دیدارنیوز ـ
امیر دبیری مهر*: حکمرانی خوب، یک وضعیت و موقعیت ذهنی نیست که با تبلیغات و پروپاگاندا و شعار و پوستر و تیزر ایجاد شود. حکمرانی خوب، نتیجه تدابیر و تصمیمات درست و منطقی و به موقع عدهای سیاست مدار خوش فکر و فهیم و دور اندیش و میهن دوست است که اگر جلوتر و فراتر از متوسط ملت نمیاندیشند دست کم در طراز متوسط جامعه هستند، اما به واسطه اقتدار اکتسابی از آرای مردم، صاحب تصمیم و قدرت لازم برای اجرای آن هستند.
بحران کرونا در ایران بعد از ۵۰ روز توام با دلهره و نگرانی و البته خسارت و تلفات بی سابقه، از ۲۰ فروردین به بعد از قله اوج خود فرو کش کرده و به مرور و به شرط رعایت ملاحظات بهداشتی و فاصله اجتماعی، به مرور از قالب یک تهدید ملی و منطقهای و جهانی به یک بیماری خطرناک تقلیل مییابد و گمان میرود تا پایان اردیبهشت، از پاندمی به اپیدمی تبدیل شود، اما از اکنون همگان نگران روزهای پساکرونایی هستند؛ به ویژه که در حوزههای مختلف، کشور دچار رکود و خسارت و کمبود و ظاهرا تعویق و عقب افتادگی چند ماهه شده است.

حکمرانی خوب در این نیست که امروز بنشینیم و به ریش مدیریت ناکارآمد کرونا در امریکا و اروپا بخندیم و با غرور و تکبر از کارایی مدیریت خودمانی در تولید ماسک و الکل و توزیع بستههای غذایی در مساجد و در کوی و برزن بگوییم و آن را در بوغ و کرنا کنیم، زیرا اولا این مساله چندان در اولویت ما نیست و دردی از ما نمیکاهد، ثانیا آلوده به اغراض غیر اخلاقی و سیاسی است، ثالثا «خوش تر آن باشد که سِرّ دلبران، گفته آید در حدیث دیگران»، بلکه حکمرانی خوب در این است که ببینیم دقیقا برای روزهای آینده، چه تدابیر و تصمیماتی برای جبران مافات و زیان دیدگیها داریم. آیا از خرد جمعی بهره خواهیم گرفت؟ آیا جرات تصمیم گیریهای صحیح خواهیم داشت؟ خلاصه اینکه حاکمیت، درک و توان و دغدغه و عقل کافی برای کاستن از رنج ملت در دوران کرونا را دارد یا خیر؟
با توجه به اینکه مطلع هستم در بخشهایی از حاکمیت، هستند معدود افرادی که به حکمرانی خوب میاندیشند و از امروز در صدد تهیه و ارائه پیشنهادهایی برای روزهای پسا کرونایی هستند، برخی ایدههای مطرح در جامعه را به اختصار در این نوشتار فهرست گونه در حوزههای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و به زبان بسیار ساده تقدیم میکنم. رویکرد مبنایی این پیشنهادها مبتنی بر چند فرض است:
اول اینکه دولت برای جبران خسارتهای دوران کرونا ضرورتی ندارد فقط به مداخلات مالی و پولی مانند بستههای حمایتی و یارانه ای بسنده کند بلکه مداخله سیاستی، واجبتر و موثرتر است.
دوم اینکه فرض بر این است تا پایان اردیبهشت یعنی بعد از سه ماه به شرط ادامه روند کنونی، شرایط کشور عادی خواهد شد.
سوم اینکه در اتخاذ و اجرای تصمیمات در کل سیستم و نظام، یکپارچگی وجود خواهد داشت.
این پیشنهادها به شرح زیر است:
۱- معافیت مالیاتی برای صاحبان کسب و کار متضرر از کرونا به مدت سه ماه و دست کم ترکیبی از معافیت و تعویق مالیاتی.
۲- بخشش قبوض آب و برق و گاز و تلفن مشترکینی که در این سه ماه در حد متعارف مصرف کرده اند و اعلام معافیت آنها از پرداخت این هزینه به عنوان پاداش همراهی ملی و همبستگی با حاکمیت در شرایط بحرانی.
۳- تغییر ساعات مجاز فعالیت کسبه و افزایش آن به ۲۴ ساعت در شبانه روز؛ بگونهای که همه رستورانها و کافی شاپها و محیطهای عمومی بتوانند بعد از رفع تهدید کرونا شبانه روز باز بوده و به مردم خدمات بدهند بلکه مقداری از خسارتهای این سه ماه جبران شود. مانند تجربه «از افطار تا سحر» در ماه مبارک رمضان.
