حجت‌الاسلام رسول منتجب‌نیا فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی به بهانه شیوع ویروس کرونا در کشور، مقاله‌ای را برای دیدارنیوز ارسال کرد که در متن آن، به بررسی نوع مواجهه مسئولان کشور با بلایای طبیعی و حوادث واقعه در طی چهار دهه گذشته پرداخته شده و راهکار‌های برون رفت از بحران‌ها و نحوه حرکت به سوی مقدم داشتن پیش گیری به جای پیگیری، بیان شده است. وی مشکل اصلی در استقرار وضعیت نامطلوب فعلی را نوع نگاه و برداشت از حکومت برشمرده و نسبت به این که نیرو، اندیشه و اعتبارات زیادی صرف تقابل و تعارض می‌شود انتقاد کرده است. در ادامه می‌توانید متن کامل این مطلب را بخوانید.

کد خبر: ۵۵۳۳۷
۰۹:۵۱ - ۲۵ اسفند ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ رسول منتجب‌نیا*: این یادداشت را در روز‌هایی که خطر گسترش و فراگیر شدن ویروس کرونا در ایران و جهان، همه مسئولان و مردم را به شدت نگران، بلکه وحشت زده کرده است و تقریبا بیشتر فکر، اندیشه، امکانات و نیرو‌ی انسانی کشور برای جلوگیری از گسترش و ویران‌گری بیشتر آن بسیج شده است می‌نویسم.

 

این مطالب را کسی یادآوری می‌کند که برای پیروزی انقلاب و تأسیس و تثبیت نظام جمهوری اسلامی در حد توانش تلاش کرده و هزینه پرداخته و مسئولیت‌های مختلف و تجربیات ارزنده‌ای در کارنامه خود دارد، کسی که به شدت دغدغه مردم، نظام و میهن را دارد و بنیانگذار جمهوری اسلامی در حکمش او را دلسوز انقلاب و اسلام معرفی کرده بود. از این رو تصور آنکه اظهاراتش در جهت تضعیف و تخریب نظام و مسئولان و هماهنگ با مخالفان نظام در داخل و خارج باشد کاملا بی جا بلکه توهم و تخیلی بیش نیست.

 
مقصران واقعی، خود را منجی ملت و حلّال مشکلات معرفی می‌کنند

 
مطلب را با یک پرسش آغاز می‌کنم. با توجه به اینکه در کشور، تقریبا همه ساله با چند حادثه ویرانگر و خطرناک مانند زلزله‌های مخرب بم، گیلان و کرمانشاه و سیلاب‌های خانمان برانداز گلستان، مازندران، لرستان و خوزستان و ویروس پرخطر آنفولانزا و اخیراً کرونا و... مواجه می‌شویم و در زمان وقوع حادثه تمامی امکانات حکومت و مردم را برای دفع خطرات ناشی از آن‌ها و یا کاهش آن به کار می‌گیریم تا آنکه موفق شویم با پرداخت هزینه‌های سنگین انسانی و مادی، اوضاع را عادی سازیم، چرا پس از آن همه‌ی مسئولان، کارگزاران و مردم، مجدداً با خیال راحت به کار و زندگی معمولی خود می‌پردازند؟ انگار قرار است هر کدام از آن حوادث تا آخر دنیا تنها یک‌بار در کشور اتفاق بیافتد و انگار که حوادث غیرمترقبه و بلایای زمینی و آسمانی همان چند مورد است و از آن مهم‌تر انگار که در وقوع آن حوادث، خداوند رب‌العالمین مقصر است و همه از او مطالبه حق کرده و تسلیم مشیت و فعل او، گلایه و شکوه دارند. البته یکی دو نفر از خطبا این تصمیم را معلول یا مجازات گناه مردم می‌دانند و توصیه به استغفار و توبه می‌کنند.
 
بدیهی است که با این توجیه و تحلیل، هیچ مسئول و نهادی در پیدایش و گسترش و ویرانگری آن حوادث، قاصر و مقصر نخواهد بود و چه بسا عاملان اصلی و مقصران واقعی با حضور در عرصه کمک رسانی، خود را منجی ملت و کشور و حلّال مشکلات قلمداد کنند و اساسا با این نوع نگرش به نظام و کشور، هرگز نیازی به ریشه‌یابی و تحلیل دقیق علمی و واقعی برای یافتن نقاط ضعف و قصور و تقصیر افراد و ارگان‌های مسئول وجود نخواهد داشت و لذا همگی به زندگی عادی خود برگشته و گویی هیچ حادثه ای رخ نداده و هیچ تلفات انسانی و خسارت مادی به کشور وارد نشده است.

 
اشکال اصلی در نوع نگاه و برداشت از حکومت است
 

چرا در کشور امام زمان (عج) و در تنها حکومت دینی که بر پایه عقل، منطق، دانش، قرآن و سنت بنیانگذاری شده است، ما به این روز و روزگار رسیده ایم؟ جای بسی بحث و آسیب شناسی دارد. اینجانب به جای آنکه به قاصران و مقصران در وقوع و گسترش اینگونه حوادث بپردازم، اشکال و ایراد را در نوع نگاه و برداشت از حکومت می‌دانم؛ با این بیان که در کشور ما پس از انقلاب اسلامی، عهده‌داری مسئولیت‌ها به این شکل جا افتاده است که مثلا من نماینده مجلس شورای اسلامی می‌شوم و در مدت چهار سال با خوشبینانه‌ترین احتمال در پارلمان و کمیسیون‌ها به وظیفه قانونگذاری و نظارت می پردازم و پس از پایان دوره، کارهایم را خاتمه یافته می دانم و عملکرد‌های مثبت را در کارنامه خویش ثبت کرده و به آن افتخار می کنم!
 
یا من وزیر شده ام و در فاصله متوسط بین ٢ تا ۴ سال کار‌هایی که دولت در وزارتخانه برعهده ام گذاشته انجام می دهم و بعد از اتمام مسئولیت در وزارت، برنامه‌هایم را به صفر رسانده و جای خالی خود را به وزیر بعدی می سپارم! و یا رئیس جمهور می شوم و بدون توجه به گذشته و آینده و صرفا بر اساس سلیقه، گرایش و تشخیص خود و اطرافیانم، امور اجرایی کشور را اداره می کنم و پس از ۴ یا ٨ سال، فضای خالی از برنامه ادامه دار را به رئیس جمهور بعدی می سپارم. در قوه قضاییه کار‌ها به مراتب روزمرّه‌تر است و هر رئیسی که می‌آید خود را وارث ویرانه‌ای از قبل می‌داند و با شعار‌ها و وعده‌ها مردم را تا پایان مأموریت خویش سرگرم و امیدوار می‌کند! رئیس قوه مقننه هم مشمول حکم جاری بر نمایندگان و تا حدی رؤسای قوای قضائیه و اجرائیه است.
 
به این ترتیب اگر ده‌ها سال دیگر از عمر جمهوری اسلامی بگذرد، ضمن اینکه هیچگونه پیشرفت و توسعه همه جانبه و ادامه دار در کشور پدید نمی‌آید بلکه پس از صرف انواع اعتبارات مالی و نیرو‌های انسانی، از نقطه شروع به مرتبه عقب‌تر می‌رود. مانند کودکی که با اسباب بازی خود ده‌ها بار خانه می‌سازد و خراب می‌کند و به نقطه آغاز برمی‌گردد. ما به دلیل پرداخت هزینه‌های گزاف و سرسام‌آور قطعاً به قهقرا بر می‌گردیم! ممکن است گفته شود ما قانون اساسی نسبتاً مترقی و قابل قبول و سند چشم انداز بیست ساله، شش برنامه پنج ساله توسعه و چهل لایحه برنامه و بودجه سالانه داریم، پس چرا حرکت ما با برنامه و به سمت هدف غائی نیست؟ پاسخ آنکه به فرض کامل بودن برنامه‌های مصوب و مدون، قطعا از سند جاودانه الهی قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم (ص) جامع‌تر و کامل‌تر نیست و در عین حال وضعیت مسلمانان امروز این است که می‌بینیم.

 
نیرو، اندیشه و اعتبارات زیادی صرف تقابل و تعارض می‌شود


آری ما انواع قوانین، برنامه‌های بالادستی، قوای سه‌گانه، شورا‌های مختلف و سایر مراکز تصمیم گیری داریم. معذالک جمعی برجام را عامل نجات کشور و جمعی دیگر آن را خیانت و وطن‌فروشی می‌دانند، گروهی نظام بانکی موجود را نظامی معتدل، منطقی و مشروع دانسته و جماعتی آن را حرام قطعی و نظام ربوی می‌شمرند. در برنامه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی داخلی و خارجی، نگرش‌های متفاوت با فواصل یکصد و هشتاد درجه؛ آن هم در درون نظام و حکومت وجود دارد. دسته‌ای جمهوریت نظام و رای مردم را تشریفاتی می‌دانند و برای آن مشروعیت قائل نیستند و یا مرز‌های ایران را به رسمیت نمی‌شناسند و بخش زیادی از نیروها، اندیشه‌ها و اعتبارات صرف این تقابل و تعارض بی ثمر می‌شود و هیچ یک از قوانین و برنامه‌های بالا دستی نتوانسته و نخواهد توانست این جنگ را به صلح و این تقابل و تعارض را به تعامل و همکاری نزدیک کند! چون وجوه افتراق و اختلافات بین سران و نخبگان، بیش از وجوه اشتراک است.


باز می‌گردیم به ایراد اصلی در کشور و آن فقدان نگاه واحد نسبت به نظام جمهوری اسلامی و وجود برداشت‌ها و تفسیر‌های کاملاً متفاوت از آن است. وحدت ملی که شعار همه مسئولان و صاحب نظران دلسوز است، تنها در حد شعار باقی مانده و خواهد ماند و هرگز تحقق نخواهد یافت، چرا که چیزی به نام منافع ملی در کشور وجود ندارد. اما منافع ملی و مشترک بین همه افراد، گروه‌ها، جناح‌ها، اقوام، ادیان و مذاهب رسمی در ایران، تنها راه حل مناقشات و عامل پیشرفت شتابان نظام و کشور است. کلید همه قفل‌ها و رمز پیروزی‌ها دارای پیش نیاز‌هایی است که تاکنون به وجود نیامده است، از جمله؛


۱- بپذیریم که ایران متعلق به همه ایرانیان است و هیچ فرد و گروهی بر دیگران امتیاز و برتری ندارد.
٢- همه مسئولان بلا استثناء خود را خادم و نوکر مردم بدانند نه مخدوم و آقای آنها.
٣- همه مسئولان و مردم برای مواجهه با سلائق، عقاید و گرایش‌های مخالف خود دارای حد بالایی از سعه صدر و تحمل باشند.
۴- هیچ مسئولی خود را از دایره پرسش و انتقاد خارج نداند.
۵- هیچ مسئولی خود را فوق قانون نداند.
۶- فضای سیاسی و فرهنگی جامعه برای اظهار نظر و ابراز عقیده، کاملا باز و مناسب باشد.
٧- کشور دارای یک دولت و حکومت مرکزی می‌باشد و باید از پراکنده کاری و موازی کاری پرهیز شود.
٨- به منظور رسیدن به منافع ملی مشترک، حتما فضای مناسب برای طرح نظرات متفاوت، تضارب افکار و اندیشه با تضمین امنیت حین اظهار و بعد از آن ضروری است.
٩- جمع و گروهی مرکب از افراد صاحب اندیشه مورد وثوق و مقبول همه اطراف و جناح‌های متقابل، مأمور هدایت، کنترل و در نهایت جمع بندی نظرات و استخراج وجوه اشتراک بین آن‌ها شوند.

