
روسیه در غیبت دیگر رقبای بین المللی، در حال گسترش هژمونی خود بر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا است و به آرامی در حال تسلط و گاه تک روی در عرصه انرژی است؛ به گونهای که برنامه اوپک برای کاهش بیشتر تولید نفت به منظور مقابله با تاثیر شیوع ویروس کرونا بر بازار با مخالفت روسیه که حاضر نشد از این پیشنهاد حمایت کند، به نتیجه نرسید. همین ناکامی در دستیابی به توافق میان اوپک، روسیه و سایر تولیدکنندگان غیراوپک که به گروه اوپک پلاس معروف هستند، موجب شد قیمت نفت، دچار ریزش شدیدی شود. در همین رابطه مهدی مطهرنیا آینده پژوه و استاد دانشگاه در گفتگو با دیدارنیوز نقش روسیه را در منطقه خاورمیانه به طور کلی منبعث از سیاستهای موقتی و استفاده از ضعفی میداند که بر کشورهایی، چون ایران و عربستان سعودی حاکم شده است. وی میگوید به واسطه نظام انقلابی که بر ایران حاکم است که به نوعی برخورد ایدئولوژیک با مسائل سیاسی را دنبال میکند، روسها از این موضوع در چهار دهه گذشته، بهترین استفاده را بردند و اکنون در بازار انرژی جهانی، با توجه به شکست اتحاد جماهیر شوروی سابق توانستند بازار انرژی را به نفع خود مدیریت کنند و همواره از این جهت استفاده کردند.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: تا یک دهه پیش، سازمان اوپک قویترین و تاثیر گذارترین نهاد اقتصادی بین المللی در حوزه نفت بود و در اکثر اوقات، منافع اعضا در تصمیمات آن دیده میشد، ولی از زمانی که ایران سیبل تحریمهای غرب قرار گرفت و بالتبع از فروش نفتش در جهان کاسته شد، کمتر در اجلاس اوپک توانست تاثیرگذار باشد و به مرور، سر و کله دیگر تولیدکنندگان بزرگ نفتِ خارج از اوپک همچون روسیه پیدا شد. البته تا پیش از این، اوپکیها برای ایجاد تعادل و هماهنگی در بازار جهانی نفت، با دیگر تولیدکنندگان خارج از اوپک، هماهنگیهایی داشتند، ولی نه تا آنجا که اوپک تحت تاثیر آن ها قرار گیرد.
ماجرا از آنجا شروع شد که وزیر انرژی روسیه در خرداد سال ۹۷ اعلام کرد که در مذاکراتی با بن سلمان ولیعهد پادشاهی عربستان برای کنترل بر عرضه و قیمت نفت به توافقی دست یافته است که آن را «اوپک پلاس» نامید و بدین ترتیب، این اصطلاح رایج شد، به این معنی که در ادامه، کشورهای اوپک و غیراوپک باهم هماهنگ خواهند بود.
وزیران نفت اوپک روز پنج شنبه از افزوده شدن ۱.۵ میلیون بشکه در روز به کاهش تولید گروه اوپک پلاس و تمدید اجرای توافق تا پایان سال ۲۰۲۰ حمایت کرده بودند که این رقم معادل ۱.۵ درصد از تقاضای جهانی و بسیار بالاتر از انتظار بازار بود. به این ترتیب با احتساب ۲.۱ میلیون بشکه در روز که در حال حاضر محدود شده است، مجموع محدودیت عرضه این گروه به ۳.۶ میلیون بشکه در روز می رسید که معادل حدود ۳.۶ درصد از عرضه جهانی بود اما این تولیدکنندگان اجرای پیشنهاد مذکور را به موافقت روسیه و سایر تولیدکنندگان غیراوپک مشروط کرده بودند که محقق نشد.
روسیه در غیبت دیگر رقبای بین المللی، در حال گسترش هژمونی خود بر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا است و به آرامی در حال تسلط و گاه تک روی در عرصه انرژی است؛ به گونه ای که برنامه اوپک برای کاهش بیشتر تولید نفت به منظور مقابله با تاثیر شیوع ویروس کرونا بر بازار با مخالفت روسیه که حاضر نشد از این پیشنهاد حمایت کند، به نتیجه نرسید. همین ناکامی در دستیابی به توافق میان اوپک، روسیه و سایر تولیدکنندگان غیراوپک که به گروه اوپک پلاس معروف هستند، موجب شد قیمت نفت، دچار ریزش شدیدی شود.
پس از شکست مذاکرات، «الکساندر نواک» وزیر انرژی روسیه به خبرنگاران گفت: «اکنون اعضای این گروه از اول آوریل می توانند هر میزان که می خواهند نفت تولید کنند.» شاخص نفت آمریکا با بیش از هشت درصد کاهش، به ۴۱ دلار و ۹۳ سنت در هر بشکه رسید و نفت برنت با بیش از هشت درصد کاهش، ۴۵ دلار و ۴۶ سنت در هر بشکه معامله شد. این پایین ترین رکورد برای هر دو شاخص از سال ۲۰۱۷ تاکنون است.
در همین رابطه مهدی مطهرنیا آینده پژوه و استاد دانشگاه در گفتگو با دیدارنیوز نقش روسیه را در منطقه خاورمیانه به طور کلی منبعث از سیاستهای موقتی و استفاده از ضعفی میداند که بر کشورهایی چون ایران و عربستان سعودی حاکم شده است.
مطهرنیا در خصوص نقش روسیه در بازار انرژی منطقه و جهان و جایگاه اوپک پلاس گفت: روسها از سیاستهای خاصی پیروی میکنند و در بازار انرژی از رفتار و کنشی بهره میبرند که از یک سو ایران را متحد استراتژیک خود میخواند؛ در حالی که ایران و روسیه نمیتوانند همپیمان استراتژیک باشند چراکه در بازار انرژی و در منطقه با یکدیگر نوعی رقابت استراتژیک دارند، اما به واسطه نظام انقلابی که بر ایران حاکم است که به نوعی برخورد ایدئولوژیک با مسائل سیاسی را دنبال میکند، روسها از این موضوع در چهار دهه گذشته، بهترین استفاده را بردند و اکنون در بازار انرژی جهانی، با توجه به شکست اتحاد جماهیر شوروی سابق توانستند بازار انرژی را به نفع خود مدیریت کنند و همواره از این جهت استفاده کردند.
وی سوی دیگر ماجرا را ریاض دانست و بیان کرد: علاوه برجهتگیری ایدئولوژیک ایران، روسیه به دلیل جهت گیری سنتی ـ مذهبی و اقتدارطلبانه عربستان سعودی، ریاض را هم به عنوان بازیگر بعدی به میدان کشیده است، لذا بیشترین استفاده را از این وضعیت در مرحله اول آمریکاییها بردند و در وهله دوم روسها. در چندین دهه گذشته، بالاترین میزان آوردههای نفتی در منطقه وجود داشته است، ولی کشورهای منطقه هیچگاه نتوانستهاند از این داشتهها و انباشتههای ثروت ناشی از فروش نفت خود، به نفع توسعه و رشد منطقه استفاده کنند چرا که در منطقه، درگیریهای ایدئولوژیک بر همه چیز فائق است و این درگیریهای ایدئولوژیک، زمینهساز و مهیا کننده بهرهبرداری کشورهای فرامنطقهای در منطقه شده است، به طوری که روسها، چینیها، اروپاییها و آمریکاییها از این ظرفیتها بهره میبرند.
این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که ایران در حال حاضر در معادلات بازار نفت، کجا ایستاده است، گفت: ایران در بازار نفت به عنوان یک بازیگر منزوی در گوشه و حاشیه اوپک، مورد بی مهری و بی تفاوتی قرار میگیرد و این موضوع، ناشی از نوع عملکرد و رفتارهای ایران در فضای سیاسی بر اساس نوع تفکر انقلابی است که جمهوری اسلامی ایران بدون توجه به منافع ملی و بازار انرژی به انجام میرساند و بدون توجه به این معنا، همواره تلاش داشته است به وسیله بحرانهای موجود در منطقه، زمینهساز بالا رفتن قیمت نفت شود.
مطهرنیا با بیان اینکه ممکن است در دهههای پیش تا حدودی این سبک از رفتارهای ایران جواب میداد، خاطرنشان کرد: تا پیش از این ایران فروشنده بود و افزایش قیمت نفت تحت تاثیر رفتارهای ایدئولوژیک، جواب میداد ولی اکنون دیگر این کنش، پاسخگو نیست. جمهوری اسلامی ایران هماکنون هم به عنوان بازیگری که در تنگنا قرار گرفته، در این بازی تلاش دارد ابهت خود را در چهارچوب گزارههای ایدئولوژیک قرار داده و از همان نسخههای پیشین بهره بگیرد و در عین حال از جایگاه ایران استفاده نموده و به عنوان یکی از مهمترین تولید کنندگان انرژی جهان از منظر تاریخی، ایفای نقش کند که البته بیفایده است، زیرا امروز آنقدر تحت تأثیر تحریمهای نفتی ایالات متحده آمریکا قرار گرفته که تولید نفت روزانه آن تکاپوی نیازهای درونی جامعه ایران را نیز نمیدهد.
مطهرنیا معادلات نفتی را ناشی از نظم نوین جهانی دانست و افزود: نظم نوین جهانی در حال شکل گیری است. از سال ۱۹۹۰ به این سو، ایالات متحده آمریکا وارد دوران گذار شده و از یک هژمونی بسیط به هژمونی مرکب روی آورده است. آمریکاییها به دنبال آن بودند که تسلط بسیط را با مدل تک قطبی در جهان حاکم کنند و با توجه به جایگاه ابرقدرتی ایالات متحده آمریکا و پیروزی تاریخی آنها بر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، این سیاست را جاری کنند اما به هر تقدیر، چالشهای موجود، آنها را به سناریوی مطلوب بعدی کشاند که سناریوی مُرَجَع در دنیای «تک چند قطبی» بود. دنیا از حالت چندقطبی عدول کرده و هژمونی مرکب «جوزف جف» را پذیرفته است و بر این اساس، جهان را به سمت یک دنیای «تکچندقطبی» حرکت دادهاند.
وی ادامه داد: آمریکاییها با وجودی که با قدرتهای بزرگ، اصطکاکهای جدی دارند، اما پس از چندین دهه دوران گذار، اکنون و در سال ۲۰۲۰ شاهد کوشش آمریکا برای شکلگیری نظم نوین جهانی هستیم و بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ۴ نوامبر، این هژمونی و نظم نوین تشدید خواهد شد. ما باید این نکته را در نظر بگیریم که وضعیت انرژی جهان در حال تغییر و تحول کامل است. دیگر نفت برای کشورهای حوزه خلیج فارس و خاورمیانه کالای استراتژیک نیست و نمیتوانند مانند دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی از آن استفاده کنند.
مطهرنیا با بیان اینکه آمریکاییها از شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ و ۸۰ درسهای جدی گرفتند، یادآور شد: بر اساس این درسها اکنون ایالات متحده آمریکا خود بزرگترین تولید کننده نفت در جهان است، اما از طرف دیگر چون میخواهد گلوگاه رقبای خود را در دست داشته باشد با استفاده از آنچه در منطقه خاورمیانه و "هارتلند نو" (New Hartland) گذشت، تمام توان خود را به خرج میدهد که در خلیج فارس از تنگه هرمز تا خلیج عدن حضور جدی داشته باشند و نظم نوین خود را در آنجا حاکم کند. آمریکا با پشتوانهای حقوقی توانسته کشوری مانند ژاپن را همراه خود کند؛ کشوری که هیچگاه در زمینههای نظامی حاضر به خروج از حوزه پیرامونی خود و ورود به حوزههایی مانند خلیجفارس نبود را همراه کند.
وی اظهار کرد: ایالات متحده آمریکا این نظام حقوقی را دنبال میکند تا حضور دائمی خود را در تنگه هرمز برای کنترل بازار آینده انرژی جهان در دست داشته باشد که به این ترتیب بتواند رقبای خود را کنترل کند و رگه حیاتی نفت را در دست داشته باشد. نه اینکه ایالات متحده آمریکا به نفت منطقه نیاز داشته باشد؛ این سردمداری بازار انرژی جهان است که آمریکا به دنبال آن است و اوپک از این جهت باید تضعیف میشد.
این کارشناس روابط بین الملل در پایان عنوان کرد: سازمان اوپک در فرآیند ۱۹۸۰ تاکنون که حدود ۴ دهه از آن میگذرد، از سوی ایالات متحده آمریکا دنبال شد و هم اکنون ما شاهده ایجاد فضایی هستیم که ایالات متحده آمریکا در بازار انرژی جهان میتواند به راحتی نسبت به گذشته، این بازار را کنترل کند. پایین آمدن قیمت نفت موقتی است تا زمانی که نظم نوین جهانی شکل بگیرد؛ بعد از آن نفت در میانگین بشکه ۱۰۰ دلار قرار خواهد گرفت، چرا که صرف بازار نفتی برای ایالات متحده آمریکا، با توجه به جنس نفتی که آنها تولید میکنند (نفت شل) بالای ۱۰۰ دلار در بشکه است.