دیدارنیوز ـ آرش راهبر: خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در بخش «ورزشهای پایه» خود این تیتر را زده که «مازیار ناظمی سرپرست فدراسیون موتورسواری و اتومبیلرانی شد»! واقعیت این است که در میان متن و حاشیههای ورزش هایی چون فوتبال و والیبال و کشتی و یا اخبار پر سر و صدای ناگهانی مثل مرگ دلخراش سوپراستاری چون «کوبی برایانت»، پیگیری خبری در حوزه اتومبیلرانی و موتورسواری چندان محلی از اعراب ندارد، اما نوع خبررسانی این خبرگزاری نشانگر غفلتی است که همواره در مورد اتومبیلرانی وجود داشته است.
اینکه ورزشهای موتوری در دنیا یکی از جذاب ترین، پربینندهترین و پولسازترین ورزشها هستند یک امر واضح و مبرهن است و نیازی به توضیح ندارد، اما در ایران این ورزش تا به همین درجه تقلیل و تخفیف داده شده که حتی نمیدانند باید آن را در کدام دسته از ورزشها قرار دهند و «موتورسواری و اتومبیلرانی» در خبرگزاری رسمی کشور میرود ذیل ورزشهای پایه! بگذریم...

عصر دیروز مازیار ناظمی مدیر کل ارتباطات وزارت ورزش و جوانان به عنوان سرپرست فدراسیون موتورسواری و اتومبیلرانی معرفی شد و محمود صیدانلو که چند ماهی از دوران چهار ساله مدیریتش بر این فدراسیون گذشته بود، دفتر کار خود را ترک کرد تا احتمالا به زودی در مقام نامزد ریاست فدراسیون برای انتخابات ثبت نام کند و به عرصه بازگردد. در واقع این فعل و انفعال در ادامه ماجراهایی بود که از سال قبل آغاز شد و وزارت ورزش به نوبت، سراغ رؤسایی رفت که دوره شان به اتمام میرسید، اما بی سر و صدا به کارشان ادامه میدادند و برای انتقال قدرت منتظر دستور وزارتخانه میماندند. گفته شده که مازیار ناظمی رئیس موقت است و باید شرایط را برای برگزاری مجمع انتخاباتی فراهم کند و این صرفا یک رفتار اداری و تشریفاتی است و احتمالا نیازی به حضور افراد متخصص در این دوره انتقالی نیست...!
محمود صیدانلو خود در پی برکناری ناگهانی حمید رضا مهرعلی از ریاست فدراسیون در سال ۹۴ به عنوان سرپرست وارد فدراسیون اتومبیلرانی ایران شد و پس از مدتی در مجمع انتخاباتی این فدراسیون رای آورد و رسما رئیس شد. صیدانلو از همان ابتدای حضور در این ورزش به عنوان سرپرست فدراسیون، جلسات زیادی با بزرگان، پیش کسوتان و ورزشکاران این رشته برگزار کرد تا ضمن شنیدن نظرات آنها، با مقوله ورزشهای موتوری آشنایی پیدا کند و خود را در این چرخه پیچیده و متفاوت حل کند. همان موقع برخی از کارشناسان از او خواستند که در اولین گام سعی کند موقعیت این رشته ورزشی را در دستگاه رسمی ورزش ارتقا بخشد و این ذهنیت را که «مگر رانندگی هم ورزش است؟» را چه در جامعه و چه در راس مدیریت ورزش کشور تغییر دهد.

در واقع این تغییر ذهنیت میتوانست مسیر را برای رشد و بلوغ این ورزش در کشور باز کند و آنگاه بدنه فعال در ورزشهای موتوری ایران میتوانست به صورت طبیعی، شرایط پیشرفت و توسعه را به وجود بیاورد. نکته مهم این است که بسیاری از نهادهای فعال در حوزه ورزشهای موتوری مثل فرمول یک، موتو جی پی، مسابقات لومان، ناسکار و دیتونا اساسا نهادهایی خصوصی و غیردولتی اما جهانی هستند و فدراسیون جهانی اتومبیلرانی (FIA) و موتورسواری (FIM) نیز وابستگی به هیچ دولتی ندارند. در ایران، اما همه چیز به دولت ختم میشود و در این ورزش با اینکه تمام مسابقات و هزینههای آن عموما از طریق ورزشکاران تامین میشود، اما تصمیم گیریهای مهم و حیاتی به عهده رئیس فدراسیون است که مکانیسم انتخاب آن دولتی است.
شاید به همین خاطر است که بعضا تغییر رفتار در مدیریت فدراسیون موتورسواری و اتومبیلرانی رخ میدهد و رؤسای آن به این دلیل که این رشته چندان از سوی مدیریت کلان ورزش شناخته نشده و یا جدی گرفته نمیشود، عرصه فعالیت خود را به مرور تبدیل به حیات خلوتی میکنند که نظارتی بر روی آن صورت نمیگیرد و معیاری برای قضاوت آن وجود ندارد. اتومبیلرانی و موتورسواری از معدود ورزشهای دنیاست که تیم ملی در آن معنایی ندارد و کمپانی ها، تیمهای ورزشی و قهرمانان به رقابت ورزشی معنا میبخشند؛ بنابراین مسابقات ورزشهای موتوری نه در المپیک تعریف شده اند و نه در زمره مسابقات جهانی تیمی و انفرادی مثل جام جهانی فوتبال قرار میگیرند. علاوه بر این مسابقات ورزشهای موتوری به دلیل درآمیختن با صنعت ساخت خودرو و موتورسیکلت، بسیار فنی هستند و زیر لایه پرهیجان و ساده بیرونی آن که نسبتا عامه فهم و پرطرفدار است، هزاران نکته پیچیده و حقوقی پنهان است.
این موضوعی است که باعث شده در ایران با وجود طرفداران پرتعداد و انگیزههای عمومی بسیار قوی برای تماشا یا فعالیت در ورزشهای موتوری، تلاش جدی و کارسازی برای پیشبرد و پیشرفت این اَبَرورزش صورت نپذیرد. فدراسیون موتورسواری و اتومبیلرانی در طول دو دهه اخیر عموما وقت خود را صرف برگزاری مسابقات معمولی کرده و اگر اتفاقات اندکی نیز در زمینه حضور در رقابتهای بین المللی بوده، ناشی از ارتباطهای مقطعی با نهادهای جهانی یا ارتباطهای شخصی با افراد تاثیرگذار بین المللی بوده است.
فدراسیون موتورسواری و اتومبیلرانی در دوره ریاست صیدانلو تغییراتی ظاهری در زمینه برگزاری مسابقات داشت و واگذاری مسابقات به کمیتهها در همین راستا صورت گرفت، اما کمتر کسی میتواند به این نتیجه برسد که نتیجه این تحولات، منجر به پیشرفت این ورزش پرطرفدار شده باشد. متاسفانه فرهنگ حاکم بر این رشته ورزشی نیز به گونهای است که زمینه تولید محتوای رسانهای و انتقاد سالم و سازنده را بسیار محدود کرده و معدود فعالان رسانهای در این رشته نیز انگیزه و حوصلهای برای ابراز عقاید خود ندارند. سرمایه اصلی اتومبیلرانی و موتورسواری در کشور، ورزشکاران و بزرگان این رشته هستند، سرمایهای که هیچ وقت از سوی مدیریت ورزش جدی گرفته نشده اند و همیشه به بازی گرفته شده اند، اما عموما داخل بازی نبوده اند.
به نظر میآید ورزشهای موتوری در ایران نیاز به یک بازنگری جدی و عمیق در زمینه حقوق ورزشی دارند و باید حساب آنها را از ورزشهای پایه یا ورزشهای تفریحی جدا کرد. اتومبیلرانی و موتورسواری در دنیا فراتر از یک رشته ورزشی است و ارتباط تنگاتنگی با صنعت، تجارت و عرصه عمومی زندگی مردم دارد و طبعا یک فدراسیون ورزشی برای اداره آن کوچک جلوه میکند.