نظرسنجی‌های مختلف که یکی از آن‌ها توسط یک رسانه دولتی در دو نوبت انجام شده، نشان داده بیش از ۸۰ درصد مردم، در انتخابات شرکت نمی کنند. به نظر می‌آید مردم، این بار توجهی به توصیه‌ها و تبلیغات و دعوت به مشارکت ندارند، آن‌ها تصمیم خود را گرفته اند و راه خود را می‌روند. برخلاف آنچه اصلاح طلبان می‌گویند، قهر مردم به دلیل عملکرد شورای نگهبان در پی رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان و سایر احزاب منتقد نیست، به نظر می‌آید مردم در انتخابات امسال در پی تحقق شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» هستند. نکته مهم دیگری که سبب دلسردی مردم و تصمیم آن‌ها به عدم مشارکت در انتخاب شده است، پاسخ گو نبودن ساختار سیاسی در تمام سطوح است. مردم از خود می‌پرسند چه باید بکنند با ساختاری که گویی در برابر درد، فریاد و فغان بی حس شده است؟ تجربه سال‌های اخیر نشان داده که ساختار موجود در برابر انتقادات، پیشنهادات، دلسوزی ها، ارائه راهکار از طرف کارشناسان و مشاوران و همچنین در برابر مطالبه گری مردم؛ چه به صورت آرام و از طریق مشارکت سیاسی و چه با آمدن به خیابان، تنها یک پاسخ داشته: نه! انجام نمی‌دهم!

کد خبر: ۵۱۴۷۴
۱۲:۴۹ - ۲۷ بهمن ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ مرضیه حسینی: عرصه سیاسی و اجتماعی ایران در حال تجربه دوران ویژه‌ای از مناسبات میان مردم و حاکمیت است، مناسباتی که معطوف به پدیده انتخابات و مفهوم مشارکت مردمی، وضعیتی ایجاد کرده که کارشناسان از آن تحت عنوان طلاق عاطفی مردم با نظام سیاسی یاد می‌کنند.

این گسستِ مبتنی بر ناامیدی و دلسردی مردم از همه جناح‌های سیاسی و باور به ناتوانی آن‌ها از بیرون کشیدن کشور از شرایط بحرانی، به قدری عمیق است که رهبری نظام نیز به مساله انتخابات ورود کرده و از مردم خواسته اند «به خاطر نظام و میهن عزیز رای دهند، حتی اگر از ایشان خوششان نیاید». ورود رهبری و کشاندن پای اصل نظام به انتخابات، خود به تنهایی نشان دهنده عمق فاجعه و گسل بین مردم و حکومت است.

نظرسنجی‌های مختلف که یکی از آن‌ها توسط یک رسانه دولتی در دو نوبت انجام شده، نشان داده بیش از ۸۰ درصد مردم، در انتخابات شرکت نمی کنند. به نظر می‌آید مردم، این بار توجهی به توصیه‌ها و تبلیغات و دعوت به مشارکت ندارند، آن‌ها تصمیم خود را گرفته اند و راه خود را می‌روند. برخلاف آنچه اصلاح طلبان می‌گویند، قهر مردم به دلیل عملکرد شورای نگهبان در پی رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان و سایر احزاب منتقد نیست، به نظر می‌آید مردم در انتخابات امسال در پی تحقق شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» هستند.

مردم خسته از اصولگرایی و ناامید از اصلاح طلبی
 
شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» در پی دلسردی مردم از جناح اصلاح طلب به ویژه در دوران دوم ریاست جمهوری حسن روحانی وارد ادبیات سیاسی مردم شد. مردمِ خسته از وضعیت ایجاد شده در دوران احمدی نژاد و انسدادی که جامعه در این مدت تجربه کرد، و از ترس روی کارآمدن یک دولت تندرو به ریاست جلیلی و همچنین به این امید که جامعه مدنی نحیف ایران، جان تازه‌ای بگیرد، به حسن روحانی رای دادند و همچنین لیست امید را با رای بالایی به مجلس دهم فرستادند. علی رغم چنین مشارکتی، اما مشاهده کردند که به جز چند نماینده، سایر افراد این لیست نه تنها به تعهدات خود در قبال مردم عمل نمی‌کنند بلکه در بسیاری از موارد با اصولگرایان، همداستان می‌شوند. این مساله در کنار بی اثرشدن مجلس به عنوان یک نهاد انتخاباتی و ضعف شدید دولت در برابر نهاد‌های انتصابی که در موضوعاتی همچون نپیوستن ایران به قرارداد‌های بین المللی اقتصادی، کارشکنی در برابر برجام، گرانی بنزین و سقوط هواپیمای اوکراینی، اعمال نفوذ کردند، مردم را نسبت به مجلس ناامید کرد.

عملکرد بینابینی حسن روحانی و عدول از مواضع اولیه و انتخاباتی خود و به ویژه استفاده نکردن از اختیاراتش به عنوان ریس جمهور در جهت بهبود شرایط سیاسی و اجتماعی، مردم را بیش از پیش از اصلاح طلبان و اعتدالیون دور کرد؛ بنابراین تصمیم به عدم مشارکت در انتخابات را می‌بایست با افق دید بیشتر و نگاهی به فضای سیاسی و اجتماعی ایران در سال های اخیر به ویژه از دی ۹۶ تا سقوط هواپیمای اوکراینی تحلیل کرد.
 

ناشنوایی و نابینایی سیستماتیک؟
 
نکته مهم دیگری که سبب دلسردی مردم و تصمیم آن‌ها به عدم مشارکت در انتخاب شده است، پاسخ گو نبودن ساختار سیاسی در تمام سطوح است. مردم از خود می‌پرسند چه باید بکنند با ساختاری که گویی در برابر درد، فریاد و فغان بی حس شده است؟ تجربه سال های اخیر نشان داده که ساختار موجود در برابر انتقادات، پیشنهادات، دلسوزی ها، ارائه راهکار از طرف کارشناسان و مشاوران و همچنین در برابر مطالبه گری مردم؛ چه به صورت آرام و از طریق مشارکت سیاسی و چه با آمدن به خیابان، تنها یک پاسخ داشته: نه! انجام نمی‌دهم!

جریان سقوط هواپیمای اوکراینی و خلاف گویی سه روزه به مردم و جهان، تیر خلاصی بر اعتماد ملی و همچنین بر سرمایه اجتماعی در ایران بود. مردم پس از دیدن واکنش دولت در برابر جان باختگان هواپیمای اوکراینی و همچنین ده‌ها نفری که در تشییع پیکر سردار قاسم سلیمانی کشته شدند و همچنین بی تفاوتی نسبت به وضعیت اسفناک اقتصادی و معیشت مردم، به این نتیجه رسیدند که ناشنوایی و نابینایی نهادینه شده با رای دادن، حل نمی‌شود.

قطع رابطه مردم با نظام سیاسی؟
 
عده‌ای از کارشناسان، فرض سناریویی بودنِ بی اثر کردن نهاد‌های انتخابی از جمله مجلس و ریاست جمهوری را جدی نمی‌دانند و معتقدند این اتفاقی بود که با عملکرد دولت یازدهم تسریع شد یعنی اگر حسن روحانی از اختیاراتش استفاده کرده و عملکرد بهتری می‌داشت این اتفاق با این شدت دامنه، رخ نمی‌داد.

نکته مهم دیگری که مدنظر صاحب نظران است، تحلیل وضعیت موجود از پایین و از دریچه توده مردم و نه صرفا از بالا و معطوف به عملکرد حاکمیت است. شرایط به گونه‌ای است که حتی بزرگترین تحلیل گران و محبوبیت‌ترین شخصیت‌های سیاسی هم اگر وارد میدان شده و مردم را به مشارکت فرابخوانند، اثر چندانی نخواهد داشت. از نظر این کارشناسان که مساله را از پایین می‌بینند، کار انتخابات در ایران تمام است و مردم نسبت به این مقوله به صورت کلی بی تفاوت شده اند، زیرا فکر می‌کنند که سرنوشت آن‌ها برای نظام سیاسی و ارکان آن، اهمیتی ندارد.
 
 
 
انتخابات مجلس یازدهم و درس بزرگ ملت به نظام سیاسی/ مشکل رد صلاحیت ها نیست، مردم از نظام سیاسی طلاق گرفته اند
 

آیا ورود رهبری به انتخابات موثر است؟

تنور سرد انتخابات و افزایش اعتراضات نسبت به روند انتخابات پیش رو، رهبری را نیز وادار به واکنش کرد. ایشان با درخواست از مردم برای شرکت در انتخابات مجلس گفته‌اند: «ممکن است کسی از بنده خوشش نیاید، اما اگر ایران را را دوست دارد در انتخابات شرکت کند.» رهبری در آستانه انتخابات گذشته در ۱۹ دی ۹۴ نیز گفته بودند: «حتّی آن کسانی که نظام را قبول ندارند، برای حفظ کشور، برای اعتبار کشور بیایند در انتخابات شرکت کنند. ممکن است کسی بنده را قبول نداشته باشد، عیبی ندارد.» البته ایشان در ۳۰ دی ۹۴ با اشاره به اظهارات قبلی خود که «حتی کسانی هم که با نظام، مساله دارند در انتخابات شرکت کنند» متذکر شدند: «این سخن به معنای آن نیست که بخواهند کسانی که نظام را قبول ندارند به مجلس بفرستند.»

در آستانه انتخابات فعلی هم رهبری مردم را دعوت به مشارکت کردند، اما شرایط ایران امروز با سال‌های گذشته متفاوت است و به نظر می‌آید خواسته رهبری مبنی بر مشارکت حداکثری مردم محقق نشود.

تفاوتی که بیانات امسال رهبری با نطق‌های پیشین دارد تاکید بر عنصر «ایرانیت/ ایران» و مشارکت به خاطر حفظ «میهن عزیز»؛ علیرغم نداشتن «انگیزه دینی و انقلابی است»؛ در صورتی که در سخنرانی‌های پیشین، تاکید بر عنصر «اسلامیت»، «انقلاب» و «نظام» پررنگ‌تر بود. این تفاوت نشان می‌دهد که دغدغه‌ای برای به مشارکت طلبیدن طبقه متوسط ناراضی، روشن فکران و منتقدین و همچنین کسانی که از جانب تندرو‌ها غیرخودی خوانده می‌شوند، وجود دارد. وضعیت پهنه سیاسی ـ اجتماعی ایران، اما نشان می‌دهد که دشوار است مردم و غیر خودی‌های مورد خطاب که حتی کاندیداهایشان هم در انتخابات حضور ندارند به پای صندوق آمده و به خودی‌ها رای دهند.


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم