مقاله مشترک اردشیر زاهدی و علی واعظ

اردشیر زادهدی، وزیر خارجه ایران در دوران پهلوی و علی واعظ مدیر پروژه ایران در گروه بین المللی بحران، مقاله‌ای مشترک در واشنگتن پست نوشتند که بخش‌های اصلی آن را می‌توانید بخوانید.

کد خبر: ۴۳۶۷۳
۱۷:۰۵ - ۱۱ آذر ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ اردشیر زادهدی، وزیر خارجه ایران در دوران پهلوی و علی واعظ مدیر پروژه ایران در گروه بین المللی بحران در مقاله ای مشترک در واشنگتن پست نوشتند:

ما به دو نسل متفاوت از مردم ایران تعلق داریم یکی دارای عالی ترین مناصب رسمی کشوری در پادشاهی غربگرایی که با انقلاب فروپاشید و دیگری فرزند آن انقلاب است.


یکی بر دوران طلایی روابط ایران و امریکا ریاست داشت و آن دیگری سالهاست که تابعیت دولت ضد امریکایی را دارد.


علیرغم این تفاوت ها هر دوی ما احساس تعلق عمیقی نسبت به ایران داریم و این موضوع ریشه برخی نگرانی هاست.


به نظر می رسد دولت ترامپ فکر می کند به چیزی که در ایران چهار دهه دور از دسترس بوده دست خواهد یافت و آن هم تغییر اساسی در تهران است.


آن ها برای دستیابی به این هدف به مجموعه ابزارهای پوسیده ای متوسل گردیده اند: خفه کردن اقتصاد ایران از طریق تحریم ها، بی ثبات کردن ایران با حمایت از مخالفان و جدایی طلبان و شروع جنگ اطلاعاتی علیه رهبری در تهران.


خصومت واشنگتن می تواند بار دیگر مبارزات دموکراتیک خود را به اندوه سوق دهد.


دولت ترامپ برای ایجاد تغییر و تحولات مثبت از اعتبار بسیار کمی برخوردار است. او قبلا تهدید کرده بود که می تواند ایران را از بین ببرد یا جنگی را آغاز کند که پایان رسمی ایران باشد.


لیست اقدامات و واکنش های تاسف بار ترامپ به سخنانش محدود نیست. این فهرست با یکسری از اقدامات تکمیل می شود از جمله؛ جلوگیری از سفر ایرانیان به ایالات متحده و خروج از توافقی که مردم ایران آن را عرصه امیدبخشی برای زندگی بهتر می دیدند.


این اقدامات باعث شده امریکا ستیزی که همواره از بالای حکومت نشات می گرفت امروز روندی از پایین به بالا داشته باشد .چرا که هیچ چیزی به اندازه تحقیر و تهدید به تجاوزات خارجی ایرانی ها را زیر یک پرچم جمع کند.


چگونه ایرانی ها می توانند به دولت امریکا اعتماد کنند وقتی که به شکل گزینشی، ایران را متهم به نقض حقوق بشر می کند و چشم خود را روی پایمال کردن حقوق بشر توسط متحدانش می بندد. سیاست دولت ترامپ در قبال ایران یک استراتژی نیست بلکه تاکتیک پیچیده ای از فشارها با لایه های داخلی متعدداست.


این سیاست حماقت بار براین فرض ساده لوحانه بنا شده که به تغییر حکومت در ایران و روی کار آمدن حکومتی طرفدار امریکا منجر خواهد شد.


حتی وقتی امریکا تلاش می کند مسیر مذاکره و یا روابط دوباره را سر گیرد باز هم با اظهارات متناقض، باعث بی اعتمادی بیشتر می شود. تحریم هایی که ایالات متحده بر ایران‌ تحمیل می کند، کشور را به سوی رکود تورمی سوق داده و طبقه متوسط ​​آن را فقیر کرده است.


این امر می تواند به یکی از دو نتیجه منجر شود: جامعه ای تضعیف شده، که در آن رسیدن به اهداف نهایی، هرگونه تلاش برای آزادی را تحت الشعاع قرار می دهد. یا یک شورش کور و از سر ناامیدی اما نتیجه یکسان است. این رفتارها یک ایران سخت و تندرو را به جا می گذارد که هیچ روزنه ای برای روابط با امریکا در میان نباشد. 


قلدری ها و تهدیدات امریکا هیچ چیزی جز جنگ منطقه ای دیگر برایش ندارد. ایالات متحده باید تلاش کند که طبقه متوسط و جوانان تحصیلکرده که علاقه مند به روابط با دنیای خارج هستند را ثبات بخشد.


دو کشور 123 سال روابط صمیمانه داشتند که از راه نفوذ قلب و ذهن صورت گرفته بود نه از طریق تحریم ها و مداخلات نظامی. هنوز دیر نیست تا ایالات متحده ازتهدید ایران و فشار حداکثری اش دست بردارد.

 

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم