گفتگوی "دیدارنیوز" با «عبدالرضا داوری» فعال سیاسی / بخش پایانی

قصه جریان اصول‌گرایی با آقای احمدی‌نژاد حداکثر این است که در انتخابات یک نخود برای آقای احمدی‌نژاد در دیگ انداختند، بعد می‌گویند که دیگ را بدهید ما ببریم. اصلاً این گونه نبوده است. اصلاً وزنی ندارند. من یک سؤالی از شما دارم. الان اگر نظارت استصوابی شورای نگهبان برداشته شود جریان اصول‌گرا چند کرسی در مجلس پیدا می‌کند؟ بدون تعارف. همه رقبا را حذف می‌کنند و حال با ابزار شورای نگهبان و با ابزار‌های دیگری که دارند ابزار‌های قضایی و امنیتی و مثلاً برای این و آن پرونده درست می‌کنند، چون اصولاً جریان اصولگرایی یک جریان امنیتی است. بگذارید این جا تفاوت را به شما بگویم. تفاوت مهم جریان اصول‌گرایی با جریان احمدی‌نژاد این است که ما معتقدیم مسائل کشور را باید با مکانیسم‌های اجتماعی حل کنیم، جریان اصول‌گرایی اعتقاد دارد مسائل کشور را باید با مکانیسم‌های امنیتی حل کند. برای همین برای برخورد با آقای روحانی سریال گاندو را می‌سازد.

کد خبر: ۳۱۴۲۷
۱۸:۰۵ - ۲۵ مرداد ۱۳۹۸
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبدالهی/ رسول شکوهی: در بخش اول گفتگو، درباره ویژگی های گفتمانی احمدی نژاد و تاثیر مشائی در این جریان صحبت کردیم. از تغییر و تحولات گفتمانی احمدی نژاد صحبت شد و تاثیراتی که تجربیات مختلف بر فکر و اندیشه او داشته است. وارد بحث جریان شناسی سیاسی شدیم و ادامه آن را در بخش دوم و نهایی خواهید دید.

داوری در این بخش از نسبت احمدی نژاد با جریانات سیاسی و مخصوصا جریان اصولگرایی گفت. از اینکه اصولگرایان از او حمایت کردند یا خیر. داوری بحث های خود را نیز در این بین دنبال می کرد. او نقدهای زیادی به نظام تصمیم گیری و انتخابات و توزیع منابع مطرح کرد. او شرایط کشور را به شدت سخت عنوان کرد و تنها نیرویی که با مردم ارتباط دارد و می تواند ارتباط حاکمیت را با مردم برقرار کند را محمود احمدی نژاد دانست.
 
 
 

بخش دوم و پایانی گفتگوی دیدارنیوز با عبدالرضا داوری را بخوانید:
 
 
دیدارنیوز: جریان اصول‌گرایی از یک طرف از محمود احمدی‌نژاد تبری می‌جوید. در مقابل هم آقای احمدی‌نژاد اعلام استقلال دارد که من هیچگاه وابسته به آن جریان نبودم. اما چیزی که من در عمل می‌بینم احساس می‌کنم که تا یک جایی یک بده بستان سیاسی در مسیر قدرت بین این دو جریان شکل گرفته است. از یک جایی به بعد از هم فاصله گرفته اند. به نظر من باید این را پذیرفت.

داوری: شاید شما دارید بر اساس برخی شواهد حمایت از آقای احمدی‌نژاد در دوره دوم، این را می‌گویید.

دیدارنیوز: دوره اول، دوم، لیست اصول‌گرایی، شهرداری و همه این‌ها را برای شما شمردم.

داوری: در دور اول نبوده است. در دور اول کاندیدای اصلی آقای قالیباف بود. آقای لاریجانی هم کاندیدای جریان جبهه پیروان خط امام و رهبری بودند. در دوره اول آقای احمدی‌نژاد جز آبادگران، هیچ حمایت حزبی و سازمانی نداشتند. آبادگران هم حلقه‌ای بودند که خودِ آقای احمدی‌نژاد ایجاد کرد. آبادگران اتصال با اصول‌گرا‌ها نداشتند. در سال ۱۳۸۴ یک بخش مهمی از جریان قدرت دنبال آقای قالیباف بود. اصول‌گرایان همه دنبال آقای لاریجانی بودند. آقای احمدی‌نژاد هم در سال ۱۳۸۴ با این شبکه‌ای که با آن‌ها کار کرده بود تا مرحله اول خودش را مطرح کرد. به اعتقاد من اصول‌گرا‌ها در مرحله دوم به خاطر این که نمی‌خواستند و یا نمی‌توانستند حمایتی از آقای هاشمی داشته باشند، پشت آقای احمدی‌نژاد آمدند و هیچ نقشی هم در رأی آقای احمدی‌نژاد نداشتند. جریان اصول‌گرایی وزن خود را در انتخابات نشان داده است. جریان اصول‌گرایی حداکثر یک رأی بین دو تا سه میلیون دارد. امروز وزن رأی جریان اصول‌گرایی این است و شاید مثلاً سال ۱۳۷۶ می‌گفتیم شش یا هفت میلون رأی دارند. جریان اصلاح‌طلبی در حد سه یا چهار میلیون است. جریان اصلاح‌طلب هم در حد سه چهار میلیون است. امروز وزن این جریان‌ها این است، این‌ها نمی‌توانند وزنی به کسی دهند. اتفاقاً به اعتقاد من آقای احمدی‌نژاد به این‌ها هویت داد. این‌ها توانستند از بستر دولت آقای احمدی‌نژاد بخشی از مهره‌های خود را در دولت آقای احمدی‌نژاد قرار دهند. یعنی به جهت شناختی که آقای احمدی‌نژاد از برخی از چهره‌های اصول‌گرا داشت در دولت خود از آن‌ها استفاده کرد. خب بخشی هم که اصلاً به اختیار رئیس جمهور نیست. شما می‌دانید که برخی از وزارت خانه‌ها را رئیس جمهور انتخاب نمی‌کند. طبیعتاً در همه دوره‌ها چهره‌های خاصی در پوزیشن‌های اجرایی قرار می‌گیرند؛ بنابراین با شناختی که دارم می‌دانم که آقای احمدی‌نژاد اهل بده و بستان نیست. چون آقای احمدی‌نژاد اعتقاد دارند با ظرفیتی که دارند و ارتباطی که با مردم دارند لازم نیست که بخواهند یک چهره‌هایی را بیاورند که بعد صد‌ها برابر سهم می‌خواهند. یعنی یک فردی یک نخود در آش می‌اندازد بعد می‌گوید خب کل دیگ را بدهید من ببرم. قصه جریان اصول‌گرایی با آقای احمدی‌نژاد حداکثر این است. این‌ها در انتخابات یک نخود برای آقای احمدی‌نژاد در دیگ انداختند، بعد می‌گویند که دیگ را بدهید ما ببریم. اصلاً این گونه نبوده است. اصلاً وزنی ندارند. من یک سؤالی از شما دارم. الان اگر نظارت استصوابی شورای نگهبان برداشته شود جریان اصول‌گرا چند کرسی در مجلس پیدا می‌کند؟ بدون تعارف. همه رقبا را حذف می‌کنند و حال با ابزار شورای نگهبان و با ابزار‌های دیگری که دارند ابزار‌های قضایی و امنیتی و مثلاً برای این و آن پرونده درست می‌کنند، چون اصولاً جریان اصولگرایی یک جریان امنیتی است. بگذارید این جا تفاوت را به شما بگویم. من یک بار این را نوشتم. تفاوت مهم جریان اصول‌گرایی با جریان احمدی‌نژاد این است که ما معتقدیم مسائل کشور را باید با مکانیسم‌های اجتماعی حل کنیم، جریان اصول‌گرایی اعتقاد دارد مسائل کشور را باید با مکانیسم‌های امنیتی حل کند. برای همین برای برخورد با آقای روحانی سریال گاندو را می‌سازد. در دستگاه قضایی برای افراد مختلف پرونده درست می‌کنند و رقبا را این گونه از میدان به در می‌کنند. ابزار‌های قضایی و امنیتی را در اختیار دارند و فضا را مدیریت می‌کنند و این هنر نیست. اگر فردا این ابزار‌ها را از شما گرفتند آیا شما می‌توانید در صحنه رقابت کنید و آیا پایگاهی بین مردم دارید؟ خب ندارند. فرق آقای احمدی‌نژاد با این‌ها این است که آقای احمدی‌نژاد نگاهشان این است که مسائل اجتماعی باید با اهرم اجتماعی حل شود. ما باید مردم را قانع کنیم. اول باید بدانیم که مردم مالک هستند. اصلاً مال مردم است، به ما چه ربطی دارد. مردم هر کسی را خواستند انتخاب کنند به ما چه ربطی دارد؟! الان در افغانستان که ما می‌گوییم یک کشور عقب افتاده است، شما بروید قانون انتخابات آن را بخوانید ببینید چه شرایطی دارد. می‌گوید پدر و مادرت افغانی الاصل باشند و سابقه جنایت هم نداشته باشید. یعنی قتل نکرده باشید. در پرونده‌های قضایی سوء پیشینه‌ای که در قانون انتخابات ریاست جمهوری افغانستان است فقط قتل است. یعنی اگر کسی پرونده مالی داشته باشد اثر ندارد. بعد می‌گویند صد هزار آدم، تو را حمایت کنند و کارت انتخابات را به دست تو دهند و بگویند ما به تو رأی می‌دهیم. وقتی این فضا ایجاد می‌شود و رقابت آزاد می‌شود آدم‌ها رشد می‌کنند.

