
سعید مدنی جامعه شناس و استاد دانشگاه در یادداشتی به تحلیل اعتراضات اخیر در اصفهان پرداخته است. مدنی این اعتراضات را یک جنبش تمام عیار اجتماعی توصیف کرده و به تحلیل برخی مختصات آن پرداخته است.
دیدارنیوز - اکنون آنچه ماهها است در اصفهان و در اعتراضات علیه مدیریت آب رخ میدهد را نمیتوان انکار کرد، نمیتوان آن را به خشونت متهم کرد، نمیتوان آن را حاصل توطئه خارجی دانست، نمیتوان آن را نتیجه تحریک مخالفان یا معارضان دانست و به سخن دیگر نمیتوان اصالت آن را نفی کرد. پدیدهای که امروز در بستر خشک زاینده رود برآمده تبار و گذشتهای دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. این کنش جمعی چیزی نیست جز یک جنبش تمام عیار اجتماعی یعنی جنبش آب. از لحاظ ماهوی کمترین تفاوتی بین آنچه چند ماه پیش در خوزستان رخ داد با آنچه امروز در اصفهان در حال وقوع است، وجود ندارد. شاید باید وعده داد تفاوتی ماهوی بین آنچه امروز در اصفهان جاری است با آنچه فردا در هر گوشه و کنار ایران بحران زده برمی اید، نیز نخواهد بود.
جنبشها حول یک یا چند تضاد و شکاف شکل میگیرند، جنبشها آموزه ها، ایدهها و شعارها، هویت و گفتمان مشترک را ترویج میکنند (دسترسی به آب به مثابه حق)، جنبشها شبکهای از روابط رسمی و غیر رسمی دارند و بالاخره جنبشها به اشکال خاصی اعتراض میکنند. همه این ویژگیها را به عیان در اعتراضات آب در اصفهان میبینیم.
به گفته تیلی از نظریه پردازان جنبشهای اجتماعی تواناییهای هر جنبش اجتماعی حاصل ضرب چهار ویژگی ارزشمندی (پیوند با اشخاص و گروههای اجتماعی خوش نام)، وحدت (نمادها و نشانههای مشترک، نشان ها، آوازها و سرودهها، عکسها و شعارها ...)، تعداد (شمار افراد و گروههای حامی و همراه بالفعل) و تعهد (مقاومت، از خود گذشتگی، کمک و همیاری) است. این چهار ویژگی در اعتراضات آب در چند سال گذشته در اصفهان و خوزستان و دیگر شهرها و مناطق در حد اعلی گزارش شده است پس تردید نکنید که مدتها است جنبش آب در کنار دهها جنبش دیگر در ایران جنبشی متولد شده و به بلوغ خود رسیده است.
سخن آخر اینکه نهادن نام جنبش بر کنش جمعی مردم اصفهان چه چیز را ثابت میکند؟ تحلیل اعتراضات اصفهان به مثابه یک جنبش به معنای آن است که:
جنبشها زاده بحران هستند و مطالبه گر وضعیت بهتر؛ بنابراین در نظام حکمرانی بحران زده و در متن جامعه جنبشی ایران باید هر روز انتظار جنبشی از پی جنبش داشت.
جنبشها با تسخیر فضای عمومی هر کجا که باشد خیابان یا رودخانه اهداف شان را دنبال میکنند. بنا براین نمیتوان آنها را منحصر به فضای مجازی کرد یا تسخیر خیابان را از دستور کارشان خارج کرد. تسخیر خیابان یعنی استفاده فعالانه و مشارکت طلبانه از فضای عمومی برای ستیزه گری.
جامعه ایران از آنچنان بلوغ سیاسی برخوردار است که خشونت پرهیزی را یکی از اصول خدشه ناپذیرش قرارداده است. اما آیا نظام حکمرانی هم حاضر است به این اصل (خشونت پرهیزی) مقید شود. اگر کسی مایل است توصیهای دراین زمینه داشته باشد باید مخاطب اش را فاعل خشونت قرار دهد و نه مفعول آن.
خیابان لزوما مترادف خشونت نیست، خیابان هرگز متضمن هرج و مرج نبوده و نیست. نظام حکمرانی قادر به توقف تسخیر خیابان نیست، اما میتواند با به رسمیت شناختن جنبشها و حق اعتراض امکان وقوع خشونت را به حداقل ممکن برساند. خیابان به عنوان تنها مکان هندسی بروز حرکت جمعی (که ضرورتا در آن محدوده نمیماند) برای اقشاری است که از نظر ساختاری فاقد هر گونه جایگاه نهادی برای بیان نارضایتی شان هستند.
اگرچه باید منتظر بود و پاسخ کوتاه مدت نظام بحران زده را به اعتراضات اصفهان و جنبش آب دید، اما آنچه مسلم است بحران آب مثل دهها بحران دیگر راه حل عاجل به ویژه درون ساختار کنونی ندارد و بنا براین هر توصیهای به نظام حکمرانی برای خروج از گرداب بحرانها باید متضمن به رسمیت شناختن معترضان و آغاز گذار دمکراتیک برای اصلاحات عمیق ساختاری باشد. این دستور کار نانوشته همه جنبشهای اجتماعی در شرایط کنونی است.
منبع: کانال تلگرامی ایران فردا
ارادتمند.
ایران دانیالی