
ازدواج سفید پدیدهای نوظهور در جامعه ایران است. آمارهای مختلف از رشد این پدیده در جامعه ایران حکایت دارند. اما ازدواج سفید چیست و چه نتایج و تبعات اجتماعی و حقوقی دارد.
دیدارنیوز – گروه اجتماعی: چه موافق باشیم چه مخالف، چه در اطرافمان این پدیده را دیده باشیم یا نه، نمیتوان یکی از واقعیتهای امروز بسیاری از جوامع و مخصوصا جامعه ایران را نادیده گرفت. ازدواج سفید امروز یکی از پدیدههای اجتماعی است که در جوامع مختلف مرسوم شده است و بسیاری این سبک از زندگی را انتخاب کرده اند.
این سبک از زندگی موافقان و مخالفان زیادی دارد و بحثهای گوناگونی در این باره شکل گرفته است. برخی آن را نوع جدیدی از ازدواج و تشکیل خانواده میدانند و توصیه میکنند که سازوکار قانونی برای آن شکل بگیرد تا از آسیبهای آن کاسته شود. در مقابل هم مخالفان این پدیده را ضد خانواده میدانند و بر این باور هستند که این نوع از ازدواج را باید جزو ناهنجاریهای جامعه دسته بندی کرد.
دیدارنیوز در گذشته مطالب مختلفی در حوزه ازدواج سفید تولید و منتشر کرده است:
ازدواج سفید در ایران؛ زمینهها، دلایل و تبعات
چالش ازدواج سفید با ازدواج رسمی!
ازدواج سفید و هویت خانواده ایرانی
ازدواج سفید؛ کپیبرداری از غرب یا رهایی از قیود؟
ازدواجهای رنگ به رنگ؛ سفید، سیاه، خاکستری و بنفش!
در ادامه این مطلب نیز به سراغ این پدیده میرویم و تعاریف و ابعاد مختلف و مسائل حقوقی و ... درباره ازدواج سفید را مورد بررسی قرار میدهیم.
ازدواج سفید در ایران به زندگی مشترک یک زوج با توافق دونفره گفته میشود که بدون گذراندن مراحل شرعی و قانونی ازدواج و ثبت آن، انجام میشود. این نوع از رابطه در ایران غیرقانونی بوده و نوعی هنجارشکنی و تخطی از قواعد مذهب و سنت تلقی میشود.
منظور از «ازدواج سفید» زندگی مشترک زن و مرد بدون ازدواج رسمی است. یعنی به گونهای که زن و مرد بدون اینکه خطبه عقد یا صیغه بینشان جاری شود برای زندگی زیر یک سقف میروند. نگاه خوشبینانه به این پدیده آن را اینگونه تعریف میکند:
«ازدواج سفید شکل تکامل یافته برای تشکیل خانواده است که با مشکلات دنیای مدرن سازگار شده است. معمولاً طرفینی که تمایل دارند با هم باشند و مناسبات عاطفی، جنسی، عقلانی و اخلاقی داشته باشند، اما نمیتوانند از پسِ تعهدات اقتصادی و اجتماعی ازدواج دائم برآیند، تصمیم به ازدواج سفید میگیرند. ازدواج سفید نیازهای جنسی را که برای تأمین و ارضای آنها در چارچوبهای قانونی و سنتی راهی باقی نمانده است، در یک بستر نسبتاً سالم، قاعدهمند میکند.»
البته در جوامع گوناگون و فرهنگهای مختلف نیز این پدیده اشکال گوناگونی دارد. در ویکی پدیای فارسی این پدیده انواع دیگری که شاید به ازدواج سفید تعبیر شوند هم آمده است:
نکاح عرفی: نکاح شرعی ثبت نشده در مراجع قانونی دولتی، اما با قرائت صیغه عقد نکاح.
نکاح معاطاتی: نکاح با قرائت صیغه عقد نکاح بدون ثبت، اما با توافق طرفین بر تعهد در زندگی مشترک زناشویی.
ازدواج کامن لا: که معمولاً با عنوان ازدواج سفید مطرح نمیشود. ازدواجی است که در کشورهایی که قانون عرفی کامنلا را اجرا میکنند و نوعی از همباشی همراه تعهد است که از نظر دولت ازدواج قانونی ثبت نشده در نظر گرفته میشود.