۴- سینماها و نمایش خانهها و کنسرتهای موسیقی و گالریها و مسابقات ورزشی با نگاهی مداراگونه در سراسر کشور با افزایش سانسهای اجرا و بازدید و نمایش، رونق یابد تا مقداری نشاط اجتماعی نبوده ایجاد شود وشادی از دست رفته باز گردد و هنرمندان این بخشها هم بتوانند روی چرخ فعالیت قرار گیرند.
۵- دانشگاهها و موسسات آموزش عالی غیر انتقاعی (در واقع انتقاعی) و در رأس آنها دانشگاه آزاد اسلامی، دست کم نیمی از شهریه دانشجویان را در این ترم عودت دهند، زیرا به جهت تعطیلات، هزینهای متقبل نشده اند.
۶- ایام کرونا فرصت بی مانندی برای آموزشهای مجازی در نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی بود، باید از این تجربه به نحو حداکثری استفاده شود تا حضور فیزیکی دانش آموزان و دانشجویان کاهش یابد و جز به ضرورت و اختیار نباشد. این مهم نیازمند یک بازنگری جدی در نحوه نظام آموزشی است، مثلا ساعات اجباری و الزامی حضور دانش اموزان و دانشجویان میتواند به نصف کاهش یابد.
۷- هیچ وقت و هیچ زمانی نیاز به دولت الکترونیک و در راس آنها بانکداری مجازی به این میزان احساس نشده بود و با یک عزم ملی باید موانع آن رفع شود تا نظام اداری پس از این، نه به عنوان یک انتخاب بلکه به عنوان یک الزام و تکلیف، موظف به ارائه خدمت به مردم بدون حضور فیزیکی آن ها باشد.
۸- سالهاست از دور کاری و برون سپاری در کشور سخن گفته میشود، این دوران کرونایی نشان داد میتوان از این شیوه برای تمشیت امور استفاده کرد و آسمان هم به زمین نمیآید و خدمات بهتری هم ارایه خواهد شد.
۹- در دوره کرونا نظام تصمیم گیری کشور، علی رغم معذوریتها و فشارها، در حوزههایی جرأت تصمیم گیری داشت مانند تعطیلی مساجد و نمازهای جمعه و اماکن زیارتی با هدف صیانت از نفوس مردم که از نظر جرات تصمیم گیری مبتنی بر منافع ملی، تجربه بی مانندی بود، اما درحوزههایی نتوانست به تصمیم برسد مانند رفع فیلترینگ از شبکههای مجازی در زمانی که مردم دعوت به ماندن در خانهها میشدند و اطلاع رسانی، مهمترین اقدام آگاهی بخش بود. در دوران پسا کرونا باید در نحوه و سازوکارهای تصمیم گیری در این حوزهها تجدید نظر شود تا قوه عاقله نظام در بزنگاه قفل نشود و کسانی با محافظه کاری و کوته نظری برای هشتاد میلیون نفر تصمیم گیری نکنند و پاسخگو هم نباشند.

۱۰- پیشنهاد اعلام تعطیلی عمومی یک هفتهای یا ده روزه برای سفر باید عملی شود تا بخشهای حمل و نقل و هتل داری و پذیرایی بتوانند جان دوبارهای بگیرند و بخشی از زیان هایشان جبران شود.
۱۱- در حوزه سیاست خارجی و روابط بین الملل، فرصت مناسبی است تا در پرداختهای دولت به سازمانهای بین المللی تجدید نظر شود. وقتی در شرایط بحرانی نتوانیم به هر علت از جمله حق وتوی امریکا از کمکهای بانک جهانی یا صندوق بین المللی پول استفاده کنیم چه ضرورتی دارد سالانه میلیونها دلار حق عضویت به آنها بدهیم؟ بررسی نوعی همراهی و همدلی دولتها نیز با مردم ایران در این مدت ضروری است.
۱۲- دوران پسا کرونا فرصت بی نظیری برای تجدید نظر در سازمان اداری و نهادی و چینش نهادها و سازمان ها است. واقعیت این است که بسیاری از نهادها در کشور به تدریج و به اقتضای زمان شکل گرفته اند و در حال حاضر و مبتنی بر تجربه، بود و نبودشان فرقی نمیکند؛ چنانچه در این سه ماه که تعطیل یا نیمه تعطیل بودند هیچ مشکلی برای کشور ایجاد نشد. بهتر است با یک بررسی جامع به کوچک سازی ساختار دولتی و حاکمیتی اقدام شود؛ هر چند این تصمیم با مخالفت جدی کسانی مواجه خواهد شد که سالهاست بر سر این سفرههای چرب و شیرین ارتزاق میکنند و احتمالا برای پهن ماندن سفره شان به همه مقدسات متوسل خواهند شد.
