
تابلویی که عکس مسعود رجوی را در کنار بزرگانی چون مصدق، میرزا کوچک خان، ستار خان و باقر خان نشان میداد به سرعت شبکههای اجتماعی را در برگرفت. این عکس، تأییدی بود بر مرگ سرکرده گروهک منافقین؛ ایرانیان خوشحال از پایان یک جنایتکار بودند و ناراحت از اینکه او باید قبل از مرگ، محاکمه میشد و به سزای اعمالش میرسید.
دیدارنیوز ـ هاتف سپهر: اگر از ایرانیان بپرسند منفورترین فرد تاریخ معاصر ایران را نام ببرید بیتردید مسعود رجوی در صدر قرار میگیرد. فردی که بابت جنایتها و خیانتهایی که مرتکب شد در میان هیچ یک از گروهها حتی اپوزیسیون نیز جایگاهی ندارد. وی که در سال ۱۳۲۷ در طبس به دنیا آمد همزمان با حمله آمریکا به عراق و دقیقا از فروردین سال ۱۳۸۲ و بمباران پادگان اشرف ناپدید شده بود. عدهای معتقدند در جریان حمله هواپیماهای آمریکایی به پادگان اشرف، ۲۰ نفر از نیروهای مجاهدین خلق کشته شدند که مسعود رجوی نیز طی این حمله کشته شد، اما اطلاع دقیقی از آن در دست نیست. از آن سال تاکنون تصویر یا صوتی از رجوی منتشر نشده است و همین امر موجب گمانهزنیها در مورد حیات وی شده بود. البته در تاریخ ۱۱ آبان سال ۱۳۹۳ یک فایل صوتی منتشر شد که منسوب به رجوی است، اما پس از این تاریخ، هیچ پیامی به این صورت هم از او منتشر نشده است.
هادی شمس حائری، عضو سابق شورای مرکزی منافقین و از سرکردههای این گروهک، درباره پیامهای کتبی منسوب به مسعود رجوی، در نوشتاری میگوید: جعل «پیام» تنها برای پاسخ به پرسش آزار دهنده «رجوی کجاست؟» هست، تا بگویند «رجوی هست»؛ اما رجوی هنوز «نیست»، زیرا اگر بود، باید خود را نشان میداد تا نیروهایش او را باور کرده و حضور او بتواند اوضاع نابسامان سازمان را بسامان کند، اما رجوی هنوز غایب است و ... غیبت رجوی همچنان ... فرقه را آزار میدهد و نه تنها مسالهای از سازمان حل نکرده است که ابهام را بیشتر هم کرده ...
او در ادامه میافزاید: اسامه بن لادن با همه محدودیتهایی که سرویسهای جاسوسی غرب و بهویژه آمریکا برای او پدید آورده و همواره در تعقیب او هستند، هر از گاهی، پیامی شفاهی و یا نوار ویدئویی بیرون میدهد. مگر سرکرده منافقین، چه محدودیتی بیشتر از بن لادن دارد که نمیتواند پیام صوتی و یا تصویری منتشر کند و در اختیار رسانهها قرار بدهد؟ امکانات مجاهدین که کمتر از القاعده نیست.
هفته نامه اکونومیست در فروردین ۱۳۸۸ در گزارشی گفته بود که «از زمان اشغال خاک عراق توسط نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۳، از مسعود رجوی خبری نیست و کسی نمیداند که آیا او هنوز زنده است یا نه، هرچند اکثرا معتقدند که او مرده است. مریم، همسر مسعود رجوی، به عنوان رئیسجمهوری منتخب با هدف کسب حمایت افراد و نهادهای خارجی، از جمله بعضی اعضای کنگره آمریکا و پارلمان اروپا و مجلس اعیان پارلمان بریتانیا، به نقاط مختلف جهان سفر میکند».
«میلاد آریایی» از اعضای سابق منافقین نیز با بیان چگونگی مذاکره منافقین با نیروهای آمریکایی در جریان حمله آمریکا به عراق میگوید: «در مذاکره با آمریکاییها، شخصی به جز مسعود رجوی وارد مذاکره شد؛ بنابراین، این روشن است که اگر مسعود رجوی در صحنه حضور داشت، دلیلی نبود که مهدی براعی به جای رهبر سازمان وارد مذاکره با آمریکاییها شود».
گمانهزنیها ادامه داشت تا اینکه برای اولین مرتبه، لفظ مرحوم توسط ترکی فیصل رئیس پیشین سازمان اطلاعات عربستان سعودی در یک گردهمایی با حضور مریم رجوی اعلام شد. وی دو بار با لفظ مرحوم از مسعود رجوی نام برد. مریم رجوی و دیگر مسئولان این سازمان هیچ گونه عکسالعملی از خود نشان ندادند. این اتفاق، شایعه مرگ رجوی را بیش از پیش قوت بخشید.
عضویت رجوی در سازمان مجاهدین خلق
مسعود رجوی از سن ۱۹ سالگی (۱۱ سال پیش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷) به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و به سرعت در این سازمان رشد کرد. در سال ۱۳۵۰ به دلایل فعالیتهای ضد رژیم از سوی ساواک بازداشت و ۷ سال زندانی شد، اما سرانجام در دیماه ۱۳۵۷ همراه با دیگر زندانیان سیاسی آزاد شد. گفته میشود او پس از دستگیری و محاکمه به اعدام محکوم شده بود، اما در محکومیتش تخفیف داده شد و حکمش به حبس ابد تغییر کرد.
وی تاریخ دستگیری خود را ۴ شهریور ۱۳۵۰ اعلام کرده، اما در کارت بازداشتگاه متهمین، تاریخ بازداشت وی اول مرداد یعنی حدود یک ماه قبل از ضربه شهریور (دستگیری سران سازمان) ذکر شده است. بنابر تبلیغات حکومت وقت و نوشته روزنامه دولتی کیهان که همان زمان منتشر شد، وی اطلاعات مفصلی در مورد کادرها و اعضای بازداشت شده و نشده و نیز کروکی محل اقامت آنها را در اختیار ساواک قرار داد، تا جایی که ارتشبد نعمتالله نصیری، رئیس وقت سازمان امنیت، وی را از همکاران ساواک معرفی میکند.
کتب و نشریات رسمی سازمان پس از انقلاب، دلیل اعدام نشدن وی و تخفیف در مجازات را به سبب فشار بینالمللی و اقدامات برادرش کاظم رجوی میدانند. اما روزنامه کیهان، همان موقع از قول نصیری بیان میکند: «چون در جریان تعقیب، کمال همکاری را در معرفی اعضای جمعیت به عمل آورده و در داخل سازمان نیز برای کشف کامل شبکه با مأمورین همکاری نموده، به فرموده مبارک شاهانه، کیفر اعدام او با یک درجه تخفیف به زندان دائم با اعمال شاقه تبدیل گردیده است».
وی مسئول ضربه شهریور سازمان که در واقع موجبات ایجاد چالش بزرگ و دستگیری و قتل رهبران و اعضای سازمان شد قرار میگیرد.
در اینباره در سندی از ساواک اینچنین آمده است: «نامبرده بالا [مسعود رجوی] که از محکومین سازمان به اصطلاح آزادیبخش ایران وابسته به نهضت آزادی است و در دادگاه تجدید نظر نظامی به اعدام محکوم گردیده بعد از دستگیری در جریان تحقیقات، کمال همکاری را در معرفی اعضاء سازمان مکشوفه به عمل آورده و اطلاعاتی که در اختیار گذارده از هر جهت در روشن شدن وضعیت شبکه مزبور مؤثر و مفید بوده و پس از خاتمه تحقیقات نیز در داخل بازداشتگاه، همکاریهای صمیمانهای با مأمورین به عمل آورده لذا به نظر این سازمان استحقاق ارفاق و تخفیف در مجازات را دارد».
وی در سیام دیماه ۱۳۵۷ به همراه آخرین گروه از زندانیان سیاسی آزاد شد.
رابطه با بنیانگذار انقلاب اسلامی
رهبران و اعضای سازمان مجاهدین خلق، بنیانگذار انقلاب اسلامی را امام مینامیدند. مسعود رجوی به همراه موسی خیابانی یکی از چهرههای اصلی مجاهدین، به فاصله کوتاهی پس از پیروزی انقلاب با امام خمینی دیدار کرده بود، اما دیدگاههای انتقادی مجاهدین و مواضع سیاسی متفاوت مسعود رجوی با دیدگاههای سیاسی و مذهبی رهبر انقلاب، این وضعیت را به سرعت تغییر داد، چنانکه کمتر از ۲ سال بعد سازمان مجاهدین خلق به مبارزه مسلحانه روی آورد و از آن پس، سازمان مجاهدین خلق در ادبیات جمهوری اسلامی به منافقین مشهور شد و مسعود رجوی مجبور به زندگی در خفا و سپس خروج مخفیانه از ایران شد.
از اشرف ربیعی تا مریم قجر
مسعود رجوی سه بار ازدواج کرده است. اولین ازدواج او در تیر ۱۳۵۹ با اشرف ربیعی صورت گرفت. اشرف ربیعی همسر یکی از اعضای پیشین سازمان به نام علیاکبر نبوی نوری بود که پیشتر کشته شده بود. این زندگی مشترک تنها ۸ ماه به طول انجامید؛ زیرا اشرف ربیعی در جریان حمله به خانه تیمی مرکزی سازمان مجاهدین در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ کشته شد.
