
نگاه سند تحول اینگونه است که معلم، کارمند نیست بلکه یک شخصیت علمی و تربیتی است و به یک نظام پرداخت خاص خود نیاز دارد. این تفکر که ما در کشور جا بیندازیم معلم کارمند نیست و باید قواعد استخدامی معلمین را از کارمندان جدا کرد، مقداری زمانبر است.
دیدارنیوز: در بخش اول گفتگو با رضا مددی پیرامون مسائل کلی سند و ویژگیهای آن صحبت کردیم و همچنین به نقدهایی که به سند میشود، اشارهای داشتیم. نکته دیگری که در این بخش به آن اشاره شد مسائلی بود که درباره اجرایی شدن سند مطرح است و روندی که تا امروز درباره اجرایی شدن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش طی شد. در بخش دوم این گفتگو ادامه بحث اجرای سند و مشکلات فرهنگی و ساختاری موجود در این زمینه را پی میگیریم.
دیدارنیوز: کندی در اجرای سند یکی از مشکلات آموزش و پرورش است. شما در صحبتهایتان به این رسیدید که برنامه درسی حدود شش سال و برنامه اجرایی و زیرنظامها حدود سه و یا چهار سال طول کشیده. در مورد رتبهبندی معلمان که بخشی از آن در سند ذکر شده، از زمان آقای فانی صحبت این است که به مجلس میرود و در دولت مطرح میشود و چند وقت پیش وزیر فعلی هم گفتند که تلاش میکنیم که این امر پیش برود. مشکل کندی در آموزش و پرورش کجا است؟ آیا مشکل خود آموزش و پرورش است یا اینکه نهادهای دیگر باید کمک کنند؟
مددی: برنامههای سند تحول چند دسته است. بخشی از برنامهها کاملاً با اختیارات وزارت آموزش و پرورش سازگاری دارد و نیازی به جای دیگری نیست. این برنامهها در آموزش و پرورش با سرعت بیشتری انجام میشود. اجرای بخش دیگری از برنامهها قانون میخواهد مثلاً مصوبه دولت و مجلس را نیاز دارد که رتبه بندی از این دسته است. جالب است بدانید نگاه سند تحول اینگونه است که معلم کارمند نیست بلکه یک شخصیت علمی و تربیتی است و به یک نظام پرداخت خاص خود نیاز دارد. این تفکر که ما در کشور جا بیندازیم که معلم کارمند نیست و باید قواعد استخدامی معلمین را از کارمندان جدا کرد مقداری زمانبر است تا مورد پذیرش قرار بگیرد. این امر در حیطه اختیارات آموزش و پرورش نیست و باید به دولت و مجلس ارجاع شود؛ بنابراین بخشی از کارهایی که به مصوبه دولت و مجلس و نهادهای بالا دست ارتباط دارد مقداری زمانبر است.
اتفاقی که در مهر ۹۴ افتاد این بود که فاز اول رتبه بندی در غالب افزایش پرداختیها اتفاق افتاد، اما ادامه این موضوع در ارتباط با تکمیل آن مقداری به تعویق افتاد. امروز که ما در حال گفت و گو هستیم، نزدیک به سه هفته است که وزارت آموزش و پرورش در اوایل مهرماه و اواخر شهریور ماه لایحه رتبهبندی معلمان را با این نگاه که معلم کارمند نیست، برای دولت فرستاده است. این امر که معلم کارمند نیست باید مورد پذیرش دولت و سازمان امور استخدامی و سازمان برنامه و بودجه و مجلس قرار بگیرد تا مبنای تغییرات اساسی در نگاه و چارچوب استخدامی معلمان قرار بگیرد. پذیرش این موضوع میتواند یک اتفاق مهمی را در سطح کشور برای معلمان فراهم کند.
دیدارنیوز: یعنی شما میگویید بخشهایی که مربوط به خود آموزش و پرورش است خوب پیش میرود و شما به عنوان شخصی که در سیستم هستید این مسیر را تأیید میکنید و بخشهایی که به سازمانها و نهادهای دیگر ارتباط دارد با کندی مواجه شده است؟
مددی: علت این است که آن سازمانها و نهادها به طور جدی آموزش و پرورش را در سند تحول یاری نمیکنند و این امر را تکلیف قانونی خود نمیدانند. یکی از طرحهایی که در حال پیگیری آن هستیم، سهم دستگاههای مختلف در رابطه با اجرای راهکار سند تحول را احصاء کردیم و از طریق شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی آموزش و پرورش و دولت پیگیر هستیم که وظایف دستگاههای دیگر نسبت به سند تحول مصوب شود و دستگاهها ملزم به یاری آموزش و پرورش شوند. همه آنچه که به عنوان راهکارهای سند تحول است بخشی از آن به تنهایی از عهده آموزش و پرورش برنمیآید. این امر هم منطق دارد. نیروهای تربیت شده در آموزش و پرورش را نهادهای دیگر مصرف میکنند پس باید نهادهای دیگر در آموزش و پرورش سرمایهگذاری کنند تا خروجی آموزش و پرورش نیروهایی باشند که به درد آن نهادها بخورند. اجرای سند تحول اگر به اولویت اول کشور تبدیل شود و با وجود نقشه راه که سند تحول است و حمایتهای رهبری، با کمک نهادهای دیگر پربازده میشود. منظور از کمک بقیه دستگاهها کمک مالی نیست و در بخشهای دیگری هم نیاز به کمک داریم. مثلاً ما به کمک وزارت بهداشت به شدت نیازمندیم. به همکاری وزارت صنعت و معدن در بحث هنرستانها به شدت نیازمندیم. وزارت ارشاد و سازمانهای مختلف ریاست جمهوری هم باید کمک کنند. البته این همکاریها امروزه وجود دارد و ما حداقل با ۲۰ سازمان و نهاد خارج از آموزش و پرورش در غالب تفاهمنامه همکاری میکنیم.
یکی از سیاستهای جدی دولت تدبیر و امید در دولت یازدهم توسعه مشارکت بود. ما از طریق انعقاد تفاهمنامه با سازمانهای مختلف از خدمات آنان استفاده میکنیم، اما این امر قانونمند و الزامآور نیست و هر دستگاه به فراخور حال خود این کمک را ارائه میدهد. مثلاً معاونت علمی-فناوری ریاست جمهوری در بحث سمپادها و المپیادها به آموزش و پرورش کمک میکند. وزارت بهداشت نیز کمک میکند و وزارت ارشاد نیز این همکاریها را با حوزه پرورشی دارد. اما دستورالعمل خاصی برای هر وزارتخانه در ارتباط با وظایفش نسبت به سند تحول وجود ندارد. مثلاً در سند تحول تأکید کرده که مدرسه کانون تربیتی محله است و این رویکرد نظام است و مربوط به آموزش و پرورش هم نیست. حال اگر مدرسه کانون تربیتی محله است پس باید روابط مدرسه با نهادهای محله توسعه یابد. مثلاً شهرداری باید مدارس را به شدت حمایت کنند و به جای پراکنده کردن امکانات خود در جاهای مختلف، مدارس را حمایت کند تا در اختیار اهالی محل قرار بگیرد. چرا باید ساعت ۲ عصر درب مدارس تا صبح فردا بسته شود؟ چرا بچههای محل نتوانند از مدارس استفاده کنند؟ این نگاه سند تحول است که نیاز به همکاری شهرداری و نهادهای محلی و کانونهای محلی دارد.
دیدارنیوز: همه میدانیم که آموزش و پرورش به تنهایی نمیتواند و باید یک عزم ملی و یک نگاه حاکمیتی وجود داشته باشد و یک سری ساز و کار قانونی برای آن فراهم شود، اما در عمل باید چه کاری صورت بگیرد؟
مددی: نگاه سند به مدرسه با آن چیزی که مردم به نام مدرسه میشناسند متفاوت است و نیازمند فرهنگسازی است. الان نگاه مردم به مدرسه اینگونه است که بچهها چند ساعتی در مدرسه یک سری دروس را آموزش میبینند و پس از اتمام به خانه میروند و تست بزنند و کنکور بدهند که این امر در متوسطه اول و متوسطه دوم و متاسفانه در ابتدایی نیز وجود دارد. در یک سال گذشته سیاست وزارت آموزش و پرورش بر این است که این آزمونها را در دوره ابتدایی کاهش دهد و ورود کتب کمک آموزشی به دوره ابتدایی و دورههای را تحصیلی به طور جد متوقف کند، زیرا برنامه درسی که آموزش و پرورش تولید میکند کفایت لازم را میکند. بیشتر مردم بر این باورند که با وجود برنامه درسی موجود، کتب آموزش و پرورش نیازهای بچهها را تأمین نمیکند در صورتی که اینگونه نیست؛ که این مساله آسیب شناسی خود را میطلبد.
