
فروپاشی زندگی متاهلی که با پدیدههایی چون از دست رفتن شبکههای اجتماعی و حمایت عاطفی، از بین رفتن منابع مالی، روابط جنسی سالم، رفاه و سلامت زیستی و ... همراه است میتواند برای فرد بهویژه مردان، خطر مرگ را به دنبال داشته باشد.
دیدارنیوز ـ هاتف سپهر: طلاق یک رویداد معمولا پراسترس در زندگی است که در اغلب موارد ممکن است خطر مرگ را به همراه داشته باشد. یکی از مسائل مربوط به پژوهشهای طلاق و سلامت این است که این آسیب در بین رشتههای زیادی پراکنده شده و به صورت بین رشتهای مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است. اغلب دیدگاههای مربوط به مرگ بر مبنای رشتههای جامعهشناسی و همهگیرشناسی[۱] بوده است، در حالیکه اغلب مطالعات مربوط به سلامت بر مبنای روانشناسی قرار دارد. در این نوشتار سعی شده تا با ارائه پژوهشهای مربوط به طلاق و مرگ، از طریق تحلیل دادههایی از پژوهشهای مختلف گرد هم آمده، امکانی علمی برای فهم بهتر مکانیسمهای بالقوه رابطه بین فروپاشیدن زندگی متاهلی و خطر کلی مرگ و میر بر شیوه پژوهشی خاص، فراهم شود.
با توجه به اینکه این موضوع در ایران مورد توجه نبوده است و علیرغم پژوهشهای زیادی که در ایران در مورد طلاق وجود دارد و آن را به عنوان یکی از پروبلماتیکهای مهم ایران امروزی نام بردهاند، تمام پژوهشهای جدید در خارج از کشور در حال انجام است. به هر حال دادههای مختلف از کشورهای زیادی که چنین پژوهشهایی در آن انجام شده نشان از معناداری بالای خطر مرگ در میان زوجین طلاق گرفته، در مقایسه با همتایان متاهل آنان دارد. مردان و افراد جوانتر نسبت به زنان و افراد مسنتر در معرض خطر بیشتری هستند.
چه رابطهای بین تاهل و سلامت وجود دارد؟
در این زمینه که چه رابطهای بین وضعیت تاهل افراد و سلامت آنان میتواند وجود داشته باشد، دانشمندان به رابطه بین پایگاه زوجین و نرخ سلامت آنان در میان کشورهای مختلف اشاره کردهاند. ویلیام فار یک پزشک انگلیسی بود که با مطالعه جدول سرشماری افراد متاهل، مجرد و جمعیت بیوه فرانسه در سال ۱۸۵۱ به نتیجهگیری زیر رسید:
افراد متاهل وضعیت سلامت بهتری دارند. افراد مجرد نسبت به افراد متاهل احتمال بیشتری دارد که شکسته شوند.... افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل دچار بیماری میشوند. در همه سنین افراد بیوه زودتر از متاهلین میمیرند.
فار که در مقاطع مختلف زمانی این پژوهش را انجام داده، مکانیسمهای عمل مربوطه را بحث میکند و معتقد است که متاهلین از "آسایش خانواده" بهرهمند هستند و معمولا زوجین به شدت از یکدیگر مراقبت میکنند، داراییشان را با هم سهیم میشوند و زندگی خوبی را با هم سپری میکنند. همچنین رفتارهای سالم، مانند استفاده از غذاهای سالم، روابط جنسی سالم و سبک زندگی بهتری برخوردار هستند. هر چند در قرن بعدی و به ویژه در قرن نوزدهم و بیستم و با صنعتی شدن جامعه، نهاد خانواده تغییرات بنیادینی به خود دیده است، اما همچنان رابطه بین سلامت و زندگی مشترک در بین زوجین پابرجا است. نمونههای بسیار زیادی از رابطه بین این دو در شهرهایی مانند نیویورک و سایر ایالتهای آمریکا مشاهده شده است.
طلاق به عنوان یک محرک تنشزای روانشناختی و بینفردی، پتانسیل آن را دارد که فرآیندهای زیستی را که برای رفاه و سلامت فرد مهم هستند، مختل کند و از این طریق میتواند کاهش سلامت را موجب شود. اما مساله اصلی این است که در اکثر تحقیقات، بُعد سلامت جسمانی و کاهش امید به زندگی و طول عمر افراد بر اثر طلاق مورد توجه قرار نگرفته است. هدف اصلی این پژوهشها نیز پرداختن به این امر است و سعی دارد تا خلاصه مفیدی از رابطه بین طلاق و خطر افزایش مرگ و میر در میان گروههای مختلف را نشان دهد.
آیا طلاق زنان و مردان را به یک اندازه تحت تاثیر قرار میدهد؟
در تحقیقی که به وسیله مانزولی و همکاران وی درباره رابطه بین مرگ و طلاق انجام شده است، آثار طلاق برای مردان و زنان به یک اندازه بوده است، هر چند در این تحقیق شاخصهای واسط مد نظر قرار گرفته نشده است. اما تحقیق بعدی که توسط هولد-لانستند انجام شد نشان میدهد که مردان بیش از زنان از پایان رابطه زناشویی رنج میبرند. به هر حال دادههای تجربی وجود دارد که زنان بیش از مردان به تغییرات در کیفیت زندگی زناشویی واکنش نشان میدهند. با این حال به صورت کلی مطالعات مربوط به همهگیرشناسی نشان میدهد که متاهل بودن در تقابل با مجرد بودن مزیتهای بیشتری برای مردان دارد تا زنان. از اینرو میتوان نتیجه گرفت که طلاق بیش از آنکه بتواند عمر زنان را کاهش دهد، مردان را تحت تاثیر قرار میدهد.
