
وزیر آموزش و پرورش در سفر به استان اصفهان با تاکید بر این نکته که آموزش زبان فارسی خط قرمز آموزش و پرورش به حساب میآید، گفت: در برخی مناطق مشاهده شده است با زبان محلی به دانشآموزان آموزش داده میشود که این موضوع بسیار خطرناک است زیرا بچهها زبان محلی را در خانواده فرا میگیرند پس باید زبان رسمی کشور را در مدرسه بیاموزند.
دیدارنیوز – سمیه قرنی - «این جمله را برای این نمیگویم که به من رای بدهید یا به این خاطر که در بیانیه اقوام و مذاهب بر آن تاکید کردهام و بخشی از برنامه دولت تدبیر و امید است، بلکه ایمان و اعتقاد من این است و قلبم گواهی میدهد که ایرانی، ایرانی است و هر کس بخواهد کرد و لر و بلوچ و آذری و ترکمن، عرب و فارس را جدا ببیند او ایرانی نیست».
اینها جملات حسن روحانی پیش از انتخابات سال 92 پیرامون آموزش زبان مادری در مدارس کشور است. دغدغه ای که تا 40 سالگی انقلاب اسلامی هنوز به صورت سیستماتیک در نیامده و مسائل مختلفی را پیرامون خود شکل داده است.
به سراغ قانون اساسی که برویم به صراحت در اصل 15 به این موضوع پرداخته است: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است».
با اینکه هیچ قانون و سازوکار اجرایی برای اجرای این اصل از قانون اساسی به وجود نیامده اما در عمل در بسیاری از مناطق ایران به علت بافت قومی موجود و سنت تاریخی جغرافیایی که در آن مناطق وجود دارد نه تنها ادبیات آنها در مدارس بلکه تمام شئون حاکم بر مدرسه با آن زبان انجام می گیرد و نتایج گوناگونی نیز داشته است؛ مساله ای که وزیر آموزش و پرورش اخیرا اظهار نظری در این رابطه داشته و واکنش های مختلفی را به وجود آورده است.
ماجرا چیست؟
سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش در سفر به استان اصفهان در جمع معاونان آموزش ابتدایی و مسؤولان آموزش و پرورش عشایر سراسر کشور با تاکید بر این نکته که آموزش زبان فارسی، خط قرمز آموزش و پرورش به حساب میآید گفت: در برخی مناطق مشاهده شده است با زبان محلی به دانشآموزان آموزش داده میشود که این موضوع بسیار خطرناک است زیرا بچهها زبان محلی را در خانواده فرا میگیرند پس باید زبان رسمی کشور را در مدرسه بیاموزند.
این اظهار نظر بطحایی واکنشهای مختلفی چه در سطح نمایندگان مجلس و برخی چهرههای سیاسی و چه در سطح کاربران شبکههای اجتماعی داشته است. شهابالدین بیمقدار نماینده مردم تبریز درباره اظهارات اخیر بطحایی میگوید: «اگر وزیر آموزش و پرورش این حرف را زده که آموزش زبان مادری خطرناک است معلوم است که او وضعیت فعلی کشور را درک نکرده است. ما در مجلس به دنبال اجرای قانون هستیم. اصل 15 قانون اساسی این حق را به اقلیتهای زبانی میدهد که زبان آنها به رسمیت شناخته شود و در مدارس تدریس شود».
حجت الاسلام محمدعلی آل هاشم نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز نیز به اظهارات وزیر آموزش و پرورش واکنش نشان داد و گفت: ما همان گونه که به ایران عشق و علاقه داریم، همه به آذربایجان نیز علاقهمندیم و نباید این صحبتهای تفرقهافکن را در سطح جامعه شاهد باشیم.
کاربران مختلف شبکههای اجتماعی نیز نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند و برخی این اظهارات بطحایی را نژادپرستانه تلقی کردند.
اما بحث مربوط به آموزش زبان مادری در مدارس و اجرای اصل 15 قانون اساسی برای امروز و دیروز نیست. بحثی است که از ابتدای انقلاب تا امروز در جریان است و ابتدای امسال در خبرها پیرامون آن شنیدیم. مجلس طرح تدریس زبان مادری در مدارس را آماده کرده و در مراحل مرسوم قوه مقننه قرار دارد اما همچنان اقدامی عملی در این رابطه دیده نشده است.
