تیتر امروز

حضور زنان در ورزشگاه؛ از مجادله تا مناقشه سیاسی
دیدار در برنامه کنکاش بررسی کرد

حضور زنان در ورزشگاه؛ از مجادله تا مناقشه سیاسی

کنکاش در یکی دیگر از برنامه‌های خود به سراغ موضوع حضور زنان در ورزشگاه‌ها رفت و این موضوع را با یک روزنامه‌نگار ورزشی و یک جامعه‌شناس و هر دو از جامعه زنان بررسی کرد.
نامه مستقیمم غیرمستقیم به دستت خواهد رسید
افاضات اضافه

نامه مستقیمم غیرمستقیم به دستت خواهد رسید

عوام‌الملک پس از نامه‌های متعدد به حضرت مسعود و عدم دریافت پاسخ، این بار مسیر جدیدی را امتحان کرده که کاملا جوابگو و موفق خواهد بود؛ او قرار است نامه‌های مستقیمش را به شکل غیرمستقیم بفرستد تا...
سال بازگشت بزرگ و سقوط باورنکردنی/ ترامپ چطور برگشت و دلیل رفتن اسد چه بود؟
ویژه برنامه نوروزی دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی؛ بررسی مهمترین اتفاقات سال ۱۴۰۳ (قسمت چهارم)

سال بازگشت بزرگ و سقوط باورنکردنی/ ترامپ چطور برگشت و دلیل رفتن اسد چه بود؟

این چهارمین قسمت از ویژه برنامه نوروزی ۱۴۰۴ دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی است که به بررسی مهمترین اتفاقات سال ۱۴۰۳ می‌پردازد. در این برنامه بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید آمریکا و سقوط بشار...
زندانی شدن دو روزنامه‌نگار به دلیل پیش‌بینی کاهش ارزش لیر ترکیه!

دانستن حق رعیت است!

دو روزنامه‌نگار عثمانی به جرم اخلال در نظم اقتصادی دادگاهی شده‌اند؛ هر چند بعد‌ها حرف‌شان ثابت شد، اما فی‌الواقع دیواری کوتاه‌تر از جراید پیدا نمی‌شود.

کد خبر: ۱۱۶۴۰۶
۱۷:۱۹ - ۲۷ آذر ۱۴۰۰

سقوط ارزش لیر ترکیه

دیدارنیوز ـ مسلم تهوری: دو تن از روزنامه نگاران ترکیه‌ای پیش‌بینی کردند لیر ترکیه سقوط خواهد کرد و هر دلار معادل ۱۰ لیر خواهد شد. این دو بابت این پیش‌بینی که چندی دیگر به واقعیت تبدیل شد محاکمه شدند. متن زیر ناظر به همین موضوع است. برخورد با روزنامه‌نگاران به جرم ناکارآمدی حکومت‌ها که انگار از زمان ناصرالدین شاه تا به حال در منطقه ما چندان تغییری نکرده است و روزنامه‌نگاران به جرم ناکارآمدی دولت مردان محاکمه می‌شوند: 

پدر شاه که سرش را زمین گذاشت صدای یه مشت نمک به حروم درآمد و سر ناسازگاری گذاشتند. فی‌الواقع اوضاع چندان بر وفق مراد نبود. باید طرحی در می‌انداختیم تا آرامش همایونی منغص نشود. عزم جزم کردیم همچون ممالک راقیه بر تیولات همایونی حکمرانی فرماییم؛ صدای خان و خانزاده را در نطفه خفه کنیم و رونقی به ولایات دور و نزدیک بدهیم که ثمره آن را در خزانه شاهی نظاره فرماییم.

بزرگان درباری و دیوانی را گرد آوردیم و نطقی تاریخی فرمودیم. به آن رجاله‌های زبان نفهم امر کردیم اگر خدایی نکرده چیزی به عقل ناقص‌شان خطور کرده معروض بدارند تا نظم و نسقی به اطراف و اکناف بدهیم و بتوانیم چون سلف خود یگانه آفاق باشیم.

