
لیست اصولگرایان در تهران و کاندیداهای آنها در سطح کشور، به دلیل کاهش مشارکت مردم و خالی بودن میدان رقابت از رقیبی جدی، پیروز انتخابات شدند، ولی اکثر کارشناسان عرصه سیاسی اعم از چپ و راست، معتقدند این پیروزی اصولگرایان یا به گفته خودشان "نیروهای انقلابی"، دلچسب نبوده و رنگ و بوی پیروزی در آن حس نمیشود. در همین رابطه، سیدمحمد غرضی وزیر اسبق در دولتهای میرحسین موسوی و مرحوم هاشمی رفسنجانی در رابطه با اینکه چرا فاتحان مجلس یازدهم، احساس پیروزی ندارند به دیدارنیوز گفت:، چون عقبه اجتماعی ندارند و کسی اینها را نمیشناسد. مگر این شورای شهر تهران را کسی میشناسد؟ کسی که سابقه و عقبه خدمتی ندارد با چه ذوق و شوقی برود؟ جز اینکه رئیس این گروهها به آنها میگوید به این رأی بده، به آن رأی نده؛ لذا آنها به عمله ظلم تبدیل میشوند. عاقبت مجلس یازدهم به مراتب از عاقبت مجالس دیگر بدتر است.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی برگزار شد و نتایج حاصله نشان داد که اصولگرایان در مجلس آتی دارای اکثریتند.
این جریان سیاسی که اختلافات درونی آنها بر کسی پوشیده نیست از شهریور سال ۹۷ به طور مرتب با محوریت افرادی همچون حدادعادل، سیدابراهیم رییسی، محمدرضا باهنر و نمایندگانی از جامعه روحانیت مبارز در خصوص اتحاد انتخاباتی، جلساتی برگزار کردند و این پروسه تا ساعاتی مانده به روز جمعه ۲ اسفند ۹۸ ادامه داشت. تا یکی دو روز پیش از پایان مهلت تبلیغات انتخاباتی هم جناح موسوم به اصولگرا به جمع بندی نرسیدند و تقریبا همه منتظر رونمایی از ۲ الی ۴ لیست انتخاباتی از سوی آنها بودند.
در این میان اما اصلاحطلبان که در بدترین دوره خود از حیث تصمیم گیری بودند با وجود رد صلاحیتهای گسترده و بیانیه شورای عالی سیاستگذاری مبنی بر عدم معرفی لیست واحد با عنوان ائتلاف اصلاح طلبان، چند حزب این جریان اقدام به تهیه لیستی از معدود افراد تایید شده خود کردند. این اتحاد نسبی باعث شد که اصولگرایان احساس خطر کنند و در ساعات پایانی مهلت تبلیغات، فهرستی واحد در تهران معرفی کنند. آنان در چند استان بزرگ هم به همین صورت عمل کردند.
لیست اصولگرایان در تهران و کاندیداهای آنها در سطح کشور، به دلیل کاهش مشارکت مردم و خالی بودن میدان رقابت از رقیبی جدی، پیروز انتخابات شدند ولی اکثر کارشناسان عرصه سیاسی اعم از چپ و راست، معتقدند این پیروزی اصولگرایان یا به گفته خودشان "نیروهای انقلابی"، دلچسب نبوده و رنگ و بوی پیروزی در آن حس نمیشود.
این رکود بعد از پیروزی البته دلایل مختلفی همچون شیوع ویروس کرونا در کشور دارد اما تنها این عامل نیست، فاتحان بهارستان بر عکس ظاهر لیست "ایران سربلند"، یکدست نیستند و در ترکیب آن ها از جناح بازار مانند موتلفه و جامعه مهندسین گرفته تا عملگرایان قالیبافی، جبهه پایداری و عدالتخواهان احمدینژادی حضور دارند. با این تحلیل و مطابق آنچه طی دو هفته اخیر از زبان کارشناسان به خصوص جناح اصولگرا شنیدیم، نمیتوانیم شاهد فراکسیونی همدل و یکدست در مجلس یازدهم باشیم، زیرا مانند ساعات قبل از وحدت، در روزهای بعد از پیروزی هم زمزمه اعتراض و تفرقه از اردوگاه مذکور به گوش خواهد رسید.
به نظر میرسد اولین و مهترین رویارویی نمایندگان مجلس یازدهم بعد از تایید اعتبارنامهها، انتخاب رئیس مجلس باشد. مدعیان کنونی ریاست مجلس یازدهم افرادی همچون محمدباقر قالیباف، علی نیکزاد، مرتضی آقاتهرانی و زاکانی هستند. در واقع باید شاهد اولین رویارویی بهاریها، جبهه پایداریها با قالیبافیها و شاید اصولگرایان سنتی همچون تیم میرسلیم باشیم.
به هر روی خود برندگان این کارزار هم ذوق و شوقی بعد از پیروزی از خود بروز نمیدهند و همانگونه که ذکر شد، کاهش مشارکت و عدم حضور جدی رقیب سنتی آنها، موجبات تشکیل مجلسی یکدست و در عین حال نامتوازن را به وجود آورده است و حتی باید منتظر مجلسی باشیم که ضمن اینکه بر سر راه دولت روحانی سنگ اندازی کند، چالشهای درون اصولگرایی نیز در آن پررنگ باشد، زیرا وحدت دقیقه نودی آنها تاکتیکی و از بیم احتمال پیروزی رقیب اصلاحطلب بود، نه از روی اتحاد فکری و خاستگاهی.
غرضی: همه مسئولین و نمایندگان، عمله گروهها هستند
در همین رابطه، سیدمحمد غرضی وزیر اسبق در دولت های میرحسین موسوی و مرحوم هاشمی رفسنجانی به دیدارنیوز گفت: انقلاب توسط احزاب و گروهها به پیروزی نرسید، جامعه بود که انقلاب کرد. از قدیم مشخص بود که چپ نمیتواند دولت نگه دارد و راست نمیتواند ملت نگه دارد. دولتهایی که از دوره مصدق تا امروز تشکیل شده، یا چپ بودند یا راست و همه شان به ضرر قاعده جامعه عمل کرده اند. طیف چپ سعی کرد بگوید فلانی راست است و ما متعلق به قاعده جامعه و سرباز جامعه هستیم و راستها همیشه میخواستند باشند و خود را حفظ کنند.
وی افزود: دولتهای دهه ۶۰ و ۷۰ همچون دولت آقای هاشمی، راست بود و چپ عمل میکرد و کسانی که با تئوریهایش مخالف بودند را به عناوین مختلف متهم و حذف میکرد که آثار این رفتار را هم خودشان دیدند و هم ما شاهد چنین شرایطی هستیم. مجلس یازدهم هم مثل مجالس گذشته است. ما در انقلاب سعی کردیم که علاوه بر دولت که قوه قاهره است، دو قوه دیگر تحت عنوان مجلس و قوه قضائیه تعریف کنیم. متأسفانه به جای اینکه مجلس در رأس امور باشد و قوه قضائیه به جای اینکه حقوق عامه را در نظر بگیرد، حقوق دولت و مجلس را در نظر گرفت و همه به کارگزاران دولتی تبدیل شدند و اعتبار اجتماعی شان را از دست دادند. دولت به عنوان انحصارگر قدرت، مجلس و قوه قضائیه را تحت سیطره خود قرار داد. در تمامی دورهها اعم از مشروطه تاکنون اینگونه بوده است. مجلس اول و دوم انقلابی بودند و به احزاب و گروهها متعلق نبودند و رعایت مردم را میکردند. همین قوانین مربوط به اسلامی کردن بانکها و اینکه ربا مشخص شود و با رانت به عنوان یک ابزار حکومتی مقابله شود، در مجلس اول و دوم اثر کرد. مجلس اول و دوم انقلابی ماندند و توانستند وظیفهای انجام دهد، چون عقبه اجتماعی داشتند. از مجلس سوم به بعد، احزاب و گروهها به جای عقبه اجتماعی، مجلس را در سیطره خود قرار دادند. ما روشهای این احزاب و گروهها که امتیاز طلب هستند را به نفع انقلاب نمیدانیم.
غرضی درباره تفاوت این مجلس با مجلس پیشین گفت: تمامی مجالس اعم از مشروطه و جمهوری اسلامی قبل از اینکه وارد مجلس شوند، شعارهایی دادند اما وقتی وارد مجلس شدند بسیار ضعیف عمل کردند. مثلاً مجلس دهم هم گفت ما با مجلس قبل متفاوت هستیم. مجالسی که در دست گروهها و احزاب هستند، مجالسی هستند که با قدرت سیاسی بر اساس منافع عمل میکنند. در مجلس یازدهم بحث بر سر این است که دولت روحانی را ساقط کنند و اگر به اندازه کافی از دولت روحانی امتیاز بگیرند با دولت تعامل میکنند و اگر نتوانستند آن را ساقط میکنند. این برای آن است که امتیازهای دولت در دست مجلس باشد. این روش همیشه در کشور برقرار بوده است. من سابقه ایران نوین و حزب ملت را دقیق میدانستم که ۱۳ یا ۱۴ سال در دولت حاکم بودند. آنچنان بر دولت مسلط بودند که زمانی بودجه نوشته میشد، سهم حزب ایران نوین و حزب مردم در بودجه معلوم بود. دولت هم هیچ کاری نمیتوانست بکند. اینها رانتهای خودشان را در مدیریتهای مختلف تعریف کرده بودند. دولتهای جمهوری اسلامی هم از سال ۷۰ به بعد، اینگونه درگیر باج و سهم دادن به مجالس متناظر خود بودند.
وزیر اسبق در دولت های جمهوری اسلامی درپاسخ به این پرسش که شما خود را مستقل از جناحها و انقلابی معرفی میکنید، فاتحان مجلس یازدهم نیز خود را نیروهای انقلاب و اصولا خود را انقلابی معرفی میکنند، آیا برای شما جای خوشحالی ندارد، گفت: انقلابی بودن ابزار است. همه میگویند ما از بهشت آمده ایم، اما از جهنم سردر میآورند. مگر در دورههای گذشته با افرادی مواجه نبودیم که خود را بسیار پاکیزه و منزه میدانستند اما اکنون می بینیم که بیش از ۵ هزار نفر از افراد خانواده مجموعه کارگزاران کشور در خارج هستند و از ۵ تا بی نهایت میلیون دلار پول از کشور خارج کردهاند و بعد فکر میکنند به بهشت رفته اند و در آنجا زندگی میکنند. حرف اصلی من این است که احزاب و گروهها به نفع قاعده جامعه و به نفع انقلاب کار نمیکنند.
غرضی در این باره که چرا سیستم احزاب و جناحها در بسیاری از کشورها جواب داده است، تشریح کرد: هیچ کجا در دنیا جواب نداده است. همیشه احزاب و گروهها در دنیا به ابزارهایی تبدیل شدهاند که حقوق عامه را به نفع حقوق خاصه ضایع کنند. شما حداقل قبول دارید که خدا پرست هستید و سرمایه پرست نیستید. انقلاب بر اساس پرستش خدا به وجود آمد نه بر اساس پرستش سرمایه.
وی در پاسخ به این پرسش که در علم اقتصاد، اعداد و ارقام را بررسی میکنند که ببینند نتیجه یک نظام حکومتی در خروجی چیست، خروجی انقلابی بودن برای اقتصاد و توسعه ایران چیست، اظهار کرد: این احزاب و گروهها در ایران دائم حقوق عامه را به نفع دولت مصادره کردهاند. در همه جای دنیا جواب نمیدهد. من که گفته ام این دولتها همه دست در جیب فقرا کرده اند. این دولتها ظالم به حق عامه هستند بالاخص این آخرین دولت که خیلی وضعش خراب بود. دولت نهم و دهم ۸۰۰ میلیارد دلار داشت. اینها ۴۵۰ میلیارد دلار داشتند و حداقل خیلی خوب نفت فروختند. حال دلار ۳۰۰۰ هزار تومانی ۱۵ هزار تومان شده است. از آمریکا هم یک مثال بزنم. وقتی جنگ ویتنام بود آقای نیکسون رئیس جمهور بود. یک انس طلا ۳۵ دلار بود. مدام پول چاپ کرده و در دنیا منتشر کردند. الان یک انس طلا ۱۳۰۰ یا ۱۴۰۰ دلار است. آنها هم دست در جیب کل عالم کردند. یک مثال دیگر نیز در چین با یک و نیم میلیارد نفر جمعیت است که پانصد میلیون نفر بر یک میلیارد نفر مسلط هستند، همه جا همین است.
مجلسی که عقبه اجتماعی ندارد، با قدرت سیاسی و قدرت دولت سازش میکند
غرضی در پاسخ به این سوال که به نظر می رسد انقلابیون، نسخهای برای اداره کشور نداشتند، شعار هم «نه شرقی و نه غربی، جمهوری اسلامی» بود، پس چرا انقلاب کردند، گفت: مشابه این سؤال را همین دهه فجر از من پرسیدند که تو در انقلاب شریک بودی آیا به اهداف انقلاب رسیده ای؟ گفتم ما از اهداف انقلاب عبور کرده ایم. در سال ۱۳۵۷ جمعیت کشور ۳۶ میلیون نفر بود. ۶ میلیون نفر از حضور حضرت امام استقبال کردند. دو میلیون از تهران و ۴ میلیون از شهرستانها بودند. من انقلابی بودم، اما ملت انقلاب کرد و جمهوریت را جانشین سلطنت مشروطه کرد. الان سال ۱۳۹۸ هستیم. آقای ترامپ دستور داد قاسم سلیمانی شهید شود و این کار را افتخار خود دانست. ۲۵ میلیون نفر برای او عزاداری کردند. الان جمعیت کشور ۸۰ میلیون نفر است. یک سوم جمعیت ۸۰ میلیونی روابط خود را با انقلاب مستحکمتر کردند. انقلاب سر جای خودش است و اهداف خود را دنبال میکند و منظومه و توانایی خود را دارد. انقلاب، دولتهای مشروطه و دولتهای جمهوری اسلامی را قبول ندارد، تلاش نهاد انقلاب این است دولتهایی که به قاعده جامعه نگاه میکنند، به وجود آورد. دویست سال است که ما مبارزه میکنیم. مشروطه را به وجود آوردیم، شاهنشاهی را مشروطه کردیم، نفت را ملی کردیم، پشت انگلیس را شکستیم. آنها کودتا کردند ما انقلاب کردیم و پشت آمریکا را شکستیم. میایستیم تا اینکه دولتهای مطابق میل مردم به وجود آید و آمریکا را از خلیج فارس بیرون کنیم. اهداف انقلاب تنها متعلق به نسل ما نیست و متعلق به نسلهای بعدی هم هست. اشخاص، گروهها، احزاب، اعداد، ارقام، امتیاز طلبی و رانت خواری در انقلاب اثر نمیکند. انقلاب بر سرجای خودش است و سوء استفاده کنندگان همه از بین میروند و به هیچ وجه در انقلاب مؤثر نیستند.
غرضی در پاسخ به این پرسش که آیا گروهها و احزاب منشعب و منبعث از قانون اساسی، انقلابی نیستند، تاکید کرد: این گروهها، احزاب و شخصیتها را به انقلاب تحمیل کردند. آقای روحانی وقتی در سال ۱۳۹۲ برای ریاست جمهوری ثبت نام کرد، ۸ نفر بودیم که کم و بیش با هم مساوی بودیم. تا اینکه مرحوم هاشمی، آقای خاتمی و آقای ناطق نوری از ایشان حمایت کردند. بعد هم کشور را گرفتار کردند. آقای هاشمی که به رحمت خدا رفت. آقای خاتمی که ساکت ماند. آقای ناطق هم در جایی نمایان نمیشود. اینها واسطه شدند روحانی شناخته شود و گرنه چه کسی روحانی را میشناخت! انقلاب بر سر جای خودش است. تمامی امکانات را هم دارد. گروهها و احزاب و امتیاز طلبها همه از بین میروند. رضاشاه، محمدرضاشاه و حزب توده، ایران نوین، حزب جمهوری اسلامی، حزب مشارکت همه امتحان دادهاند، کسی اسم آنها را به زبان نمیآورد و این نشانه تفکر حزبی است. در همین انتخابات اخیر مردم به احزاب و گروهها پشت کردند. مجلسی که عقبه اجتماعی ندارد، به قدرت سیاسی و قدرت دولت سازش میکند.
این فعال سیاسی در رابطه با اینکه چرا فاتحان مجلس یازدهم، احساس پیروزی ندارند، خاطرنشان کرد: چون عقبه اجتماعی ندارند و کسی اینها را نمیشناسد. مگر این شورای شهر تهران را کسی میشناسد؟ کسی که سابقه و عقبه خدمتی ندارد با چه ذوق و شوقی برود؟ جز اینکه رئیس این گروهها به آنها میگوید به این رأی بده، به آن رأی نده؛ لذا آن ها به عمله ظلم تبدیل میشوند. عاقبت مجلس یازدهم به مراتب از عاقبت مجالس دیگر بدتر است.