غرق شدن در انتقاد از دیگران باعث می‌شود تا همیشه چیزی یا کسی را پیدا کنیم تا همه‌ی اشکالات به گردن او بیفتد. مثلا در این بحران ویروس کرونا، آنقدر از ناتوانی مسئولین انتقاد کرده‌ایم که یادمان می‌رود برخی مشکلات جدی، ریشه در رفتار‌های فردی ما دارد. هی می‌گوییم که چرا قرنطینه نکردند، چرا فلان چیز کم است، چرا بهمان توصیه‌ها را جدی نمی‌گیرند و ...، ولی یادمان می‌رود که اجرای هر کدام اینها، دو سویه‌ی مهم دارد و نقش همراهی مردم، بسیار مهمتر از نقش اجرایی مسئولین دارد.

کد خبر: ۵۵۰۲۵
۱۴:۴۹ - ۲۰ اسفند ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ ابوالحسن مظفری*: فرصت استثنایی که با ظهور و اوج‌گیری شبکه‌های اجتماعی برای همه‌ی اقشار مردم (خصوصا ایرانیان) فراهم آمده تبدیل به محلی برای انتقاد‌های سازنده و تخریبی شده است. سازنده را نه برای نوع انتقاد، بلکه برای نتیجه‌ی آن در نظر گرفتیم. یعنی انتقادی که موجب ساختن یا بهسازی یا نوسازی چیز مفیدی شد را می‌توانیم در نهایت، نوعی انتقاد سازنده بدانیم و انتقادی که حتی با فرض درستی، نتیجه‌ای نامطلوب بدهد را تخریبی نام گذاشتیم، ولی طبق معمول که یا افراط می‌کنیم یا تفریط، به نظر می‌آید آنقدر در «انتقاد» از دیگران افراط شده که از اهمیت «خودانتقادی» غفلت کرده‌ایم. البته اگر از سهم انتقادات ریز و درشت، و وارد و ناوارد بکاهیم خوب است، ولی می‌دانیم که تغییر این عادت و سرگرمی جدید، کار آسانی نیست. اما انتظار است که لااقل کمی هم به «خودانتقادی» بپردازیم.

غرق شدن در انتقاد از دیگران باعث می‌شود تا همیشه چیزی یا کسی را پیدا کنیم تا همه‌ی اشکالات به گردن او بیفتد. مثلا در این بحران ویروس کرونا، آنقدر از ناتوانی مسئولین انتقاد کرده‌ایم که یادمان می‌رود برخی مشکلات جدی، ریشه در رفتار‌های فردی ما دارد. هی می‌گوییم که چرا قرنطینه نکردند، چرا فلان چیز کم است، چرا بهمان توصیه‌ها را جدی نمی‌گیرند و ...، ولی یادمان می‌رود که اجرای هر کدام اینها، دو سویه‌ی مهم دارد و نقش همراهی مردم، بسیار مهمتر از نقش اجرایی مسئولین دارد.

این که بگوییم همه از مخاطرات این ویروس مطلع نیستند، ساده‌سازی ماجراست، چون می‌بینیم اغلب مردم به مدد همین شبکه‌ها، خیلی هم بیشتر از رسانه‌های رسمی در جریان حساسیت‌ها هستند، ولی پس چرا با اعلام تعطیلی، به جای همراهی سازنده، ویروس‌ها را به این طرف و آنطرف منتقل می‌کنیم؟ یا انگار برخی تازه وسوسه‌ی سفر برون‌شهری به سرشان زده، برای چه چیزی؟ خدا می‌داند. اگر هم برای قرنطینه سخت‌گیری کنند، احتمالا برای غلبه بر لجاجت بسیاری از ما، باید دست به خشونت زده و تازه خودش می‌شود مبنای یک سری انتقاد‌های دیگر. واقعا بالاخره چه باید کرد؟ چرا این همه لجاجت داریم تا نه همراهی کنیم و نه دست از انتقاد‌های تخریبی برداریم.

بسیاری از این ناسازگاری‌ها و عدم همراهی‌ها به این خاطر است که همواره انگشت انتقاد‌های ما، به سوی «دیگری» است. همیشه یک فرد دیگر، یک مسئول دیگر، یک ماجرای دیگر و ... هست که تمامی معضلات عالم از دعوای هابیل و قابیل تا مسائل اجرایی این روزگار، گردن او بیفتد. اگر حداقل در کنار این انتقادها، کم‌کم «خودانتقادی» را حتی در خلوت درون خود آغاز کنیم، و با اصلاحات ولو کوچک در خودمان پیش ببریم، زودتر از هر زمان دیگری به نتیجه می‌رسیم. اگر هم دیدیم نمی‌توانیم حتی ساده‌ترین انتقاد از خود را طرح کرده یا آن را اصلاح کنیم، خب بدانیم همین معضل برای بقیه هم هست که اوضاع ما هیچ تغییری نمی‌کند. این مسئولین که از کره ماه نیامدند، از میان ما و همین فرهنگ رفتاری و گفتاری رایج ما عبور کرده‌اند.

جالب است با اینکه در امثال و حِکَم خود داریم که: «یک سوزن به خود بزن و یک جوالدوز به دیگران»، ولی انگار در عمل نتوانسته‌ایم آن را محقق کنیم و در حد آرزو‌های ما باقی مانده است. متأسفانه شبکه‌های اجتماعی تبدیل به جایی برای برون‌ریزی سال‌ها غرولند ما شده و یکی از فانتزی‌های روزگار ماست. باید از این همه نوشابه باز کردن برای خود دست بکشیم و کمی هم صادقانه به اشکالات خود بیندیشیم، شاید این ویروس بزرگتر باعث شود که دست از آن ویروس‌های کوچکتر (نق و غر زدن مداوم) بکشیم و بدانیم اگر چنین نکنیم، این بار جان همه در خطر است.

*پژوهشگر حوزه اجتماعی

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم