
دیدارنیوز ـ گلنار متولی و ارسلان شهلا در بلومبرگ گزارشی نوشتهاند و به انتخابات ریاست جمهوری آینده ایران پرداختهاند و گزینههای مطرح در این زمینه را معرفی کردهاند. دیدار یادداشت مزبور را ترجمه و ارائه کرده است. برخی از اطلاعات ارایه شده در این مقاله طبعا دقیق نیست و انتشار آن از سوی دیدار به این دلیل صورت گرفته است تا فضای رسانههای غیر فارسی زبان و سنخ تحلیلهای آنها نسبت به ایران را برای مخاطبان روشنتر نماید.
منبع: بلومبرگ
نویسندگان: گلنار متولی، ارسلان شهلا
مترجم: حمیدرضا بابایی
در شرایطی که نگاه جهان به انتخابات ماه آینده آمریکا و سرنخهایی از آینده مناقشه با ایران دوخته شده است، نامزدها خود را برای انتخاباتی دیگر آماده میکنند که میتواند بسیار حیاتی باشد.
در ژوئن آینده، ایرانیها نیز رئیس جمهور جدیدی انتخاب خواهند کرد، زیرا دوران ریاست جمهوری حسن روحانی به پایان میرسد. روحانی حیات سیاسی خود را به امضای توافق تاریخی هستهای با پنج قدرت جهانی گره زد، ولی میراث او به دست تندرویان در داخل و همچنین آمریکا، نابود شده است.
مانند همیشه، صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری به تایید نهاد مقتدرِ شورای نگهبان خواهد رسید؛ اما به نظر میرسد شخصیتهای نظامی و همچنین محافظه کاران کاملا وفادار، بر اوضاع مسلط خواهند شد. در سال ۲۰۱۸ به دنبال خروج یک جانبه دونالد ترامپ از توافق هستهای که روحانی وعده داده بود بلیط پیشرفتهای اقتصادی و پذیرش جهانی است، نفوذ این شخصیتها به شدت تقویت شده است.
گرچه ایران تعهدات اصلی خود را در توافق هستهای کاهش داد و غنی سازی را از سطحی بالاتر از میزان توافق شده از سرگرفت، تهران رسما از این توافق خارج نشده و گفته است اگر تحریمهای ضد ایرانی کنار گذاشته شود، موارد نقض برجام نیز به تدریج رفع خواهد شد. تحریمهای شدیدتر آمریکا باعث شده است صادرات نفتی ایران کاهش یابد. تولید نفت خام از اواسط سال ۲۰۱۸ تاکنون نصف شده و به کمتر از ۲ میلیون بشکه در روز رسیده است.
یک فرد تندرو، انگیزه چندانی نخواهد داشت تا رسما از توافقی خارج شود که با تمام شرایط موجود، یک مسیر حیات برای اقتصاد ویرانِ ایران است؛ اما احتمالا با همان شرایط قبلی برسر میز مذاکره نیز نخواهد نشست یا اینکه مایل نخواهد بود به سادگی توافق هستهای را آنگونه که هست، احیا کند حتی اگر جو بایدن نامزد دمکراتها در انتخابات ریاست جمهوریِ سوم نوامبر پیروز شود. بایدن در دولت اوباما که توافق هستهای حاصل شد معاون رئیس جمهور بود؛ وی گفته است در صورت پیروزی در انتخابات، برجام را احیا خواهد کرد.
کشورهای اروپایی، چین و روسیه پایبند برجام بودهاند و چیزی کمتر از تغییر رویکرد یا تغییر رهبری را در آمریکا نمیپذیرند؛ و ایران نیز تلاش میکند تخم مرغهایش را در یک سبد قرار ندهد. میانهروهای ایرانی کاملا کنار گذاشته نمیشوند، زیرا بسیاری از آنها مانند محمدجواد ظریف وزیرخارجه، مهارتهای تخصصی و تجارب دیپلماتیکی دارند که در صورت از سرگیری مذاکرات، به کار خواهد آمد.
"صنم وکیل" نایب رئیس “برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا" میگوید: «احتمالا شاهد رقابت جناحهای تندرو برای این پُست خواهیم بود، از نظر آنها پیروزی دونالد ترامپ یک فرصت است، زیرا به آنها فرصت میدهد قدرت خود را تحکیم کنند. اگر بایدن پیروز شود، نظام با یک گزینه مواجه خواهد شد، به کسی نیاز خواهد بود که آسایش به همراه آورد و معامله کند. کسی که ارتباطات داشته و با این عرصه آشنا باشد.»
نام چند نفر که زیاد دربارهشان بحث میشود و احتمالا رئیس جمهور بعدی ایران خواهند بود:
۱. محمدباقر قالیباف؛ رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس پلیس سابق، از کهنه کاران سپاه پاسداران، و شهردار سابق تهران. قالیباف یک تندروی عملگرا است: او خود را یک نوگرا معرفی میکند، در عین حال با ارزشهای محافظهکارانه، طبقه مذهبیون را خرسند نگه داشته است. وی با اتهاماتی در زمینه فساد مواجه است و محبوب رای دهندگان اصلاحطلب نیست، او، اما از توافق هستهای قویا حمایت کرد و در زمان شهرداری تهران، طرحهای بزرگی را در این شهر اجرا کرد که از جمله با سرمایه گذاری خارجی و عمدتا چین، صورت گرفت.
۲. حسین دهقان؛ مشاور آیتالله خامنهای و وزیر سابق دفاع: دهقان در اقدامی نادر، آشکارا نامزدی خود را اعلام کرد. اما احتمالا این تلاشی است برای آزمودن نظر رای دهندگان و طبقه سیاسی بهویژه حلقههای اطراف رهبری ایران.
دهقان که از کهنه سربازان سپاه است در دوران ریاست جمهوری اصلاح طلبان و همچنین تندرویان خدمت کرده است. وی بهعنوان چهرهای محافظه کار شناخته میشود، اما نزدیکیاش با روحانی و خدمت در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، به وی قدری نزد رای دهندگان طرفدار میانهروها، اعتبار بخشیده است. وی گفت میخواهد مردم را از وضعیت کنونی نجات دهد؛ یعنی اینکه میخواهد مناقشه با آمریکا را حل و فصل کند.
۳. محمود احمدینژاد؛ رئیسجمهور ایران درسالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ در اوج تنش میان ایران و آمریکا بر سر برنامه غنی سازی اورانیوم در ایران. احمدینژاد همچنین چهرهای است که از بدنه دور شده است. تلاش او برای بازگشت به عرصه، به شورای نگهبان بستگی دارد که با رقابت او در انتخابات ۲۰۱۷ مخالفت کرده بود... در دوران احمدینژاد روابط ایران با آمریکا و اروپا احتمالا وارد مرحلهای تقابلیتر میشود.
۳. سعید محمد؛ فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء: محمد هم یکی دیگر از کهنه سربازان سپاه است که مدیریت این تشکیلات سازندگی را برعهده دارد. این قرارگاه صدها مجموعه را دربر میگیرد و از نظر بسیاری از ایرانیها، سمبل نفوذ سپاه در امور اقتصادی است. محمد نسبت به فرماندهان پیش از خود، تلاش کرده است با رسانهها تعامل و در عرصههای عمومی ظاهر شود، یعنی تلاش فعال برای چهرهسازی. در دوران حضور محمد در قرارگاه خاتم، وزارت نفت مناقصات بیشتری به آن واگذار کرد و این نهاد عهدهدار اجرای توافقاتی شد که شرکتهای خارجی یا آنها را رها کردهاند یا اینکه به آن دسترسی نداشتهاند.
۵. عزتالله ضرغامی، یک افسر سابق سپاه که برای فعالیت در عرصههای سیاسی و رسانهای، آن را رها کرد. وی عمدتا به عنوان رئیس سازمان صدا و سیما در دورهای شناخته میشود که شاهد سانسور شدید و افزایش تولیدات دینی بوده است. وی از متحدان نزدیک احمدینژاد بوده است و از فعالان در رسانههای اجتماعی است که در مناظرات مرتبط با حقوق اجتماعی شرکت میکند. وی بهعنوان یک چهره محافظه کار، بارها بر سر قوانین حجاب اجباری و پوشش اسلامی زنان، با روحانی درگیر شده است.