موافقان و مخالفان چه میگویند؟
طرفداران این رویکرد با این استدلال که میتوان شکافهای قومی، قبیلهای و نژادی را با آموزش زبان مادری و برقراری ارتباط موثر با گروههای مختلف قومی کاهش داد، از این نگاه دفاع میکنند و از طرفی دیگر یادگیری زبان مادری را حق افرادی میدانند که در آن مناطق زندگی می کنند.
در مقابل مخالفین این دیدگاه بر آنند که وقتی تنها راه ارتباطی با مرکز در بسیاری از مناطق، آموزش و پرورش است نباید این فرصت را از دست داد و زبان ملی را از زندگی آنها دور کرد. مخالفین آموزش زبان مادری بحثهای امنیت ملی و آسیب زدن به آن در بلندمدت را هم مطرح کرده و معتقدند عدم توجه به زبان رسمی و توسعه زبانهای مناطق مختلف میتواند در درازمدت مشکلات امنیتی ایجاد کند. این دلایل امنیتی استدلال دیگری دارد که به گروههای جداییطلب اشاره میکند. این گروه با تاکید روی ویژگیهای قومی به دنبال اهداف خود هستند و آموزش زبان به صورت رسمی این نگرانی را برای نهادهای امنیتی ایجاد کرده است.
دیدگاه میانه همان است که در قانون اساسی وجود دارد. نکتهای که شاید در صحبتهای بطحایی وجود دارد و او البته میتوانست با لحن بهتری آنها را مطرح کند. زبان رسمی ایران فارسی است و در اکثر نقاط کشور نیز به صورت رسمی در مدارس و دانشگاهها و ادارات و ... به این زبان صحبت میکنند و مکاتبات و تمام امور مکتوب نیز به این زبان انجام میشود. نمیتوان بخشی از جامعه را از این قاعده مستثنی کرد. اگر از منظر کاربردی هم به ماجرا نگاه کنیم نمیتوانیم وضعیتی را متصور باشیم که فردی با زبانی غیر از فارسی به ادارات و بیمارستانها برای کاری مراجعه کند و نتواند مسالهاش را حل کند؛ مواردی که تقریبا همه آن را شنیدهایم. یا در مقابل خانوادهای از منطقهای که به زبان فارسی صحبت میکنند به منطقهای که به زبان دیگری رایج است، مهاجرت کرده و فرزندانشان در مدرسه تقریبا هیچ چیز متوجه نشوند.
آموزش رسمی زبان فارسی در تمام مناطق کشور هیچ منافاتی با آموزش زبان مادری آنها ندارد. هر چند که در عمل وضعیت کاملا برعکس شده است. زبان رسمی کشور تدریس نمیشود و زبان مادری در تمام دروس به کار گرفته میشود و همین نکته است که موجب اعتراض وزیر آموزش و پرورش بوده است. این اتفاق کاملا برعکس دیدگاهی است که در قانون اساسی مطرح شده است. طبیعتا نمیتوان از زبان رسمی کشور گذشت. زبان رسمی در تمام کشورها یک امر حاکمیتی است و آموزش زبان رسمی برای شهروندان جامعه با هر گرایش قومی و نژادی و مذهبی لازم است. از این جهت شاید حرف بطحایی درست باشد که آموزش زبان فارسی خط قرمز است. اما چرا در طول این 40 سال فکری برای ایجاد یک سازوکار مناسب برای اجرای عملی اصل 15 قانون اساسی نشده است، مسالهای است که باید همه متولیان این امر به آن پاسخ بدهند. شاید اگر یک سازوکار مشخص در این رابطه ایجاد شود دیگر نه شاهد نگرانیهای امنیتی خواهیم بود و نه زبان فارسی به حاشیه میرود. از طرف دیگر حقوق اقوام مختلف و تعلقاتشان هم بر اساس آنچه در قانون اساسی آمده، رعایت میشود و شکافهای این حوزه تشدید نخواهد شد.
در ثانی باید راهی برای آموزش زبان محلی و هویت قومی ان ۷۵٪ غیر فارس پیدا کرد، و برپن رفتی به دموکراسی باز کرد و یکطرفه و بیراهه رفتن به دموکراسی نخواهد انجامید.