همباشی: یک تعریف کلی از انواع زندگی با یکدیگر همراه رابطه جنسی که میتواند شامل تعهد بین دو نفر باشد یا ازدواج کامنلا باشد یا بهطور کلی زندگی با یکدیگر بدون هیچگونه تعهدی باشد که طرفین همدیگر را همسر و متعهد به یکدیگر نمیدانند و همباشی برای تمام این موارد کاربرد دارد مشروط به اینکه بهطور رسمی ازدواج نکرده باشند چه در کشورهایی که مجری کامنلا هستند یا نیستند. اما در تعریف واژه همباشی میتواند درباره زندگی خانوادگی یا هر نوع زندگی مشترک دیگری حتی با حیوانات نیز به کار برده شود و ریشه آن به قرن شانزدهم برمیگردد.
شروع زندگی مشترک بدون تبعیت از رسوم و قوانین قضایی و تنها با توافق طرفین، یکی از شیوههای مرسوم زندگی در غرب است. این پدیده نخستین بار در ایالات متحده آمریکا و در پی جنبشی پدیدار شد که «جنبش آزادی زن» نام داشت. این جنبش ظاهرا با هدف ایجاد تحول در نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه آمریکا انجام شد و هدف آن برقراری شرایط عادلانه و برابر برای زنان بود. اما آنچه واقعا اتفاق افتاد پدیدهای بود که بعدها «انقلاب جنسی» نام گرفت.
بیشتر بخوانید: حق طلاق زن و هرآنچه در مورد شرایط، مزایا و معایب آن باید بدانید
همانطور که گفته این ازدواج سفید پدیدهای است که ریشه در انقلاب جنسی در دهه ۱۹۶۰ در اروپا و آمریکا دارد که طی آن با اسطورهزدایی از رابطه جنسی، این مساله به امری عادی و معمولی تبدیل شد که میتوان بدون ازدواج نیز به آن دست یافت. تا پیش از آن، ازدواج و تشکیل خانواده یگانه راه رسمی و پذیرفته شده از سوی جامعه برای داشتن روابط جنسی تلقی میشد، اما با وقوع این انقلاب، الگوهایی مانند همخانگی به قداستزدایی از مفهوم ازدواج و خانواده منجر شد. امروزه همخانگی بدون ازدواج رسمی به امری رایج در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی تبدیل شده است و این پدیده، راه خود را به کشورهای سنتیتر با باورهای قدرتمند مذهبی مانند ایران نیز باز کرده است. تحولات اجتماعی دهه اخیر، افزایش تحصیلات زنان و ورود آنان به عرصههای اجتماعی، رواج مفاهیمی مانند «حق بر بدن» و «برابری» و زندگی در کلانشهرها که باعث میشود کمتر کسی از روابط و مناسبات حاکم بر خانه همسایهاش اطلاع داشته باشد، به علاوه مسائل اقتصادی و عدم توانایی جوانان برای شروع زندگی مشترک باعث شده است تا بخشی از نسل جوان ازدواج سفید را بر ازدواج رسمی ترجیح دهند.
مطالعه و پژوهشهای صورت گرفته در این زمینه نشان میدهد که بسیاری از جوانان مسائل و مشکلات اقتصادی را یکی از مهمترین دلایل گرایش به سمت ازدواج سفید میدانند. جالب است که در دورههای اولیه پیدایش همباشی نیز، غالباً افراد فقیر که توانایی ازدواج نداشتند وارد اینگونه روابط میشدند و مشکلات اقتصادی یکی از مهمترین علل شکلگیری پدیده ازدواج سفید بوده است. در ایران البته شاهد هستیم که ازدواج سفید، بیشتر در میان طبقه متوسط رواج دارد، با اینحال اکثر آنان کسانی هستند که علاوه بر اینکه نمیخواهند درگیر جنبههای حقوقی ازدواج رسمی شوند، امکان اقتصادی آن را نیز ندارند، چراکه آینده ناروشن است و بیشتر جوانان ترجیح میدهند در چنین شرایطی، بار مسئولیت کمتری را بر دوش بکشند.
اگرچه تعداد ازدواج سفید در جامعه ایرانی تعداد قابل ملاحظهای در قیاس با جمعیت کشور نیست، ولی همین میزان نیز موضوعی نگران کننده و خطرساز برای مسئولان و کارشناسان ذی ربط تلقی میشود و بایستی به سرعت به فکر راهکاری برای آن باشند.
