
گفته میشود نزدیکان احمدینژاد و قالیباف توافق کردند هرکدام به طور جداگانه فعالیت کنند و بر اساس این توافق قرار است از انتقاد کردن به یکدیگر خودداری ورزند. قالیباف به این نتیجه رسیده که از حمایت قاطع اصولگرایان سهمی نخواهد داشت، لذا تا همین اندازه که در برابر احمدینژاد و گروهش سکوت کند و مورد هجمه آنان نیز قرار نگیرد، خود به تنهایی ائتلاف کم اهمیتی به حساب نمیآید، به خصوص آنکه به این ائتلاف، نظر مشورتی فردی مانند محمدرضا باهنر هم اضافه شود.
دیدارنیوز ـ مژگان فرجی: پس از آنکه وحید یامینپور، فعال سیاسی نزدیک به جبهه پایداری در حساب کاربری خود در توئیتر از دیدار قالیباف و احمدینژاد خبر داد و اعلام کرد «این جلسه ظاهرا خیلی رو به جلو و سازنده بود»، محسن پیرهادی دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت و از چهرههای نزدیک به قالیباف در پاسخ به او نوشت که «احمدینژاد بیمار بوده و قالیباف به همراه جمعی از دوستان به دیدار او رفته و این دیدار انتخاباتی نیست» اما بررسی اخبار و رویدادها نشان داد که احمدینژاد در زمان مطرح شده، درجلسه مجمع حاضر شده بود و این بهانه درست از آب درنیامد.
تلاش برای کسب مجدد قدرت از سوی احمدینژاد بدون شک بر کسی پوشیده نیست. او همچنان به سفر استانی میرود و میتینگهای سیاسی به مانند یک نامزد انتخاباتی برگزار میکند و تا حدی در این زمینه پیش رفته که شائبه حضورش درانتخابات مجلس در قالب یک لیست انتخاباتی مطرح است و این اظهارنظر او که در یکی از سفرهای خود گفته بود: «حرفها دارد یکی میشود. به زودی همه ملت ایران یک حرف را خواهند زد» گمانهزنیها درباره ائتلاف احمدینژاد و قالیباف را جدیتر ساخت، به خصوص آنکه یک روز پس از این اظهار نظر، قالیباف ویدئویی از خود منتشر کرد و در آن مطرح نمود که «مدیریت اجرایی کشور خون تازهای میخواهد.»
البته نباید فراموش کرد که از نیمههای دولت دوم احمدی نژاد، جریان موسوم به او از سوی اصولگرایان (جناح سیاسی که مسببات حضور او را در مقام ریاستجمهوری فراهم کرد) تحت عنوان جریان انحرافی مورد خطاب قرار گرفت و انتقاد از احمدینژاد زمانی توسط دوستان قدیمیاش شدیدتر شد که او در جایگاه مقام عالی ریاستجمهوری به مدت ۱۱ روز "قهر" کرد و خانه نشینی را برگزید و در محل کار خود حضور پیدا نکرد، اما شواهد حکایت از آن دارد که اصولگرایان برای بازگشت به کرسی قدرت، گوشه چشمی هم به ظرفیت احمدی نژاد _ ولو اینکه او را به هیچ وجه قبول ندارند ـ دارند، هرچند احمدی نژاد تمایلی به ائتلاف با دوستان نارفیق سابق ندارد.
محمد باقرقالیباف هم که میتوان از او به عنوان یکی از کاندیداهای همیشگی اصولگرایان برای مقام ریاستجمهوری نام برد از انتخابات ۹۶ به بعد ـ که نه تنها نامش را به عنوان نامزد نهایی اصولگرایان اعلان نکردند، بلکه از او خواستند تا به نفع ابراهیم رئیسی (کاندیدای نهایی اصولگرایان) کنار رود ـ از دوستان اصولگرای خود دلخور است و بارها آن را به نمایش گذاشته است.
قالیباف که در آن دوره از انتخابات ریاستجمهوری، تمام قد آمده بود تا از بهشت به پاستور رود، به اندازهای از این تصمیم دوستان هم حزبی خود شگفتزده شده بود که حتی امروز هم با گذشت سالها در هر فرصتی که به دست میآورد، آن را بدون اشاره باقی نمیگذارد، حتی در این رابطه تا جایی پیش رفت که از نواصولگرایی صحبت به میان آورد؛ البته ایده او، نه تنها مورد استقبال دوستانش قرار نگرفت، بلکه نقدهای فراوانی متوجه آن شد، ولی با این وجود قالیباف از موضع خود عقبنشینی نکرد و شیوههای منسوخ اصولگرایی را دلیل شکست در انتخابات ریاستجمهوری و مجلس دانست.
برخی براین اعتقاد هستند که این نگاه از سوی اصولگرایان به احمدینژاد و دلخوری قالیباف از این طیف سیاسی برای نزدیک شدن این دو برای انتخابات آینده کفایت میکند که مقدمه آن در مرداد ماه چیده شده است. البته احمدینژاد تا به امروز نشان داده حتی در صورت ائتلاف هم یار قابل اعتمادی نخواهد بود و اصولگرایان به این موضوع، بیش از هر گروه سیاسی دیگری به خوبی آگاهی دارند و به طور حتم از نظر قالیباف هم دور نخواهد ماند، اما این دو نفر میتوانند باهم وارد کارزار انتخاباتی شوند؛ به این صورت که یکی از هواداران دیگری و دیگری از اعتبار آن یکی، در چهارچوب نظام بهره ببرند تا هر دو به مقصد نهایی مدنظر خود برسند.
با استدلال فوق، به نظر میرسد این موضوع که گفته میشود نزدیکان احمدینژاد و قالیباف توافق کردند هرکدام به طور جداگانه فعالیت کنند و بر اساس این توافق قرار است از انتقاد کردن به یکدیگر خودداری ورزند، بیراه نیست و گرچه برخی چهرههای اصولگرا مانند ناصر ایمانی مسئله فوق را بیاهمیت میدانند، ولی زمانی که قالیباف به این نتیجه رسیده که از حمایت قاطع اصولگرایان سهمی نخواهد داشت، تا همین اندازه که در برابر احمدینژاد و گروهش سکوت کند و مورد هجمه آنان نیز قرار نگیرد، خود به تنهایی ائتلاف کم اهمیتی به حساب نمیآید، به خصوص آنکه به این ائتلاف، نظر مشورتی فردی مانند محمدرضا باهنر هم اضافه شود؛ بنابراین عقلانی نیست که نسبت به ورود گروهی وابسته به جریانی که هنوز آثار تصمیمهای اشتباهشان گریبان مردم را رها نکرده، بی تفاوت بود و آن را جدی ندید، زیرا با توجه به شرایط اصلاح طلبان در مجلس (فراکسیون امید و بررسی صلاحیتها) و برخی اصولگرایان (بازهم بررسی صلاحیتها) میتوان آینده نگران کنندهای را برای خانه ملت متصور شد.