
در هفته گذشته اتفاقات بسیاری متناسب با فصل گرما و تابستان در مملکت رخ داد که عوامالملک را برآن داشت روزنگاریهای متنوعی از خواصالدولهها و خواصالملهها تا منع ورود سگ به پارکها داشته باشد.
دیدارنیوز ـ عوامالملک:
جمعه ۳۱ تیر ۱۴۰۱
فیلم بازدید عزت از مجسمه هرکول در کرمانشاه را دیدم. توضیحات جالبی داد. در تمام این سالها کسانی که دنبال تحریف تاریخ هستند گفته بودند این مجسمه مربوط به دوران اشکانیان است. عزت برای اولین بار اعلام کرد که این مجسمه را اسکندر وقتی ساخته که به کرمانشاه آمده و دیده همه پهلوان هستند. چه خوب است که خواصالدوله امور تاریخی و گردشگری اینقدر به تاریخ مسلط است. تا حالا همه کسانی که این مجسمه را دیده بودند به اندازه صد و پنجاه سال در مورد تاریخ اشتباه فکر میکردند. صحبتهای ابراهیم در اراک را هم دیدم. یکی از شخصیتهای یزد را در لحظه، اراکی کرد. در عصر ابراهیم همه ابهامات و اشتباهات تاریخی در حال رفع شدن هستند. حمید، از خواص تجار قم اعلام کرد پوشیدن تیشرت برای فروشندگان این شهر ممنوع است. دستور اصولی و مهمیست. فضای قم شایسته و اصیل میشود. خبر افزایش قیمت عنبر نسارا را خواندم. کیلویی ۸۰ هزار تومان. خوب است. رشد قیمتها باید متوازن و هماهنگ باشد. حالا دیگر هویج و چلغوز و تخم مرغ و همه صدها عنوان آن چهار قلم کالایی که گران شده احساس تنهایی نخواهند کرد. بوی عنبر نسارا هم با خودش آمد.
صحبتهای راهبردی وحید که در دوره حسن در تلویزیون بود ولی در عصر ابراهیم به خاطر شایستگیهایش تبدیل به یکی از خواصالدولهها شده را درباره حجاب شنیدم. کسی که امروز روسری بر سر چوب میزند فردا چیزهای جاهای دیگرش را سر چوب خواهد زد. خطر اصلی آنجاست. چیزهایی هم در مورد قطار و لکوموتیوش گفت. فهمیدم که به خاطر حفظ لکوموتیو نباید نگران چیزهای دیگر بود. مهم این است که لکوموتیو بماند ولو به قیمت اینکه واگنها و سایر چیزها نباشند. عصر با عوامالنسا برای تزریق یادآور واکسن کووید رفتیم. حتی در مرکز تزریق هم معلوم بود که کووید شکست خورده و تزریقکنندگان ماسک نداشتند. با این حال ما خواستیم به خودمان یادآوری کنیم که در دوره حسن کووید ایجاد شد و حسن و همه خواصالدولهاش منهای بانمکترین عضو خواصالدوله مانع واردات واکسن شدند تا عوام دچار مشکل و بیماری شوند. شب تصاویری از مصاحبه عیسی، خواصالدوله ارتباطات با خبرنگار روس را دیدم. در اتاق دو تن از نسوان روس حاضر بودند. فرد جلوی دوربین حجاب خیلی خوبی داشت و کسی که عقبتر بود متاسفانه هنجارشکنی کرده بود. صحنه عجیبی شکل گرفته بود. به نظرم پوستر عکس را میشود به عنوان تاثیر مثبت همنشینی با خواص ما منتشر کرد. زیر پوستر میشود با اشاره به نفر دوم نوشت "پیش از هدایت و ارشاد" و زیر عکس نفر اول هم نوشت "بعد از هدایت و ارشاد". چه خوب است که خواص ما سعی میکنند بقیه جهان را هم به راه راست هدایت کنند.
شنبه ۱ مرداد ۱۴۰۱
دیشب قبل از خواب صحبتهای عبدالنبی، بزرگوار اهوازی را خواندم. دیروز اینقدر مشغول یادگیری دروس تاریخی از عزت و ابراهیم بودم که فرصت نکردم به بزرگواران شهرهای مختلف توجه کنم. عبدالنبی نصیحت کرد که نباید بهانه اقتصادی مانع فرزندآوری شود و هر خانواده باید حداقل چهار فرزند بیاورد تا خیلی از مشکلات حل شود. دیر شده بود و نتوانستم این سخنان را به عوامالنسا منتقل کنم تا بداند باید برای حل خیلی از مشکلات خیلی تلاش کنیم. حداقل چهار تلاش لازم است. صحبتهای علیاکبر خان ابوالمشاغل را درباره ولادیمیر خواندم. گفت که معلوم است ولادیمیر به معنویت اعتقاد دارد. راست هم میگوید. ما هم با این که عوامیم سالهاست میدانیم ولادیمیر از معتقدترین خواص زنده جهان است. یادداشت روزنامه بودجهبگیر بلدیه درباره چیز عجیب و بیاهمیتی به نام کمپین مخالفت با حجاب اجباری را خواندم. البته برایم سوال شد که چرا از این عبارت استفاده کرد. چون هیچ اجباری در حجاب وجود ندارد و بر عکس همه نسوان ما با میل و رغبت بسیار همان جوری که از ایشان خواسته شده لباس میپوشند. نوشته بود اگر کمپین مخالفت با حجاب اجباری جواب بدهد لابد بعد از آن باید منتظر راه افتادن کمپین مخالفت با دستگیری دزدان و قاتلان باشیم. کاملا صحیح است. احمد، بزرگوار تهرانی هم چند روز پیش گفته بود که این بیحجابها مشکل لقمه دارند و فرزند دزدها هستند. اتفاقا باید همانطور که با دزدها برخورد میشود با بیحجابها هم برخورد کرد. شب صحبتهای یک نفر از نسوان عجیب ایتالیایی را درباره محمود خواندم. گفت که محمود تنها مرد روی زمین است و همانطور که ده سال قبل، وقتی محمود رییس خواصالدوله بود به او ابراز علاقه کرده همچنان عاشق محمود است و میخواهد با او ازدواج کند. اطرافم را با نگرانی نگاه کردم. عوامالنسا خواب بود. به چهره سیلویا خیره شدم. معلوم است محمود خیلی مرد است. گوشی را خاموش کردم و خوابیدم.
یکشنبه ۲ مرداد ۱۴۰۱
صبح علیالطلوع برای تعمیر دندانها رفتم. نصف کار یک دندان را انجام دادم. قبلا با قیمت تعمیر این یک دندان میتوانستم یک ماشین بخرم. چقدر همه چیز فرق کرده است. تقصیر حسن و اسحاق و کروناست. خبر تایید صلاحیت مهدی، رییس سابق فدراسیون فوتبال برای کاندیداتوری در انتخابات رییس جدید فدراسیون را شنیدم. طبیعیست. سابقهدار و مظلوم است. باید هم تایید صلاحیت و حتیالامکان رییس شود. خبر عزل مدیر رابطه با عوام وزارت امور ارتباطات به دست عیسی را شنیدم. حقش بود. وقتی خواص این همه به فکر صیانت از عوام در برابر فضای مجازی و حیوانات هستند عجیب است که مدیر رابطه با عوام یک بخش از خواصالدوله حواسش به صیانت از خواص مربوطه در مقابل عوام نبوده است. قرار نیست پشت پرده جلوی چشم عوام باشد. باید امیدوار بود که درس عبرت شود.
دوشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۱
بخشهایی از قانون حجاب را در روزنامه بودجهبگیر خواندم. مانتوهای کوتاه بالاتر از زانو، مانتوهای خیلی بلند دارای چاک بالاتر از زانو و مانتوهای تنگ و چسبان ممنوع هستند. کمی سردرگم شدم. نفهمیدم که این قانون با مانتو مشکل دارد یا با زانو. چون مانتوهای کوتاه و بلند و تنگ و گشاد همگی ممنوع هستند. اگر هم طول مانتو یا چاکش به زانو ربط پیدا کنند باز هم ممنوع است. شاید بهتر باشد همزمان فکری برای زانو و مانتوی نسوان کرد. بیخود نیست که بعضیها گونی را تجویز میکنند. مدیر همه مطارهای فارس هم گفت که از ورود نسوان بدحجاب به مطارها جلوگیری میشود. کار خوبیست. اما بهتر است از ابتدا از خروج این گونه از نسوان از منزل جلوگیری شود چون از قدیم گفتهاند سر چشمه شاید گرفتن به بیل، چو پر شد نشاید گرفتن به پیل. فیلمی قدیمی از وقتی که علی هنوز رسما از خواص نشده بود و فقط فامیل یکی از خواص به نام غلامعلی بود دیدم. تاکید داشت که سرچ گوگل میتواند منوآل باشد. خیلی خوب است که آدم در اقوامش یک نفر مسوول صیانت از زبان فارسی باشد. سایر زبانهای آدم را تقویت میکند. فیلم ثابت کرد علی با شایستگی آنجایی که هست، نشسته است. تصاویری از یک علی شایسته دیگر دیدم. تا قبل از عصر ابراهیم برای بودجهبگیرها مینوشت. از برکات عصر ابراهیم این است که مدیر نوشابهسازی شده است. احتمالا قرار است به دوران نوشابههای شیشهای برگردیم. پلاستیکی جواب نمیدهد. برای محیط زیست هم بد است. صحبتهای رییس بزرگ کشور عزیز و برادر، چین را خواندم. اعلام کرد اسلام در کشورش باید با اصول حزب کمونیست سازگار شود و جهتگیری چینی داشته باشد. اگر اشتباه نکنم تنها چیزی که چینیاش وجود نداشت همین بود. قاعدتا عیبی ندارد. چین، عزیز ماست. کار بیحکمت نمیکند. ابراهیم از همه دستگاههای مسوول خواست تکالیف قانونی خود را برای تسهیل ازدواج و تشکیل خانواده جوانان اجرا کنند. پیگیری کردم. بعد از حرفهای ابراهیم همه دستگاههای مسوول مخصوص اجرای تکالیف خود شدند. مشکلات به زودی کلا تمام میشوند. خوب شد ابراهیم در این باره تکلیفی نداشت و رفت تا بقیه تکالیفش را انجام بدهد. شب در اخبار دیدم که سعید، مدیر امور کفن و دفن بلدیه تهران، اعلام کرد که ۹۸ سنگ قبر نسوان که تصاویر میت مربوطه به صورت بیحجاب بود جمعآوری شده است. کار بسیار درستی کردهاند. اموات به گناه میافتند. بعضیهایشان هم ممکن است در تشخیص نسوان فوت شده و حوریان سرگردان در محوطه دچار اشتباه شوند و عواقبی برای کلیه اموات داشته باشد
سهشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۱
حرفهای مهم علیرضا، خواصالمله محلات و دلیجان درباره ظرفیت عوام خارج از کشور را خواندم. ظاهرا ۲هزار میلیارد دلار ثروت دارند که از آن استفاده نکردهایم. علیرضا گفت میشود از این دلارها به جای دلارهایی که قرار بود با امضای برجام به داخل کشور بیاید و نیامد استفاده کنیم. فکر بدیعیست. خودکفایی یعنی همین! اصلا فرستادن این تعداد از عوام به خارج از کشور در این سالها با همین هدف بود که در روز مبادا از پولهایشان استفاده کنیم. شاید امروز همان روز مباداست. بخشی از حکم صادره برای یکی از عوامی که بالقوه میتوانست جزو خواص باشد اما در بخش کنترل زبان و قلمش نمره قبولی نگرفت تا در کلاس عوام باقی بماند را خواندم. مطابق متن حکم ظاهرا درباره فردی که رییس قوه "مغننه" بوده مطالبی نوشته است. مصداق نشر اکاذیب بوده چون ما حتی چنین قوهای نداریم که رییسش بخواهد کار اشتباهی کند. ما نهایتا یک محمدباقر داریم که مظلومترین رییس خواصالمله ادوار هست و همین عوام فوقالذکر چیزهایی راجع به سیسمونی نوه نو رسیدهاش نوشت که با اینکه معلوم شد به آن شکل صحت ندارد کسی با او کاری نداشت. عوام باید یاد بگیرند که درباره خواص درست فکر کنند، درست بنویسند و درست حرف بزنند. اگر خودشان یاد نگیرند خواص باید با چوب قانون به ایشان یاد بدهند. وظیفه خواص همین است و لاغیر. اقبال، خواصالمله تهران از درایت خواصالدوله عصر ابراهیم تعریف کرد. گفت قبل از عصر ابراهیم خواصالدوله نسبت به حجاب جهل داشتهاند. حرف درستیست. عصر ابراهیم مثل عصر دانایی و عصر روشنگری در تاریخ کشور جاودانه خواهد شد. همین که اقبال به جای درس دادن مقاومت مصالح و طراحی سازه تصمیم گرفته است از موضع خواصالمله به مسائل زیربنایی عوام بپردازد نشان میدهد دوران جهل خواص نسبت به مشکلات عوام به پایان رسیده است.
متن صحبتهای رستم در تلویزیون بودجهبگیر را خواندم. درباره دستاوردهای بزرگش در این یک سال صحبت کرده بود. خبر نداشتم که ما هواپیماهای کشور دیگر را تعمیر میکنیم. خیلی مهم است. قبل از عصر ابراهیم تعمیرگاه هواپیما نداشتیم و در دوره حسن به خاطر همین به دنبال خرید هواپیماهای نو بودند. اما امروز خودمان میتوانیم حتی هواپیماهای بقیه را تعمیر کنیم و دیگر نیازی به هواپیمای نو هم نخواهیم داشت. این هم یعنی خودکفایی! رستم در ضمن گفت که آرامش را به بازار مسکن برگردانده است. دلیلش هم این بوده که برای افزایش اجارهبها سقف گذاشتهاند. حتی انتخاب عنوان هم هوشمندانه بوده است. برای عوامی که در فکر یک سقف هستند همین تعیین سقف اجارهبها هم آرامشبخش است. همیشه حضور یک رستم در جمع خواص میتواند مفید باشد.
ابراهیم اعلام کرد تحریمها را به رسمیت نمیشناسد و اجازه نداده است تحریمها برای کشور مانعی ایجاد کند. موضع مهمیاست. غربیها باید بفهمند که ما تحریمها را به رسمیت نمیشناسیم ولی آنها اگر دلشان میخواهد بشناسند. به ما ربطی ندارد. واقعا هم تحریمها برای کشور مانعی ایجاد نکرده است. کلا برای خواص ما مانعی وجود ندارد و همین هم مهم است. عوام هم خوب است تا قبل از موانع در یک صف پشت سر خواص بایستند تا شاید زیر سایه آنها به مانع برنخورند. شب فیلم گفتگوی دوستانه و مهربانانه و داوطلبانه دو دختری که چند روز پیش در اتوبوس یکیشان علیه آن یکی جنجال کرد و در پاسخ به نصیحتهای دلسوزانهاش سر و صدا راه انداخت را دیدم. معلوم بود دختر جنجالآفرین آنقدر خجالتزده شده که درخواست کرده بود شطرنجی نشانش بدهند. خوب است که متنبه شده بود. عوام باید با هم مهربان باشند و اکثریت عوام حرفهای آن عده از عوام را که اشبهالناس بالخواص هستند را خوب گوش کنند تا مشکلی برای هیچکسی ایجاد نشود و با خوبی و خوشی کنار هم زندگی کنند. سکانس پایانی این فیلم خیلی تاثیرگذار بود. آن یکی دختر، اجازه داد دختر جنجالآفرین به آغوشش بیاید. دوستی و مهربانی در عصر ابراهیم یعنی همین.
چهارشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۱
امروز آقای سردار تهران بزرگ اعلام کرد عوام اجازه ندارند سگ به داخل پارکها بیاورند و اگر چنین موردی پیش آمد با یک تلفن رسیدگی خواهد شد. صحیح است. سگ خیلی خطرناک است. باید برخورد کرد. اگر امروز اجازه بدهند سگ وارد پارکها بشود لابد فردا مواد مخدر هم به پارکها میآید. یادداشت روزنامه بودجهبگیر درباره تحولات ایجادشده در کشور را خواندم. اینطور که نوشته بدون برجام و FATF هم چرخ سانتریفیوژها میچرخد و هم چرخ کارخانهها و اینها دستاوردهای عصر ابراهیم است. راست هم میگوید. در این یک سال همه چیز خوب شده است. صحبتهای انسیه معاون ابراهیم را خواندم. گفته گشت ارشاد نداریم بلکه پلیس امنیت اخلاقی داریم که باعث میشود نسوان با امنیت تردد کنند و عوام احساس آرامش کنند. خیالم راحت شد. باید قدر زبان فارسی را بدانیم. برای هر موضوعی میتوان از تعداد زیادی کلمه استفاده کرد تا عوام احساس آرامش کنند. محمدباقر اعلام کرد که مشکل کشور پول نیست، عُرضه است. نفهمیدم منظورش چیست. قاعدتا با خودش و بقیه خواص نبود. چون دوره حسن یک سال است تمام شده و الان همه خواص هماهنگ و همعُرضه هستند. به نظرم ما عوام باید با توجه به این تذکر محمدباقر مدتی برویم داخل اتاقهایمان و درها را ببندیم و به کارهای زشت و بیعرضگیهامان فکر کنیم. آخر شب وضع هوا به هم ریخت و رعد و برقهای وحشتناک به وجود آمد. باران شدیدی هم بارید. خیابانها مثل رودخانه شده بود. بین خشکسالی و سیل گیر افتادهایم.
پنجشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۱
صبح آسمان آبی و زمین خشک بود. از اخبار معلوم شد که دیشب در برخی نقاط سیل خسارت و تلفات داشته است. علیرضا با سرعت خود را به محل حادثه رساند و وارد گل و لای شد. خیلی موثر بود. باعث شد اعلام کنند امروز عصر بعضی از پارکهای و تفرجگاههای مناطق کوهستانی تهران تعطیل خواهد بود. باز وضع تهران بهتر از بقیه شهرها و روستاهای دیگر بود. چون آنها رییس بلدیهای مثل علیرضا نداشتند که خودش را در گل بپلکاند. فیلمی از حضور غلامحسین، رییس خواصالرعایا در بوشهر دیدم. از دو نفر از خواصالدولههای بوشهر درباره یک کالای خاص سوال کرد. هر دو نفر همه کارهایشان را خیلی درست و به موقع انجام داده بودند ولی آن کالا ده سال بود که از جایش تکان نخورده بود. غلامحسین تا عصر فرصت داد که آن دو خواصالدوله تکلیف تکان خوردن کالا را مشخص کنند. خبر دیگری ندارم. انشالله که مشخص شده است. صحبتهای محمدرضا، بزرگوار یزدی را خواندم. گفت چطور در فرانسه که نسوان با حجاب را از دانشگاهها بیرون میکنند و میزنند و حتی میکشند اشکالی ندارد اما وقتی ما میگوییم نسوان مو و تنشان را بپوشانند تا عوام احساس آرامش کنند اشکال دارد؟ به فکر فرو رفتم. سند دیگری برای جنایتهای غربیها بود. عیسی اعلام کرد برنامهای دارد که عوام را از فیلترشکنها بینیاز کند. عیسی کلا از روز اول با برنامه آمده است. دستش درد نکند. چقدر هم خوب است که برنامههایش تمام نمیشود. باید برایش نامهای بنویسم و پیشنهاد کنم برنامهای هم تهیه کند که کلا عوام از اینترنت بینیاز شوند. شب در بزرگراههای شمالی تهران تردد کردم. خوشبختانه ورودیهای تفرجگاههای کوهستانی شمال شهر که اعلام شد به خاطر خطر سیل مسدود خواهد شد دارای ترافیک سنگین بود و عوام سعی داشتند خودشان را به محل بروز حادثه برسانند. از قدیم هم گفتهاند عوام خانه به دوش غم سیلاب ندارند و همه چیزمان به همه چیزمان میآید. به خانه که رسیدم باران شدیدی شروع به باریدن کرد. عیبی هم ندارد. ما از این چیزها نمیترسیم.