
ظرفیت ظریف و گفتمان تاجزاده اگر مورد اجماع و اتفاق جناح اصلاحات قرار گیرد و یک کاسه شود، در اختیار جهانگیری، عارف و هر کس دیگری قرار گیرد، میتوان امیدوار بود اولا، اصلاحات حداقل شده بر روی کاغذ از بحران هویت خارج شود و دوم اینکه ثمر زحمات دیپلماتیک و مذاکرات جاری هستهای عقیم نماند و سودش عاید جماعت ایرانی شود.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی*: احزاب و اعضای جبهه اصلاحات ایران ۱۴ تن را به عنوان گزینههای داوطلبی ریاست جمهوری به نهاد مذکور پیشنهاد دادهاند. از میان سه نفر اول لیست که بیشترین پیشنهادات را دارند، به نظر میرسد اسحاق جهانگیری به احتمال بسیار زیاد تائید صلاحیت شود. میماند محمدجواد ظریف و مصطفی تاجزاده که هر کدام داستان و حواشی خود را دارند.
نه اینکه تائید صلاحیت مصطفی تاجزاده و حضور محمدجواد ظریف در عرصه رقابتها مهم نباشد، که اتفاقا خیلی مهم است که اگر یکی از این دو در قالب جبهه اصلاحات ایران نهایتا وارد عرصه انتخابات شوند بی شک اوضاع متفاوتی خواهیم داشت.
اما این دو بعد از بررسی صلاحیتها در عرصه رقابتها باشند یا نباشند، ظرفیت بالقوهای دارند که میتوانند ایجاد یک دو قطبی جدی کنند و به طوری که در این دوره شاهد انتخابات متفاوتی باشیم.
مصطفی تاجزاده کاراکتر منحصر به فردی دارد. با وجودی که او عضوی از جناح چپ اول انقلاب است ـ جناحی که معروف به تندروی است ـ و هر کس بخواهد به اصلاحطلبان ایرادی وارد کند قاعدتا به کارنامه دهه ۶۰ و نیمه اول دهه هفتاد آنها رجوع میکند و آن دوران خوب یا بد، تاجزاده شریک در آن است. تفاوت مصطفی تاجزاده با بخش زیادی از اصلاحطلبان در این است که او در کمال شجاعت و حریت ایرادات و اشکالات خود و دوستانش را میگوید و از بیان عذرخواهی ابایی ندارد.
چه با مواضع او موافق باشیم یا مخالف، طی سالهای پس از خرداد ۷۶ رویه و مشیای را انتخاب کرده و حداقل پس از سال ۸۸ گفتمانی را مطرح کرده است که پای آن ایستاده و هزینه هم داده است.
تاجزاده از معدود چهرههای اصلاحطلب است که فساد، رانت و زد و بند اقتصادی درون نظام، پاشنه آشیلش نیست و هر قدر دلش بخواهد صدایش را بلند میکند و از این ناحیه نمیلنگد.
ادبیات صریح، جدید، متفاوت و جامعه محور تاجزاده در ایامی که کسی جرات بیان معمولیترین مطالبات اجتماعی، سیاسی، حقوق بشری، روابط بین المللی و عقیدتی را ندارد، به مرور تبدیل به گفتمانی شده که طرفداران خود را پیدا کرده است. او برانداز نیست، استراتژی او اصلاح است. اصلاحی که سالها است برای دوستان مشترک من و او تنها به ناندانی، راه کسب و ماندن در قدرت تبدیل شده است، ولی تاجزاده از اصلاحطلبی روحش را میخواهد نه رویش را؛ لذا در نظامی که ما ادعا داریم نظامی قانونبنیان و مردم سالار است طبیعتا و در شرایطی عادی تاجزاده باید تایید صلاحیت شود.
شکی نیست او یک رجل سیاسی و مذهبی با معیارهایی است که تاکنون افراد تأیید صلاحیت شدهاند. معادلات حاکم بر نظام را میشناسد، برای آیتالله خامنهای احترام قائل است، در گذشته با مقام رهبری ارتباط نزدیک داشته، اما امروز میداند ممکن است از گردنه شورای نگهبان عبور نکند، با این وجود اعلام داوطلبی او را باید به فال نیک گرفت.
در انتخابات پیشرو، اصلاحطلبان مانند دورههای پیشین هم در حال وزن کشی داخلی و درون جناحی هستند و هم در حال گرم کردن خود برای رویارویی و کارزار با حریف قدیمی خود در انتخابات ۲۸ خرداد ۱۴۰۰.
اسامی زیادی طی یک سال گذشته به عنوان گزینههای اصلاحات بر سر زبانها بوده است و همیشه محمدجواد ظریف در گمانهها یکی از آن افراد بود. کسی فکرش را نمیکرد مصطفی تاجزاده اعلام نامزدی کند، ولی حضور ظریف دور از انتظار نبود و شاید اگر کلیپ صوتی مصاحبه ظریف در این دوره حساس از عرصه سیاسی ایران، بیرون نمیآمد، آن نگرانی که در مورد تایید صلاحیت تاجزاده وجود داشت، در خصوص ظریف وجود نداشت.
داستان محمدجواد ظریف، اما دو لبه دارد. یک طرف این ماجرا آن است که میگویند ظریف سوخت و آن را از جهت احتمال رد صلاحیت او میگویند و سوی دیگر ماجرای او، ظرفیتی است که دارد.
محمدجواد ظریف کسی بود که توانست ظرف کمتر از دوسال با ۶ کشور قدرتمند جهان دور یک میز بنشیند و مسئله هستهای ایران را تا حدودی حل کند. این بخش از کارنامه او و توجهی که از سوی بخشی از جامعه بعد از پخش کلیپ مصاحبه به سوی او معطوف شده است، مانند تاجزاده ظرفیتی به وجود آورده، که چه تایید شود یا نشود، میتواند به مشارکت کمک کند و جناح نسبتا ناامید اصلاحات و مردم خسته ایران را از این مرحله عبور دهد.
نتیجه اینکه ظرفیت ظریف و گفتمان تاجزاده اگر مورد اجماع و اتفاق جناح اصلاحات قرار گیرد و یک کاسه شود، در اختیار جهانگیری، عارف و هر کس دیگری قرار گیرد، میتوان امیدوار بود اولا، اصلاحات حداقل شده بر روی کاغذ از بحران هویت خارج شود و دوم اینکه ثمر زحمات دیپلماتیک و مذاکرات جاری هستهای عقیم نماند و سودش عاید جماعت ایرانی شود.
فقط میماند یک موضوع و آن این که بر فرض محال، خیالات نگارنده محقق شود، آیا اصلاحطلبان از گذشته درس میگیرند و مرد میدان اصلاح خواهند شد؟
*روزنامهنگار