دیدارنیوز: پس شما یک اصلاح‌طلب ساختاری هستید.

داوری: قطعاً همین است. باید تغییر ایجاد شود. بسیاری از ساختار‌ها باید عوض شود.
 
دیدارنیوز: یعنی شما محمود احمدی‌نژاد را مقابل اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی مرسوم تعریف می‌کنید.

داوری: این‌ها که یک جریان هستند. من اعتقاد دارم که اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی دو جریان نیستند، بلکه یک جریان هستند. یک جریان مدافع وضع موجود و یک جریان محافظه کار است. محافظه کاری نقطه مشترک اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی است. این‌ها می‌خواهند به هر قیمتی وضع موجود را حفظ کنند، چون در وضع موجود منافع دارند و در وضع موجود متنعم می‌شوند. ما باید کاری کنیم که مردم متنعم شوند. مردم به هر کسی می‌خواهند رأی دهند. شرایط انتخاب باید طوری باشد که شما به یک کامپیوتر بدهید، بفهمد. سلیقه در آن نباشد. شرایط انتخاب چیست؟ سوء پیشینه. بگوییم کسانی که این جرائم را دارند نمی‌توانند کاندیدا شوند، سن و سال و تحصیلات که کامپیوتر هم می‌تواند این‌ها را تأیید کند.

دیدارنیوز: اگر اصلاح‌طلب‌ها و اصول‌گرا‌ها محافظه کار هستند و حامی وضع موجود هستند و محمود احمدی‌نژاد جریان مقابل است، مگر محمود احمدی‌نژاد بار‌ها به نظارت استصوابی تن نداده است؟ مگر همین سیستم وجود نداشته؟ مگر رأس قدرت همین سیستم نبوده است؟

داوری: بله. اما همیشه اعتراض داشته.

دیدارنیوز: مثلاً در مورد مجلس هفتم اعتراض کرده است؟

داوری: آقای احمدی‌نژاد بر اساس تجربیاتی که پیدا کرده اولویت‌هایش در طول زمان عوض شده است. ایشان در سال ۱۳۹۲ و قبل‌تر فکر می‌کنم اولین اعتراض ایشان به بحث نظارت استصوابی در مجلس ۸ یا ۹ است که آن جا ایشان اعتراض کرد. بعد در انتخابات کانون وکلا بود که ایشان اعتراض کرد. چون وکلا به ایشان نامه نوشتند. ایشان به این نتیجه رسید که در مسیر کار مشکل ما نهاد انتخاباتمان است.

دیدارنیوز: ۱۳۹۶ کاندیدا شد که نهاد انتخابات را درست کند؟

داوری: بله قطعاً همین طور است. اصلاح نهاد انتخابات یکی از برنامه‌های ایشان است. چون رکن دموکراسی این است. رکن این که شما بتوانید مردم را مؤثر کنید این است که انتخابات ما آزاد باشد. ما الان انتخابات آزاد در ایران نداریم. الان یک گروهی در شورای نگهبان کاندیدا‌ها را مشخص می‌کنند. بگذارید راحت‌تر به شما بگویم در مورد مشکل ساختاریمان. اگر پیش نویس قانون اساسی در بهار ۱۳۵۸ که گروهی آن را با محوریت آقای دکتر حسن حبیبی نوشتند و آن را به مرحوم امام خمینی دادند، شما ببینید در آن قانون، شورای نگهبان را چه کسی انتخاب می‌کند؟ مراجع، فقها را اعلام می‌کردند و مجلس از بین آن‌ها پنج نفر را انتخاب می‌کرد. پنج نفر هم بودند نه شش نفر. یعنی تعداد حقوق دان‌ها که شش نفر بود، بر ۵ نفر برتری داشت. حقوق دانان را چه کسی انتخاب می‌کرد؟ سه نفر از قضات دیوان عالی کشور و سه نفر از اساتید دانشکده‌های حقوق به انتخاب مجلس. ما آن زمان در پیش نویس اول، اصلاً قوه قضائیه نداشتیم. در واقع یک شبکه غیر متمرکز قضایی داشتیم که باعث می‌شد استقلال دستگاه قضایی حفظ شود. به نظر من یک بخشی از ضربه خوردن استقلال دستگاه قضایی به این نوع تمرکزی است که در قانون اساسی دوم ایجاد کردیم. حال الان اگر نگاه کنیم یک نهادی به اسم مجلس خبرگان داریم. کار مجلس خبرگان این است که در مواقع لزوم رهبری را انتخاب کند و بعد در دوره‌ای که آن فرد رهبر است، بر او نظارت کند. چون شرایط را باید تطبیق دهد. طبق آن وظیفه‌ای که قانون اساسی و خبرگان گذاشته، مجلس خبرگان باید مداوماً این شرایط رهبری را تطبیق دهد و ببیند که این شرایط وجود دارد یا خیر. الان مجلس خبرگان در جمهوری اسلامی چگونه شکل می‌گیرد؟ شورای نگهبان، صلاحیت اعضای مجلس خبرگان را تأیید می‌کند که این شورای نگهبان خودش منصوب رهبری است.

فقها را رهبری منصوب می‌کند و حقوق دان‌ها را رئیس قوه قضائیه به مجلس پیشنهاد می‌کند. مجلسی که خودش قبلاً صلاحیتش به دست شورای نگهبان تأیید شده است. یعنی ما با یک دور داخل دور رو به رو هستیم. این به معنای انسداد است. چرا نظارت مهم است؟ ما حتی مبانی نظریمان را تعطیل کردیم. در نگاه تاریخی شیعه به مفهوم حکومت اعتقاد داشتیم که حکومت از آن امام معصوم است وگر نه شیعه در طول تاریخ با خلفا بیعت می‌کرد. شیعه چرا با خلفا مرزبندی داشت؟ چون می‌گفت شما غصب کردید. حکومت مال امام معصوم است و شما غصب کردید. مرحوم آیت الله طالقانی یک نکته بسیار مهم دارد که در اندیشه سیاسی ما مغفول است. ایشان می‌گویند من شرط می‌دانم که باید عصمت باشد، اما در دوره غیبت که ما به امام دسترسی نداریم اگر فقیه می‌خواهد حاکم شود- فقیه که معصوم نیست و از عنصر عصمت محروم است- ما باید بیاییم عنصر نظارت مردمی را کنار فقیه بگذاریم. مردم مداوماً نظارت کنند و نظارت جای عصمت بنشیند. یعنی ما حتی اندیشه سیاسی شیعه را هم مخدوش کردیم. الان نهاد انتخاباتمان مجلس خبرگان می‌آید این جا و این دور به وجود می‌آید.

دیدارنیوز: چرا برای توجیه محمود احمدی نژاد به سراغ نقد سیستم می‌روید؟

داوری: توجیه نیست. من دارم اندیشه‌ها را توضیح می‌دهم. اسم محمود احمدی‌نژاد که اهمیت ندارد. آن تبیین آسیب شناسی از شرایط کشور و راهی که برای برون رفت از این آسیب‌ها وجود دارد، مهم است. یکی از مهم‌ترین مشکلات ما - البته من برآورد خودم را می‌گویم، ممکن است روایت آقای احمدی‌نژاد چیز دیگری باشد - در ساختار کنونی بحث نهاد انتخابات است. بعد عدم دسترسی مردم به منابع است. یعنی ما از یک طرف یک انحصار در قدرت ایجاد کردیم. از یک طرف هم یک انحصار در ثروت. این جا چه کسانی بازیگر هستند؟ کسانی که به این کانون‌های قدرت نزدیک‌تر هستند. چرا؟ با توجه به ساختار اقتصادی و با توجه به اقتصاد سیاسی در ایران، قدرت است که ثروت تولید می‌کند. در آمریکا سرمایه داران هستند که قدرت را تولید می‌کنند و طبقه حاکم را شکل می‌دهند. آن طبقه حاکم وظیفه اش حفظ منافع سرمایه داران است. یعنی در امریکا ثروت، قدرت را تولید می‌کند، اما این مکانیسم در ایران برعکس است. نه امروز بلکه قبل از انقلاب هم به همین شکل بوده است. هر کسی که به کانون‌های قدرت نزدیک‌تر باشد دسترسی بیشتری به منابع ثروت دارد. اگر خانواده‌هایی که قبل از انقلاب و بعد از انقلاب به ثروت دست پیدا کرده اند، رد یابی کنید می‌بیند که اتصالات به قدرت است که برای آن‌ها ثروت تولید کرده است. برای همین ما در ایران سرمایه دار به مفهوم علمی آن نداریم. به آن مفهومی که نظام سرمایه داری دارد که آن‌ها از محل ارزش افزوده نیروی کار، ثروت تولید می‌کنند و انباشت ثروت دارند اصلاً ما چنین چیزی در ایران نداریم. ما کاپیتالیسم به مفهوم متعارف آن در ایران داریم. ما یک قدرت متمرکز داریم. سال به سال و دوره به دوره هم این قدرت را متمرکز‌تر کردیم.
 
احمدی نژاد تنها گزینه نظام برای ارتباط با جامعه است/ اجمدی نژاد به اصولگرایان هویت داد/ احمدی نژاد با حصر مخالفت کرد/ اصلاح طلبی و اصولگرایی یک جریان هستند/ در ایران انتخابات آزاد نداریم
 
 

دیدارنیوز: این قدرت هم دست یک جریان خاصی است که محمود احمدی‌نژاد مقابل این جریان است. خب من برعکس شما دارم می‌بینیم. محمود احمدی‌نژاد بخشی از همین جریان است. چون شما می‌گویید قدرت، ثروت تولید کرده است، محمود احمدی نژاد و جریانی که در کنارش شکل گرفته مگر از قدرت؛ کم ثروت به دست آورده؟

داوری: مثلاً چه کسی؟ لطفاً مثال بزنید. شما اشتباه نکنید. حلقه محدودی اطراف آقای احمدی‌نژاد هستند که با ایشان همکاری می‌کنند. یک بخشی بوده که در دولت با ایشان همکاری می‌کرده که این‌ها برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی ۴۳ نفر آن‌ها در سال ۱۳۹۶ علیه آقای احمدی‌نژاد بیانیه می‌دهند. من می‌خواهم بگویم این‌ها را از هم تفکیک کنید. مسئله آقای احمدی‌نژاد این است که با این روند یک کنتراست جدی ایجاد کرده است. چون ایشان می‌گویند که من این روند و این انحصارات را قبول ندارم. این انحصارات قدرت و ثروت را قبول ندارم. شما نامه ایشان به رهبری را ببینید. ایشان آنجا توضیح داده که امروز شورای نگهبان به جای مردم دارد انتخاب می‌کند. آن نامه ۴۰ صفحه‌ای را بخوانید. ایشان نظام تصمیم گیری را به نقد می‌کشد که چرا این نظام تصمیم گیری اینقدر تو در تو و بعد به یک نقاط خاصی محدود می‌شود؟ این نظام تصمیم گیری باید باز شود، شفاف شود، دموکراتیک شود و هر لحظه قابل ارزیابی باشد، مردم هر لحظه بتوانند تصمیمات را ببینید و حتی نظر دهند. این امکان الان وجود دارد. از طریق همین شبکه‌های ارتباطی و گوشی‌هایی که دست مردم است، می‌توانیم نظر مردم را در بسیاری از تصمیمات به طور لحظه‌ای بخواهیم. به اعتقاد من آقای احمدی‌نژاد مسئله اش این جا است که پای مفهوم مردم ایستاده است. چون اعتقاد دارد که مردم مالک هستند و مردم باید حاکم باشند. هیچ کسی حق حکومت ندارد و این واقعیتی است. اگر مردم بخواهند ولی فقیه می‌تواند حکومت کند و اگر مردم نخواهند نمی‌تواند حکومت کند. اگر بالاتر رویم امام معصوم، اگر مردم نخواهند نمی‌تواند حکومت کند و حق ندارد حکومت کند. امام معصوم و ولی فقیه در صورت عدم رضایت مردم نمی‌توانند بر مردم حکومت کنند؛ حتی اگر بگوییم نصب الهی باشد. بهتر است ما به نهج البلاغه و قرآن مراجعه کنیم.

دیدارنیوز: پس مادامی که این نهاد انتخابات معیوب از نظر شما وجود دارد آقای احمدی‌نژاد و گفتمان احمدی‌نژاد در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

داوری: این یک بحث عملیاتی است. من این را نمی‌دانم. ممکن است شرکت کنند یا شرکت نکنند. چون ایشان در سال ۱۳۹۶ همین اعتقاد را داشت و شرکت هم کرد. ما اعتقاد داریم باید با طرح این مباحث در سطح جامعه و سطح حاکمیت، این ایده را جا بیاندازیم و این آسیب شناسی مورد قبول نهاد‌های قدرت قرار گیرد. مقاومت جدی وجود دارد اما واقعاً برای خود نهاد قدرت و حاکمیت هم بهتر است این مسیر را بپذیرد. بسیاری از بحران‌های امروز ما ریشه در همین مسئله دارد. ما باید بستر حضور نیرو‌های کارآمد را فراهم کنیم و فرقی هم نمی‌کند. من می‌گویم هر فردی این چهار شاخص را داشته باشد که این شاخص‌ها را هم مردم باید تعیین کنند و نه من و نه شما و نه دیگران و بگویند که شاخص‌های ریاست جمهوری این چند شاخص باشد. شاخص‌هایی که قابل تفسیر نباشند. مدیر و مدبر یعنی چی؟ تشخیص شما از مدیر و مدبر یک چیز است. اصلاً این حرف‌ها یعنی چه؟ مردم باید تشخیص دهند که کسی مدیر و مدبر است و آقای جنتی که نباید تشخیص دهد. ممکن است تعریف آقای عبدالهی و آقای شکوهی و آقای داوری از مدیر و مدبر یک چیزی باشد، تعریف آقای جنتی یک چیز دیگری باشد، خب این سلیقه است، ما باید این را شفاف کنیم. باید اینقدر این شاخص‌ها روشن باشد که اگر به کامپیوتر بدهید بگوید بله این انطباق دارد. التزام عملی به ولایت فقیه یعنی چه؟! اگر یک فردی یک نقد کارشناسی به نظر ولی فقیه داشت این به معنای عدم التزام است؟! خب یک عده این را می‌گویند که شما نظرت با نظر رهبری در فلان موضوع متفاوت است، پس شما التزام عملی ندارید. این‌ها باید از حوزه انتخابات بیرون برود. یک فردی اعلام کند و فقط اعلام کند من قانون اساسی را قبول دارم. بعد چند شاخص مثلاً سوء پیشینه مشخص. حالا یک فردی محکومیت مطبوعاتی دارد خب سوء پیشینه است، اما چرا باید این فرد از حق انتخاب شدن محروم شود؟ کار سیاسی کرده و با آقای شکوهی و عبدالهی دعوای سیاسی کرده است و محکومیت گرفته. بله کسی که قتل و جنایت کرده، پول شویی کرده، مواد مخدر جابه جا کرده و جرائمی که به عموم جامعه آسیب زده، می‌توانیم بگوییم این فرد صلاحیت ندارد. چون قبلاً نشان داده که این فرد نمی‌تواند امین جامعه باشد. اما خب حالا یک فردی با یک فرد سیاسی دعوا داشته خب داشته باشد چه اشکالی دارد.

دیدارنیوز: اعتقادات خیلی خوبی است و خیلی جذاب است و آدم لذت می‌برد که این صحبت‌ها از نظر آزادی بیان مطرح می‌شود. در سال ۱۳۸۸ جامعه چنین تصوری را نداشت. آقای احمدی‌نژاد با ابزار‌های قانونی پیروز انتخابات شد. یک عده از رقیبان او مانند آقای کروبی و آقای موسوی و دیگران حرف‌هایی داشتند. آقای احمدی‌نژاد چقدر تلاش کرد که این‌ها حرف‌هایشان زده شود؟ در حالی که خودش تریبون داشت و حتی ادبیاتی در جایی برای مخالفان استفاده کرد که ادبیات خوبی نبود. من می‌خواهم به بیان شما و آزادی بیان مردم بازگردم.

داوری: اولاً آقای احمدی‌نژاد هیچ گاه مخالفین خود را خس و خاشاک ندانستند. حال شاید من خودم با این واژه در مورد هیچ کسی موافق نباشم. چه بسا شاید امروز آقای احمدی‌نژاد بخواهند آن سخنرانی را تکرار کنند آن واژه را دیگر استفاده نکنند. اما منصفانه نگاه کنیم. آقای احمدی‌نژاد این عبارت را برای مخالفین خود استفاده نکردند. برای کسانی که به آقای مهندس موسوی رأی دادند استفاده نکردند. ایشان گفتند ۴۰ میلیون نفر به صحنه آمدند و این گوشه کنار یک سری مثل خس و خاشاک سطل را آتش می‌زنند و اموال عمومی را آسیب می‌زنند. ایشان کسانی را گفت که به جامعه و مردم آسیب می‌زنند. شاید امروز خود ایشان بخواهند صحبت کنند خود ایشان این را نگوید، اما می‌خواهم بگویم در تحلیل آن هم منصفانه برخورد کنید. آقای احمدی‌نژاد هیچگاه طرفداران آقای موسوی و مخالفین خود را خس و خاشاک قلمداد نکردند.

دیدارنیوز: این حاشیه سؤال است. متن سؤال در مورد شرایط برابر دفاع از موضع و نظری که آقای موسوی و کروبی داشتند بود.

داوری: در این صحنه، مخاطب آقای موسوی و آقای کروبی اعتراضشان به شخص آقای احمدی‌نژاد نبود، بلکه می‌گفتند که تقلب اتفاق افتاده است و مکانیسم تقلب در نهاد‌های برگزار کننده انتخابات است. شما می‌دانید که اصلاً انتخابات را دولت برگزار نمی‌کند و یک ستاد انتخابات است که اعضای مختلفی از قوای مختلف و نیرو‌های امنیتی-نظامی هستند که با نظارت شورای نگهبان انتخابات را برگزار می‌کنند. اصلاً رئیس جمهور در روند انتخابات نقشی ندارد. همیشه همینطور است؛ بنابراین مخاطب آقای کروبی و موسوی در اعتراضشان به آقای احمدی‌نژاد نبود. در عین حال هم آقای احمدی‌نژاد در دوره‌های مختلف پیشنهادات مختلف دادند. از پیشنهاد عفو به زندانیان. خب ایشان رئیس جمهور بودند و خیلی از موضوعات را نمی‌توانستند رسانه‌ای کنند. اما ایشان در جلسه شورای عالی امنیت ملی با مصوبه حصر در ۲۶ بهمن ۸۹ آن جا مخالفت کردند که این کار اشتباه است؛ و دلایلشان را هم گفتند که این نوع برخورد با آقای موسوی و کروبی و خانم رهنورد اشتباه است. ایشان به عنوان رئیس جمهور خیلی پیگیری کردند. در برخی از موارد مثل روزنامه شرق که توقیف شد، ایشان وزیر را مورد اعتراض قرار دادند. منتهی هیئت نظارت بر مطبوعات اختیارش با دولت نیست و شما بهتر می‌دانید. هیئت نظارت بر مطبوعات یک هیئت فرا قوه‌ای است که مجلس هست و قوه قضائیه است که دو رأی هم دولت دارد که آقای احمدی‌نژاد به آقای حسینی تذکر دادند که چرا شما رأی مثبت دادید؟ من می‌توانم به طور مشخص بگویم از سال ۱۳۸۸ به بعد این نوع کنش آقای احمدی‌نژاد بیشتر دیده شد. از حدود سال ۱۳۹۰ به بعد بیشتر دیده شد. منتهی اشکال این جا است که آقای احمدی‌نژاد را به صورت یک پازل از هم گسسته روایت می‌کنند. آقای احمدی‌نژاد در انتخابات نظام پزشکی سال ۱۳۹۱ ایستادگی کرد، منتهی قوه قضائیه انتخابات را تأیید کرد و ایشان آن مکانیسم انتخابات را قبول نداشت، پزشکان به ایشان نامه نوشتند و اعتراض کردند. در بحث کانون وکلا ایشان همین کار را کرد. در بحث خانه سینما ایشان همین کار را کرد و شما می‌توانید مراجعه کنید. وزیر وقت ارشاد دستور آقای احمدی‌نژاد را اجرا نکرد. همان زمان دانشجویان دانشگاه تهران در مورد آقای دکتر فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران، به آقای احمدی‌نژاد طومار‌ها نوشتند. آقای احمدی‌نژاد چند بار به وزیرشان تذکر دادند. وزیرشان گفتند که از جایی دیگر اجازه نمی‌دهند من این را برکنار کنم. بار‌ها آقای احمدی نژاد دستور عزل آقای فرهاد رهبر را به خاطر اعتراض دانشجویان و اساتید داده بود. آقای دکتر دانشجو وزیر وقت، نمی‌توانست و از جای دیگری تحت فشار بود. موضوع این گونه است. ما باید این جنبه را ببینیم. من اعتقاد دارم که این نکته از سال ۸۴ در مفصل بندی گفتمانی آقای احمدی‌نژاد وجود داشته و از سال ۱۳۸۸ پررنگ‌تر شد. این بستگی به تجربیات ایشان دارد. به اعتقاد من تصویر ایشان مداوماً از آن چه که در نظام و سیستم جهانی می‌گذرد تکمیل‌تر شد و با واقعیت‌های بیشتری روبه رو شدند. فکر کنید که ایشان از آقای عبدالهی به عنوان یک شخص صاحب منصب قبل از ریاست جمهوری یک تصور داشتند، وقتی که وارد ریاست جمهوری شدند از آقای عبدالهی یک تصویر جدید پیدا کردند. مثلاً دیدند آقای عبدالهی یک آدم خوب تری است و یا نوع روشش جور دیگری است.

دیدارنیوز: نسبت‌های ملی گرایی آقای احمدی‌نژاد و آقای مشایی با دولت بهار و امام زمان به چه شکلی است؟ قرابت‌هایی وجود دارد؟ دولت بهار، مدیریت جهانی، نام بردن از کورش و افتخار کردن به کورش کبیر. من دیدم که در جا‌هایی هم خود شما به این قضیه اشاره کرده‌اید.

داوری: آقای احمدی‌نژاد تنها مسئولی در جمهوری اسلامی بودند که از ابتدای انقلاب تا امروز در پاسارگاد حضور پیدا کردند. چون می‌دانید جمهوری اسلامی همیشه پاسارگاد را به دلیل برگزاری برنامه جشن‌های دو هزار ساله از بحث‌های فرهنگی اش حذف می‌کرد. حداکثر می‌گفتند تخت جمشید. ایشان گفتند که چرا باید این کار را کنیم؟ خب این یک سرمایه ملی است. فرض کنیم در یک دوره‌ای رژیم پهلوی هم از آن بهره برداری کرده، ما نمی‌توانیم کوروش را از تاریخ حذف کنیم. کوروش کسی است که منشور حقوق بشرش ـ چه عده‌ای آن منشور را زیر سؤال ببرند و چه نبرند ـ امروز این منشور حقوق بشر در سطح جهانی برای ملت ایران آبرو است - حال برخی دارند زیر سؤال می‌برند و می‌گویند که واقعیت ندارد. من وارد مسائل نمی‌شوم - برداشت من این است و همه صحبت‌هایی که داریم روایت خود من است و آن چیزی که فهمیدم، آقای احمدی‌نژاد ناسیونالیست نیست. آقای احمدی‌نژاد به اعتقاد من یک نوع میهن دوستی ایران گرایی و یا یک نوع ایران گرایی دارد آقای احمدی‌نژاد اعتقاد دارد که در روند تاریخ از میان دو یا سه کانون تمدنی اصلی که در جهان داشته‌ایم، اصلی و مهم‌ترین آن ایران بوده است. یعنی ایران به عنوان یک کانون تمدنی بزرگ منشأ فکر، ابزار زندگی، تمدن و جامعه و اجتماع بوده است. ظرفیت‌هایی که در ایران بوده یک جایگاه خاصی برای ایران قرار داده است. ایشان اعتقاد دارند که بسیاری از دشمنی‌هایی که امروز برای ایران طراحی می‌شود ریشه اش نه در دشمنی جمهوری اسلامی، بلکه ریشه آن در دشمنی با این سبقه تاریخی است. به نظر من آقای احمدی‌نژاد ایران گرا است، نه ملی گرا.

دیدارنیوز: چه تفاوتی دارند؟

داوری: تفاوت این جا است که ایران گرایی یک حوزه تمدنی است.

دیدارنیوز: ریشه در مدیریت و یا گفتمان جهانی دارد.

داوری: مدیریت جهانی خیلی ساده است و چیز پیچیده‌ای نیست. آقای احمدی‌نژاد اعتقاد دارد ما نمی‌توانیم بگوییم در ایران عدالت و آزادی برقرار می‌کنیم، اما عراق و عربستان و ترکیه در دیکتاتوری باشد. چون آن‌ها در سرنوشت شما اثر می‌گذارند؛ بنابراین آزادی و عدالت یک پدیده محلی نیست. این باید در سطح جهان باشد. یعنی انسان‌ها باید در سطح جهان صاحب رأی باشند. یعنی انسان‌ها باید در سطح جهان صاحب رأی باشند.

دیدارنیوز: مارکس هم همین را می‌گفت و جمهوری اسلامی هم به نوعی همین حرف را می‌گوید

داوری: ما نمی‌خواهیم ایدئولوژیک بحث کنیم که بگوییم صدور انقلاب کنیم. بلکه می‌خواهیم بگوییم هر انسانی در هر نقطه از جهان، بتواند در این مدیریت جهانی تصمیم بگیرد. سازمان ملل کانونی باشد که پارلمان کل جهان باشد. هر شهروندی در مصر، ایران و آمریکا و اروپا در تصمیمات جهانی سهم واحد داشته باشد. ایده آل این است. مدیریت مشترک جهانی که آقای احمدی‌نژاد می‌گویند این است که انحصار را از دست کانون‌های قدرت و ثروت در جهان خارج کنیم. آقای عبدالهی در ایران، فلان روزنامه نگار در مصر و فلان شخص در...

دیدارنیوز: پشتوانه خود را همین ایران گرایی می‌داند؟

داوری: ایشان اعتقاد دارد که ایران یک مفهوم تمدنی است. یک مفهوم فرهنگی است. ما مرز نداریم که بگوییم این یک میلیون ۶۴۰ هزار کیلومتر مربع ایران است. ایران در واقع یک جریان فرهنگی- تمدنی است. ما امروز غفلت می‌کنیم. ما هفت میلیون ایرانی نخبه در خارج از ایران داریم. چرا جمهوری اسلامی برای آن‌ها فکری نمی‌کند؟ چرا ما همه چیز را سیاسی می‌کنیم؟ یک فردی هم مثل آقای امیر احمدی در یک جلسه‌ای رفته و یک چیزی دست آن دادند و به زور می‌خواهیم بگوییم که برانداز است. من با آقای امیر احمدی خیلی زاویه سیاسی دارم. با ایشان ساعت‌ها بحث کرده ام. اما ما چرا به زور می‌خواهیم کاری کنیم که نتواند به ایران بیاید. ایشان دو شب پیش به من گفت تا چند وقت دیگر چه مرا بگیرند، چه نگیرند می‌خواهم ایران بیایم و در ایران بمیرم. هنگامی که این ظرفیت‌ها را داریم خب اصلاً مخالفشان هم باشیم چه ایرادی دارد. ایرانی‌های خارج از کشور اگر کسی جنایت نکرده و فقط مسئله سیاسی دارد، حالا طرفدار پهلوی بوده و مخالف جمهوری اسلامی بوده و طرفدار یک گروه سیاسی بوده، اشکال ندارد. اعلام کنیم که این افراد می‌توانند بیایند. کشور مال آن‌ها است. آن هفت میلیون ایرانی که آن جا هستند به اندازه ما و شما سهم دارند. ما به این‌ها دقت نمی‌کنیم و از منظر مالکیت، به شهروندی نگاه نمی‌کنیم و فکر می‌کنیم که شهروندی فقط این شناسنامه است. خیر اینطور نیست. ما هنگامی که این شناسنامه را دست داوری و یا شکوهی دادیم این افراد در ثروت و قدرت این کشور سهیم هستند. ما این را از یاد بردیم. الان می‌گوییم مالک نفت چه کسی است؟ دولت. زمین‌هایی که در سازمان زمین شهری است مال چه کسی است؟ دولت. تصمیم گیری مال چه کسی است؟ دولت. مردم را صغیر می‌دانیم. می‌گوییم این مردم که نمی‌فهمند، ما باید برای آن‌ها تصمیم بگیریم. خب اصلاً ما چه کاره هستیم؟ چه کسی گفته که ما بهتر می‌فهمیم؟ چه کسی گفته کسانی که در نهاد نشستند بهتر می‌فهمند؟ چه مبنایی داریم؟ هر کسی باید خود را عرضه کند و آزادانه افکار خود را بگوید.
 
 
احمدی نژاد تنها گزینه نظام برای ارتباط با جامعه است/ اجمدی نژاد به اصولگرایان هویت داد/ احمدی نژاد با حصر مخالفت کرد/ اصلاح طلبی و اصولگرایی یک جریان هستند/ در ایران انتخابات آزاد نداریم
 

دیدارنیوز: آقای احمدی‌نژاد یک نامه به آقای ترامپ نوشتند در مورد قضایای ایران با موضوع صلح و مذاکره که این آخری در مورد مذاکره و ایده مذاکره مستقیم بود. آقای احمدی‌نژاد قبلاً هم در زمان آقای اوباما چنین اعتقادی داشتند؟ یا یک علاقه خاصی است میان جریان شما و آقای احمدی‌نژاد به جریان ترامپیسم؟

داوری: نه علاقه به آقای ترامپ و ترامپیسم نیست. یک واقعیتی است. بدون اغراق نقطه انحراف در جمهوری اسلامی و منشأ مشکلات، اشغال سفارت آمریکا است. آمریکا اولین کشوری بود که انقلاب ایران را به رسمیت شناخت. ۵ ساعت پس از پیروزی، دولت آقای بازرگان را به رسمیت شناخت. شما به اسناد مراجعه کنید. در مهر ۱۳۵۸ نشستی بین مرحوم ابراهیم یزدی و شهید چمران و یک مقام امنیتی آمریکا در تهران بود. سفارت آمریکا در تهران تحرکات نظامی عراق را به ایران گزارش می‌داده. برخورد آمریکا در برخورد اولیه با انقلاب ایران و جمهوری اسلامی برخورد خصمانه‌ای نیست. من با اسناد این را نشان می‌دهم. یک جریان سیاسی در داخل ایران سفارت را اشغال کرد که پیچیدگی‌هایی دارد که به نظرم باید یک جلسه مناظره بگذارید و صحبت کنیم که در این جا نقش بانک منهتن چی بوده؟ بحث بلوکه کردن دارایی‌های ایران بعد تصویب قانون اساسی. قانون اساسی کمتر از یک ماه پس از اشغال که در آن غوغا تصویب شد. اصلاً فرصت نشد در مورد آن بین مردم بحث و جدل بشود و آگاهی و اطلاع رسانی شود. من اعتقاد دارم که مشکل از این جا است. مسئله ما با آمریکا، مسئله کلیدی رابطه ما با جهان خارج است. اصلاً اروپایی‌ها وزنی ندارند. ما چهل سال است دلمان را خوش کردیم.

دیدارنیوز: پس آقای روحانی کدخدا را درست تشخیص داده بود.

داوری: بحث کدخدا نیست. ایران یک قدرت بزرگ است. آقای روحانی وقتی به او می‌گوید کدخدا ما را کوچک می‌بیند. یعنی ما را یک رعیت می‌بیند. خیر این طور نیست. ما اعتقاد داریم ایران یک قدرت بزرگ است، ایران ظرفیت‌های خیلی بزرگی دارد و آمریکایی‌ها هم این را می‌دانند. از آن طرف آمریکا هم یک کشور بزرگ است؛ و ملت و اقتصاد بزرگی دارد. ما می‌توانیم نوعی از تعامل را با آمریکایی‌ها داشته باشیم به خاطر هژمونی که در منطقه خاورمیانه و در منطقه خلیج فارس داریم که در عین این که منافع خود را حفظ می‌کنیم یک رابطه منطقی هم با آمریکایی ها داشته باشیم. امروز نه. امروز با این تنش‌هایی که هست. آقای احمدی‌نژاد هم در مصاحبه با نیویورک تایمز گفتند که ما با مذاکره با آمریکا موافقیم، اما نه فقط در موضع هسته ای. یک بار ایران و آمریکا بنشینند تمام مسائل چهل سال اخیرشان را حل کنند. اگر ما در موضوع اشغال سفارت اشتباه کردیم و بپذیریم، خب ما از آن‌ها عذر خواهی کنیم. چه اشکالی دارد؟ کما این که خانم آلبرایت در مورد کودتای ۲۸ مرداد عذر خواهی کرد. این یک بستر دو جانبه است. این را حل کنیم و مشکلات بزرگی از منطقه و جهان حل می‌شود. همین الان تلاش‌هایی که کشور‌های عربی می‌کنند برای تخریب رابطه ایران و آمریکا میلیون‌ها دلار برای این موضوع هزینه می‌کنند. چرا؟ خب در آن منافعی وجود دارد. خود دولت‌های اروپایی چقدر هزینه می‌کنند تا این رابطه خراب شود؟ خود انگلیس چقدر هزینه می‌کند تا این رابطه خراب شود؟ بنابراین من فکر می‌کنم که مسئله آمریکا این است. ما نمی‌گوییم ما برویم به آمریکا وابسته شویم. این در شأن ملت ایران نیست. اما ملت ایران با توجه به سابقه تاریخی و ظرفیت‌ها و امکاناتی که دارد و نسل جوان و تحصیل کرده یک قدرت است.

دیدارنیوز: می‌تواند حتی برابر با آمریکا مذاکره کند؟

داوری: قطعاً می‌تواند. همین الان دو سه تا تحرک نظامی سپاه انجام داد. پهپاد را زد و نفتکش را گرفت، ببینید آمریکایی‌ها منفعل شدند. ما این ظرفیت و توان را داریم. ما که عراق و ترکیه وعربستان نیستیم. ملت ما یک ملت بزرگ است. به اعتقاد من می‌تواند از موضع برابر با آمریکایی‌ها تعامل کند و رابطه خوبی هم داشته باشد.

دیدارنیوز: شما در جایی گفته‌اید که آقای احمدی‌نژاد برایتان نسخه به روز شده مهندس موسوی بوده است. یک جای دیگری هم گفته‌اید که محمود احمدی‌نژاد را درست نشناخته‌اند. آیا محمود احمدی‌نژاد فارغ از چیزی که ما دیدیم است؟

داوری: قطعا همینطور است. احمدی نژاد را کجا دیده اید؟ در رسانه ها؟

دیدارنیوز: خیر. در عملکرد و تاریخ زیست سیاسی و اجتماعی او.

داوری: بله من سال ۱۳۸۷ در مصاحبه با روزنامه رسالت زمانی که آقای مهندس موسوی اعلام کاندیداتوری کردند یک تحلیلی ارائه دادم. آن زمان معتقد بودم، بعد از آن مقداری نگاهم تغییر کرد. چون آن چیزی که ما از آقای مهندس موسوی بعد از انتخابات دیدیم، با شناختی که من در بهمن ۱۳۸۷ داشتم مقداری متفاوت بود. مثلاً من به دولت گرایی آقای مهندس موسوی نقد دارم. این جا آقای احمدی‌نژاد با ایشان تفاوت دارد. بله من این را آن زمان گفتم. تلقی من این بود که آقای مهندس موسوی، چون عدالت خواه است، آقای احمدی‌نژاد هم عدالت خواه است آقای احمدی‌نژاد می‌تواند نسخه به روز شده ایشان در بیست سال بعد باشد. منتهی بعداً تصویری که آقای مهندس موسوی از برنامه‌هایشان دادند و تأکید ایشان بر احیای سازمان مدیریت به عنوان غده سرطانی توسعه ایران، دولت گرایی متمرکزی که ایشان به دنبال آن بود من همان جا نگاهم تغییر کرد. منتها این نکته را آن زمان گفتم. شما می‌فرمایید که من گفته ام آقای احمدی‌نژاد را نمی‌شناسند. خطاب من به توده مردم نیست، بلکه خطابم به جامعه نخبگانی است. آقای احمدی‌نژاد متأسفانه حالا ضعف در سیستم ایشان بوده یا توانمندی بالا در سیستم رقیب ایشان یا ترکیبی از هر دو، تصویر آقای احمدی‌نژاد در ذهن نخبگان ما یک تصویر کاریکاتوری و معوج است. یعنی آقای احمدی‌نژاد درست ترسیم نشده است. گله‌ای هم که من همیشه به دوستان رسانه‌ای دارم همین است. می‌گویم آقای احمدی‌نژاد را آن چه که هست، روایت کنید. مثل کاریکاتور، یک بخشی از گفتمان یا عملکرد ایشان را برجسته نکنید، یک بخشی را کوچک کنید و یک تصویر کاریکاتوری از ایشان درست کنید. آقای احمدی‌نژاد به اعتقاد من مسکن مهرش را می‌شود در همین گفتمان توجیه کرد که یک برنامه است و از دل انسان گرایی می‌آید. تقسیم برابر یارانه‌ها و توزیع یارانه‌ها را در دل این انسان گرایی می‌شود توضیح داد. آقای احمدی‌نژاد تنها رئیس جمهور دانشگاهی ایران بعد از مهندس بازرگان است. یعنی مرحوم مهندس بازرگان یک رئیس دولت دانشگاهی بوده، در دانشکده فنی دانشگاه تهران تدریس می‌کرده، استاد بوده، که دوره کوتاهی در دوره دولت موقت رئیس دولت بوده است. بعد محمود احمدی‌نژاد که دانشیار دانشگاه علم و صنعت بوده و رئیس دولت شده است. بقیه رؤسای دولت ما یا دانشگاهی نبودند یا آخوند و محصول حوزه بودند. آکادمیک به مفهوم آکادمیسین این که رتبه داشگاهی داشته باشند و تز دانشگاهی داشته باشند. ده‌ها تز و رساله ارشد و دکترا را هدایت و رهبری کنند، ما نداریم. یک محمود احمدی‌نژاد است. این دستگاه رسانه‌ای با آقای احمدی‌نژاد کاری کرده که می‌گویند ایشان کارشناسی نمی‌کند، علم نمی‌داند چیست، ایشان رمال است، جن گیر است و با این‌ها تصمیم می‌گیرد. در حالی که کارشناسی‌ترین دولت در بین همه دولت‌های بعد از انقلاب دولت نهم و دهم است. الان آقای روحانی دارد به بسیاری از برنامه‌های دولت قبل باز می‌گردد.

دیدارنیوز: می‌توانید مثال بزنید؟

داوری: مثالش فاز دوم یارانه‌ها است. من از جلسات کارشناسی اطلاع دارم و هنوز کاری نکردند. خاطرتان هست چند وقت قبل یک بحثی مطرح شد که یک لیتر بنزین به صورت یارانه به مردم پرداخت شود. خب برای این برنامه کارشناسان دولت قبل را در مرکز بررسی‌های استراتژیک دعوت کردند. وقتی کارشناسان دولت قبل آن جا برنامه دادند یک لیتر بنزین به مردم را دیدند، به آن‌ها گفتند خب شما چرا فاز دوم هدفمندی را اجرا نمی‌کنید؟ بعد فاز دوم هدفمندی را توضیح دادند و آنجا تصویب شد. خب در دولت می‌رود می‌گوید نه. چون این برای احمدی‌نژاد است اجراء نمی‌کنیم. یعنی اراده سیاسی مانع است.

یکی از ظلم‌هایی که شده همین است، نه به آقای احمدی‌نژاد بلکه به مردم ظلم شده است. یعنی کارشناسی‌ترین برنامه‌هایی که می‌توانست مشکلات کشور را حل کند و گره‌ها را باز کند، به خاطر دعوا با آقای احمدی‌نژاد جلوی این برنامه‌ها را گرفتند. اشکال ندارد آقای احمدی‌نژاد آسیب خورد. آقای احمدی‌نژاد یک چهره سیاسی است. در صحنه سیاسی آمده و هر کسی خربزه می‌خورد پای لرزش بنشیند اشکال ندارد. اما مردم دارند آسیب می‌بینند. حتی عملکرد‌ها درست روایت نشده است. در مورد مسکن مهر، در مورد هدفمندی، در مورد مسئله ارز، در مورد تورم سال آخر و تحریم‌ها. اطلاعات یا کذب و یا گزینش شده بودند. یعنی همه ماجرا را نمی‌گویند.

دیدارنیوز: جریان مقابل هم همین نگاه را به عملکرد شما دارد. معتقد است جریان شما کمی تا قسمتی آمارسازی داشته و کمی تا قسمتی وارونه نشان داده است. شما هم ۸ سال در قدرت بودید و دستتان برای تبیین این مسائل باز بود.

داوری: بله آن‌ها هم بگویند. رسانه‌ها و مخصوصا صداوسیما از حدود سال ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ - من گزارش‌های آن را دارم- در واقع با مدیریت جریان‌های خاص در همان طیف اصولگرا ضربه زدن به آقای احمدی‌نژاد را شروع کرد. رسانه‌های اصلاح‌طلب که طبیعی است و بالاخره در انتخابات رقیب بودند. درست می‌گویید آقای احمدی‌نژاد تبیین نشد. برای این که امکان آن وجود نداشت. آقای احمدی‌نژاد به سمت رسانه سازی حرکت نکرد. من یک نکته جالبی به شما بگویم. آذر ۱۳۹۲ آقای سعید مرتضوی که از طرف مجلس آن گزارش تحقیق و تفحص را داده بودند من شنیدم که ایشان یک روزنامه پیدا نمی‌کرد که بتواند جوابیه اش را در آن چاپ کند و حتی به صورت آگهی، اما حاضر نبودند. چرا؟ به خاطر این که رسانه سازی نشده بود. آقای احمدی‌نژاد و دولتشان به سمت رسانه سازی نرفتند. البته من به عنوان کسی که در این حوزه کار می‌کنم این را نقطه ضعف می‌دانم و نقطه قوت نمی‌دانم. باید در این راستا حرکت می‌کردند و نکردند. الان تا حد زیادی این شبکه‌های اجتماعی و توئیتر و تلگرام یک مقدار این خلأ را پر کرده است. چون بسیاری از افراد مغرض نیستند. افرادی که در حوزه نخبگانی کار می‌کنند اطلاعات ناقص به دستشان رسیده است ما چه گله‌ای می‌توانیم بکنیم؟ من سال ۱۳۹۴ با آقای اصغرزاده یک مناظره‌ای در دانشگاه شیراز رفته بودم. آن جا من صحبت می‌کردم. آقای اصغر زاده وسط صحبت گفت آقای داوری این‌ها حرف‌های خودت است و حرف‌های آقای احمدی‌نژاد نیست. احمدی‌نژاد که اینطور فکر نمی‌کند. احمدی‌نژاد فلان و فلان و فلان. من گفتم صبر کنید. همان حرف‌ها را کدهایش را در سخنرانی‌های آقای احمدی‌نژاد داشتم. مثلاً در مورد آزادی و مردم و انتخابات و انسان و گفتم ببینید این جملات برای آقای احمدی‌نژاد است. من دارم همان‌ها را می‌خوانم و حالا با بیان خودم می‌گویم. می‌خواهم به شما بگویم جامعه تقصیری ندارد. ما نتوانستیم. از آن طرف هم غرض ورزی وجود داشته است. این ترکیب باعث شده تصویر آقای احمدی‌نژاد در حوزه نخبگانی یک تصویر واقعی نباشد. الان به نظرم می‌رسد که به تدریج این تصویر دارد عوض می‌شود. نظرسنجی‌هایی که برخی از مراکز نظرسنجی به صورت ماهانه انجام می‌دهند رشد آقای احمدی‌نژاد هم خیلی بالاست. در این نظرسنجی‌ها ترکیب جنسیت و ترکیب تحصیل کرده‌ها دارد تغییر می‌کند. یعنی الان سهم تحصیل کرده‌ها و سهم زنان در رأی به احمدی نژاد دارد افزایش می‌یابد. این روند از سال گذشته خیلی ملموس است. نخبگان و تحصیل کرده‌ها دارند به دریافت و درک جدیدی از آقای احمدی‌نژاد می‌رسند.

دیدارنیوز: شما روزی را می‌بینید که احمدی‌نژاد یا بخشی از جریان احمدی‌نژاد به قدرت بازگردد؟

داوری: امروز جمهوری اسلامی در حوزه سیاسی و در حوزه جریان‌های سیاسی به بن بست رسیده است. یعنی امروز جمهوری اسلامی - در شرایط فعلی- هیچ گزینه‌ای برای ارائه به مردم ندارد. مردم از همه طیف‌های داخل حکومت عبور کرده اند. بله می‌شود دو سه نفری را آورد و یک انتخابات محدودی را هم برگزار کرد. جمهوری اسلامی تنها نیرویی که می‌تواند در چهارچوب خودش به مردم عرضه کند که بتواند اقبال عمومی را جلب کند و بتواند این شرایط را از بن بست کنونی خارج کند، شخص محمود احمدی‌نژاد است. چه در انتخابات مجلس و چه در انتخابات ریاست جمهوری. نظرسنجی‌ها این را می‌گوید و من این را عرض نمی‌کنم. نظرسنجی‌ها و افکار سنجی‌ها مداوم این را می‌گوید. امروز ما از آقای احمدی‌نژاد خوشمان بیاید یا بدمان بیاید، تنها گزینه جمهوری اسلامی برای اتصال با بدنه جامعه که بتواند نمایندگی مردم را داشته باشد، شخص محمود احمدی‌نژاد است. گزینه‌ها همه بیرون از ساختار هستند. در داخل ساختار گزینه‌ای جز آقای احمدی‌نژاد نداریم که بتواند جلب اعتماد و جلب نمایندگی مردم را کند.

دیدارنیوز: ممنون. تلاش کردیم پرسش‌های مختلفی را مطرح کنیم. امیدوارم بحث خوبی شده باشد. نظراتتان را با ما به اشتراک بگذارید.
 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی : ۰
غیر قابل انتشار : ۰
کرامت سلیمی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۴۴ - ۱۳۹۸/۰۶/۰۳
0
0
ایا می دانید که مدیر مخفف ۴ کلمه مردم آزار،دورو،یاوه گو و ریاکار است.

ایا می دانید که در کشور ما مدیر نه تنبیه می شود و نه برکنار می شود وفقط از سازمانی به سازمان دیگر می رود.(اصل بقای مدیران)

ایا می دانید که مدیران هوش بالایی در طراحی سیستم های خبرچینی و خبرکشی درون سازمانی دارند،مظلوم نما، بزرگ کننده مشکلات محیطی و بدل انداز هستند

ایا می دانید خیلی از مدیران به جای مخ با مخچه فکر می کنند.

ایا می دانید که هر مدیر فردی نادانتر و نفهم تر از خودش را به عنوان زیردست انتخاب می کند تا نسبت به ان فرد احساس برتری کند.

ایا می دانید که بند فوق عامل عقب ماندگی صنایع و ناکارامدی سازمانهاست.

ایا می دانید که مهمترین وظیفه یک مدیر به جان هم انداختن پرسنل یک سیستم است.

ایا می دانید که مدیران تعمدا" به طور مداوم از خود انرژی منفی ساطع می کنند که ظاهرا” جایی انها را اموزشهای اینچنینی می دهند تا محیطهای کاری را ازار دهنده کنند

ایا می دانید که مدیران خوششان نمی اید کسی نظری بهتر از نظر مدیر ارائه دهد و اگر کسی چنین کاری را انجام دهد مورد خشم و غضب مدیر قرار می گیرد.

ایا می دانید مدیران جز مقدمات ناچیز از سیستم تحت امر خود هیچ اطلاعی ندارند و در عین حال همیشه طلبکار از عالم و آدم و دائما" نالان هستند
.

ایا می دانید که بزرگترین ارزوی یک مدیر زندگی در امریکا،کانادا ،استرالیا و یا کشورهای اروپاییست.

ایا می دانید که بزرگترین عامل ایجاد بیکاری و رکود مدیران هستند.

ایا می دانید که مدیران از پیشرفت سازمانشان وحشت دارند ، و نگران وضعیت خودشان می شوند.

ایا می دانید که مدیران هدفشان از شناخت نخبگان ایجاد مشکل و ناراحتی برای انهاست تا در اثر ازار و اذیت ، نخبگان

مجبور به ترک سیستم شوند و خیال مدیر برای باقی ماندن در پست مدیریت راحت شود.

ایا می دانید که بیشتر مدیران همانند دون کیشوت به هر چیزی که ببینند با چشم شک و بدبینی نگاه می کنند و اگر از یک موضوع و یا یک شخص خوششان نیاید به آن موضوع یا شخص حمله می کنند


ایا می دانید که خیلی از مدیران بدلیل ظرفیت پایین ذهنی خود، تمایل بالایی به کارهای سطحی با تعداد بسیار زیاد و ویترین چینی از این کارهای کم عمق دارند . لذا از پژوهش و تحقیقات، ارتباط بین صنعت و دانشگاه ، برنامه ریزی ، نظارت و پاسخگویی و مواردی از این جنس، بیزارند و هر کسی که به تحقیقات اصیل و مستند منجر به پیشرفت سازمان بپردازد چنان با کارشکنی و سنگ اندازی روبرو می شود که از این کارش پشیمان شود.

ایا می دانید که بیشتر مدیران کارهای بنیادین را به بهانه هایی نظیر تکراری بودن و عدم اولویت برای سازمان، نبود بودجه ،وجود محققین ارزان تر برای انجام کار و مواردی همانند، خوابانیده و مجری را منزوی و بایکوت کرده و علاوه بر اینها،چنان به حوزه مالی و حقوق و دستمزد فرد فعال در سازمان، لطمه می زنند که در معرض خطر اخراج قرار گیرد.

ایا می دانید که بیشتر مدیران به بهانه افزایش عملکرد سازمانی، بشدت به دنبال افزایش اختیارات سازمانی شان برای سرکوب و آزار نیروهای زیر مجموعه خود بوده و می خواهند که اختیار حقوق و مزایا و قرارداد کاری نیروها به طور مطلق در ید قدرت آنها باشد، تا هر موقع اراده کنند هرکس را که خواستند به راحتی اخراج نمایند.

ایا می دانید که هر مدیر علی الظاهر تابع محض و بی قید و بند مقام بالادستی خود بوده و تا زمانی که جریان قدرت مقام بالادستی برقرار باشد، فرمانبرداری می کند.اما با کاهش یا حذف جریان قدرت، اولین طغیان کننده بر علیه مقام بالادستی، خودش خواهد بود.

ایا می دانید اکثریت قریب به اتفاق مدیران توانایی سلوک واقعی شان با دیگران کم بوده و آستانه تحمل پذیری پایینی دارند،منافع فردی و برداشت های شخصی در اولویت کارشان قرار دارد، توان همسویی با برنامه های عمیق میان مدت و بلند مدت را ندارند،و آمادگی عجیبی برای تامین منافع فردی حتی به قیمت نابودی سازمانی و از بین رفتن پتانسیل های نیروی انسانی سازمان در آنها دیده می شود،

ایا می دانید که مدیران از تحقیق،نظارت،آموزش و برنامه ریزی گریزانند، تمایل شدید به همکاری با کوتوله های سازمانی را دارند،

ایا می دانید که مدیران بشکل تیمی وباندی کار می کنند، تیم وباند آنها دارای سلسله مراتب مطلق(طبقه ای) است،علی الظاهر با ظاهری حق به جانب و خیرخواهانه ورود کرده و قصد اصلاح امور را دارند،انسان های دغدغه مند به نظر می رسند ، آنها مثل آهن ربا همدیگر را جذب کرده و با ساخت مجموعه الجزایر پراکنده ، مستقل و در عین حال مرتبط با یکدیگر،پهنه های ساختاری، سازمان های گوناگون و در کل عرصه نظام های اداری و مدیریتی را آلوده می نمایند.

ودر اخر اینکه ایا می دانید مدیران با پسورد زیر وارد سازمانها و صنایع می شوند:

انکس که نداند و نداند که نداند در پست ریاست تا ابد الدهر بماند
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم