ادامه میدهید، آیا خسته نشدهاید؟ به کجا میخواهید برسید؟ در دنیا تا بیش از دویست سال سابقه حزبی دارند و ما نمیخواهیم چرخ را از ابتدا اختراع کنیم. امروز در کشور رفتارها و کارهای هیاتی جایگزین احزاب شده اند و راه به جایی نخواهیم برد.
انتظاری که امروز از جریان اصلاحات وجود دارد، نسبت به جریان رقیب وجود ندارد. جریان اصولگرا همیشه در نهادهای انتصابی که بخش ثابت و حجیمی از منابع کشور را در اختیار دارند، حضور داشتهاند و در دو حرکت انتخاباتی قبلی هم تمام نهادهای انتخابی را در اختیار گرفتند، لذا در این شرایط سخت اگر در جامعه انتظاری وجود دارد، از جریان اصلاحات است. به هر صورت طبیعی است، که رغبت به اصلاح طلبان بیشتر باشد، چون اصولگرایان خواهان حفظ وضع موجود و اصلاح طلبان خواهان تغییر هستند.
از نظر موسوی اصل قانون اساسی باید به رفراندوم گذاشته شود و اگر مردم رای دادند، مجلس موسسان تشکیل و قانون اساسی جدیدی نگارش و مجدد به همه پرسی گذاشته شود. ما دو حالت آرمانگرایانه و واقعبینانه را در این شرایط باید در نظر بگیریم. باید ببینیم هر پیشنهاد و بسته تا چه میزان قابلیت اجرایی شدن و تحقق دارد. در شرایطی که سید محمد خاتمی برای اصلاحات در همین قانون اساسی هم امیدوار نیست و معتقد است به صخره ستبری مواجهیم، تحقق محورهای مطرح شده از سوی مهندس موسوی در ترازوی تامل قرار میگیرد و مکانیسمهای برای آن حداقل تا این لحظه قابل تصور نیست. وقتی درخواستهای حداقلی به «صخره ستبر» میخورد، تکلیف راهبردهای مهندس موسوی روشن است. به هر روی تا اینجای کار در جریان اصلاحات کسی با نظرات سید محمد خاتمی مخالفتی ندارد، بند به بند مباحث خاتمی قابل تحقق است، اما امیدی به فهم و اجرای آن نیست.
آقای خاتمی نامههای محرمانهای را در بالاترین سطوح ارسال کرده است. اولین بار گفتمان آشتی ملی را ایشان مطرح کرده است، اما موضع طرف مقابل چه بود. منصفانه باید گفت، که کنش بسیاری از اصلاحطلبان برای کسب قدرت نیست و بحث اصلاحات جامعه محور برای همگرایی بین قدرت و جامعه است، لذا بحث استمرار طلبی امروز منتفی است و تلاش جریان فکری اصلاحاتیها، خروج از بنبستها و نگاه به آینده ایران از طریق یک حکمرانی خوب، سالم، شفاف و دموکراتیک است. براندازانی که صدای بلند و بلندگوهای فراوانی در خارج از کشور دارند، یک صدم اصلاحطلبان هزینه ندادهاند. اما به راحتی همه خاستگاههای اصیل را رد و طرد کرده و با فحاشی امورات خود را پیش میبرند؛ لذا نظام سیاسی ایران باید خطر چنین گفتمانی رادیکالی را درک کرده و از خاستگاههای دلسوز و سرد و گرم چشیده بهره کافی را ببرد.
رقابت انتخاباتی در ایران قابل تامل است و جریان اصلاحات به تیمی در زمین بازی میماند که دست پارا بسته باشند و داور و اعضای تیم مقابل با هم تصمیم میگیرند به ما