دیدارنیوز ـ
ابوالحسن مظفری*: هر پدیدهی پرفشار، خودش را بر پدیدههای دیگر تحمیل میکند و مقدارش بستگی به نوع فشار، اندازه و جهت آن است. حادثهی جهانی بروز و جهش ویروس کرونا، قطعا بر همه چیز و از جمله «لایف استایل» (Life Style) یا همان «سبک زندگی» مردمان و «شیوهی حکمرانی» حاکمان اثر خواهد گذاشت.
در ایران نیز برخی تأثیرات آن عمیقتر و خاصتر خواهد بود. جزو معدود دفعاتی است که «فقها» را وادار کرده تا بدانند که گاهی هم آنها باید سخن متخصصانی خارج از حوزهی فقه را بپذیرند. چون این بار، تأثیر کرونا نه فقط بر جان و مال مردمان، که مستقیما به جان و مال و کیان آنها نیز اثر سهمگینی میگذارد. اصطلاحا با هیچ صنفی عقد اخوت نبسته و با هیچ کسی هم شوخی ندارد و تابع هیچ بخشنامه و دستوری هم نیست.
سرعت شیوع و وسعت آسیب آن باعث شده تا امکان تأخیر و تعلل گرفته شود. اگرچه دردناک است که برخی تغییرات معقولانهی ما باید در میان آسیبهای بزرگ باشد، ولی باز هم کاچی بهتر از هیچی است و امیدواریم دوران آسیب این ویروس، کوتاه بوده، ولی این تغییرات، عمیق و ماندگار شود.
فقیهان باید بدانند که ادارهی جامعه، صرفا با فقه و استنباطهای آنها میسر نیست، باید در حوزههای دیگر، به حرف متخصصان آن حوزهها گوش دهند. شاید، چون آسیب این ویروس، بدون هیچ تعارفی به خود آنها نیز وارد میشود (و بلکه صنف آنها را زودتر درگیر کرده) باعث شده تا کمی از لجاجت دست برداشته و کمی هم حرف اطباء و متخصصان (حوزهی پزشکی و پیراپزشکی) را گوش دهند و چیزهایی را تعطیل کنند و چیزهایی را آزاد بگذارند و چیزهایی را هم قابل بحث و بررسی بدانند که در تمامی این سالها اپسیلونی هم روی آنها کوتاه نمیآمدند.
ای کاش در حوزههای اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و هنر، ورزش، سیاست و بسیاری امور دیگر که امروزه کاملا تخصصی و نسبتا جهانی است، بدون بروز خسارتهای هنگفت، تن به «عقلانیت» رفتاری و گفتاری بدهند و اینگونه نباشد که تا آنگونه نشود، گوش به حرف کارشناسان ندهند.

از طرف دیگر شاهدیم که بسیاری متوجه شدهاند برای درمان برخی دردها، صرفا نگاه علم تجربی اعم از فیزیک و شیمی و مهندسی و پزشکی و ... کفایت نمیکند. باید ادبیات و هنر و عرفان و برخی علوم انسانی را نیز به یاری طلبید. در واقع گروه اول، به حفظ و بالانس بُعد سختافزاری زندگی مشغولند، ولی اگر بخواهیم بُعد نرمافزاری که همانا «معنای زندگی» است را برقرار نگهداریم، به چیزهای دیگری نیاز است. یعنی به اندازهی «عقلانیت»، به «معنویت» نیز نیاز داریم و این معنویت، چیزی فراتر از مذهب است، اگرچه مذهب را نیز میتواند در درون خویش بپذیرد. این معنابخشی به زندگی است که اگر نباشد، در ادامهی آن دچار تردیدهای سهمگینی میشویم.
معنویت را نباید صرفا در برخی مناسک تقلیل داد، ولی آن مناسک نیز میتواند برای یک انسان باورمند، به شرط توجه به باطن اعمال (و نه باقی ماندن در ظواهر آنها) راهگشا به معنویت درونی باشد. نگاه معنوی، قدرت «تابآوری» ما در مصائب سهمگین را افزایش میدهد. شرایط خاص این ویروس، ضعف انسان و آسیبپذیری ما براساس نوع زندگی که داریم را بدجوری جلوی چشمانمان آورد.
در این شرایط سخت و تلخ که همه میدانیم «ایمنی روحی» به اندازه (و حتی بیش از) ایمنی جسمی نیاز است، برخی این آرامش را از موسیقی و هنر، برخی از عرفان، برخی از شادی، برخی از نیایش و دعا، برخی در جمعهای خانوادگی و ... و یا ترکیبی از همهی اینها جستجو میکنند. باید به همهی این راهها احترام گذاشت و تا زمانی که مؤثر هستند، آنها را به رسمیت شناخت.

مسائل زیستمحیطی و بیماریهای این چنینی، مرزپذیر نیستند و در چهارچوب علائم فرضی جغرافیایی باقی نمیمانند. حل آنها نیز عزم جهانی با یک جهانبینی اخلاقی فراتر از مناسبات سیاسی را میطلبد. گویی «بومرنگ اعمال» دارد خودش را بیش از هر زمان دیگری، ما را متوجه عمل و عکسالعمل هر کنشمان میکند. آنجا که شاعر میگوید: چو بد کردی مباش ایمن ز آفات/ که واجب شد طبیعت را مکافات.
انگار طبیعت و قوانین فرامادی آن به خروش آمده و نشان میدهد که اگر بیتوجه به محیط زیست، بیتوجه به زندگی بقیهی ابنای بشر، بیتوجه به فقر و مصائب دیگران شویم و فقط خودمان را غرق تمنّیات مادی و بهرهکشی از دیگران کنیم، مجازات سختی در انتظار ما خواهد بود.
حداقلی از امنیت و ایمنی (در تمام شئونش) یک مقولهی فراگیر است، یا باید برای همه باشد یا همه منتظر عواقبش بشویم. اصطلاحا دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد.
*پژوهشگر حوزه اجتماعی