
امروز ششمین روز ماه محرم است، محرمی که با شهادت امام حسین (ع) رنگ خون به خود گرفت و سرخی آن تاریخ اسلام را متاثر نمود. دیدار به مناسبت این ایام سلسله مطالب حسین جعفری را منتشر میکند.
دیدارنیوز ـ حسین جعفری*: گفته می شود امام حسین با عدم بیعت با یزید و با ایستادگی بر این موضع حتی به قیمت در آغوش گرفتن مرگ، از انحرافی بزرگ در اسلام جلوگیری کرد. با این مقدمات و با توجه به اینکه ادعا می شود با حرکت امام حسین؛ کاخ های ستم نابود، اسلام بیمه و از انحرافی عظیم در اسلام جلوگیری شده؛ سوال مقدر عینی این است:
آن انحراف بزرگ چه بود و نتیجه عینی جلوگیری از آن انحراف عظیم چه شد؟
به عبارت دیگر امام حسین جلوی چه چیزی را گرفت و در عمل و عرصه اجتماع به چه رسید و چه دستاوردی داشت؟
آیا نحوه انتخاب خلیفه را درست کرد؟ آیا آنچه بعدها محقق شد از سقوط بنی سفیان و کسب قدرت بنی مروان گرفته تا در سالهای بعد و به قدرت رسیدن خلفای عباسی، همان نتیجه مطلوب اقدام امام حسین برای بر گرداندن حق اهل بیت بود؟
آیا با شهادت الویت امام معصوم در تبیین و تفسیر دین (و اینکه تبیین و تفسیر معارف دینی حق انحصاری امامان است) را نهادینه و جا انداخت؟ آیا تنها از همین طریق می شد این مرجعیت را تثبیت کرد؟
کدام کاخ ستم ویران شد و به جایش کاخ عدالت بنا نهاده شد، در حالی که میدانیم کاخ ستم بعدی بزرگتر بود! (بنیامیه حدود ۹۱ سال بعنوان خلیفه و جانشین رسول خدا حکومت کرده و بیش از ۷۰ سال از این مدت بعد از شهادت امام حسین بوده و خلفای بعد بنیامیه هم از بنیمروان بوده اند که در وحشیگری و فساد و ... دست کمی از بنیامیه نداشته اند!)
به راستی نتیجه شهادت در عرصه عینی اجتماع چه بود؟
۱- می گویند امام حسین (ع) اسوه در اخلاق و یگانه مرجع بی نقصِ در تبیین و تفسیر دین است؛ پس حتماً به هدفش رسیده!! اما این پاسخ تخصصاً خارج از سوالی است که مطرح گردید.
۲- به این هم کاری نداریم که فرق بسیاری است میان خط قرمزِ "عدم بیعت با یزید" با اینکه هدف امام حسین را قیام بر علیه یزید به هر ترتیب و قیمت اعلام کنیم. و به دلیل همین تمایز است که امام پس اطلاع از رویگردانی مردم کوفه، صراحتاً قصد عدم مقابله با یزید را اعلام کرده و قصد برگشتن حتی به مناطقی از غیر مکه و مدینه می کند و اگر یزیدیان به همین قانع بودند، امام حسین نیز تلاشی برای درگیری نمی داشت.
۳-به نظر مهمترین نتیجه فوری و عینی ایستادگی فردی چون حسین بن علی در برابر بیعت اجباری با فردی چون یزید و قبول همه مخاطرات مقاومت و پذیرش شهادت برای تن ندادن به ننگ و عارِ مشروعیت بخشی به یزید؛ آن بود که همه بدانند، "حاکم و مبسوط الید بودن و یا ولی امر مسلمین شدن و قدرت مطلقه داشتن؛ دلیلی بر حق بودن و اطاعت نیست و همگان می باید اعمال و رفتار حاکم و و لی امر مسلمین را نیز با " حق"بسنجند و اگر تخطی از حق دارد در برابرش بایستند!
مهمترین، اصلی ترین و فوری ترین نتیجه شهادت امام حسین، تقدس زدایی از حاکمیتِ مدعی دین و شرع و اثبات حقِ نظارت مردمی بر قدرت مطلقه حاکم است.
به باور من، نتیجه عملی، عینی و فوری شهادت امام این بود که در همان روزهای نخست شهادت و در کاخ کوفه و پس از آن در کاخ یزید و سپس در مکه و مدینه، شمشیر انتقاد بر قدرت مطلقه حاکم مدعی جانشینی خدا، کشیده شد و تقدس دینی حاکم زدوده شد. از آن پس دیگر کسی نمی تواند ظلم ها و اعمال مستبدانه خود را با توجیهات دینی رنگ تقدس بخشد و از مردم اطاعت مطلق بخواهد و خود را نماینده خدا معرفی نماید.
به باور من اگر ایستادگی و تبیین عملی دستورات اجتماعی دین توسط سالار شهیدان نبود امروز ما نیز همانند برخی از مسلمین، تفسیرمان از اولی الامر آن بود که هر که از هر طریق ( ولو با جور و ستم و با قهر و اجبار) مبسوط الید می شود و نام ولی امر می گیرد را واجب الاطاعه می دانستیم و حکمش را حکم خدا تلقی می کردیم حتی اگر ظالمی باشد در لباس فقاهت و تدین! و دین را ملعبه و ابزار حفظ قدرت خود کرده باشد!
کار بزرگ و اثر شهادت امام حسین آن است که کسی نمی تواند برای خود قدرت مطلقه قائل شود چون برای خود سمتِ نمایندگیِ خدا و ائمه قائل است!!
روشن است که نتیجه عملی ِ تفکری که اطاعت از ولی امر را در هر شرایطی واجب می داند آن است که هم حسین را به دلیلِ خروج بر ولی امر مسلمین به شهادت می رسانند و همزمان او را مقتولِ مظلوم هم می دانند و تناقضی هم در این رفتار عجیب نمی بینند، آنگونه که وقتی حجر بن عدی توسط معاویه به شهادت می رسد بر سنگ مزارش می نویسند:
"هذا ضريح الصحابي الجليل حجر بن عدي رضي الله عنه. قتله ظلما و عدوانا سيدنا و مولانا اميرالمومنين معاويه رضي الله عنه- این ضریح صحابی جلیل القدر حجر بن عدی (رضي الله عنه) که به دست آقا و مولایمان معاویه (رضي الله عنه) عدواناً به قتل رسید!
اگر رشادت و شهادت امام حسین نبود چه بسا امروز به جای آنکه همه ی فرق اسلامی از ظلم و تعدی و فسق یزیدیان بنویسند، بر قبر سبط اصغر رسول خدا همان می خواندیم که بر قبر حجر بن عدی نوشتند: هذا ضريح السبط الاصغر و قره عین الرسول حسین بن علی رضي الله عنه. قتله ظلما و جورا و عدوانا سيدنا و مولانا اميرالمومنين یزید رضي الله عنه!!
*پژوهشگر دینی