 

تقدم پیش‌گیری بر پی‌گیری

در پی این فرایند بسیار سخت و پیچیده و در عین حال دست یافتنی، محصول آن به عنوان «منافع ملی» و ملاک وحدت و انسجام همه ملت اعلام شده و همگی بدون استثنا موظف به رعایت دقیق علمی آن شوند. در چنین شرایطی نظام و حکومت، مفهوم واقعی خود را پیدا کرده و قوانین، مقررات و برنامه‌های متعدد و کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت به عنوان «ناموس ملی» و «هویت اجتماعی» کشور مورد احترام قرار خواهند گرفت و تمامی مسئولان، کارگزاران و نهاد‌ها به حکم دانه‌های تسبیح نظام، به هم پیوسته و مکمل یکدیگر خواهند بود و در پی این اقدام، مردم سالاری، شایسته سالاری و حکومت صالحان معنا و مفهوم خواهد یافت.

 

در چنین زمانی تمامی فعالیت‌های ارکان و اجزاء حکومت در چهارچوب قوانین و برنامه‌های تعیین شده و در راستای نیل به اهداف بلند نظام، انجام خواهد شد و بر این اساس، نظام جمهوری اسلامی به طور سیستماتیک خود را برای مواجهه با هر مانع، حادثه و واقعه پیش بینی شده و غیر مترقبه؛ بدون غافلگیری و دستپاچگی آماده می‌کند، چراکه ایران از جمله کشور‌های حادثه خیز بوده و وقوع هر حادثه خطرناک و ویرانگر در آن محتمل است و نمونه‌هایی از آن حوادث، پس از انقلاب خودنمایی کرده و چه بسا حوادث خطرناک‌تری به طور بالقوه کشور را در آینده تهدید کند.
 

ژاپن بیشتر از ما به دستورات پیامبر (ص) و امیرالمومنین (ع) عمل می‌کند


در نظامی که هر کس در جایگاه خود قرار گرفته و هر اقدامی در زمان خویش به انجام می‌رسد، مسئولان منتظر نمی‌مانند که سیل، طوفان، زلزله، کم آبی و یا ویروس آنفولانزا و کرونا، ظاهر و هویدا شود تا آنگاه در صدد حفر کانال، شکستن جاده مواصلاتی، ساختن کانکس و تولید مواد بهداشتی و ماسک و امثال آن برآیند، بلکه از سال‌ها پیش از وقوع، تمامی اطلاعات لازم، آموزش‌های خاص و عمومی و تهیه وسایل مورد نیاز در کشور فراهم شده و کلیه برنامه‌های پیشگیرانه به اجرا در آمده است و لذا اگر خسارت مادی و تلفات جانی پدید آمد در مقیاس حداقل ممکن خواهد بود؛ نه آنکه در پرداخت خسارت و دادن تلفات، رکورد جهانی را به دست آورد و مسلماً مفهوم «دفتر حوادث غیرمترقبه» یا  «پدافند غیرعامل» با همه امکانات و هزینه‌ها همین خواهد بود.
 
در پایان خوب است به کشور ژاپن یعنی مجمع الجزایری که کانون انواع حوادث و بلایای زمینی، دریایی و آسمانی است نگاهی داشته و آمادگی آن کشور را برای مقابله با آن‌ها از جهت برنامه ریزی، فرهنگ سازی و تجهیزات، مورد مطاله قرار دهیم. آن وقت است که تصدیق خواهیم کرد که امثال آن کشور و ملت و آن نظام به اصطلاح طاغوتی، بیشتر و بهتر از ما به دستور العمل‌ها و توصیه‌های پیامبر اسلام(ص) و امیرالمؤمنین (ع) در عهدنامه خود به مالک اشتر عمل می‌کنند.

 

به امید آنکه روزی تمامی «من»‌ها تبدیل به «ما» شده و نوع حکومت هیأتی، باندی و نهادی به حکومت و نظام واحد متمرکز جمهوری اسلامی، که خواسته و شعار ملت در انقلاب اسلامی بود، مبدل گردد و به‌رغم همه اختلاف سلیقه‌ها، عقیده‌ها، گرایش‌ها، همگی بر محور منافع ملی، «وحدت ملی» و «انسجام» و «اتحادهمگانی» را ایجاد کنیم.
 
*دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم