
آموزش و پرورش فصل مشترک ملت و حاکمیت و بزرگترین دستگاه اجرایی کشور است؛ با این حال آنچنان که باید و شاید در اولویت دولتها قرار نگرفته است. نظام تعلیم و تربیت کشور گرفتار دردهای کهنه و مزمنی، چون کسری بودجه، کمبود نیروی انسانی، کاهش منزلت معلمان و ناتوانی در کیفی سازی آموزش است که باید برای آنها در دولت آتی چاره اندیشی شود.
دیدارنیوز ـ ابراهیم سحرخیز، استاد دانشگاه و معاون اسبق وزارت آموزش و پرورش به تبیین چالشهای موجود در آموزش و پرورش و اولویتهای دولت آتی در این حوزه پرداخت و در این باره اظهار کرد: بزرگترین چالش در آموزش و پرورش، چالش نیروی انسانی است. تامین و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز و بهسازی منابع انسانی در آموزش و پرورش به اقتصاد آموزش و پرورش گره خورده است. در ۴۰ سال اخیر و بویژه سالهای اخیر با چالش بزرگ کمبود معلم روبه رو هستیم.
خروج سالانه ۶۰ تا ۷۰ هزار معلم از آموزش و پرورش و راهکارهای نه چندان مناسب جایگزینی نیرو
وی با اشاره به شتاب در نرخ بازنشستگی نیروی انسانی در آموزش و پرورش گفت: سالانه ۶۰ تا ۷۰ هزارنفر بازنشسته میشوند و، چون طی سالهای گذشته بحث جایگزینی معلم را جدی نگرفته و به اندازه نیاز ردیف استخدامی در نظر نگرفته ایم اکنون این چالش خودش را نشان میدهد. سالانه ۶۰ تا ۷۰ هزار معلم خارج میشوند در حالی که در یک سالهایی اصلا معلم جذب نشده و از معلمان خرید خدمات آموزشی، افزایش تراکم جمعیت دانش آموزی، استمرار خدمت معلمان بازنشسته، استفاده از حق التدریس شاغلان، به عنوان راهکارهای جایگزین جذب نیرو استفاده شده است.
این استاد دانشگاه تاکید کرد که دولت آینده باید رویکرد خودش را در قبال اقتصاد آموزش و پرورش مشخص کند. اگر آموزش و پرورش را سرمایه گذاری میدانیم و معتقدیم همانطور که سرمایه گذاری در زیرساخت مثلا سدسازی و ... لازمه توسعه و رشد اقتصادی است، برای آموزش و پرورش هم چنین نگاهی قائل باشیم و معتقد باشیم توسعه پایدار از مسیر آموزش و پرورش عبور میکند و آموزش و پرورش پیشرفته و متعالی از مسیر داشتن معلمان با سواد و باانگیزه میگذرد دیگر نباید به دنبال این باشیم که آموزش و پرورش دولتی را به مسلخ ببریم تا بخواهیم آن را ارزان اداره کنیم.
سحرخیز افزود: باید نگاه به آموزش و پرورش اصلاح شود. نگاه دولت گذشته بر برونسپاری آموزش و پرورش، اداره ارزان و به تدریج فراهم کردن بستر کاهش تصدی گری متمرکز بود. اثرات خصوصی سازی را هم در طبقاتی شدن آموزش، افزایش جمعیت مدارس غیردولتی و نهایتا سقوط آموزش و پرورش به عنوان یک کالا شاهد بودیم. وقتی آموزش و پرورش را درحد یک کالا تنزل دهید، دانش آموزان مشتری میشود و دولت ناگزیر است برای تامین هزینه به شیوههای نامناسب و ناپایدار تامین نیرو متوسل شود. پیامد این امر افت کیفیت در آموزش و پرورش و تشدید ناعدالتیهای آموزشی است.
وی با بیان اینکه در چنین بستری، مدارس دولتی ما صرفا جایگاهی برای پناه دادن به دانش آموزان دهکهای پایین جامعه میشود که از کنکور و قبولی در دانشگاه و موفقیت در آزمونهای بین المللی بی بهره است اظهار کرد: در مقابل، هرچه اتفاق خوب است برای دانش آموزان مدارس خاص و غیردولتی اتفاق میافتد.
سحرخیز ادامه داد: از دولت آینده انتظار میرود رویکرد خودش را در قبال آموزش و پرورش مشخص کند. آیا قرار است سهم آموزش و پرورش از تولیدناخالص ملی همین همین ۲ درصد باشد که در مقایسه با کشورهای منطقه پایین است یا قرار است ترمیم پیدا کند؟ تاکیدم در این اظهارات بر سندتحول بنیادین است. قرار بوده طبق سندتحول نسبت اعتبارات پرسنلی به اعتبارات غیرپرسنلی ۸۰ به ۲۰ شود که اعتبارات غیرپرسنلی صرف کیفیت بخشی آموزشی میشود. قطعا کیفیت بخشی بودجه میخواهد و باید حداقل به ۲۰ درصد کل بودجه آموزش و پرورش برسد که تا کنون محقق نشده است و حدود ۹۸ درصد بودجه آموزش و پرورش صرف پرداخت حقوق و اعتبارات پرسنلی میشود.
معاون اسبق وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه دولت آینده باید تکلیف خودش را در قبال تربیت معلم مشخص کند گفت: چندسال قبل معلم خرید خدمات جذب شد و وزیر وقت آموزش و پرورش اذعان میکرد که تعهدی در قبال استخدام آنها ندارد، اما امروز شاهدیم که حتی معلمان غیردولتی هم مقابل مجلس تجمع میکنند و خواهان استخدام رسمی هستند. استخدام این چنینی، استخدام فلهای است که متناسب با نیاز آموزش و پرورش نیست و ناگزیر علیرغم میل آموزش و پرورش اتفاق میافتد و سرنوشتی را رقم میزند که در ۴۰ سال گذشته به ویژه هشت سال اخیر میبینیم.
وی افزود: بیش از ۶۰ درصد معلمان ما زن هستند در حالی که نسبت دانش آموزان تقریبا برابر است و در کشوری هستیم که کلاس مختلط نداریم و ناچاریم جنسیت را در گزینش به عنوان یک متغیر لحاظ کنیم. دوم بحث حقوق و منطقه است و باید به نیاز منطقه در رشته و جنسیت جذب معلم توجه کرد. استخدامهایی که احساسی و عاطفی و تحت فشار مجلس است نه تنها گره از مشکلات آموزش و پرورش باز نمیکند بلکه بر مشکلات آموزش و پرورش میافزاید.
سحرخیز با اشاره به اینکه در سندتحول بنیادین و برنامه ششم توسعه، راهکار برای تامین نیرو اندیشیده و تاکید شده است که دانشگاه فرهنگیان و شهید رجایی باید مبداء ورود نیروی انسانی به آموزش و پرورش باشند گفت: آموزش و پرورش باید به تعداد افرادی که بازنشسته میشوند ردیف استخدامی بگیرد. دولت آینده باید این موضوع را بپذیرد. آموزش و پرورش مثل وزارتخانههای دیگر نیست. آموزش و پرورش نهادی حاکمیتی است. تا سال ۱۴۰۳ جمعیت دانش آموزی رو به افزایش است و به معلم احتیاج داریم به همین خاطر باید به میزان خروجی بازنشسته ها، ردیف استخدامی بگیریم که جدای از کمبودهای قبلی است.
وی ادامه داد: دولت فعلی با تشکیک و تردید در این زمینه روبه رو بود. دولت چرتکه میانداخت که اداره آموزش و پرورش ارزان تمام شود. به معلم خرید خدمات ۵۰۰ هزار تومان میدادند که خودش در کاهش هزینهها موثر است و این نگاه کالایی به آموزش و پرورش است. دولتی که آموزش و پرورش را هزینه بداند برایش خرج نمیکند. ما انتظار داریم دولت آینده آموزش و پرورش را سرمایه گذاری بسیار پربازده، اما طولانی مدت بداند. آموزش و پروش مانند کارخانه نیست که سریع محصولش عرضه شود. در آموزش و پرورش روی تربیت آدمها سرمایه گذار میشود و اگر این نگاه عوض شود دانشگاه فرهنگیان اصلاح و دولت ناچار میشود ردیف استخدامی مورد نیاز را تخصیص دهد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: تا جایگاه معلم ارتقاء نیابد، تا در جذب و گزینش معلمان بازنگری نکنیم و به دنبال ارتقای توانمندی معلمان و کشف صلاحیتهای علمی و تخصصی و شایستگیهای مورد نیاز آنها برای کار در آموزش و پرورش نباشیم آموزش و پرورش قدمی رو به جلو برنخواهد داشت. اگر بهسازی نیروی انسانی تحقق یابد نتیجه آن ارتقای جایگاه معلم خواهد بود.
وی با بیان اینکه باید معیشت معلم هم دیده شود گفت: دولت هشت سال است رتبه بندی را معطل کرد و آن را برای ماههای آخر گذاشت. نمایندگان هم روی لایحه رتبه بندی حرف دارند و نمیخواهند شتاب زده تصویبش کنند. آنچه به مجلس ارائه شده لایحه رتبه بندی نیست بلکه همان ظرفیت قانون مدیریت خدمات کشوری و مسیر ارتقای شغلی است. قبلا ارزشیابی هم داشته ایم و دولت میگوید ارزشیابی سالانه برگزار شود که ۵۰ درصد نمره داشته باشد و ۵۰ درصد فعالیت طی سال معلم نمره داشته باشد که جمع این دو، نمره را در رتبه بندی مشخص کند.
معاون اسبق وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: در دانشگاه از عناوینی، چون استادتمام، دانشیار و ... برای رتبه بندی اساتید استفاده میشود که خودش بار معنایی مثبتی دارد، اما رتبه بندی معلمان بر مبنای اعداد و سطوح یک تا پنج این بار انگیزشی را هم ندارد. لازم است رتبه بندی حتما باید با تانی و پختگی در سال اول دولت به سرانجام برسد.
وی بر ضرورت پیشبرد اجرای سندتحول بنیادین نیز تاکید کرد و گفت: نمیگوییم سند تحول وحی منزل است، اما سندی جامعی است که تا کنون به طور کامل اجرا نشده و عزمی بر اجرایش نبوده است. باید خرده نظامهای سند اجرا میشد که به عنوان مثال یکی از آنها نظام جامع هدایت تحصیلی است. همه از کنکور مینالند، اما مقصرِ بخش بزرگی از حکایت عدم حذف کنکور، آموزشوپرورش است، چون هنوز نظام هدایت تحصیلی اصلاح نشده است. آنچه اکنون اجرا میشود همان کپی برداری و تکرار هدایت تحصیلی سال ۱۳۵۰ و بر اساس آزمون رغبت، نمرات متوسطه اول، نظر والدین و معلمان است و نتیجه همین میشود که همچنان تجربی رشته اول است و از هنرستانها استقبال نمیشود و به رقم پیش بینی شده در توزیع دانش آموزان به سمت رشته فنی و حرفهای نرسیده ایم.
سحرخیز افزود: تا مسیر آموزش و پرورش اصلاح نشود، دانشگاه اصلاح نمیشود. باید دولت آینده پایبندی اش را به اجرای سندتحول بنیادین با ارتقای جایگاه معلم نشان دهد که اگر تحقق یابد آموزش و پرورش قدمی روبه جلو برخواهد داشت.