"دیدارنیوز" به تکاپوی جریانات سیاسی اصولگرا در آستانه انتخابات می‌پردازد؛

قالیباف عاقل‌تر از این حرفهاست که با طناب پوسیده احمدی نژاد به داخل چاه برود چرا که نتیجه‌ای جز شکست ندارد. از طرفی احمدی‌نژاد جایگاهی در سپهر سیاسی کشور ندارد و سعی می‌کند برای ماندن در صحنه، فضاسازی‌های سیاسی ایجاد کند. اگر قالیباف می‌خواهد به امام زاده‌ای دخیل ببندد بهتر است امامزاده‌ای باشد که شفا دهد؛ نه امام زاده‌ای که کور می‌کند. مردم به رفتار پوپولیستی جواب مثبت نمی‌دهند و یقینا مشارکت مردم هدفمند است.

کد خبر: ۳۱۵۰۷
۱۵:۰۹ - ۱۹ مرداد ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: این روز‌ها شاهد تکاپوی گروه‌های سیاسی هستیم که هریک برای رفتن به استقبال انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند ماه ۹۸ از دیگری سبقت می گیرند. آنچه از بیرون دیده می‌شود رویکرد وحدت مدارانه هر دو جناح کشور برای جهت دادن به افکار عمومی به سمت و سویی است که منجر به مشارکت در انتخابات شود.
 
در جرگه اصلاح طلبان، با وجودی که از گوشه و کنار صدا‌های متفاوتی از اشخاص و احزاب اصلاح طلب شنیده می‌شود و نقد‌های درون تشکیلاتی به هم دارند، اما به دلیل سابقه و تجربه‌ای که وجود دارد، گویی از انسجام بیشتری برخوردارند، به طوری که شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان ائتلافی تحت عنوان «جبهه اصلاح طلبان ایران اسلامی» را به کمیسیون ماده ده احزاب معرفی کرده است و در آخرین اقدام هماهنگ انتخاباتی که این جریان انجام داده، رابطان استانی شورای مذکور، معرفی شده اند؛ چراکه قرار است در هر استان نیز شورای سیاست گذاری آن استان تشکیل شود و ارتباط بین شورای استانی و شورای عالی را رقم بزند.
 
جریان اصولگرایی ولی هنوز به انسجام و وحدت مد نظر خود نرسیده است. ظاهرا بیشتر گروه‌ها و جمعیت‌های اصولگرا محوریت معنوی جامعه روحانیت مبارز را پذیرفته اند و این تشکل روحانی در تلاش است اکثریتی از اصولگرا‌ها را زیر یک چتر گرد آورد و ائتلافی نسبتا یک دست و همگرا شکل دهد. شاید بتوان اصلاح طلبان را در میانه دو طیف تحول خواه ساختاری و رادیکال و اعتدالی‌های متمایل به اصولگرایی تعریف و تحلیل کرد، ولی این قالب را نمی‌توان برای اصولگرایان به کار برد.
 
شاید بتوان گفت از جمله آرام‌ترین و تشکیلاتی‌ترین گروه‌های اصولگرا، جامعه اسلامی مهندسین به دبیرکلی محمدرضا باهنر و حزب موتلفه اسلامی باشند. از آنجا که حزب موتلفه اسلامی طی سه دهه اخیر، هیچگاه ظرفیت چشمگیری از خود در عرصه انتخابات نشان نداده، در این دوره هم از این گروه انتظار زیادی نیست، ولی محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین از یکسال قبل تحرک انتخاباتی خود را برای انسجام بخشی به جریان اصولگرایی شروع کرده است و تلاش می‌کند به کمک ظرفیت جامعه روحانیت مبارز این کار را انجام دهد.
 
ولی چرا نمی‌توان همانند اصلاح طلبان برای اصولگریان نیز یک بازه مشخص، تعریف و تعیین کرد؟

اصولگرایان طی بیست سال گذشته تحت تاثیر شرایط جامعه و به مرور، گفتمان خود را تلطیف کرده و افراد و احزابی از این جریان به اصلاح طلبان نزدیک شده اند، به طوری که زمانی مرحوم هاشمی رفسنجانی لیدر این جریان بود، ولی به مرور زمان تبدیل به یکی از رهبران اصلاح طلب شد که نمود  این چرخش را می توان در مقاطعی همچون انتخابات سال ۱۳۸۴ و سال ۸۸ و مواضع او تا قبل از فوت مشاهده کرد که نهایتا منجر به شرکت پر تعداد بدنه اصلاح طلبی در تشیییع جنازه او شد.
 
ناطق نوری که در سال ۱۳۷۶ کاندیدای جریان راست، محافظه کار و به تعبیر امروز اصولگرایان بود و رقیب اصلی سیدمحمد خاتمی در انتخابات محسوب می شد، اکنون حتی می‌تواند در کنار خاتمی، لیدر جریان اصلاح طلب باشد. علی لاریجانی رئیس کنونی مجلس در انتخابات سال ۹۴ در لیست امید قرار گرفت و توسط مردم قم وارد مجلس شورای اسلامی شد و غافلگیر کننده نیست اگر در ۱۴۰۰ کاندیدای جریان اصلاح طلب برای ورود به ساختمان پاستور شود.
 
در کنار این موارد، محمدرضا باهنر که او را مرد لابی های پشت پرده خطاب می کنند، این روز‌ها به شدت مواضع اصلاح طلبانه اتخاذ می‌کند و سخن از ضرورت توجه به تحزب به میان می‌آورد و بر حکومت برآمده از نگاه حزب محور تاکید می کند. وی در نشست تیرماه جامعه اسلامی مهندسین گفت: برخی از اصولگرایان از اینکه با صدای بلند خود را اصولگرا بدانند می‌ترسند، می‌توان اصولگرا بود و در عین حال اصلاح کاستی‌ها و مشکلات را نیز در برنامه داشت.

 

دخیل بستن قالیباف به امامزاده ای که شفا نمی دهد!

 

شعار نواصولگرایی، اولین بار بعد از انتخابات سال ۹۶ از زبان محمدباقر قالیباف شنیده شد و تا به امروز کم و بیش در این خصوص بحث شده است، هرچند قالب این گفتمان، حزبی و صدای یک سازمان سیاسی نیست و بیشتر تراوشات ذهنی یک لیدر اصولگرایی است، ولی یکی از صدا‌های متفاوتی است که جای خود را در عرصه گفتمانی ایران باز کرده است. این مفهوم، اندیشه یا گفتمان، گرچه پسوند اصولگرایی را با خود دارد، ولی رویکردی عمل گرایانه دارد و معتقد به نوعی انظباط بخشی به دولت، از بالا به پائین است. شاید بتوان نو اصولگرایی قالیباف را در یک جمله او مشاهده کرد که گفت: «ایران نیاز به یک رضا شاه اسلامی دارد».

 

دور شدن قالیباف از اصولگرایان، از زمانی شروع شد که نهاد‌های بالادستی و بزرگان اصولگرا در سال ۹۶ سیدابراهیم رئیسی را به او ترجیح دادند. اکنون هم به نظر نمی‌رسد اقبالی به قالیباف به عنوان شخص اول جریان اصولگرایی؛ چه برای مجلس و چه برای انتخابات ۱۴۰۰ بشود، البته اصولگرایان از ورود قالیباف به ائتلاف انتخاباتی کنونی استقبال می‌کنند.

 

طی روز‌های گذشته، اما خبری مبنی بر دیدار محمدباقر قالیباف و محمود احمدی نژاد منتشر شد که واکنش‌های مختلفی به همراه داشت. این دیدار و دیگر تحرکات انتخاباتی اصولگرایان گویای این حقیقت است که پیروزی در انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند ماه و ریاست جمهوری ۱۴۰۰ مهمترین هدف نیرو‌های ارزشی با تفکر انقلابی است.

 

نو اصولگرایی یا رضا شاه اسلامی؟ / احمدی نژاد امازاده‌ای که کور می‌کند!
 

حسین کنعانی‌مقدم در رابطه با برخی خبر‌های منتشره مبنی بر دیدار قالیباف و احمدی نژاد به دیدارنیوز گفت: برخی از این آقایان در گذشته تلاش زیادی برای رسیدن به جایگاه‌های سیاسی انجام دادند و در راستای همین تلاش‌های معطوف به قدرت، آقای احمدی نژاد ۸ سال جایگاه ریاست جمهوری را اشغال کرد و در این دوره هم تلاش دارد وارد صحنه شود، اما اینکه فکر کنیم احمدی نژاد و قالیباف با هم ائتلاف کنند از «محالات» است.
 
وی اظهار کرد: قالیباف عاقل‌تر از این حرفهاست که با طناب پوسیده احمدی نژاد به داخل چاه برود چرا که نتیجه‌ای جز شکست ندارد. از طرفی احمدی‌نژاد جایگاهی در سپهر سیاسی کشور ندارد و سعی می‌کند برای ماندن در صحنه، فضاسازی‌های سیاسی ایجاد کند. اگر قالیباف می‌خواهد به امام زاده‌ای دخیل ببندد بهتر است امامزاده‌ای باشد که شفا دهد؛ نه امام زاده‌ای که کور می‌کند. مردم به رفتار پوپولیستی جواب مثبت نمی‌دهند و یقینا مشارکت مردم هدفمند است.

 

حسین کنعانی مقدم در بخش دیگری از اظهارات خود می‌گوید: لاریجانی میان اصولگرایان جایگاه خوبی دارد، اما اگر بخواهد بدون عقبه اصولگرایی وارد صحنه شود می‌سوزد. اصلاح‌طلبان و اعتدال گرایان با توجه به تجربیاتی که از او دارند در انتخابات رئیس جمهوری از او حمایت نمی‌کنند.
 
این فعال سیاسی اصوالگرا اظهار داشت: مردم در گذشته برای اینکه «الف» رای نیاورد به «ب» رای می‌دادند؛ اما این بار اینگونه نیست؛ به نظر می‌رسد رای مردم با مطالعه و اثرگذار خواهد بود و به صورت هدفمند کسانی را انتخاب می‌کنند که بتوانند مشکلات کشور را حل کنند.
 
وی با اشاره به اینکه در ایام انتخابات، اصولگرایان نیز مانند دیگر جریان‌های کشور سعی میان صفا و مروه می‌کنند، افزود: تلاش می‌کنیم به وحدت برسیم، زیرا نیرو‌های ارزشی و انقلابی حضور فعال در رقابت‌های انتخاباتی را هدف گذاری کرده اند. شخصیت‌ها و احزاب سیاسی، شورا‌ها و ائتلاف‌های اصولگرایی که هدف مشترک دارند مترصد وفاق حداکثری هستند.
 
دبیرکل حزب سبز ایران ادامه داد: به عنوان مثال جامعه روحانیت مبارز کشور به عنوان مجموعه‌ای که مورد اعتماد اکثریت اصولگرایان است و محوریت دارد در این رهگذر نقش فعال و مثبتی بر عهده دارد در تلاش است با تمرکز بر نقاط اشتراک، وحدت حداکثری ایجاد کند و اختلافات را به حداقل برساند.
 
وی ادامه داد: جامعه روحانیت مبارز ماموریت دارد با همه طرف‌های جریان اصولگرایی صحبت و آن‌ها را دور یک میز جمع کند تا اختلافات به حداقل برساند. در نظر داریم همان نقشی که آیت الله مهدوی کنی در اتحاد اصولگرایان داشت بار دیگر از طریق جامعه روحانیت مبارز و شخصیت‌های محوری آن زنده کنیم.
 
کنعانی مقدم یادآور شد: اگر یک نفر برای کسب رای بگوید یارانه‌ها را ۵۰۰ هزار تومان می‌کنم به مردم، نظام و اقتصاد کشور خیانت کرده است، زیرا اقتصاد ما توان چنین ظلمی را ندارد.

 

نو اصولگرایی یا رضا شاه اسلامی؟ / احمدی نژاد امازاده‌ای که کور می‌کند!
 

احمدی نژاد متعلق به کدام جریان است؟

 

محمود احمدی نژاد که امروزِ خود را مدیون دیروزی است که اَبر و باد و مه و اصولگرایان و اراده هسته مرکزی قدرت و روحانیت، از او حمایت کردند و رئیس جمهور ایران شد، اکنون ساز جداگانه می‌زند، ولی هر چه تلاش می‌کند نمی‌تواند عنوان و برچسب اصولگرایی را از خود دور کند. او و یارانش امروز می‌گویند ما از همان ابتدا هم اصولگرا نبودیم! ولی پس نام این افراد را چه باید گذاشت؟

 
با این  وجود، طعم قدرت و بازگشت به آن به حدی شیرین و پر جاذبه است که پایبند بودن به خط کشی سیاسی و تاکید بر گفتمان؛ اگر شرایط فتح و پیروزی سیاسی مهیا باشد، برای این سرشاخه‌های سیاسی اصولگرا اولویتی ندارد و اگر چراغ سبز بگیرند خط‌ها پاک و فاصله‌ها برداشته می‌شود.
 
تجربه این سال‌ها و مطالعه سیر عمل سیاسی احمدی نژاد، گویای این تحلیل است که کسب قدرت برای احمدی نژاد دارای اولویت است، شاهد آن هم تلاش ناموفق دوساله او برای دیدار با رهبری است. اخیرا عباس امیری‌فر نزدیک‌ترین روحانی به احمدی‌نژاد در دوران ریاست‌جمهوری، بیان کرده است: احمدی‌نژاد دو سال است که هر کسی را می‌بیند تا از مقام معظم رهبری وقت ملاقات بگیرد، ولی به او وقت نمی‌دهند! این در حالی است که بر خلاف نظر رهبری که مذاکره با ترامپ را جایز نمی‌داند، احمدی‌نژاد به ترامپ نامه می‌نویسد و با کمال پررویی می‌گوید ترامپ مرد عمل است!

 

وقتی با خود محمود احمدی نژاد و حلقه نزدیکانش صحبت می‌کنید نتیجه‌ای جز سرگیجه ندارد، زیرا در قالب ایران و مشکلات ایران، نسخه نمی‌دهند و از نوعی عدالت و آزادی حرف می‌زنند که هنوز بر روی زمین و در دنیا تست نشده است و اساسا فکر می‌کنند اولا؛ همه مکاتب شناخته شده شرق و غرب ناکارآمدند، دوما؛ به سازمان و برنامه شناخته شده برای اداره کشور معتقد نیستند. حال با این تفاسیر، می توان احمدی نژاد را متعلق به کدام جریان و جبهه دانست؟

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم