نکته قابل توجه در خصوص خودکشی زنان در ایلام، تغییر الگوی خودکشی به ویژه در بین زنان جوان از خودسوزی به خوردن قرص و سم ـ با تایید منابع موثق در بیمارستانها، پزشکی قانونی و علوم پزشکی ایلام ـ است؛ به ویژه اینکه سبک زندگی کشاورزی، قرصهای برنج و سم را به راحتی در اختیار زنان و دختران روستایی قرار میدهد. این تغییر الگو همچنین به تغییرات نسلی در ایلام باز میگردد بدین معنا که مواجهه زنان و دختران با مساله خودکشی و شیوههای آن تغییر یافته و زن فعلی ایلامی که دست به خودکشی میزند با زنی که در دهه ۶۰ و ۷۰ در این استان اقدام به این خودکشی کرده از حیث انتخاب شیوه خودکشی متفاوت است و او راه سریعتر و کم رنج تری را برای مردن انتخاب میکند. در خصوص افزایش آمار خودکشی و پنهان کاری در رابطه با ارائه آمار و تاثیرات نامطلوب وارده بر اجتماع، دیدارنیوز با سالار کسرایی پژوهشگر و کارشناس علوم اجتماعی گفتگو کرده است.

دیدارنیوز ـ
مرضیه حسینی: آمارها نشان میدهد برخی شهرها و روستاهای واقع در غرب کشور از جمله در استانهای لرستان و ایلام در کنار برخی شهرهای استان کهگیلویه و بویراحمد، دارای بیشترین آمار خودکشی و به ویژه خودکشی در بین زنان هستند. در روستای دیشموک در استان کهگیلویه و بویراحمد در سال گذشته ۵زن اقدام به خودسوزی و خودکشی کردند. این آمار در غرب کشور دارای فراوانی بیشتری است به طوریکه اردشیر بهرامی فعال حوزه اجتماعی در گفتگو با
دیدارنیوز گفت: در غرب کشور و تنها در سال ۹۶، در حدود ۴ هزار و ۶۲۷ نفر اقدام به خودکشی کردند که بیش از نصف آنها زن بودند.
افزایش چندبرابری خودکشی در ایران
در دو دهه اخیر آمار خودکشی در ایران دچار تغییراتی شده و از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۸۴ تقریبا به چهار برابر افزایش یافته است. همچنین در بین زنان نیز این آمار افزایش دو برابری داشته است. در توضیح افزایش آمار خودکشی در ایران، دفتر سلامت روان وزارت بهداشت اعلام کرده آمار خودکشی در ایران هر سال بیش از پنج درصد افزایش مییابد و استانهای غربی بیشترین آمار خودکشی را دارند. این مرکز افزوده است که در سال گذشته ۱۰۰ هزار مورد اقدام به خودکشی ثبت شده که آمار زنان بیشتر از مردان بوده است. این آمار و ارقام، اما چندان دقیق نیست، زیرا آمار خودکشی همواره پنهان بوده است. در اردیبهشت ماه سال جاری، احمد شجاعی رئیس سازمان پزشکی قانونی گفت: اعلام آمار خودکشی ضرورتی ندارد و اطلاع رسانی در خصوص آن تاثیرات مخرب و نامطلوبی بر جامعه دارد.
در خصوص افزایش آمار خودکشی و پنهان کاری در رابطه با ارائه آمار و تاثیرات نامطلوب وارده بر اجتماع، سالار کسرایی پژوهشگر و کارشناس علوم اجتماعی به دیدارنیوز گفت: «آمار خودکشی در ایلام از سوی مسئولان اعلام نمیشود و تلاشهای من برای دستیابی به آمارها از طریق دانشگاه علوم پزشکی و پزشکی قانونی استان به جایی نرسید. این پنهان کاری در کنار عدم کار کارشناسی در خصوص دلایل و زمینههای خودکشی در غرب کشور به ویژه در مورد زنان، یافتن راهکار برای حل این بحران اجتماعی را با دشواری مواجه کرده و سبب شده است که سالیانه بر آمار خودکشی اضافه شود»
کسرایی افزود: «استانهای ایلام، کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه و لرستان به ترتیب بالاترین آمار خودکشی در ایران را دارند و خودکشی در استان ایلام ۴۲ برابر بیشتر از سایر نقاط ایران است.»
فرهنگ مردسالار و تاثیر آن بر افزایش خودکشی زنان
خودسوزی و خودکشی زنان یکی از مصادیق خشونت علیه آنهاست. نگاهی به ساخت فرهنگی ـ اجتماعی استانهای ایلام و کهگیلویه و بویراحمد و این نکته که اکثر زنانی که اقدام به خودسوزی میکنند زنان جوان و متاهل هستند نشان میدهد که اختلافات خانوادگی و فشاری که فرهنگ مردسالار با اعمال اشکال مختلف سلطه بر زنان وارد میکند، کارد را به استخوان زنان رسانده و آنها را وادار به یکی از بدترین اشکال خودکشی یعنی خودسوزی کرده و میکند؛ به ویژه اینکه در مناطق مذکور، آموزش مهارتهای زندگی و مقابله با بحرانهای روحی و خانوادگی وجود ندارد، در نتیجه افراد و به ویژه زنان در مواجهه با مشکلات زناشویی و یا شخصی از جمله مسائل عاطفی، دچار درماندگی و استیصال شده، دست به خودکشی میزنند.
تابو بودن طلاق در فرهنگ سنتی این دو استان و در بین بسیاری از خانوادهها سبب شده که زنان تحت فشارهای اجتماعی، حتی از مطرح کردن بحث متارکه خودداری کرده و شرایط دردآور زندگی خود را بپذیرند، اما در جایی که این تحمل تمام میشود زن به زندگی خود پایان میدهد. فرهنگ مردسالار در ایلام و کهگیلویه و بویراحمد به قدری قوی است که کتک زدن زنان و اعمال محرومیت بر آنها در نزد بعضی از افراد حتی عادی تلقی شده و ناهنجاری محسوب نمیشود و به همین اعتبار، اعتراضی را نیز دربرندارد.
تابستان گذشته در روستای «تنگ براق» مردی با لگد به صورت زن خود زد؛ آنچنان که چشم زن از حدقه بیرون زده و برای همیشه نابینا شد، این درحالی است که کسی از مرد ضارب شکایت نکرد، او مجازات نشد و به زندگی عادی اش با آن زن ادامه داد، زن نیز که از طرف خانواده اش تهدید شده بود که در صورت طلاق، کسی پذیرای او نخواهد بود و خود و فرزندش از گرسنگی خواهند مُرد، مجبور شد به زندگی دردناکش ادامه دهد. بی شک این زن با تمام شدن تحملش، راهی جز خودکشی پیش روی خود نمیبیند. حوادثی از این دست در استان کهگیلویه و بویراحمد و استانهای غرب پرشمار است.
سالار کسرایی نیز بر عنصر خرده فرهنگهای مردسالار تاکید کرد و گفت: «هرچند انگیزه ۴۹ درصد از افرادی که در ایلام دست به خودکشی زده اند، مشخص نیست، اما آنچه واضح است این است که در ایلام خودکشی منجر به مرگ در بین افراد بیکار و زنان خانهدار بیشتر است و در خصوص زنان، دلایلی، چون مشکلات عاطفی و عشقی، عدم وجود سیستم حمایتی در خانواده، اعتراض به سلطه مردان، دشواری زندگی پس از طلاق و مشکلات معیشتی از جمله مهمترین انگیزههای خودکشی است.»
این پژوهشگر اجتماعی افزود: «نکته قابل توجه دیگر در خصوص خودکشی زنان در ایلام، تغییر الگوی خودکشی به ویژه در بین زنان جوان از خودسوزی به خوردن قرص و سم ـ با تایید منابع موثق در بیمارستانها، پزشکی قانونی و علوم پزشکی ایلام ـ است؛ به ویژه اینکه سبک زندگی کشاورزی، قرصهای برنج و سم را به راحتی در اختیار زنان و دختران روستایی قرار میدهد. این تغییر الگو همچنین به تغییرات نسلی در ایلام باز میگردد بدین معنا که مواجهه زنان و دختران با مساله خودکشی و شیوههای آن تغییر یافته و زن فعلی ایلامی که دست به خودکشی میزند با زنی که در دهه ۶۰ و ۷۰ در این استان اقدام به این خودکشی کرده از حیث انتخاب شیوه خودکشی متفاوت است و او راه سریعتر و کم رنج تری را برای مردن انتخاب میکند.»
این لایحههای حمایت از خانواده و ... به چه دردی میخورند؟