"دیدارنیوز" به بهانه سالگرد حمله تروریستی به برج‌های مرکز تجارت جهانی در آمریکا بررسی کرد؛

اکنون روابط ایران و آمریکا در بدترین وضعیت ممکن قرار دارد؛ به طوری که در روز‌ها و ساعاتی در ما‌های گذشته تنها چند دقیقه با یک جنگ تمام عیار فاصله وجود داشت. زخم بزرگ منهتن نیویورک ظاهرا ترمیم شده است، اما آیا پس از چهل سال دشمنی بین دو کشور بزرگ ایران و آمریکا ـ به دور از سر و صدا مانند آنچه در مورد افتتاح برج جایگزین برج‌های دوقولو رخ داد ـ ترمیم می‌شود؟

کد خبر: ۳۴۸۷۰
۰۹:۲۶ - ۲۴ شهريور ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: بیش از ۱۸ سال از روزی که برج‌های دوقولوی مرکز تجارت جهانی منهتن نیویورک به وسیله دو هواپیمای مسافربری هدف قرار گرفت می‌گذرد. این حادثه از زمان وقوع تاکنون، معادلات زیادی را تحت تاثیر خود قرار داده و یا حتی به کلی عوض کرده است. این حملات تروریستی و کشته شدن تعداد زیادی انسان با تابعیت‌های مختلف، افکار عمومی جهانیان را جریحه دار کرد و البته منتهی به اقدامات عملی از سوی آمریکا و متحدینش در برابر القاعده و حامیان آن‌ها در جهان شد. رهبر القاعده در سال ۲۰۰۱ در کشور افغانستان سکنی داشت و مورد حمایت حکومت طالبان به رهبری ملا محمد عمر قرار داشت.

 

ایران و آمریکا ۱۸ سال بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱

 
 
در صبح روز ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ۱۹ تن از اعضای القاعده، چهار هواپیمای تجاری - مسافربری را ربودند. هواپیماربایان، دو هواپیما را در فاصله‌های زمانی گوناگون تعمداً به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک زدند. در نتیجه این دو برخورد، همه مسافران به همراه عده بسیاری که در ساختمان‌ها حضور داشتند، کشته شدند. هر دو ساختمان، پس از دو ساعت به‌طور کامل ویران شدند و آسیب‌های زیادی به ساختمان‌های پیرامون زدند. گروه هواپیماربایان، هواپیمای سوم را به ساختمان پنتاگون، واقع در ارلینگتون در ویرجینیا زدند. هواپیمای چهارم، اما در زمینی نزدیک شنکسویل در ایالت پنسیلوانیا سرنگون شد.


هیچ‌کدام از مسافران این پرواز و سه پرواز دیگر زنده نماندند. کشته شدگان این حمله‌ها ۲۹۷۴ تن بودند که با در نظر گرفتن ۱۹ هواپیماربا در کل شمار کشته‌های این حمله‌ها به ۲۹۹۳ تن می‌رسد. بیش‌تر کشته شدگان این حمله‌ها مردم عادی و شهروندان بودند که ملیت آن‌ها از ۹۰ کشور گوناگون جهان بود.

 

ایران و آمریکا ۱۸ سال بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱

 
 
واکنش ایالات متحده به این حملات، جنگ با تروریسم نام گرفت که با حمله به افغانستان و ساقط کردن طالبان (پناهگاه القاعده) و نیز تصویب طرح «قانون میهن‌پرستی آمریکا» اتفاق افتاد. کشور‌های بسیاری قوانین ضد تروریسم خود را تقویت کردند و اجرای آن‌ها را گسترش دادند. بعضی از بنگاه‌های تجاری در آمریکا تا آخر همان هفته، فعالیت خود را تعطیل کردند و بعد از بازگشایی، از زیان هنگفتی خبر دادند که به‌خصوص متوجه شرکت‌های هواپیمایی و مؤسسات بیمه شده بود.


حادثهٔ ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ تاکنون بزرگ‌ترین عملیات تروریستی تاریخ ایالات متحده آمریکا به‌شمار می‌آید و پیامد‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی برای این کشور و جامعهٔ جهانی به دنبال داشته‌است. گفته می‌شود که حادثهٔ ۱۱ سپتامبر همانند حملهٔ ژاپن به بندر پرل هاربر، تاریخ آمریکا را تغییر داده است.

 

ایران و آمریکا ۱۸ سال بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱

 

ایران از نخستین کشور‌هایی بود که پس از این حادثه، پیام همدردی با مردم آمریکا ارسال کرد و عده‌ای از مردم ایران نیز با حضور در محل سفارت سوئیس در تهران که حافظ منافع آمریکا در ایران است، با روشن کردن شمع با مردم آمریکا ابراز همدردی کردند.

سیدمحمد خاتمی، رئیس‌جمهوری وقت ایران در روز یازده سپتامبر ۲۰۰۱ در پیامی عنوان کرد: «به نام ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران، اقدام تروریستی هواپیماربایی و حمله به مراکز عمومی در شهر‌های آمریکا را که شمار زیادی از مردم بی‌دفاع را به کام مرگ کشید محکوم می‌کنم و تأسف عمیق و همدردی خود را با ملت آمریکا به‌ویژه آسیب‌دیدگان و خانواده قربانیان حادثه اعلام می‌دارم. تروریسم محکوم است و جامعه جهانی باید ریشه‌ها و ابعاد آن را بشناسد و برای خشکاندن آن گام‌های اساسی بردارد. اراده اصولی دولت جمهوری اسلامی ایران قطعاً در این مسیر قرار دارد و برای تحقق این باور اسلامی و انسانی از هیچ اقدامی دریغ نخواهد داشت.»

البته قدردانی دولت آمریکا به سرعت انجام نشد و وزارت خارجه آمریکا در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۱ با انتشار بیانیه‌ای در دهمین سالگرد این حملات تروریستی از همدردی مردم ایران در سال ۲۰۰۱ تشکر کرد.


ایران و آمریکا بعد از ۱۱ سپتامبر

 

محور شرارت (Axis of Evil) اصطلاحی است که جورج دبلیوبوش رئیس‌جمهور آمریکا در ۲۹ ژانویه ۲۰۰۲ در سخنرانی سالیانه خود در کنگره ایالات متحده آمریکا در اشاره به سه کشور ایران، کره شمالی و عراق به کار گرفت. او علت این نام‌گذاری را «حمایت آن کشور‌ها از تروریسم» و «تلاش آن‌ها برای دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی» بیان کرد.


حمله به برج‌های دوقولوی مرکز تجارت جهانی منهتن در زمانی اتفاق افتاد که سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور ایران بود، رئیس جمهوری میانه رو و علاقه‌مند به صلح و رابطه با دنیا از جمله آمریکا. سال ۲۰۰۱ توسط سازمان ملل متحد به عنوان «سال گفت‌وگوی تمدن‌ها» نامگذاری شد که البته پیش از آن یعنی در سپتامبر ۱۹۹۸ سیدمحمد خاتمی آن را پیشنهاد کرده بود. در ایران ظرفیتی ایجاد شده بود که می‌توانست منشأ نزدیک شدن ایران و آمریکا باشد، اما همزمان در آمریکا رئیس جمهوری جنگ طلب حاکم بود که مانع آن می‌شد.


جمهوری اسلامی ایران به ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی و مردم ایران از اولین دولت‌ها و ملت‌هایی بودند که همدردی خود را با مردم و دولت آمریکا اعلام کردند، طرح گفتگوی تمدن‌ها را در پنجاه و سومین مجمع عمومی سازمان ملل ثبت کردند و در سقوط طالبان و القاعده به آمریکا کمک نمودند. این در حالی بود که رییس جمهور آمریکا یک سال بعد یعنی در سال ۲۰۰۲ ایران را در کنار کره شمالی و عراق صدام حسین در محور شرارت قرار داد و تنها ده سال بعد از آن حادثه یعنی در سپتامبر ۲۰۱۱ رییس جمهور دموکرات آمریکا (باراک اوباما) از مردم ایران جهت همدردی تشکر کرد.


کابینه جورج بوش پسر، کابینه جنگ بود. او طی دو سال به دو همسایه غربی و شرقی ایران ـ افغانستان و عراق ـ حمله کرد و در میان دو حمله، ایران را 'محور شرارت' خواند. این در حالی بود که همکاری تهران و واشنگتن برای تشکیل دولت تازه در افغانستان بعد ازسقوط طالبان، کورسویی از امید به بهبود روابط را روشن کرده بود.


افشای فعالیت‌های هسته‌ای ایران در تابستان سال ۲۰۰۲ ضربه نهایی را وارد کرد و با وجود عقب‌نشینی‌های ایران در سال‌های اول مذاکرات اتمی، روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد در سال ۲۰۰۵ و از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای، دیوار بی‌اعتمادی را بلندتر کرد. در این میان کمک‌های بشردوستانه آمریکا به زلزله‌زدگان بم در اواخر سال ۲۰۰۳ و دیدار سفرای ایران و آمریکا در عراق برای گفتگو درباره وضعیت عراق بعد از سقوط صدام هم کمکی به گرمی روابط نکرد.


کمتر از یک سال بعد از شروع ریاست جمهوری احمدی نژاد، کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه بوش، برنامه هسته‌ای ایران را بزرگ‌ترین چالش آمریکا خواند و از اینجا بود که جمله معروف 'تمام گزینه‌ها در مورد ایران روی میز است' بار‌ها و بار‌ها شنیده شد.


دوران ریاست جمهوری باراک اوباما با پیام تبریک بی‌سابقه محمود احمدی‌نژاد شروع، با نامه‌نگاری‌های غیرمنتظره رییس جمهور آمریکا با رهبری همراه و با توافق تاریخی هسته‌ای ایران به پایانش نزدیک شد. اما در نهایت هیچ یک از این‌ها از دشمنی ایران و آمریکا کم نکرد. شش ماه از ریاست جمهوری اوباما نگذشته بود که انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ صحنه سیاسی ایران را تغییر داد. شیوه موضع‌گیری رئیس جمهور آمریکا علیه سرکوب معترضان نتایج انتخابات، هم حکومت ایران را شاکی کرد و هم معترضان را.


با وجود بن‌بست در گفتگو‌های رسمی، مذاکرات محرمانه دو کشور با وساطت پادشاه عمان در سال ۲۰۱۱ آغاز شد و ادامه پیدا کرد. دو سال بعد حسن روحانی رئیس جمهور شد و وعده داد که پرونده هسته‌ای را می‌بندد. نامه‌ای که اوباما در اوایل ریاست جمهوری روحانی به او نوشت بی‌پاسخ نماند و در اوایل پاییز ۲۰۱۳ دو رئیس جمهور برای نخستین بار در تاریخ انقلاب ایران با هم تلفنی صحبت کردند.


صحبتی که روشن کننده چراغ برجام بود، اما با پایان ریاست جمهوری اوباما، از فروغش کاسته شد تا اینکه در دوران ترامپ، به کلی خاموش گردید.


دونالد ترامپ سیاست خارجی باراک اوباما را فاجعه محض می‌دانست و توافق هسته‌ای ایران را یکی از بدترین توافق‌هایی که در تاریخ امضا شده است. او در اوایل مبارزات انتخاباتی اش گفت که اگر رئیس جمهور شود این توافق را ملغی خواهد کرد و با چند برابر کردن تحریم‌ها، برای توافقی مذاکره خواهد کرد که مثل اولی 'مایه خنده' نباشد.


اکنون روابط ایران و آمریکا در بدترین وضعیت ممکن قرار دارد؛ به طوری که در روز‌ها و ساعاتی در ما‌های گذشته تنها چند دقیقه با یک جنگ تمام عیار فاصله وجود داشت. زخم بزرگ منهتن نیویورک ظاهرا ترمیم شده است، اما آیا پس از چهل سال دشمنی بین دو کشور بزرگ ایران و آمریکا ـ به دور از سر و صدا مانند آنچه در مورد افتتاح برج جایگزین برج‌های دوقولو رخ داد ـ ترمیم می‌شود؟

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم