
واقعيت اين است كه قهرمانكردن فرد و حتي صحبت كردن در مورد شيوه خودكشي او اين احتمال را بالا ميبرد. همه آدمها دچار درگيريهاي بسياري هستند و حدود 60 تا 70 درصد آدمها دستكم يك بار به خودكشي فكر كردهاند. در چنين شرايطي وقتي آدمي نااميد و دچار بحران است ممكن است به چنين موضوعي به عنوان نوعي تشويق نگاه كند.
دیدارنیوز ـ كساني كه هر روز سري به توييتر ميزنند دو سه روز گذشته را با ديدن تصوير مرد جواني گذراندند كه از همه خواسته بود او را اينگونه به ياد بياورند. آخرين نوشته او در شبكههاي اجتماعي منتشر شد و بعد دوستان مجازي و غيرمجازياش از خودكشي او خبر دادند. مريم رسوليان، روانپزشك و رييس انجمن علمي روانپزشكان ايران ميگويد كه اين خداحافظي مجازي در واقع تكرار همان رسم نامه نوشتن است كه در ميان بسياري از كساني كه دست به خودكشي ميزنند رواج دارد، شبكههاي اجتماعي تنها ميتوانند برد اين نامهها را بيشتر كنند و نويسنده اين نامه تصميم ميگيرد كه پيغامي عموميتر و براي مخاطبان بيشتر از خودش به جا بگذارد. اين اعلام عمومي هم البته وقتي در قالب شبكههاي اجتماعي قرار ميگيرد، ناگزير بايد تن بدهد به ويژگيهاي اين شبكهها؛ قضاوت در مورد نويسنده و محتواي نوشتهاش، اولين و پررنگترين واكنشي است كه در اين شبكهها صورت ميگيرد و واكنش و قضاوت در مورد كاربراني كه دست به قضاوت زدهاند هم در مرحله بعد از راه ميرسد. اينگونه بود كه انتشار يك خبر خودكشي تبديل شد به موضوعي براي اظهارنظر، تقديس، گاه شوخي با موضوع و در مواردي هم ناسزاهايي كه تبديل به بخشي از واكنشهاي هميشگي به تمام موضوعات در فضاي مجازي شدهاند.
در ميان نوشتههايي كه با محتواي «راحت شدن از زندگي» و «نمايش در شبكههاي اجتماعي» منتشر شد، يك نكته مهم وجود داشت. بخشي از كاربران شروع به صحبت كردن در مورد خودكشي و تشخيص نشانههاي آن كردند. كساني بودند كه از تجربههاي فردي خود صحبت كردند و كساني ديگر كه تاكيدشان بر كمك گرفتن از متخصصان حوزه سلامت روان بود. جدا از كساني كه خودكشي را تبديل به مفهومي رهاييبخش ميكنند و كساني كه دست به ملامت فرد جانباخته در اثر خودكشي ميزنند، حالا كساني هم هستند كه در مورد اين موضوع با تكيه بر بهداشت روان و تاكيد بر لزوم حمايتهاي تخصصي و عاطفي حرف ميزنند. اين همان نكتهاي است كه رسوليان در گفتوگو با «اعتماد» بر آن تاكيد دارد، ميتوان نشانههاي نااميدي و انديشيدن به نابودي را در آدمها تشخيص داد و به موقع دست به مداخله زد، اين وظيفهاي است كه دوستان و آشنايان هر فرد بهتر از پس آن برميآيند و با اين حساب تمام انسانها كه دوست و آشنايي دارند شايد بتوانند در مرحلهاي از زندگي يك فرد، با مراقبت بيشتر او را از ميل به مرگ برهانند.