دومین ازدواج او در مهر ۱۳۶۱ با فیروزه بنیصدر دختر ۱۸ ساله ابوالحسن بنیصدر صورت گرفت. این ازدواج، اقدامی در جهت ایجاد روابط سیاسی میان این دو شخصیت کشور بود. عدهای از تحلیلگران اشاره کردهاند که تودههای مردم ایران از ازدواج رجوی با دختر بنی صدر و سپس طلاق این دو پس از جدا شدن بنیصدر از شورای ملی مقاومت ایران، ناخشنود بودهاند. ابوالحسن بنیصدر در کتاب خاطراتش با عنوان «درس تجربه» بیان میدارد که با این ازدواج موافق نبوده است. او در گفتوگویی که در اینباره با دخترش فیروزه داشته، به او میگوید: «این فرد [رجوی] همسر مناسبی برای شما نیست». این ازدواج نیز مدت زیادی به طول نینجامید و در بهمن ۱۳۶۳ به دلیل خروج بنیصدر از شورای ملی مقاومت ایران و نیز اختلاف رجوی با بنیصدر بر سر ائتلاف با عراق و ملاحظات مربوط به روابط پیشین او با نظام حاکم، به طلاق انجامید.
سومین ازدواج رجوی در سال ۱۳۶۴ با مریم قجرعضدانلو (مریم رجوی) بود. در این سال رجوی «انقلاب ایدئولوژیک» در سازمان مجاهدین خلق را اعلام کرد و مریم قجرعضدانلو را بهعنوان رهبر مشترک سازمان انتخاب نمود. اما مجاهدین از مسعود و مریم خواستند با یکدیگر ازدواج کنند تا از طرفی «این انقلاب بزرگ ایدئولوژیک را تقویت کنند» و از سوی دیگر «از تضادهای غیرقابل حلی که به هنگام روابط نزدیک میان یک زوجِ ازدواج نکرده رخ میدهد، جلوگیری نمایند». این ازدواج مستلزم این بود که مهدی ابریشمچی که از رهبران سازمان مجاهدین خلق و دست راست رجوی بود، همسرش مریم قجرعضدانلو را طلاق دهد. بدین شکل مریم قجرعضدانلو از ابریشمچی طلاق گرفت و همزمان با رجوی ازدواج کرد. این ازدواج که بهعنوان یک ازدواج «غیراسلامی» و «عجیب و غریب» به آن نگریسته میشد، واکنشهای شدیدی را به دنبال داشت. زیرا بعداً معلوم شد که مریم قجر از همسرش که یک مقام عالیرتبه در سازمان بوده به سرعت طلاق گرفته تا بتواند با مسعود رجوی ازدواج کند و تبدیل به رهبر مشترک سازمان شود.
از طرفی عدم رعایت برخی مسائل شرعی از جمله رعایت عده طلاق میان طلاق مریم قجر با همسر سابقش و ازدواج با مسعود رجوی یکی از موارد سؤال برانگیز این ازدواج بود. مراسم رسمی ازدواج در ۲۹ خرداد ۱۳۶۴ در دفتر شورای ملی مقاومت در «اُوِر سور آواز» فرانسه برگزار شد و از آن پس نیز نام مریم قجر به نام مریم رجوی تغییر یافت.
حاصل ازدواجهای مسعود رجوی، پسری به نام مصطفی بود که در نتیجه ازدواج اولش با اشرف ربیعی است. مصطفی رجوی در نوزادی از ماجرای درگیری اعضای سازمان مجاهدین با نیروهای سپاه در سال ۱۳۶۰ جان سالم به در برد. در این حادثه که اشرف ربیعی، مادر مصطفی به همراه بیش از ۲۰ تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق کشته شدند، یکی از پاسداران برای نجات جان نوزاد وارد خانه تیمی شد و جان وی را نجات داد، اما خود در حال خروج از درگیری مورد هدف قرار گرفت. اسدالله لاجوردی که برای شرح عملیات در تلویزیون ظاهر شده بود، مصطفی رجوی فرزند خردسال مسعود رجوی را در آغوش گرفته بود. لاجوردی در پایان این فیلم، از پدربزرگ مصطفی رجوی درخواست میکند که مراجعه کند و بچه را تحویل بگیرد. نهایتاً مصطفی به پدربزرگش که در شهر مشهد ساکن بود تحویل داده شد؛ ولی پس از مدتی توسط اعضای سازمان از آنجا خارج شد.