مهمترین دلایل و علتهایی که باعث رشد این طور روابط خارج از چارچوب میشود عبارتند از:
بدون شک مسئله اقتصادی در همه زمینههای زندگی اشخاص تأثیرگذار است. کشور ما متاسفانه از وضعیت اقتصادی آشفتهای رنج میبرد که این موضوع، فشارها را به جوانان و کسانی که به دنبال ازدواج میباشند مضاعف مینماید. بسیاری از جوانان به دلیل عدم فراهم بودن شرایط اقتصادی همچون؛ کار، سرمایه، مسکن و ... نمیتوانند تعهد رسمی در قبال ازدواج و پیوند زناشویی داشته باشند و ترجیح میدهند روابط عاطفی و جنسی خود را در قالب ازدواج سفید مدیریت نمایند.
همه ما میدانیم که ازدواج مناسب بایستی در یک دوره زمانی مشخصی صورت گیرد و افزایش پیدا کردن سن ازدواج جوانان سبب نوعی سر درگمی در انتخاب و شکل گیری مسیر ازدواج رسمی میشود. همین اشکال باعث میشود که زمینهها برای انحراف و هدایت روابط عاطفی و جنسی جوانان در بستر ازدواج سفید شکل گیرد.
بالا رفتن سن ازدواج نیز متاثر از دلایل و شاخصهای زیادی است که ریشه در مباحث اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد که میتوان مطالب و صحبتهای زیادی پیرامون این موضوع ایراد داشت.
به هر حال وقتی جوانان به آمارهای طلاق در جامعه ایرانی توجه میکنند؛ احساس نگرانی و ابهامی در خصوص صحت و درستی انتخاب خود برای ازدواج در خود مییابند. این موضوعی است که انکار ناپذیر بوده و نمیتوان آن را موضوعی بهانه جویانه و بی تأثیر در گرایش جوانان به ازدواج سفید تلقی کرد.
وقتی به ریشههای طلاق در جامعه ایرانی توجه مینماییم؛ به دلایل مختلفی میرسیم که تاثیر گرفته از مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه است؛ بنابراین لازم است که مسئولان ذی ربط، فکری به حال آمار نگران کننده طلاق داشته باشند تا ستونهای ازدواج رسمی که امری مقدس در فرهنگ و دین ما میباشد به لرزه نیفتد.
وقتی پای صحبتهای جوانانی که مرتکب ازدواج سفید شده اند و یا تصمیم بر این موضوع دارند مینشینیم، دلایل و موضوعات پیرامون محک زدن طرف مقابل برای انتخاب درست و صحیح را دخیل در تصمیمشان برای ازدواج سفید در نظر میگیرند. این جوانان بر این عقیدهاند که به دلایل شرایط ناامن موضوع ازدواج که مشکلات اقتصادی، حقوقی و مخاطرات اجتماعی را در خصوص شکست مقوله ازدواج و شکل گیری آسیب طلاق به محتمل میسازد، بایستی به هر طریق ممکن از همسر آیندهشان اطلاعات و شناخت بیشتری کسب نمایند تا بتوانند با دید باز و شفافی اقدام به انتخاب همسر رسمی و شریک زندگی خود نمایند؛ بنابراین در طی یک ازدواج سفید؛ برای مدت مشخصی اقدام به زندگی با همسر خود کرده و از اخلاقیات و روحیات او تا حدودی آشنا میشوند. این موضوع نیز نیاز به تحلیل و کارشناسی اشخاص صاحب نظر در حوزه ازدواج و فرآیند شناخت طرفین برای ازدواج دارد که بایستی مورد توجه قرار گیرد.
متاسفانه در سالهای اخیر شاهد نوعی نقصان در اعتقادات و تفکرات برخی از جوانان میباشیم که در خصوص مسائل دینی و مذهبی و همچنین آداب و رسوم حاکم بر کشور سوالات و ابهامات زیادی دارند. از طرف دیگر به دلیل اینکه بستر مناسب برای پاسخگویی به ابهامات و سوالات این جوانان فراهم نمیباشد، رسانهها و منابع نوشتاری مختلف و با طرز تفکرهای گوناگون به دنبال پاسخگویی به این نیاز جوانان هستند.
در کشورمان آمار دقیق و مشخصی پیرامون پدیده ازدواج سفید ارائه نشده است و این مسئله صرفاً به عنوان یک نگرانی و دغدغه معرفی شده است. متاسفانه بسیاری از رسانهها و مسئولان ذی ربط اقدام به چشم پوشی از موضوع ازدواج سفید کرده اند که آن چنان جالب توجه به نظر نمیرسد. چرا که این مسئلهای است که در بطن جامعه وجود داشته و آمارهای غیررسمی از رشد و افزایش روز افزون آن سخن به میان آورده است؛ بنابراین لازم است که در بستری آزاد و تحلیلی به موضوع ازدواج سفید پرداخته شود و جنبههای اجتماعی و اخلاقی آن برای عموم مردم تشریح گردد.