با توجه به اتفاقي كه اخيرا در توييتر مطرح شد به نظرتان اگر فردي كه ميل به خودكشي دارد مطمئن باشد پيغامي كه از خودش به جا ميگذارد در مقياس وسيع ديده ميشود ممكن است در تصميمگيري نهايياش براي اقدام به خودكشي تاثيري داشته باشد يا اصولا شبكههاي اجتماعي نقش چنداني در اين تصميم ندارند؟
به نظرم اين فرد به هر صورت دست به خودكشي ميزد. ببينيد مواردي كه بر اساس آن ريسك اقدام به خودكشي را بررسي ميكنند در حال تغيير است. مثلا در گذشته مرد بودن و سن بالا داشتن از جمله ويژگيهايي بودند كه سبب ميشد اگر فردي با اين مشخصات حرف خودكشي ميزد به عنوان ريسك بالا تلقي ميشد. هنوز هم در بسياري از جاهاي دنيا مردان با سن بالا بيشتر اقدام به خودكشي ميكنند. اما مثلا در ايران الگوي خودكشي كاملا متفاوت است و ميان جوانان و زنان بسيار بيشتر ديده ميشود و از الگوي جهاني تبعيت نميكند. در ميان كساني كه دست به خودكشي ميزنند هم تفاوت وجود دارد، آدمهايي كه از خودشان يادداشتي به جا ميگذارند يعني نگاهي به زنده بودن و زندگي دارند و آنهايي كه هيچچيز از خودشان بهجا نميگذارند يعني اينكه ديگر نميخواهند به پشت سرشان نگاه كنند. اما واقعيت اين است كه تمام آنچه دربارهاش حرف ميزنيم به عنوان عوامل ريسك شناخته ميشوند و هيچ كدام قطعيت ندارند. در گذشته هم بسيار متداول بود كه پيش از خودكشي نامه مينوشتند اما حالا به خاطر شبكههاي اجتماعي بعد اين يادداشتها و نامهها بسيار بيشتر شده است و آن نامهها را عموميتر مينويسند و ديگر چندان خصوصي نيست. يكي از بحثهاي پيشگيري از خودكشي اين است كه اگر جامعه آگاه باشد، وقتي دوستان يك فرد اين پيغامها را ببينند ميتوانند آن را به عنوان يك خطر ارزيابي كنند. يكي از مثالهايي كه در همين زمينه خيلي مطرح شد ماجراي آقاي نجفي است كه چطور اين فرد يكبار و به روايتي دو بار پيش از اين اقدام به خودكشي داشته و چطور هيچ خدمات مشاورهاي دريافت نكرده؟ در چنين مواقعي اين دوستان و آشنايان و نزديكان هستند كه بايد اينها را بشناسند و ببينند و به نوعي دست به مداخله بزنند. وقتي در مورد دوستان و آشنايان حرف ميزنيم يعني همه آدمها و اين يعني سواد سلامت روان جامعه بالا برود. در اكثر تصميمهايي كه آدمها ميگيرند به نوعي تعارض وجود دارد، اين فكر كه كاري را بكنند يا نكنند هميشه با آدمها هست و به نوعي اين پيغام گذاشتنها هم نشانهاي از همين تعارض است. نشاندهنده اين است فردي كه تصميم به اين كار ميگيرد دوست دارد تصوير خوبي هم از خودش به جا بگذارد. وقتي ميگويد من را با اين تصوير به ياد بياوريد به نوعي توجه به دوستان و اطرافيانش است، يعني به آنها و به واكنشهايشان فكر ميكند.
در مورد بالا رفتن آگاهي و سواد سلامت روان جامعه گفتيد، چه نشانههايي را ميتوان مثلا در نوشتههاي يك فرد در شبكههاي اجتماعي ديد كه ممكن است نشان از خطر بالاي اقدام به خودكشي در يك فرد داشته باشد؟
صحبت از نااميدي. نااميدي يكي از عوامل نشاندهنده ريسك خودكشي است. اينكه يك نفر در مورد اين حرف بزند كه ديگر هيچ كاري فايده ندارد، ديگر هيچ چيز درست نميشود و مثلا دنيا تا آخر به همين منوال است. رگه سياهي را ميتوان در نوشتههايشان ديد، اينكه به عنوان مثال در مورد مردهها يا مرگ زياد مينويسند. اينها همه نشاندهنده اين است كه ذهن فرد با مساله نابودي و نيستي درگير است. من با يك مورد مشابه در زماني كه فيسبوك هوادار زيادي داشت برخورد كردم. يك نوجواني در فيسبوك نوشتهاي در صفحهاش منتشر كرد و بعد يكي از دوستان مجازياش كه در امريكا زندگي ميكرد و در واقع فقط از همين طريق يكديگر را ميشناختند، خواهر اين پسر نوجوان را پيدا كرده بود و پيغام داده بود كه چنين نوشتهاي خوانده و احساس خطر كرده، دقيقا همين پيغام جان آن نوجوان را نجات داد، چون همان روز و بعد از نوشتن اين پيغام اقدام به خودكشي كرده بود اما خانوادهاش به موقع به او رسيدند. از روي اين نشانهها ميتوان به اين پي برد كه يك آدم احتياج به مراقبت بيشتري دارد.
تجربه شخصي من به عنوان كاربر توييتر ظرف سالهاي گذشته و به صورت خاص دو، سه سال اخير اين بوده كه نوشتههايي با مضمون نااميدي و يأس، به خصوص پس از اتفاقات خاص سياسي يا اجتماعي در اين شبكه رواج زيادي دارد. اگر فكر كنيم كه هر يك از اين نوشتهها لايك و بازنشر هم ميگيرند و وهم را تقويت ميكنند يعني طيف وسيعي دچار اين دسته افكار ميشوند، چطور ميشود اين نشانهها را در ميان اين حجم از نوشتههاي مشابه تشخيص داد؟
نشانههايي كه من ميگويم بسيار شخصيتر هستند. مواردي كه شما ميگوييد به نوعي استريوتايپ (تفكر كليشهاي) هستند. اينكه «اين چه وضعي است!» و نوشتههايي با اين مضمون كه مثلا باز چند نفر را سر حجاب يا سياست دستگير كردند به نوعي استريوتايپ محسوب ميشوند. پيامهايي كه من ميگويم خيلي شخصيتر هستند و در مورد زندگي فرد است و چندان ربطي به مسائل اجتماعي ندارند. ببينيد سياستزدگي جامعه اين را ميطلبد كه آدمها همهچيز را سياسي كنند. دلايل كساني كه دست به خودكشي ميزنند بسيار شخصيتر از مسائل و تحولات اجتماعي و سياسي است.
اتفاقي كه درمورد آن كاربر توييتر افتاد اتفاق بسيار غمانگيزي بود. پس از اين اتفاق به هر حال بخش قابلتوجهي از كاربران شروع به صحبت درباره اين موضوع كردند، بعضيها با موضوع شوخي كردند، برخي هم مثل هميشه ناسزا گفتند و عده زيادي هم با بازنشر پست آخر او سوگواريشان را نشان دادند. چقدر حرف زدن گسترده در مورد چنين اتفاقي ممكن است احتمال بازتوليد اتفاق مشابه را تقويت كند؟
حتما تاثيرگذار است. واقعيت اين است كه قهرمانكردن فرد و حتي صحبت كردن در مورد شيوه خودكشي او اين احتمال را بالا ميبرد. همه آدمها دچار درگيريهاي بسياري هستند و حدود 60 تا 70 درصد آدمها دستكم يك بار به خودكشي فكر كردهاند. در چنين شرايطي وقتي آدمي نااميد و دچار بحران است ممكن است به چنين موضوعي به عنوان نوعي تشويق نگاه كند و براي همين نحوه انعكاس اخبار خودكشي اهميت بسياري دارد. مثلا در مدارس صحبت از خودكشيهاي گروهي مطرح ميشود. وقتي يك بچهاي دست به خودكشي ميزند و مدرسه و معلمها شروع به سوگواري و گريه كردن ميكنند، ممكن است بسيار دانشآموزاني كه نياز به توجه دارند هم واقعا دست به اين كار بزنند. ببينيد به هر حال انسان نرمال اين كار را نميكند اما واقعيت اين است كه اغلب آدمها گرفتاريهاي خودشان را دارند و اگر در مقطعي فكر كنند اقدام مشابه ممكن است نيازشان را برآورده كند ممكن است دست به اين كار بزنند. به همين دليل نحوه انعكاس و نوشتن در مورد خودكشي بسيار مهم است.
اما شبكههاي اجتماعي رسانه نيستند كه بتوان براي نحوه پوشش خبرهايشان چارچوب و دستورالعمل مشخص كرد.
آدمهاي تاثيرگذار در شبكههاي اجتماعي ميتوانند نقش داشته باشند. اين رسالت اجتماعي اين چهرهها است كه ميتواند كمككننده باشد. ببينيد در دانشگاه وقتي استادي كه بقيه قبولش دارند حرفي ميزند، به سايرين جهتگيري ذهني ميدهد. به نظرم آدمهاي تاثيرگذار هستند كه بايد با انتشار نوشتههاي معطوف به هدف و دور از هيجان روي سايرين تاثير بگذارند.
اگر در مورد خودكشي فكر ميكنيد يا نگران هستيد كه يكي از نزديكانتان در خطر اقدام به خودكشي باشد پيش از هر اقدامي با شمارههاي 1480 و 123 اورژانس اجتماعي تماس بگيريد يا به مراكز خصوصي يا دانشگاهي روانشناسي و روانپزشكي مراجعه كنيد. از متخصصان كمك بگيريد.