چند روزی گذشت و از آن مفت خور‌های الدنگ آبی گرم نشد و هر که هر چه نشخوار کرد بیشتر به فکر توبره خود بود تا اینکه میرزا حسن‌خان ذلیل‌السلطان صبح علی‌الطلوع، چون جن بوداده آمد و مزاحم خواب همایونی شد. پس از صرف ناشتایی اجازت شرفیابی صادر فرمودیم. بعد از دست بوسی عرض کرد قربان سرت گردم پسرعموی ضعیفه در فرنگ چند سالی است که به اسم تحصیل آواره کلوب‌های شبانه پاریس است. او از رونق جراید فقانس می‌گوید. فرمودیم این جراید که گفتی به چه معناست؟ عرض کرد کاغذی است که در آن اوامر ملوکانه و اخبار را به گوش صغیر و کبیر می‌رساند. نگاهی غضب‌آلود کردیم که دربه‌در این جماعت زبان نفهم مگر سواد خوانده‌اند که اوامر گوهربارمان را فهم کنند. عرض کرد به مقدار مکفی هستند ملا‌ها و عریضه نویسانی که به گوش رعیت برسانند. خیلی به روی مبارک همایونی نیاوردیم مع‌الوصف از عرایض‌اش بدمان نیامد. ظاهرا عثمانی هم از این کاغذ‌ها دارد و از آنجا که ما نباید کم از آن‌ها داشته باشیم امر کردیم فی‌الفور کاغذ‌های اخبار را چاپ کنند.

میرزا حسن‌خان ذلیل‌السلطان را مأمور ساختیم تا از جانب ما طی مرقومه‌ای آغاز انتشار جراید را اعلان کند. چندی یاوه گفته بود که خیلی سر در نیاوردیم. تنها دانستن حق رعیت است در خاطرمان مانده. فی‌الحال دستور انتشار چند جریده را صادر کردیم و گام در راه ممالک راقیه گذاشتیم.

چندی نگذشته بود که سر و کله احمدخان کاسبچی پیدا شد. مردک دهان که باز کرد به نظرمان آمد مجدد قصد دارد سعایت میرزا حسن‌خان ذلیل‌السلطان را بکند. عرض کرد قربان وجود ذی‌جودتان گردم این آشی که میرزا حسن ذلیل مرده برای سلطنت همایونی پخته، چون دسته خری شده که ارکان سلطنت را به مخاطره خواهد انداخت.

گفتیم چه شده؟ عرض کرد خاکسار چندی است جراید را تورق می‌کنم و این جماعت بعضا از فرنگ برگشته خزعبلاتی بلغور می‌کنند که برای دهان‌شان گشاد است و در هر سوراخی سرک می‌کشند و گمانم درپی گفتن راز مگوی هستند. چشمانمان را بلق کرده که مردک مگر ما راز مگوی داریم آنقدر سرک بکشند که جان‌ بی قابل‌شان در برود.

احمدخان کاسبچی گلویی صاف کرد و معروض داشت حضرت اجل کنار گوش‌مان در همین امپراتوری عثمانی کسانی که پا را از گلیم‌شان درازتر می‌کنند مورد خطاب و عتاب قرار می‌دهند. چندی پیش دو نفر از جریده نویسان ترک به جرم اخلال در نظم اقتصادی کت بسته به محبس جهت تأدیب فرستاده شدند.

گمان کردیم جریده نویسان دزدی کرده‌اند که احمدخان کاسبچی گفت: نخیر قربان جقه همایونی شوم آن دو نابکار گفته‌اند لیر عثمانی سقوط خواهد کرد و ده  لیر مطابق یک دلار از ینگه دنیا خواهد شد.

فرمودیم خب چه شد؟ لیر عثمانی سقوط کرد؟ کاسبچی گفت خوشبختانه عثمانی شرایط اسفناکی پیدا کرده و امروز ۱۵ لیر معادل یک دلار شده است.

گفتیم خب آن‌ها که اشتباه نگفته‌اند. همانطور شد که گفته‌اند. کاسبچی عرض کرد قربان کجا اشتباه نگفته‌اند؛ آن پدر سوخته‌ها گفته‌اند هر دلار مطابق ۱۰ لیر خواهد شد، اما فی‌الحال هر دلار مطابق ۱۵ لیر شده و همه را به اشتباه انداخته‌اند. اصلا اگر آن‌ها نمی‌گفتند چه بسا لیر عثمانی اینقدر خاک بر سر نمی‌شد.

فرمودیم خب ربطش به ما و جریده نویسان ما چیست؟ کاسبچی رندانه گفت قبله عالم به سلامت؛ این جریده نویسان همه از یک قماش هستند و چرندیات آن‌ها چندی بعد موی دماغ وجود همایونی می‌شود. اگر الساعه درب دکان‌شان را تخته نفرمایید دیری نمی‌گذرد که به پرو پایتان می‌پیچند. اصلا سلطان عثمانی به فراست دریافته جراید مضر به حال ملک و ملت است.

لختی تدبر فرمودیم. باید امور مملکتی را به طریقی تمشیت بفرماییم که نه تنها نقض غرض نشود، بلکه آزادی‌ها! نیز لحاظ شود. از این رو در امری ملوکانه فرمودیم: کما فی‌السابق دانستن حق رعیت است؛ لذا از پس مرقومه همایونی تمام جراید در کمال آزادی می‌توانند تمام منویات همایونی را به سمع و نظر همگان برسانند.
 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی