دیدارنیوز ـ پرستو بهرامیراد: سکوت جو بایدن در مورد برجام در اولین سخنرانیاش درباره سیاست خارجی دولتش بسیار کر کننده بود. در واقع بایدن حرفی در مورد خاورمیانه و ایران نزد و تاکنون هم با کشورهای متحد آمریکا در منطقه از جمله اسرائیل تماس تلفنی نداشته است.
بعد از سکوت جو بایدن در مورد برجامی که بارها در کارزارهای انتخاباتی از بازگشت به آن خبر داده بود، بسیاری را شوکه کرد. در هر حال این سکوت در حالی است که تیم سیاست خارجی او از زمان ورود به کاخ سفید سخنان ضد و نقیضی در خصوص قرارداد برجام داشتهاند.
بیشتر بخوانید:
سکوت جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا در خصوص برجام تفاسیر مختلفی داشته است. برای بررسی این موضوع دیدار با سید جلال ساداتیان، سفیر پیشین ایران در انگلستان و تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتگو میپردازد.

سید جلال ساداتیان در مورد سکوت بایدن در مورد برجام میگوید: «بایدن با توجه به واکنشهایی که تاکنون دریافت کرده، میخواهد مسئله منطقه خاورمیانه و مسائل این منطقه را از آنچه که تا امروز در ذهنش بوده، نشان دهد اهمیت کمتری دارد. برای اینکه از ابتدا گفت من به برجام برمیگردم و تیمی را هم انتخاب کرد که در راستای حل مسئله برجام و این منطقه بودند. آنتونی بلینکن، وزیر خارجه، خانم وندی شرمن، معاون وی، آقای رابرت مالی، دستیار ویژه در امور ایران، آقای جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی و آقای برنز، رئیس سازمان سیا این تیم را تشکیل میدهند و آنها با آقای جان کری کار میکردند. با اینکه آقای جان کری به عنوان نماینده ویژه رئیسجمهوری در امور تغییرات اقلیمی کار میکند، ولی گوشه چشمی هم به این طرف دارد. این موارد در راستای اهمیت آقای بایدن به مسئله برجام و مسائلی که در این منطقه میگذرد، تلقی و تحلیل شد. اما فشارهایی که از سوی لابی صهیونیستی بهعلاوه خود آقای نتانیاهو و همچنین لابی عربستان بر بایدن وارد میکنند تا مسئله ایران به این شکلی که در ذهن آقای بایدن بود حل و فصل نشود. چرا که بازگشت به برجام از دید آنها یعنی خط قرمزهای اسرائیل و عربستان شکسته خواهد شد؛ لذا به نظر میآید به دلایل بالا آقای بایدن ترجیح داده است که در اولین سخنرانی خود در وزارت امور خارجه که حتی آنتونی بلینکن مطرح کرد که رئیس جمهوری میخواهد صحبت بکند، مسئله برجام و منطقه خاورمیانه را مطرح نکند. در واقع او میخواست بیشتر یک پیام داخلی بدهد.»
وی در ادامه بیان میکند: «نکته دوم در سخنرانی بایدن حمایتی است که از هم پیمانان اروپایی خودش کرد. وقتی مکرون مطرح میکند که در مذاکرات برجامی، عربستان و اسرائیل حضور داشته باشد؛ بایدن مسئله عربستان و یمن را اینگونه مطرح میکند که باید جنگ یمن تمام شود و از این به بعد آمریکا به تامین اسلحه عربستان کمک نخواهد کرد و این پیام را ضمن اینکه نوعی احترام برای همپیمانان اروپایی خودش قائل است و همچنین میخواهد به مکرون که در حقیقت پیشتاز اروپاییها است این پیام را دهد که میخواهد خاورمیانه را به آرامش برساند و مسئله جنگ یمن را تمام بکند و به عربستان هم پشتیبانی بیشتری نخواهد داد. ولی بحث جدیتر این رویه است که به نظر میآید آقای بایدن در پیش گرفته که در ابتدا اروپاییها را با خودش همراه کند و آنها را به یک وحدت رویه برساند. همچنین روسیه و چین را هم اگر بتواند با خود همراه کند. البته با چین مسائل بیشتری دارد و شاید ائتلاف زمانبر شود. در واقع در بحث چین ممکن است به یک معادله و معاملهای برسند، یعنی اختلافات جدی که تاکنون در ارتباط با هنگ کنگ، تایوان، ایالت اویغورنشین و تبت هم که از گذشته بین چین و آمریکا مطرح بوده و مسائل مربوط به تعرفهها در روابط تجاری، بایدن به دنبال این است که به نوعی حل و فصل کند. روسیه هم با توجه به وضعیتی منطقه و گوشه چشمی که به اسرائیل و سوریه دارد و آنچه ایران در منطقه انجام میدهد، ممکن است به همراهیهای با ایران پشت کند و بعید نیست با آمریکاییها همراه بشود. اگر هر دو اتفاق بیفتد و آنها به یک وحدت رویه برسند، بعید نیست که فشارها بر ایران از کانال و مسیر دیگری اتفاق بیفتد.
ساداتیان راهکاری برای شرایط حال حاضر برای احیای برجام مطرح میکند: «ایران بدون اینکه بخواهد از مواضع خود عدول بکند که انصافاً مواضع ایران به حق بوده و آنچه که تاکنون مطرح کرده درست بوده است، مثل اینکه آمریکا از برجام خارج شده و آنها باید برگردند یا اروپاییها به تعهداتشان عمل نکردند تا نقطه صبر ایران سر آمد و طی ۵ مرحله دوماهه به اروپاییها مهلت داد اکه به تعهداتشان عمل کنند و ایران هم به تعهداتش برگردد؛ اما اروپاییها انجام ندادند و ایران مرحله به مرحله تعهدات خود را تعلیق کردند. امروز هم به نظر میآید اینکه فکر کنیم یک باره آمریکاییها به برجام برمی گردند و کل تحریمها را برمی دارند، امر ناصوابی است، ولی اگر طرفین توافق کنند که مرحلهای پیش بروند یعنی به همان شکلی که آن ۵ مرحله رخ داد، شاید این فرصت بهترین مجال باشد. زیرا توصیه میشود که قبل از آن که وحدت نظر بین مجموعه اعضای شورای امنیت فراهم بشود و بتوانند به سمت اسنپ بک حرکت بکنند و قطعنامههای گذشته را احیا کنند یا حتی قطعنامههای جدید علیه ایران به تصویب برسانند، به نظرم مقامات به این سمت و سو حرکت کنند که به صورت مرحلهای با آمریکا به توافق برسند و فرصت امروز را مغتنم بشمارند. چون این حرکت هم فایده داخلی، هم فایده زمانی و موقعیت خواهد داشت. چون اگر بخواهند تا ۵ الی ۶ ماه دیگر صبر کنند تا شاید یک وحدتی علیه ایران شکل بگیرد که آن وقت به همین راحتی نمیتوان آن را جبران کرد.»
این دیپلمات پیشین در خصوص سخنان ضد و نقیض تیم بایدن میگوید: «تفاوت گفتار را نباید به حساب سیاستهای تصویب و تنظیم شده آمریکاییها در نظر بگیریم. از ابتدای امر نظرات مختلفی بیان میشد و نهایتاً به یک استراتژی و رویه تبدیل خواهد شد. حال اینکه در روزهای آتی نتایج به چه سمت و سویی حرکت میکند، یا پشت پرده چه توافقاتی حاصل میشود، و آیا گفتگوهایی که از طریق پادشاهی عمان شکل گرفته است و آنها کمکی خواهند کرد که نقطه نظرات به همدیگر نزدیک بشود و به یک رویه مشخص و توافق شدهای بیانجامد، سوالاتی است که مطرح میشود و محتمل است. من این موارد را رد نمیکنم. حال افرادی نقطه نظراتی را ابراز کرده اند، ولی جو داخلی آمریکا و فشارهایی که بر بایدن وارد میشود، به علاوه افراد زخم خورده که به ترامپ رای داده اند که ممکن است از همین گامهای اول علیه آقای بایدن حملاتی داشته باشند، همچنین لابی صهیونستی در داخل آمریکا و نتانیاهو همه این موارد باعث میشوند بایدن از همین ابتدا مراقبتهایی را صورت بدهد. من اعتقادم بر این است که او میخواهد به برجام برگردد، تحریمها را بردارد و میزان تنش با ایران را به حداقل ممکن برساند. نمیگویم روابط را عادی کند بلکه میخواهد تنشها را به حداقل ممکن برساند. اما طبیعی است که رویهای را در پیش بگیرد که بتوانند از ایران نیز امتیازهایی بگیرد.»
وی در ادامه بیان میکند: «اگر آنها بدون هر پیش شرطی به برجام برگردند، معنی اش این است که تقصیر آمریکا را در خروج از این برجام پذیرفته اند. البته این موضوع واضح و آشکار است و اروپاییها هم بارها گفته اند و ترامپ هم با افتخار نشان داد که من از برجام خارج شده ام. به همین دلیل اگر به سرعت به برجام برگردند، طبیعتاً ایران به اصطلاح طلبکار این قضیه خواهد شد و میگوید شما مقصر بودید و بی دلیل از برجام خارج شدید و تحریم کردید و حال باید همه خسارتهای وارد شده به ایران را جبران کنید. طبیعتاً آنها به دنبال راه حلی هستند که بتوانند این وجه کار را یا به کلی منتفی کنند یا به حداقل ممکن کاهش دهند. وقتی آنها مطرح میکنند اول ایران برگردد، یعنی ایران را مقصر جلوه دهند و بگویند شما ناقض برجام بودید، در حالی که ایران ناقض برجام نبوده و هنوز هم بدنه برجام را حفظ کرده در دو جبهه یعنی بحث خروج آمریکا از برجام و عدم انجام تعهدات از سوی اروپاییها خویشتنداری کرده است. اروپا و آمریکا لیست بلند و بالایی از تعهدات را به عنوان زمینه برجام دارند مثل نقل و انتقالات مالی بین اشخاص و نهادهای مالی، فعالیتهای بانکی، خدمات مالی سوئیفت، حمایت مالی در تجارت با ایران، اعتبارات صادراتی (بیمه)، تعهد پرداخت وامهای بلاعوض، خدمات مالی و وامهای ترجیحی، ارائه پرچم برای کشتیرانی، دسترسی به فرودگاه اتحادیه اروپا و .... آمریکاییها چنین وظایفی را برعهده داشتند و باید عمل میکردند که هیچ کدام را انجام نداده اند. طبیعتاً آنها مقصر هستند، ولی امروز میخواهند به برجام بازگردند و در این نقطه ایران میتواند طلبها و انتظارات خود را مطرح کند. اما آمریکاییها از همین بدو امر نعل وارونه میزنند برای اینکه از زیر بار این تعهدات شانه خالی کنند. در قبال خواسته ایران سعی دارند جنبههای سخت ماجرا را به رخ بکشند که اگر ایران نپذیرد و امتیاز ندهد، میتواند این عواقب سنگین را برای ایران بوجود بیاورند. ولی من شخصاً امیدوارم که کار به اینجا نکشد و طرفین بتوانند با منطق درستی با هم گفتگو کنند و وارد فضای تعاملی شوند.»
طبق گزارش وال استریت ژورنال، بازرسان آژانس اتمی در ایران شواهد جدیدی از فعالیتهای اعلام نشده هستهای یافتهاند، ساداتیان در این مورد میگوید: «آمریکاییها به شیوههای مختلفی در صدد این هستند که بگویند دارند حلقه محاصره را علیه ایران تنگ میکنند، برای اینکه ایران کوتاه بیاید و بر سر میز مذاکره بتوانند امتیازات خودشان را بگیرند.»
در پایان درباره اینکه مذاکرات پشت پردهای رخ داده یا نه، این دیپلمات پیشین بیان میکند: «کوتاه نیامدن ایران امر پشت پردهای نیست. اگر پشت پرده اتفاقی افتاده و می افتد فقط در حد رسانهای من هم مطلع هستم و چیزی بیش از این نمیدانم. اما پاسخهایی که ایران و آمریکا به یکدیگر میدهند علنی است. پاسخهایی که به یکدیگر میدهند بخش دیپلماسی عمومی است که علنی و رسانهای میشود و با هم گفت وگوی اینگونهای دارند.»