آمارهای ازدواج سفید در امریکا اذعان میدارد که بیش از دو سوم زوجهای این کشور، قبل از ازدواج رسمی و قانونی، اقدام به زندگی در زیر یک سقف را داشتهاند.
در سال ۱۹۹۴، حدود ۳/۷ میلیون زوج آمریکایی بدون ازدواج رسمی در کنار یکدیگر و زیر یک سقف زندگی میکردند و نزدیک به اواخر دهه ۱۹۹۰، حداقل ۵۰ تا ۶۰ درصد زوج ها، قبل از ازدواج رسمی، با هم زندگی میکردند. همچنین این در حالی است که تا قبل از سال ۱۹۷۰، زندگی زن و مرد بدون ازدواج رسمی در ایالات متحده غیرقانونی و جرم محسوب میشد. بر اساس آمارهای رسمی مراجع ذی ربط کشور آمریکا؛ از سال ۱۹۶۰ تا سال ۲۰۰۰ میلادی، تعداد زوجهایی که خارج از چارچوب ازدواج رسمی با هم زندگی کردهاند، ده برابر شده و در حال حاضر، زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی، به موضوعی عادی در روند آشنایی زن و مرد در زندگی اجتماعی کشور امریکا مبدل گشته است؛ بنابراین مشخص میشود که پدیده ازدواج سفید در بخش اعظمی از جامعه آمریکا پذیرفته شده است و دارای خاصیت هنجار شکنانه و غیر اخلاقی نمیباشد.
عدم تعهد و وفاداری، خیانت جنسی، وقت گذرانی و تفریحات مجردی، بروز مشکل در روابط خانوادگی و عدم پذیرش و حمایت عاطفی و مالی از طرف خانوادهها از جمله مواردی است که در ازدواج سفید بیشتر از ازدواجهای رسمی گزارش میشود. روال آزمایشی، موقت و بیتعهد ازدواج سفید مانع میشود که بسیاری فواید ازدواج رسمی را برای دو طرف داشته باشد. بسیاری از روانشناسان معتقدند که عدم قطعیت درمورد ثبات و طول عمر این روابط، سرمایهگذاری در آن را برای هر دو طرف پرخطرتر میکند. از طرفی زندگی کردن با یک نفر به جای ازدواج کردن با او، جذابیت ازدواج را برای افراد کاهش میدهد و حتی در صورت پذیرش ازدواج دائم با همان فرد یا فرد دیگر، احتمال موفق شدن این افراد کمتر است.
در کشورهای غربی نیز ازدواجهای سفید عمری کوتاه دارند و معمولاً حدود یک سال یا کمی بیشتر طول میکشند که یا به ازدواج رسمی و یا جدایی ختم میشوند. احتمال بر هم خوردن ازدواجهای سفید بسیار بالاتر از ازدواجهای رسمی است؛ اما پذیرش این شیوه غیرمرسوم در کشور ما اغلب موارد به جدایی میانجامد.
ازدواج سفید از نظر حقوقی میتواند آثار زیر را به دنبال داشته باشد:
در ازدواج سفید زن نمیتواند ادعای نفقه، ارث و یا استفاده از خدمات بیمه همسر را داشته باشد و در صورتی که مورد سوءاستفاده مالی قرار گیرد به سختی میتواند به دادگاه شکایت کند.
همچنین ممکن است دو طرف به زنا یا رابطه نامشروع محکوم شوند. به عبارت دیگر از آن جایی که اثبات زنا تقریباً غیرممکن است، قضات بیشتر بر اساس جرم رابطه نامشروع حکم میدهند که مجازات آن ۹۹ ضربه شلاق است.
مشکلات قانونی ازدواج سفید ریشه در تبعات بعدی آن دارد. مشکلات اصلی زمانی است که زن بچهدار شود یا مرد رها کند و برود، مسائل مالی پیش بیاید یا خشونتی بین آنها اتفاق بیفتد.
با توجه به الزامی نبودن ثبت رسمی ازدواج موقت (در مواردی که زن باردار نیست) ممکن است دختر و پسری که در قالب ازدواج سفید با یکدیگر زندگی میکنند به جاری شدن صیغه محرمیت و عقد موقت استناد کنند. باید خاطرنشان کرد بسیاری از قضات صرف ادعای صیغه را قبول نمیکنند و از خانواده و اطرافیان دو طرف در این خصوص جستوجو میکنند.
در ازدواج سفید به خاطر اینکه هیچ کجا سندی مبنی بر زن و شوهری ثبت نشده است به همین خاطر دختر و پسر میتوانند رابطه خود را پایان بدهند بدون اینکه قانون و حتی جامعه بتواند حمایت خاصی از آنان بکند که در این شرایط با توجه به فرهنگ ایرانی چنین امری به ضرر زن است.
عقد ازدواج چه دائم یا موقت، چنانچه طبق شرع و قانون صورت گیرد آثار مالی و غیر مالی بر آن بار میشود. نتایج عقد نکاح به طور امری از جانب قانونگذار معین میشود که زن و مرد فقط در صورت ثبت ازدواج دائم یا موقت و در شرایط عدم ثبت ازدواج موقت و در صورت اثبات از آن برخوردار میشوند. به عنوان مثال فقط در صورت ثبت ازدواج یا اثبات عقد موقت میتوان برای فرزند متولد شده شناسنامه گرفت. فرزندان حاصل از ازدواج سفید بر اساس قوانین و به صورت شرعی مشروع به شمار نمیآیند و از حقوق قانونی همچون داشتن شناسنامه برخوردار نیستند.
علی احمدی، وکیل و مشاور حقوقی خانواده در مورد این نوع ازدواج و پیامدهای حقوقی آن میگوید: «چنین رابطهای زنا تلقی میشود و فرزند ناشی از آن فاقد مشروعیت قانونی است، چون نسبت فرزندی او با پدر قابل اثبات نیست».
بیشتر بخوانید: مراحل و شرایط طلاق توافقی در ایران + بررسی وضعیت مهریه و نفقه
در چنین مواردی اغلب زن به خاطر پرهیز از بی آبرویی به دنبال اثبات رابطه ابویت فرزند و والد نمیرود و حتی اگر ادعا کند که صیغه بوده است، در صورت انکار مرد، ادعای زن، به خاطر ثبت نبودن، قابل اثبات نیست.
در این میان فرزندان بی پدر و بی خانوادهای باقی میمانند که نه آنها از والدین ارث میبرند و نه والدین از آن ها. گرچه سایر حقوق این کودکان، چون بقیه کودکان است، اما معمولاً کسی حضانت آنان را بر عهده نمیگیرد، مگر اینکه یک پروسه پیچیده قانونی طی شود. در این موارد سپردن حضانت به مادر محتملتر است و زن چه از نظر روانی و چه از نظر حقوقی شکست خورده و بلاتکلیف باقی میماند.
به طور کلی ازدواج رسمی از لحاظ سلامت جنسی، جسمی و روانی دارای فواید و امتیازهای به مراتب بیشتری در قیاس با ازدواج سفید و غیر رسمی است.
اشخاصی که مبادرت به ازدواج سفید مینمایند؛ از سلامت و ضریب اطمینان جنسی و جسمی کمتری نسبت به ازدواج رسمی برخوردارند و چه بسا به دلیل عدم شناخت کافی از طرف مقابل شان، دچار مخاطرات و بیماریهای مقاربتی شوند.
همچنین بسیاری از افرادی که اقدام به انتخاب ازدواج سفید مینمایند؛ از کیفیت رابطه جنسی مناسبی بهره نبرده و دچار مشکلات مربوط به رضایت جنسی نیز میباشند. البته عدم تحقق این موارد فقط وابسته به ازدواج سفید نیست و عوامل دیگر نیز موثر میباشند.
از نظر روحی و روانی؛ اشخاص درگیر با پدیده ازدواج سفید، دچار آسیبهای روحی همچون افسردگی، سطح رضایت پایین عاطفی و… میباشند که بسیار خطرناک و مشکل ساز است. در روابط مربوط به ازدواج سفید به دلیل آنکه؛ احتمال جدایی و عدم قطعیت پیوند رسمی زیاد میباشد، آسیبهای روحی و روانی همچون افسردگی، نا امیدی و.. برای دو طرف محتمل است.
همچنین یکی دیگر از معایب ازدواج سفید؛ فقدان مرزبندی مشخص در رابطه با مسئولیتها، تعهدات، تکالیف و حقوق دوجانبه میباشد که در انسجام و استحکام رابطه عاطفی و زناشویی تاثیر مستقیم و غیر مستقیم ایجاد مینماید.
هدفمند نبودن طرفین برای سرمایه گذاری اقتصادی و رشد مالی از دیگر اشکالاتی است که اشخاص در ازدواج سفید با آن مواجه میباشند و باعث خسارات مالی و معنوی خواهد شد.