اولین قدم این است که باید نوع نگاه به مدرسه عوض شود. اگر طبق چیزی که در سند در مورد ویژگیهای مدرسه گفته شده، این باور اولاً در مدیران و معلمان و اولیا و دانشآموزان و اهالی هر محل و نهادها شکل بگیرد چه اتفاقات تحولی خوبی رخ میدهد. طبق سند تحول مدرسه کانون اصلی تربیتی محله است و مدرسه نقطه اتکای دولت و ملت است. منظور از دولت در اینجا حاکمیت است نه قوه مجریه. یعنی سطح تماس حاکمیت با مردم از طریق مدرسه است و یک شأنی برای مدرسه قائل شده. در سند ذکر شده که مدرسه عامل اصلی توسعه و پیشرفت کشور است. راه توسعه و پیشرفت کشور از مدرسه و کلاسهای درس میگذرد. سند تحول با این تعاریف یک مأموریتهای جدیدی به مدرسه داده و یک لباس و شخصیت جدیدی برای مدرسه ایجاد کرده. هنوز این شخصیت و مأموریت مدرسه براساس سند تحول به خوبی در جامعه جا نیافتاده.
یکی از مأموریتهای مدرسه این است که مدرسه باید شش نوع تعلیم و تربیت را پاسخگو باشد، اما امروز مدرسه فقط به یک نوع تعلیم و تربیت پاسخگو است و خرداد ماه که پایان امتحانات است یک سری دروس و نمره به بچهها ارائه میشود. کمتر والدین و فرزندان از مدیر و معلمان در مورد مسائل زیستی و بدنی و هنری و فرهنگی و اقتصادی سؤال میکنند و این باور را ندارند که در مدرسه باید چنین اتفاقاتی رخ دهد. ما باید تلاش کنیم که مأموریت و جایگاه و وظایف جدیدی که سند برای مدرسه تعیین کرده ابتدا درون آموزش و پرورش جا بیندازیم. اشکالی که در آموزش و پرورش وجود دارد این است که نظام اجرایی آموزش و پرورش یعنی سطوح منطقهای و استانی و کشوری که ستاد است بسیار قدرتمند شدهاند، و همین نظام اجرایی بخشی از نقش مدرسهها را ضعیف کرده است.
دیدارنیوز: یعنی شما عدم اجرا و کندی را بیشتر در مشکلات فرهنگی میبینید؟
مددی: آموزش و پرورش یک دستگاه به شدت تمرکزگرا است. باید فرهنگ آموزش و پرورش تغییر پیدا کند تا این تمرکزگرایی کاهش یابد. مدرسهمحوری را شما از زبان همه وزرا میشنوید. مدرسهمحوری به این معنا است که مدرسه دارای اقتدار، امکانات، قدرت تصمیمگیری و قدرت برنامهریزی باشد. ادارات آموزش و پرورش نباید زیاد در امر مدرسه دخالت کنند. متاسفانه امروزه ما به مدارس کمتر میدان میدهیم و این خود باعث شده که مدارس نتوانند بالندگی داشته باشند. هر میزان که به مدارس میدان رشد دهیم سند تحول بهتر اتفاق میافتد. سند تحول باید در مدارس اتفاق بیفتد. حوزههای ستادی استانها و مناطق، نقش سیاستگذاری و حمایت و نظارت و پشتیبانی را دارند. الان در ستاد اجرایی وزارت آموزش و پرورش کار اجرایی زیاد است که باید کاهش یابد. همه این مواردی که گفته شد در برنامههای سنواتی سال ۹۷ که در خرداد ابلاغ شده، ذکر شده. اگر به دنبال سعادت و خوشبختی جامعه هستیم باید همه در خدمت مدارس باشیم تا مدارس بتوانند وظیفه تعلیم و تربیت را به خوبی انجام دهند. ایران کشوری است که فرهنگهای مختلفی در آن است بنابراین باید اجازه دهیم که هر شخص متناسب با شرایط فرهنگی خود و البته ذیل سیاستهای کلان قدم بردارد. سیاستگذاری امری حاکمیتی است، اما تصمیمیگیری باید در اختیار مدرسه قرار گیرد.
دیدارنیوز: مشکل کار اینجا است که این نگاه و دخالت آموزش و پرورش به قدری زیاد است که به تصدیگری تبدیل شده. بخشنامههای زیاد، عدم اعتماد به معلمان و کارهایی که در حوزه مدیران صورت گرفته حاکی از این تصدیگری است.
مددی: ما نمیتوانیم با ساختار و اندیشههای دیروز سند تحول را اجرا کنیم. سند تحول برای تغییر اندیشههای ما شکل گرفته. نگاه سند به مدرسه خیلی متفاوت از آن چیزی است که امروز در مدرسه وجود دارد. ابتدا باید تحول اندیشه در سیاستگذاران و مدیران و کارشناسان و برنامهریزان وزارت آموزش و پرورش صورت بگیرد و سپس این تغییر نگاه در بیرون انجام شود. در طول چند سال گذشته از دو حوزه غفلت کردیم که در حال حاضر به شدت تلاش میکنیم که این نقص را برطرف کنیم و جزء سیاستهای آموزش و پرورزش است. این دو حوزه این است که ابتدا اولیا را کمتر درگیر مقوله تحول کردیم. یکی از ذی نفعان اصلی اولیا هستند و ما نمیتوانیم بدون مشارکت اولیا کاری از پیش ببریم. به خصوص در این چند ماه اخیر نگاه وزارتخانه به سمت افزایش تعامل با اولیا است. باید به اولیا اطلاعرسانی شود و اولیا درگیر شوند و برنامههای آموزشی برای اولیا پیشبینی شود. اعضای انجمن اولیا و مربیان مدارس باید از این امر تحولی حمایت کنند در غیر این صورت نمیتوان سند تحول را اجرا کرد.
یکی از غفلتهای دیگر ما این بود که دانشآموزان را در امر تحول کمتر جدی گرفتیم. موضوع اصلی تربیت دانشآموزان هستند و تغییر جهت بدون خواست آنها امکانپذیر نیست. در این راستا جزء دستور کار ما است که تشکلهای دانشآموزی و شوراهای دانشآموزی مدرسه را پر رنگتر کنیم. در مهر امسال نهمین دوره نشست مجلس دانشآموزی را داشتیم. یکی از دستور جلسات این مجلس بحث همراهی و چگونگی مشارکت دانشآموزان در امر تحول است که این امر را در دستور کار قرار دادیم. یک کمیسیون ویژه مجلس دانشآموزی برای سند تحول تشکیل داده است. ما انجمن اسلامی و بسیج دانشآموزی و شوراها را داریم و نمیتوان یک راهی بدون خواست بچهها طی شود. تربیت بر اساس سند تحول مبتنی بر آگاهی و اختیار است و ما تربیت اجباری نداریم به همین خاطر باید دانشآموزان متقاعد شوند تا بتوانند این مسیر را طی کنند. دانشآموز باید متقاعد شود هنگامی که وارد مدرسه میشود شش نوع تعلیم و تربیت را مطالبه کند. مدیر مدرسه باید خود را موظف بداند که شش نوع تعلیم و تربیت را ارائه دهد. به طور کلی ذهنیت مدیر و معلم و اولیا و دانشآموزان باید به سمتی رود که در مسیر رسیدن به هدف، هماهنگی ایجاد شود. در برنامههای سال ۹۷ این مورد ذکر و ابلاغ شده که برای همه اعضای انجمن اولیا و مربیان در سراسر کشور، یک دوره آموزشی برای آشنایی با اصلیترین مباحث سند تحول برگزار شود. هدف در این دوره آموزشی این است که ابتدا اولیا با حقوق و وظایف خود در تربیت رسمی آشنا شوند و اولیا حق نظارت و دخالت و مشارکت در تعلیم و تربیت را دارند.
در طول تابستان ۹۷ یک دوره آموزشی تبیین سند تحول برای مدرسین آموزش خانواده برگزار کردیم. ابتدا باید پیامهای تحولی شناخته شود. سند تحول حرف و مضمونی است که ابتدا باید افکار را تغییر دهد. یکی از مهمترین تغییرات سند این است که تربیت تکبعدی نباشد بلکه همهجانبه باشد. تربیت تکبعدی همان تربیتی است که امروزه در اغلب مدارس رخ میدهد. باید این مفهوم که تربیت همهجانبه نیاز است جا بیافتد. منظور از همهجانبه بودن تربیت زیستی-بدنی، اجتماعی-سیاسی، زیباییشناسی-هنری، اقتصادی-حرفهای و اعتقادی- اخلاقی است. مدرسه باید بپذیرد که باید این خدمات را ارائه دهد. تا زمانی که تعلیم و تربیت همهجانبه را نپذیریم اولیا و حکومت دو مسیر جداگانه طی میکنند که در نتیجه فصل مشترکشان کم میشود و همراهی اتفاق نمیافتد. تغییر نگرش و بینش جزء زیربناییترین مباحث است.
من باید اذعان کنم که آنگونه که شایسته است نتوانستیم این مفاهیم تحولی را در بدنه آموزش و پرورش به خوبی نشر دهیم. الان یکی از سیاستهای جدی ما بحث تبیین سند تحول در بخشهای مختلف مانند برگزاری دورههای آموزشی برای مدیران و برگزاری کارگاهها و تربیت مدرس و بسیج کردن نیروها است. اجرای سند تحول بستر فرهنگی و اجتماعی میخواهد. همه گمان میکنند که اجرای سند تحول پول و امکانات میخواهد. البته نیاز به پول و امکانات دارد، اما قبل از این موارد باید بستر فرهنگی و اجتماعی آن فراهم شود.
دیدارنیوز: ارزیابی از سند چگونه باید انجام میشود؟ آیا ساز و کار و یا شاخصهای معینی برای ارزیابی سند وجود دارد؟ همانطور که در سند ذکر شده باید هر ۵ سال یک بار سند ارزیابی و اصلاح شود. در این مورد مقداری توضیح دهید.
مددی: یک بخش مربوط به ارزیابی سند است که در فصل هشتم در نحوه ترمیم گفته شده که هر پنج سال یک بار خود سند تحول قابل بازنگری است. پس بخشی از ارزیابی مربوط به بازبینی و اصلاح خود راهکارها است. بخش دیگر مربوط به شاخصهای ارزیابی اجرای سند است. اجرای سند با چند دسته شاخص قابل ارزیابی است. در فصل هشتم سند تحول گفته شده که شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان شورای سیاستگذار و ناظر راهبردی است. به عبارت دیگر نظارت و ارزیابی راهبردی بر سند بر عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی است. شورای عالی انقلاب فرهنگی باید ارزیابی کند که وزارت آموزش و پرورش بعد از چند سال چه اقدامات و جهتگیریهایی در راستای سند داشته است. معیار شورای عالی انقلاب فرهنگی چرخشهای تحولآفرین است. در مبانی نظری سند تحول ده چرخش کلان وجود دارد و در مورد هر کدام از زیر نظامها تعدادی چرخش گفته شده. منظور از چرخش تغییرات اساسی است که باید اتفاق افتد.
شورای عالی انقلاب فرهنگی باید نظارت و ارزیابی کلان را بر مبنای چرخشها انجام دهد. مثلاً یکی از چرخشها این است که آموزش و پرورش در نظام راهبری و مدیریت پس از کاهش تمرکز به سمت مشارکت حرکت کند؛ و باید این ارزیابی صورت بگیرد که تمرکز آموزش و پرورش در سال ۹۰ بر روی چه چیزی بوده و در سال ۱۴۰۰ تمرکز چگونه است و بررسی شود که در این ده سال بر اساس سند این تمرکز کاهش یافته یا نه و یا چگونه است.
یک مورد دیگر اینکه آموزش و پرورش باید از نهاد آموزشی به سمت نهاد فرهنگی و اجتماعی و مولد سرمایه انسانی حرکت کند به این معنا که نهاد آموزشی بر تربیت تک بعدی تأکید دارد که همان تربیت علمی و فناوری است و باید به سمت کارکردهای فرهنگی و اجتماعی آموزش و پرورش حرکت کند. در فصل هشتم مرحله بعدی را بر عهده شورای عالی آموزش و پرورش قرار داده که نظارت برنامهای کند. یعنی شورای عالی آموزش و پرورش بر اجرای برنامهها نظارت کند که آیا برنامههای تصویبی در آموزش و پرورش اجرا شده است یا نه. وزارت آموزش و پرورش که خود مجری برنامهها است، باید به شکل عملیاتی برنامههایی را که طراحی کرده، تکتک برنامههای عملیاتی خود را جمعآوری کند و پس از جمعبندی برآیند دادهها را منعکس کند. از یک سال قبل تا کنون یک سامانه پایش و رصد سند تحول را در وزارتخانه راهاندازی کردیم که تا به حال سه مرحله نتایج برنامهها و اقدامات را متناسب با راهکارهای سند تحول با روش خودارزیابی و خرد جمعی ارزیابی کردیم و الان این ارزیابی را در اختیار داریم و میدانیم که کدام راهکارها را خوب انجام دادیم و در کدام راهکارها عقب هستیم.
دیدارنیوز: ارزیابیها شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی آموزش و پرورش چه چیزی را از سند میگوید؟
مددی: شورای عالی انقلاب فرهنگی تا به حال ارزیابی منسجمی از عملکرد آموزش و پرورش نسبت به سند تحول بر اساس چرخشهای کلان نداشته. در دو سال گذشته وزارت آموزش و پرورش و شورای عالی آموزش و پرورش و شورای عالی انقلاب فرهنگی الگوی کلان نظارت و ارزیابی را طراحی کردند و بین دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی و دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش و در چارچوب و مدل نظارتی توافق حاصل شده و سپس ابزار آن نیز فراهم شده است. البته آموزش و پرورش گزارشهای سالانه را در اختیار شورای عالی آموزش و پرورش در قالب میزان پیشرفت برنامهها ارائه میدهد.
در بحث اثر بخشی این برنامهها در مدرسه باید گفت که این اثر بخشی نیازمند طرحهای مطالعاتی است و امروز در زیر نظام پژوهش و ارزشیابی که تصویب شده، این شاخصها پیشبینی شده که ارزشیابی بیرونی و درونی صورت گیرد تا مشخص شود که برنامههایی که در این پنج سال صورت گرفته اثر بخشی لازم را داشته یا نه. البته ما در طول ۴ سال گذشته با ۲۴ شاخص کمی عملکرد آموزش و پرورش را ارزشیابی کردیم، اما هنوز نتوانستیم با شاخصهای کیفی عملکرد آموزش و پرورش را ارزیابی کنیم. چارچوب تدوین این برنامه و مدلهایی که گفته شد راه را برای نظارت و ارزشیابی فراهم میکند.
دیدارنیوز: لطفاً سؤال آخر را به عنوان یک معلم به من پاسخ دهید نه کسی که مسئولیت اجرایی دارد. آیا این سند قابلیت دارد که دردهای نظام آموزشی ما و جامعه را کمی به سمت بهبودی سوق دهد و چه کارهایی باید انجام شود که این اتفاق رخ دهد؟
مددی: سند به طوری تنظیم شده که به دردهای آموزش و پرورش بپردازد. هنگام تدوین سند آسیبشناسی جدی صورت گرفته و دردهای آموزش و پرورش شناسایی شده. چرخشهای ذکر شده بیانگر ۴۵ یا ۴۴ درد مهم و مزمن آموزش و پرورش است. سند برای رسیدگی به دردها است. پس از شناسایی دردها، راهحل این دردها سند تحول است. راهحلهای سند کاملا پاسخگوی دردهای آموزش و پرورش است.
برای مثال یک درد آموزش و پرورش تکبعدی بودن آن است که سند میگوید باید به چند بعدی تبدیل شود. اینکه در مدرسه فقط تأکید بر تربیت علمی شود و از سایر جنبههای تربیت غافل شود که امروز در مدارس ما اینگونه است درد دیگری است. متمرکز بودن نظام آموزشی یک درد است. کم بودن اختیارات مدارس یک درد است. برنامه آموزش و پرورش و مدارس در تولید محتوای برنامه درسی باید کاربردی باشد و به گونهای نباشد که دانشآموز درس را بخواند و حفظ کند و پس از امتحان برای او کاربردی نداشته باشد. باید در مدارس مهارتهای زندگی آموزش داده شود. در سند تأکید شده که هر دانشآموز در طول دوران تحصیل حداقل یک مهارت را به اندازهای فرا گیرد که در صورت عدم ادامه تحصیل بتواند با آن مهارت شاغل شود. تأکید سند بر تربیت اقتصادی و حرفهای یکی از راهحلهای دردهای ما است. دانشآموز باید با پول و اقتصاد و تولید و توزیع و مصرف آشنا و روش کار را بلد باشد. ما برای کل کشور یک محتوای واحد ارائه میدهیم که این غلط است؛ و مقتضیات محلی باید در تولید محتوا اعمال شود که رویکرد سند این است که باید سیاست چند تألیفی در پیش بگیریم. سند میگوید دانشآموزان نباید در مدرسه منفعل باشند و باید در همه شرایط به آنها میدان داده شود و بچهها خود در تربیت نقشآفرین باشند و روشهای مدیریت مدارس باید تغییر پیدا کند. نباید دست و پای دانشآموز را در مدرسه ببندیم و او را مجبور کنیم که یک مسیر را طی کند. سند بر روشهای خلاق تأکید میکند؛ بنابراین در رابطه با محتوا و دانشآموز و معلم و فضا و اولیا و قوانین باید جذابیت وجود داشته باشد.
آقای وزیر در مصاحبه اخیرشان گفتند که مدارس ما مانند پادگان هستند. باید کاری کنیم که مدارس برای دانشآموزان جذاب باشد. بخشی از این جذابیت فیزیکی است و بخش دیگر آن روابط انسانی خوب است؛ بنابراین دقیقاً سند بر اساس روشهایی که روشمند شناسایی شده، راهحل و درمان ارائه کرده است. کسانی که میگویند سند قابل اجرا نیست، سند را نمیشناسند. من به عنوان کسی که هشت سال است که درگیر اجرای سند هستم و دهها جلسه با مدیران داشتم، این را میگویم.
هنگامی که پیامهای سند را به زبان ساده برای مدیر توضیح میدهیم، خود مدیر جهت را پیدا و خودش مسیر را طی میکند. یکی از مشکلات سند هم عدم تبیین آن است. برخی میگویند چرا سند آرمانی نوشته شده است. سند تحول باید آرمانی و شوق انگیز باشد. این سند برای سیاستگذاران و مدیران ارشد و تصمیمگیران نوشته شده. این سند باید سبک و مناسبسازی میشد. آن پیامهایی که به گوش معلم و اولیا و مدیر میرسید. آموزش و پرورش نتوانسته این کار را انجام دهد. این سند با نگاه فلسفی است و بسیاری از معلمان با علوم انسانی آشنایی ندارند و کسی نمیگوید که این سند را مدیران بخوانند بلکه آموزش و پرورش باید با مناسبسازی آن را تبیین کند. مناسبسازی و منطبق کردن ادبیات سند متناسب با مدرسه و معلمین و اولیا کاری است که باید به آن توجه بیشتری صورت بگیرد. سند باید با نگاه فلسفی نوشته میشد و ضعف آن هم اسناد واسطی است که کمتر تولید شده که البته از طریق دورههای آموزشی این موضوع قابل حل است.
بخوانید: قسمت اول گفتگوی دیدارنیوز با رضا مددی / سند تحول بنیادین از تدوین تا اجرا