حمله نظامی به ایران
هجدهم فروردین ۱۳۶۷ اولین اقدام نظامی بزرگ مجاهدین با کمک ارتش عراق به نام عملیات «آفتاب» انجام شد. در جریان این عملیات، نیروهای تحت امر مسعود رجوی با نیروهای ایرانی در گردان ۳۰۷ ژاندارمری و لشکر ۷۷ خراسان درگیر شدند و طبق آمار رسمی، ۴۵۰ نفر اسیر و تعدادی تانک و نفربر به دست نیروهای مجاهدین افتاد.
دو ماه بعد، در ۲۸ خرداد ۱۳۶۷ عملیات دیگری با نام «چلچراغ» توسط نیروهای مجاهدین انجام شد که تا عمق دو کیلومتری ایران پیش رفت و در ادامه، شهر مهران توسط آنان تسخیر شد. در این عملیات، که یک ماه پیش از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران انجام شد، ۱۵۰۰ تن از سربازان ایرانی اسیر شدند و چندین دستگاه تانک و نفربر دیگر به دست مجاهدین افتاد.
سازمان مجاهدین خلق ایران پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران و پیش از اجرایی شدن آتش بس، آخرین عملیات گسترده خود با نام «فروغ جاویدان» را علیه ایران آغاز کرد. هدف از این عملیات، تسخیر تهران و ساقط کردن حکومت جمهوری اسلامی عنوان شده بود. مسعود رجوی در شب عملیات، توهم زده بود که نیروهایش به سرعت به تهران خواهند رسید.
بر اساس اسنادی که منابع رسمی جمهوری اسلامی ایران منتشر کردهاند، در این عملیات ۱۴۰۰ اسیر ایرانی در عراق هم که به مجاهدین پیوسته بودند، سازماندهی شدند. عملیات از صبح سوم مرداد ۱۳۶۷ آغاز شد و سه روز طول کشید. نیروهای مجاهدین از مرز خسروی وارد خاک ایران شدند و تا شب، اسلام آباد را تسخیر کردند.
فردای آن روز حرکت به سمت کرمانشاه آغاز شد، اما ظاهراً به دلیل ترافیک سنگین در جاده کرمانشاه حرکت سریع آنها با کندی روبهرو شد و نهایتاً در ۳۰ کیلومتری کرمانشاه و در گردنه چهارزبر، نیروهای سازمان مجاهدین در کمین نیروهای ارتش و سپاه پاسداران گرفتار شدند. از نیمههای روز چهارم مرداد ضدحمله ایران، که با نام عملیات «مرصاد» صورت گرفت، توازن قوا را در صحنه نبرد عوض کرد. تهاجم هوایی ارتش ایران به مواضع مجاهدین، منجر به از هم گسیختگی و عقبنشینی آنان شد و نهایتاً نیروهای مجاهدین کشته شدند.
تعقیب نیروهای بازمانده تا چند روز بعد نیز ادامه داشت. بر اساس اعلام جمهوری اسلامی، در جریان عملیات مرصاد بیش از ۲۵۰۰ نفر از مجاهدین کشته شدند. سازمان مجاهدین این تعداد را ۱۳۰۰ نفر اعلام کرده است.
شکست عملیات فروغ جاویدان، پایان بخش عملیات نظامی «ارتش آزادیبخش» وابسته به مجاهدین خلق به فرماندهی مسعود رجوی بود. در واقع با اجرای آتش بس میان ایران و عراق با نظارت سازمان ملل متحد از ۲۹ مرداد ۱۳۶۷، امکان استفاده مجاهدین از خاک عراق برای حمله به ایران به طور کلی منتفی شد.
فرجام مسعود رجوی
سالهاست که از مسعود رجوی تصویری یا صوتی منتشر نشده و هر چه هست مربوط به قبل از حمله هوایی نیروهای آمریکایی به اردوگاه اشرف است. بسیاری باور دارند او سالهاست که فوت کرده؛ حال چه بر اثر حمله آمریکاییها به اردوگاه اشرف روی داده باشد و یا به گمان بعضی بر اثر تسویه درون سازمانی این اتفاق روی داده باشد. جدیدترین عکسی که منتشر شده مربوط به تابلویی است که عکس رجوی در کنار مصدق، باقرخان و ستار خان و میرزا کوچک خان جنگلی است. عکسی که موجی از انزجار علیه سرکرده گروهک منافقین را در شبکههای مجازی به دنبال داشت. عکس یکی از منفورترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران در کنار بزرگانی چون مصدق و ... قرار گرفته است. ایرانیان نمیدانند از خبر مرگ او خوشحال باشند یا ناراحت از اینکه وی محاکمه نشد و آن طور که باید و شاید به سزای اعمالش نرسید، اما آنچه گویا رنگ واقعیت به خود گرفته است، پایان مسعود رجوی است.