نتایج کلی این پژوهش نشان میدهد که تجربه طلاق از لحاظ آماری رابطه معناداری با خطر افزایش مرگ در میان همه گروههای جمعیتی را دارد و از اینرو ازدواج را میتوان به عنوان یکی از شاخصها و پیشبینی کننده مهمی برای امید به زندگی و رفاه فردی در نظر گرفت. در مورد اینکه آیا میتوان رابطهای علی بین طلاق و مرگ قائل شد، پاسخ به آن تا حدی بایستی با احتیاط باشد. هر چند قطعا نمیتوان گفت که رابطه بین این دو علی است، اما رابطه همبستگی قدرتمندی بین آنها وجود دارد.
با این همه در این پژوهش متغیرهای ساختاری نیز در نظر گرفته میشود. متغیرهای ساختاری فرآیندهای سطح کلانی را بازتاب میدهند که زمینه چگونگی واکنش زوجین برای پایان دوران زناشویی را تغییر میدهد. تغییر در این متغیرهای ساختاری میتواند فرآیندهایی که به رابطه بین طلاق و سلامت منجر میشود را کاهش داده و تاثیر مستقیمی بر روی سلامت افراد داشته باشد. یکی از مهمترین این شاخصهای ساختاری بحث درآمدهای زوجین است. دادهها نشان میدهد که طلاق به لحاظ مالی بسیار هزینهبر بوده و سلامت مالی خانواده را به خطر میاندازد. همچنین طلاق تاثیری منفی بر قدرت درآمدزایی تجمعی چه زن و چه مرد در کل دوران زندگی دارد، هر چند در بیشتر موارد زنان احتمال بیشتری دارد که از لحاظ مالی مشکلات بیشتری را تجربه کنند. هر چند دادههای مستقیمی درباره رابطه بین کاهش درآمد افراد مطلقه و وضعیت سلامت آنان وجود ندارد، اما میتوان یک رابطه منطقی قدرتمند بین این متغیرها قائل شد. همچنین دادهها نشان میدهد که فاکتورهای خطرناک رفتاری (مانند مصرف الکل، سیگار، مواد مخدر و ...) و فاکتورهای سلامت (مانند بیماریهای مزمن، محدود شدن فعالیتهای روزانه و افسردگی) تاثیرات زیادی بر کاهش تفاوتهای مربوط به مرگ و میر در میان افراد مطلقه و افراد متاهل دارد.
به هر حال، این استدلال را میتوان مطرح کرد که پایگاه اقتصادی و اجتماعی از طریق استرسهای روانشناختی مزمن و تغییر در رفتارهای سالم، تاثیرات زیانباری به همراه میآورد. علاوه بر این طلاق عمدتا با فروپاشی برخی از شبکههای اجتماعی و اقتصادی همراه است. افرادی که از هم جدا میشوند، ممکن است بسیاری از شبکههای اجتماعی و اقتصادی پیشین را که به واسطه رابطه زناشویی خود به دست آورده بودند از دست بدهند. این شبکهها، یکی از مهمترین شیوهها برای تامین سلامت مالی، کاهش استرسهای مزمن و سرمایه اجتماعی افراد است. راندز نشان میدهد که ۴۰ درصد از افراد، به واسطه طلاق رابطه خود را با شبکه اجتماعیشان از دست میدهند و شبکه اجتماعی آنان کوچکتر شده و شدت رابطهها در آن کاهش مییابد. چگالی شبکه[۲] به عنوان یک متغیر ساختاری رابطه بالایی با سلامت افراد دارد.
علاوه بر متغیرهای ساختاری میتوان به رفتارهای سالم و تفاوت این متغیر در میان افراد مطلقه و متاهل اشاره کرد. رفتار سالم توصیف کاملی برای کنشهای افراد جهت بهبود سلامت کلی آنان است. رفتار سالم شامل مواردی مثل مشارکت در ورزش به طور منظم، حفظ وزن مناسب، رژیم غذایی مناسب و داشتن خواب کافی و معتدل میشود. رفتارهای نامناسب مواردی مثل مصرف الکل و مواد مخدر و سیگار، فعالیتهای جنسی با ریسک بالا، افزایش وزن و ... میشود. به واقع ایده اصلی این پژوهش نیز این بوده است که با جدا شدن زوجین از یکدیگر کنترل اجتماعی پیشین بر روی رفتارهای پرخطر و ناسالم افزایش یافته و میزان رفتارهای سالم کاهش مییابد. این فرضیه در این تحقیق به اثبات رسید. مطالعات مختلف رابطه بین انواع رفتارهای پرخطر مانند مصرف الکل و مواد، چاقی و ... با طلاق را تایید کردهاند هر چند الگوی خاصی در مورد وضعیت زنان و مردان در این زمینه وجود ندارد.
مزیت اصلی پژوهشهای حاضر این است که علاوه بر مطالعهای گسترده از طریق فراتحلیل بر روی کشورها و مناطق مختلف جهان، دادههای ارزشمندی درباره رابطه بین طلاق و سلامت افراد در دهههای گذشته را نشان میدهد. به واقع این مقاله ثابت میکند که متغیرهای ساختاری به ویژه در حوزه خانواده در طول دههها همچنان ثابت مانده و دادههای کشورهای مختلف آن را به عنوان امری تقریبا جهانشمول نشان میدهد.
[۱]epidemiology
[۲]network density