
تخریب یکی از جاذبههای طبیعی و تاریخی جزیره هرمز در روزهای اخیر و ادامه این روند برای بناهای دیگر تنها این پیام را دارد: «بیتدبیری و بیخیالی وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری».
دیدارنیوزـ نسرین نیکنام: در تمام سالهای گذشته وقتی به سازمان وقت میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری نقدی درباره عملکردش به ویژه در حوزه حفاظت از بناهای تاریخی میشد همه مسئولان یکصدا از نبود بودجه در این بخش گلایه میکردند و معتقد بودند تبدیل سازمان به وزارت میتواند همه این مشکلات را برطرف کند، اما چه اتفاقی افتاد در حال حاضر بیش از دو سال است که میراث فرهنگی نام پر طمطراق وزارت را به دوش میکشد، اما شرایط نه تنها از قبل بهتر نشده بلکه بدتر هم شده و هر روز خبری از تخریب بنای تاریخی و گردشگری منتشر میشود!
مهمترین خبر این روزها تخریب "روزنه" یکی از مهمترین جاذبههای تاریخی و گردشگری جزیره هرمز بود که به دلیل عدم مدیریت مسئولان میراث فرهنگی استان هرمزگان و بی توجهی گردشگران به حضور در این منطقه و کمپ زدن از بین رفت.
البته درباره این اتفاق هم مسوولان آسانترین و دم دستترین نظر را دادند، مقصر عامل انسانی و معتقدند افرادی که بالای این صخره کمپ زده و میخ چادرهای خودشان را در صخره فرو کرده باعث شده اند تا این صخره دیگر تاب نداشته باشد و فرو بریزد.
اما این موضوع را هم نباید فراموش کرد که گردشگری بدون تدبیر و سفرهای مدیریت نشده به جزیره هرمز کم نیست و باید منتظر بود جایی مانند غار رنگین کمان نیز در اثر رفت و آمد گردشگران بی مسئولیت در مسیر تخریب قرار بگیرد.
یکی از کارشناسان زمینشناسی در فضای مجازی نوشت: فرسایش در سواحل صخرهای با یک شکاف شروع و با پیشرفت فرسایش، شکاف به غار و طاق دریایی تبدیل میشود. در نهایت با ریزش سقف و یا دیواره طاق، بسته به اینکه جنس و استحکام سنگها چگونه باشد ممکن است ستون دریایی شکل بگیرد یا نگیرد. در این صورت فقط خرده سنگها دیده میشوند. جنس سنگی طاق دریایی هرمز مارن (سازن مارن میشان) بود که از سازندهای زمین شناسی با استحکام و مقاومت پایین محسوب میشوند.
بیشتر بخوانید: "لطفا دست نزنید" حتی شما آقای ضرغامی!
نزدیکترین اتفاق قبل از ماجرای "روزنه" هرمز، تخریب پل تاریخی سیاهرود رودبار به دلیل برداشت شن و ماسه بود که منجر به گلایه و نگرانی مردم منطقه سیاهرود شد و تا جاییکه پای دادستانی به این ماجرا باز شد و معاون پیشگیری از وقوع جرم دادگستری گیلان با اشاره به اینکه اولویت ایجاد فضای گردشگری در سیاهرود با بومیان منطقه است، گفت: دهیاران روستاهای منطقه سیاهرود با ایجاد شرکت تعاونی، مدیریت سایت گردشگری این منطقه را بر عهده بگیرند.
ماجرای این تخریب مربوط به یک دهه گذشته است یعنی تخریب و صدمه دیدن بخشی از جدارههای این پل تاریخی در سالهای قبل توسط ادوات و ماشینهای برف روبی و حالا تخریب بخشی از پایههای این پل توسط بخش خصوصی قدمت و ارزش این پل تاریخی را از بین برد، به اعتقاد مردم منطقه سیاهرود، این پل جز تاریخ، هویت و شناسنامه این منطقه به شمار میرود و تخریب و آسیب زدن آن با هر عنوانی یک نوع دهنکجی به تاریخ گذشتگان است.
از طرفی دیگر پل تاریخی سیاهرود به عنوان شاهراه مواصلاتی چهار روستای بخش مرکزی شهرستان رودبار بوده و در صورت آسیب دیدن و تخریب، رسماً راه ارتباطی اهالی این روستاها قطع میشود و هزینه هنگفتی برای دولت بر جای خواهد گذاشت و مرمت و بازسازی آن توسط مسببین و همچنین متولیان این اثر ملی مورد تاکید است.
همچنین مدتی است که جریان آب به نقش برجسته دوره ساسانی در شهرستان کازرون فارس نفوذ کرده است و فعالان میراث فرهنگی میگویند اگر این روند ادامه یابد، نقش برجسته محو میشود و جالب است بدانید که منطقه تنگ چوگان در شهرستان کازرون با دارا بودن شش نقش برجسته منحصر به فرد دوران ساسانی و وجود قلعه دختر و همچنین مشرف بودن این تنگه باستانی به مجموعه باستانی بیشاپور، به عنوان یکی از مناطق بسیار مهم تاریخی در ایران محسوب میشود.
اما شواهد نشان میدهد تمامی نقش برجستههای تنگ چوگان با فرسایش و تخریب روبه نابودی هستند و نکته مهم اینکه تا قبل از سال ۴۵ گزارشهای باستان شناسی فقط بیانگر نقش برجسته در چهار ردیف در این منطقه است، اما از سال ۴۵ با انجام مطالعات دقیق یک ردیف نقش برجسته از زیر خاک بیرون آمد که بسیار سالم مانده بودند و میتوان این ادعا را داشت که جالبترین نقوش برجسته بودند، اما حالا نفوذ آب از پشت نقش برجسته روند تخریب این نقوش ارزشمند را سرعت میبخشد و کارشناسان میراث فرهنگی هم میگویند به طور حتم نفوذ آب به نقش برجسته روند تخریب را دو چندان میکند همانگونه که در حال حاضر وضعیت فرسایش آن به نسبت دیگر نقوش بیشتر است.
اگر بخواهیم به تفصیل درباره تخریب همه بناهای تاریخی که در این مدت سهوا و عمدا اتفاق افتاده بنویسیم باید کتاب دیگری مانند شهرزاد قصه گو منتشر کنیم، اما نکته غمانگیز این است که عزتالله ضرغامی علیرغم ارائه یک دفتر صد برگ از برنامههایش به مجلس برای بهبود وضعیت همه حوزههای مدیریتاش، هیچ اقدام قابل توجهی در حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نکرده و اگر کاری هم شده تنها روی کاغذ بوده و خبری از اجرا و اقدام جدی نیست؛ هر چند که حوزه میراث فرهنگی سال هاست مورد بیتوجهی مسئولاناش بوده و هست و خواهد بود و شاید انتظار از وزیر برای بهبود همه این شرایط انتظاری عبث باشد، اما در نهایت همه چشمها به وزیر است تا عزت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را به آن برگرداند.