
دیدارنیوز برای ماه مبارک رمضان، ستون ثابتی به قلم حسین جعفری پژوهشگر حوزه دین تدارک دیده است که به صورت روزانه منتشر میشود.
دیدارنیوز ـ حسینجعفری*: در نگاه بنده، آموزههای اسلام به دو بخش مهم قبل از به قدرت رسیدن پیامبر اسلام در مدینه و بعد ازآن قابل تقسیم است!
اسلامی که در مکه تعریف و تبلیغ میگردد؛ اسلام مکی است و اسلامی که در مدینه به عمل و اجرا گذارده میشود ولو اینکه آیات مربوط به آن در مکه نازل شده باشد؛ اسلام مدنی است.
رابطه این دو اسلام رابطه نظر و عمل است، در اولی اصول نظری اسلام برای مردم تشریح و تبیین میگردد و در دومی، احکام و مقررات عملی اجرای اسلام مکی، تشریع و به صورت قانون در میآید.
آموزههای اسلام مکّی مملو از معارف الهی و اخلاق و تبیین رابطه انسان با خدا و انسانها با طبیعت و همدیگر است و در اسلام مدنی؛ مصادیق عینی آن آموزهها در زمان و مکان خاص (مدینه و نهایتاً حجاز) مورد تشریع قرار میگیرد.
به عنوان مثال در اسلام مکی بارها و بارها از برابری ذاتی انسانها صرف نظر از جنسیت و رنگ و ...، همچنین اهمیت فوق العاده عدالت در زندگی اجتماعی بشر سخن به میان آمده و وقتی پیامبر در مدینه "ناگزیز" به پذیرش زعامت میشود؛ ناچار میشود که با توجه به آن آموزهها نسبت به قوانینی، چون ارث، دیه، ازدواج و ... که در جاهلیت جاری و ساری بوده؛ اعلام نظر نماید و چنین میشود که اذهان مسلمین تشنه آن میشوند که بدانند آیا در مقررات جدید نشانی از برابری انسانها و عدالت وجود دارد؟ آیا پیامبر نسبت به آموزههای اعلامی در مکه (اسلام مکّی) وفادار است؟
در این پروسه! (تاکید میکنم پروسه)، در جامعهای که زنان به هیچ انگاشته میشدند، تعیین ارث و دیه برای زنان (ولو ناهمسان)، ایجاد حق قصاص (ولو با محدودیتهای خاص)، همچنین اعطای حق مالکیت بر اموال و دسترنج برای زنان و نیز محدود کردن مردان در مساله ازدواج و تعدد زوجات) و دادن مهریه فی الجمله مورد استبقال (از جانب زنان) واقع شده و با توجه به وضع سابق، وضع جدید را موافق با اصول کلی اعلام شده در اسلام مکی (برابری انسانها و عدالت) ارزیابی میکنند.
داستان مشارکت و تلاش افکار عمومی مردم برای عادلانه و معقول کردن مقررات دوران جاهلیت و حتی احکام امضایی موضوعی است که بدان اشاره خواهد. اسلاممدنی، یکی از مصادیق قابل تصور اسلام مکی است که متاسفانه با گذشت سالها و قرن ها، بجای تطبیق دادن و به روز شدنش با اسلام مکی، در آن گیر کرده ایم. در واقع اسلام مکی در سایه اسلام مدنی دفن شده است.
آنچه از آیات قران در روز قبل و روزهای بعد برای تدبر بیشتر ارائه میشود، عموماً آیاتی است که محکمات و حدود کلی اسلام مکّی را به تصویر میکشد تا خواننده با تامل در آن بتواند قضاوت بهتری نسبت به اسلام مدنی داشته و آیات و احکام شبیه به هم را در محل واقعی خود بکار برد و از متشابه بودن خارج نماید!
سوره بقره آیه ۱۴۴:
"قدْ نَرَىٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِى ٱلسَّمَآءِ ۖ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةًۭ تَرْضَىٰهَا ۚ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ ۚ وَحَیْثُ مَا کُنتُمْ فَوَلُّوا۟ وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُۥ ۗ وَإِنَّ ٱلَّذِینَ أُوتُوا۟ ٱلْکِتَٰبَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ ۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ "
ما همواره نگرانی صورتت را در آسمان مینگریم، پس تو را بهراستی و درستی به قبلهای که بدان خشنودی بازمیگردانیم. پس روی خود را سوی مسجدالحرام کن؛ و هر جا بودید، روی خود را سوی آن بگردانید؛ و بیگمان، کتاب دادهشدگان نیک میدانند که این (تغییر قبله) بهراستی از جانب پروردگارشان حق است؛ و خدا از آنچه میکنند غافل نیست.
نکات:
۱- یهودیان پس از ورود پیامبر (ص) به مدینه این موضوع را دستاویز خود قرار داده بودند که قبله این "دین جدید" بسوی قبله ماست و مرتباً مسلمانان را سرزنش مى کردند که اینها استقلالى از خود ندارند و قبول قبله ما دلیل بر قبول مذهب ما است! و این باعث دلتنگی و نگرانی پیامبر شده تا اینکه دستور تغییر قبله ابلاغ میگردد.
۲- توجه به شان نزول نشان میدهد اگر سوء استفاده و رندی اهل کتاب مدینه نبود و اگر آنان به محاجات اصلی پیامبر مثل اینکه نامش در تورات و انجیل هست و از آن مهمتر به معارف دین جدید میپرداختند و به این موضوع حاشیهای برای ایجاد جنگ روانی تمسک نمیکردند، چه بسا الان همه مسلمین هم اکنون نیز بسوی بیت المقدس نماز میگذاردند؟!
۳- با توجه به اینکه تعیین قبله و اینکه به کدام سوی نماز گذارده شود هَمّ اصلی و اصیل شارع نبوده و منحصراً در پاسخ به دفع یک تهاجم ناجوانمردانه اهل کتاب صورت گرفته، لذا باید به همین مقدار در خصوص قبله و احکام آن توجه نمود و دانست که ایجاد شاخ و برگهای فراوان و موضوعیت دادن بسیار به این مساله فرعی، از مصادیقِ خارج شدن از متن و پرداختن به حاشیه است.
۴- این آیه یکی از مصادیق مشارکت و نقش افکار عمومی و مردم در اعلام یک حکم است و اینکه چگونه تلقی مردم عصر نزول بر نوع حکم موثر است. گرچه همین حکم دفاعی در مورد قبله (یعنی حکمی در مقام دفاع از یک طعنه صادره شده)، در گذر زمان نقش حمله و هویت زایی و تمایز بخشی را برای مسلمانان ایفا میکند و منشاء بسیاری از غیریت سازیها میشود در حکم اولی نیست.
بدیهی است نمیتوان نقش و جایگاه قبله و به تبع آن بسیاری از احکام ریز و درشت مربوط به آن را بدون درک این زمینه، فهم و مورد ارزیابی و سنجش قرار داد.
* پژوهشگر دینی