۱۳- بررسی کارآمدی عملکرد نهادهایی که در این دوران، مسئولیت کاستن از رنج مردم داشتند ضروری است. آنهایی که موثر و کارآمد بودند و همراه مردم بودند مانند نیروهای مسلح باید تشویق و حمایت شوند و آنهایی که کارآمد و موثر نبودند باید مواخذه شوند که سر بزنگاه، کاری از دستشان بر نیامده است.
۱۴- تا کنون حدود ۵ هزار ایرانی بر اثر کرونا جان باختند و در این بحران و تاکنون، فرصت همدردی با حدود ۱۰۰ هزار نفر از خانوادههای درجه یک و دو آنها فراهم نشده است، باید در دوران پسا کرونا برای همدردی با آنها و جبران آلام آنها کاری کرد.
۱۵- قوه قضاییه باید با کسانی که در این اوضاع و احوال در کاستن از رنج و درد مردم، تعلل و کوتاهی کردند و آنانی که احیانا با سود جویی نامشروع از این نمد برای خود کلاهی دوختند با اقتدار برخورد و گزارش آن را به مردم ارائه دهد تا درس عبرتی برای وسوسه شدگان باشد و بدانند خیانت ملی فقط جاسوسی نیست. از پشت به مردم خنجر زدن در شرایط بحرانی به مراتب از جاسوسی زشتتر است. احتکار دارو و ماسک مورد نیاز مردم به مراتب غیر اخلاقیتر و خائنانهتر از جاسوسی از تاسیسات هستهای و فروش اطلاعات سری کشور است و مجازات سنگین تری میخواهد؛ هر چند شاید در قانون مجازات پیش بینی نشده باشد.
۱۶- جا دارد برای تقدیر شایسته از پیشگامان مبارزه با کرونا و ایثارگران حوزه سلامت جامعه یعنی پزشکان و پرستاران و کادر درمانی، تصمیمات متنوع مادی و معنوی اتخاذ شود.
۱۷- ایجاد کمپین اجتماعی بخشش اجاره بهای واحدهای مسکونی و تجاری از ۱۰ تا ۱۰۰ درصد با هدف اعلام همبستگی اجتماعی و دستگیری مردم از همدیگر. میدانم بسیاری از موجران از درآمدهای واحدهای استیجاری خود ارتزاق میکنند، اما این را هم میدانم که با دست کشیدن آنها از همه یا مقداری از درآمدهای اینچنینی، دچار عسرت نمیشوند بلکه به مصداق «تو نیکی میکن و در دجله انداز» از فواید این بخشش بهرهمند خواهند شد.
۱۸- ایجاد کمپین همیاری مالی به نیازمندان از جانب ثروتمندان به ویژه سلبریتیها و ورزشکاران و هنرمندان با ارائه عدد و رقم و ایجاد رقابتی سازنده در این بخش که البته درسطح محدودی شروع شده، اما باید فراگیر شود.
۱۹- جامعه ایرانی بدون تردید دچار سطحی از افسردگی و غم زدگی و ناراحتی در سطحی فراگیر است. باید برای ایجاد نشاط اجتماعی، تدابیر ویژهای داشت، بگونهای که فشارهای روانی دوران کرونا کاهش یابد. پیشنهاد میشود تعطیلات عمومی در پایان ماه مبارک رمضان آغاز شود و همه برنامههای حقیقتا شادی افزا در این دوران در کشور اجرا شود.
۲۰- ایجاد کمپینهایی برای حمایت نقدی و پولی از دست فروشان و مشاغلی که به طور اساسی در روزگار کرونایی آسیب دیدند. حمایتهای دولت از این اقشار حتما خوب و مفید است، اما کافی نیست. واقعا درد این اقشار نجیب و شریف با این دو سه میلیون تومانهای دولت درمان نمییابد، اما با مشارکت فعال مردم، اولا از نظر روانی و روحی آرامش مییابند، ثانیا از مادی هم حمایت خواهند شد. بارها نوشته ام هموطنان دست فروش ما از شریفترین و عزیزترین و با غیرتترین و در عین حال مظلومترین اقشار اجتماعی هستند که حاضرند برای کسب حلال، غرور خود را زیر پا گذارند، اما شرافت خود را نفروشند.
به این فهرست میتوان و باید موارد دیگری هم افزود. صاحب نظران و دلسوزان فعال در فضای مجازی این وظیفه مهم را بر عهده دارند تا بتوانیم در دوران پسا کرونا برای زندگی بهتر انگیزه و اراده و برنامه داشته باشیم.
*استاد یار و پژوهشگر علم سیاست