
دیدارنیوز ـ سمیه قرنی - نیروی انسانی چه از لحاظ کمی و چه از لحاظ کیفی همواره جزو دغدغههای اصلی آموزش و پرورش بوده و مسئولین امر برای آن تصمیماتی گرفتهاند. اما نکاتی که بطحائی در این نامه گفته میتواند شرایط پیچیدهای برای کشور ایجاد کند. بطحائی در این نامه گفته: با عنایت به اینکه در طول سالهای 1366 تا 1372 بیش از 380 هزار نفر بر اساس مجوزهای سازمان اداری و استخدامی به عنوان معلم در وزارت آموزش و پرورش استخدام شدهاند، پدیده بازنشستگی بیش از 370 هزار نفر از کارکنان آموزشی طی پنج سال پیش رو (97-1396 الی 1401- 1400) ادامه فعالیت بزرگترین دستگاه اجرایی کشور را به طور جدّی مورد تهدید قرار میدهد.
در اولین بخش این نامه مشکل اصلی به وضوح اعلام میشود. «سونامی بازنشستگی در آموزش و پرورش». این نکتهای است که اسفندیار چهاربند رئیس مرکز برنامهریزی نیروی انسانی و فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش در مصاحبهای به آن اشاره کرد: در طول دو دهه اخیر یعنی از سال 80 تا سال1399 حدود 640 هزار نفر معلم بازنشسته در آموزش و پرورش خواهیم داشت که تا به الان 320 هزار نفر بازنشسته شدهاند و از سال 96 تا سال 1399، 320 هزار نفر دیگر بازنشسته خواهند شد.
بطحائی در ادامه نامه به سراغ آمار و ارقامی میرود که مسائل سالهای آینده آموزش و پرورش به آن مربوط است: بر اساس منابع آماری موثق درحالی که تعداد دانشآموزان کشور از 14 میلیون نفر در سال 1397 به 15.5 میلیون نفر در سال 1401 افزایش مییابد، تعداد کارکنان آموزشی وزارت آموزش و پرورش با خروج بازنشستگان از 758000 نفر در سال 1397 به 428000 نفر در سال 1401 کاهش خواهد یافت که این تعداد فقط 55 درصد نیاز این وزارتخانه را تأمین خواهد کرد.
آمار و ارقام دارند این هشدار را به وضوح بیان میکنند که اگر فکری به حال این موضوع نکنیم تا 4 سال آینده با وضعیت نابسامانی روبرو خواهیم بود. این آمار در کنار این مساله که معلم توانمند و با دانش به مرور زمان شکل میگیرد دغدغه دیگری نیز به وجود خواهد آورد. نکتهای که بطحائی نیز در نامه خود به آن اشاره داشته: از آنجا که تأمین و تربیت معلم امری زمانبر و میان مدت است، درحال حاضر نیز به دلیل تأخیرهای طولانیمدت در انجام اقدامات لازم به منظور جبران کمبود معلم، نگرانیهای جدی برای بازگشایی مدارس در مهر ماه سال جاری وجود دارد.
توانمندسازی معلمان مسالهای است که همواره برای آموزش و پرورش بسیار مهم بوده و باید به آن توجه ویژهای کرد. امروز هم حتی معلمان بسیاری وجود دارند که از مهارتهای لازم برخوردار نبوده یا حتی دانش کافی را ندارند. چهاربند در بخش دیگر صحبتهای خود میگوید: از سال 1380 تا سال 1392، 92 هزار نفر توسط روشهای تربیت معلم در آموزش و پرورش جذب شدهاند و مابقی از مسیرهای دیگر از جمله استخدام، مانند حق التدریسها و مربیان پیش دبستانی بدون گذراندن برای احراز صلاحیت وارد آموزش و پرورش شدهاند. رئیس مرکز برنامهریزی نیروی انسانی و فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش گفت: 24 درصد از نیروهای وارد شده به آموزش و پرورش از طریق تربیت معلم و 76 درصد از مسیری غیر از تربیت معلم هستند و این نشان میدهد که نهاد تربیت معلم در کشور دچار چالش شده است. سوال این است که چرا فقط باید 92 هزار نفر از مسیر تربیت معلم وارد آموزش و پرورش شوند؟
سوالی که چهاربند مطرح میکند از سوالات جدی امروز آموزش و پرورش است. این نکته که فرایند تربیت معلم از طریق دانشگاههایی به این نام تقریبا کمرنگ شده و جای خود را به دانشگاه فرهنگیان داده که نتوانسته جا بیافتد و وضعیت روشنی ندارد. چهاربند در این باره میگوید: متأسفانه نهاد 100 ساله تربیت معلم را کنده و به جای آن دانشگاه فرهنگیان را تأسیس کردیم که تنها 5 سال از عمر آن میگذرد. در حقیقت با این کار روشهای 100 ساله تربیت معلم را در دانشگاه تربیت معلم جا گذاشتیم و دانشگاه فرهنگیان را از صفر ایجاد کردیم که هیچ کدام از زیرساختهای تربیت معلم به این دانشگاه منتقل نشد.
ترکیب موج بازنشستگی در چهار سال آینده در کنار موضوع توانمندسازی معلمان میتواند به عنوان اصلی ترین مساله آموزش و پرورش در دوره بطحائی باشد. اما باید برای آن چه کرد؟ بطحائی در بخش آخر نامه خود خطاب به جهانگیری اینگونه مینویسد: با توجه به تهیه «برنامه جامع پنج ساله نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش» و ضمن هماهنگی با سازمان اداری و استخدامی کشور راهکارهای کوتاه مدت و میان مدت برای رویارویی مؤثر با پیامدهای مالی واجرایی چالش مذکور در دست بررسی است که نتایج آن متعاقباً به استحضار خواهد رسید.
وزیر مدعی است که برای این مشکل در حال برنامهریزیهایی هست و باید صبر کرد و منتظر ماند و نتیجه کار را دید. اما نگاه کارشناسی در اینباره چه میگوید؟ شاید خیلی پیچیده نباشد که از همین امروز باید برای جذب نیرو برای آموزش و پرورش اقداماتی کرد. لازم به توضیح است که باید فرایندی مشخص به وجود آید که علاقهمندان به شغل شریف معلمی گزینش شده و بعد از آن دورههای توانمندسازی به صورت فشرده برگزار شود تا مشکلات مهارتی به حداقل برسد.
مساله دیگری که میتواند به حل این مشکل کمک کند استفاده از معلمان بازنشسته یا باسابقه است. در حال حاضر این بخش از معلمان در مدارس غیر دولتی و موسسات گوناگون مشغول به فعالیت بوده و میتوان از ظرفیت آنها برای توانمندسازی نیروهای جدید استفاده کرد.
استفاده از نیروهای بومی در شهرهای کوچک و همچنین روستاها میتواند بخشی از مسائل مربوط به آن مناطق را نیز حل کند. این موضوع در شرایطی است که سرباز معلمها میتوانند در این مناطق به کمک آموزش و پرورش آمده و بخش از بار این مساله را به دوش بکشند. هر چند نیروهای مسلح میتوانند کمکهای بزرگتری در این زمینه به نظام آموزشی کشور داشته باشند.
بازگشت دانشگاههای تربیت معلم (تهران، تبریز و سبزوار) به وضعیت قبلی خود میتواند کمک شایانی در این فرایند داشته باشد و استفاده از امکانات آنها میتواند در توانمندسازی معلمان جدید موثر باشد. ظرفیت و امکانات دانشگاه فرهنگیان مفروض بر اینکه جدی گرفته شود در بهترین حالت ممکن میتواند بخش کوچکی از کار را تسهیل کند و برای بخش اعظم آن نیاز به امکانات بیشتری وجود دارد.
بهبود وضعیت معیشتی معلمان و همچنین رفع تبعیضهای موجود نیز میتواند تاثیرات بسزایی در حل این مشکل و به صورت کلی حل مشکلات متعدد آموزش و پرورش داشته باشد. امروز حتی نیروهای فعلی آموزش و پرورش نیز علاقه مند به ماندن نیستند و تلاش میکنند که خود را به نهاد و سازمان دیگری منتقل کنند. وقتی این مشکلات وجود داشته باشد طبیعی است که اقبال عمومی نسبت به این حوزه کم خواهد شد. اما وقتی انسانهای توانمند و علاقه مند به این حوزه ببینند که فرهنگیان در وضعیت مناسبی قرار دارند به این حوزه متمایل میشوند.
بیکاری یکی از مشکلات اساسی امروز کشور بوده و دغدغه اصلی مردم و دولت به حساب میآید. در این بین یکی از نهادهای مهم کشور به مشکل نیروی انسانی برخورده و باید برای آن فکری جدی کند. دولت میتواند با یک سازماندهی درست بخشی از نیروی کار توانمند را وارد حوزه آموزش و پرورش کرده و با آموزش مهارتهای لازم به آنها هم عده زیادی از افراد جامعه را به شغلی رسمی و مشخص برساند و همچنین مشکلات بزرگترین دستگاه اجرایی کشور را سامان دهد.