"دیدارنیوز" به بررسی آموزش و پرورش و وزرای آن در دولت حسن روحانی میپردازد؛
دیدارنیوز ـ رسول شکوهی: هفته گذشته خبری تعجب همگان را به خود جلب کرد. در تعطیلات عید فطر بود که خبری مبنی بر استعفای سیدمحمد بطحایی وزیر سابق آموزش و پرورش به خاطر شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی منتشر شد که پس از طی روال معمول تکذیب ها و تاییدها، بالاخره تایید شد و مورد پذیرش رئیس جمهور نیز قرار گرفت. بسیاری این دلیل را باور نکردند و آن را به مسائل داخلی دولت و ماجرای رتبهبندی معلمان نسبت دادند. شایعاتی مبنی بر استعفای اعتراضی بطحایی وجود دارد که روحانی بدون وقفه آن را پذیرفته است ولی برای کاهش حواشی، آن را به انتخابات مجلس شورای اسلامی وصل کردهاند.
اما وضعیت نابسامان آموزش و پرورش در دولت روحانی فقط به استعفای بطحایی مختص نمی شود و شاید بتوان گفت این وضعیت کمی تا قسمتی کمدی تراژیک، در طول دوران ریاست جمهوری حسن روحانی در آموزش و پرورش وجود داشته است. عدم توجه به مقوله تعلیم و تربیت و اولویت نبودن آن همواره در دولتهای یازدهم و دوازدهم دیده میشود. هر چند که در چند سال ابتدایی دولت یازدهم، یک ثبات مدیریتی وجود داشت اما برآیند کارنامه روحانی در حوزه آموزش و پرورش اصلا نمره قابل قبولی را کسب نخواهد کرد.
مرور وضعیت آموزش و پرورش در دولت روحانی باعث میشود که چشم انداز چند سال باقی مانده و مسائل مختلف این حوزه روشن شود. هر چند که تمام کارشناسان و صاحب نظران عرصه تعلیم و تربیت بر این باور هستند که مشکلات مربوط به آموزش و پرورش مختص این دولت یا دولتهای گذشته نیست و مساله آن اساسیتر و ریشهایتر است.
نجفی؛ یک رای کمتر که منجر به قتل شد!
این روزها یکی از افرادی که در راس اخبار حضور دارد و تیتر یک رسانهها شده محمدعلی نجفی از وزرای سابق آموزش و پرورش است. او که به اتهام قتل همسر دومش در زندان به سر میبرد اولین چهرهای بود که برای وزارت آموزش و پرورش در دولت حسن روحانی به مجلس شورای اسلامی معرفی شد. نجفی که در دوره وزارتش در دولت هاشمی رفسنجانی، محبوبیت خوبی بین فرهنگیان پیدا کرده بود به عنوان وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش معرفی شد.
نجفی در دوران وزارتش توانسته بود که حقوق فرهنگیان را افزایش دهد و این مساله تغییر مثبتی در معیشت معلمان در آن دوره محسوب میشد و به صورت کلی میتوان او را جزو وزرای موفق آموزش و پرورش دستهبندی کرد. هر چند که انتقاداتی به او در زمینه خصوصی سازی آموزش و تاسیس مدارس نمونه دولتی و غیر انتفاعی وارد است.
معرفی نجفی که مورد استقبال بسیاری از تشکلهای صنفی معلمان قرار گرفت، بی حاشیه نبود. او در مجلس مورد هجمه بسیاری از نیروهای تندرو جریان اصولگرایی قرار گرفت و ماجراهای سال ۸۸ و نسبت او با جریانات سیاسی باعث شد که در نهایت مجلس نهم که جریان اصولگرایی در آن قدرت بیشتری داشت به نجفی رای اعتماد ندهد.
محمدعلی نجفی با یک رای کمتر نتوانست که سکاندار وزارت آموزش و پرورش شود و این یک رای باعث شد که سرنوشت نجفی و تا حد زیادی سرنوشت وزارت آموزش و پرورش و فرهنگیان دستخوش تغییر شود. شاید اگر آن یک رای به نفع نجفی داده میشد و او رای اعتماد میگرفت امروز در زندان نبود و حتی آموزش و پرورش نیز تا این حد دچار بی ثباتی و ضعف نمیشد. شاید.
فانی؛ وقتی اومدی نفهمیدم کی اومده، وقتی رفتی تازه فهمیدم کی رفته!
شاید بتوان دوره علی اصغر فانی در آموزش و پرورش را تنها دوره کمی تا قسمتی مثبت در آموزش و پرورش دولت تدبیر و امید دانست. فانی در دوران حدودا سه ساله خود مورد انتقادات جدی قرار گرفت و چندین بار از مجلس شورای اسلامی کارت زرد گرفت اما بعدها بسیاری از منتقدان فانی با دیدن عملکرد وزرای بعد از او به این جمعبندی رسیدند که عملکرد فانی به مراتب از آنها بهتر بوده است.
بسیاری از کارشناسان، فشارهای مجلس به او را به خاطر لابی نکردن او با نمایندگان میدانستند. روحیات فردی او نیز مزید بر علت میشد. همچنین روابط عمومی ضعیف و رسانهای نبودن نیز از جمله مشکلاتی بود که فانی با آنها دست و پنجه نرم میکرد اما به هر صورت در دوره وزارت فانی او توانست درصدی به بودجه آموزش و پرورش بیافزاید و همچنین با ثباتی که ایجاد کرده بود شرایط قابل قبولی در آموزش و پرورش ایجاد شد. او البته نتوانست طرح رتبهبندی معلمان را به جایی برساند. همچنین ماجراهای صندوق ذخیره فرهنگیان نیز در دوره فانی حواشی گستردهای داشت. هر چند که او هیچ نقشی در این پرونده نداشت اما به هر صورت، مقام اول وزارت درگیر حواشی آن شد.
او حتی کارش به استیضاح نیز کشیده شد، اما توانست رای اعتماد مجددی نیز از مجلس بگیرد و استیضاحش راه به جایی نبرد. فانی که از معلمی تا وزارت را در آموزش و پرورش گذرانده شاید دوران خوبی را به اتمام نرساند، ولی قطعا او کارنامه قابل قبولی در دوره مدیریت خود داشته است. سال ۹۵ زمزمه ترمیم کابینه مطرح شد و فانی در کنار علی جنتی در وزارت ارشاد و گودرزی در وزارت ورزش از گزینههای این موضوع بودند. در همین بین فانی بار دیگر کارش به استیضاح کشید، ولی قبل از آن از دولت کنار گذاشته شد. او در نامهای خطاب به حسن روحانی آمادگی خود را برای دفاع از عملکردش در مجلس شورای اسلامی اعلام کرد، اما در نهایت خود را تابع نظر رئیس جمهور دانست. روحانی، اما در جواب از زحمات او در این سه سال تشکر کرد و فانی به شکلی محترمانه استعفا داده شد بدون آنکه خود استعفا بدهد.
شاید بسیاری از فرهنگیان در دوره فانی نارضایتیهایی داشتند اما بعدها با روی کار آمدن چهرههایی به مراتب ضعیف تر به این جمعبندی رسیدند که دوره فانی در آموزش و پرورش، دوره قابل قبولی محسوب میشد. سیدمحمد بطحایی معاون فانی که بعدها خودش وزیر میشود مدتی سرپرستی این وزارتخانه را برعهده میگیرد تا وزیر جدید معرفی شود.

دانش آشتیانی؛ دختر مظلوم وزیر!
در مناظرههای انتخاباتی سال ۹۶ نام دختر وزیری مطرح میشود که کالای قاچاق وارد کشور کرده و در ویلایی در لواسان این محموله پیدا شده است. قاچاق لباس کودک اتهامی بود که به دختر وزیر وقت آموزش و پرورش یعنی فخرالدین احمدی دانش آشتیانی وارد شد. در آن دوره اسحاق جهانگیری در دفاع از وزیر آموزش و پرورش در مناظره انتخاباتی از عبارت «دختر مظلوم وزیر» استفاده کرد و همین مساله با واکنشهای مختلفی روبرو شد.
دانش آشتیانی به این علت که مدت زمان کوتاهی در این وزارتخانه بود تقریبا فرصتی برای انجام کاری نداشت و بیشتر درگیر برخی حواشی از این دست بود. او که قبلا برای وزارت علوم معرفی شده بود، نتوانست رای اعتماد مجلس را کسب کند، اما در سال ۹۵ بعد از رفتن فانی از وزارتخانه و روی کار آمدن مجلس دهم توانست وزیر آموزش و پرورش شود. دانش آشتیانی از جنس آموزش و پرورش نبود و اکثر دوره کاری خود را در وزارت علوم گذرانده بود. همین بیگانگی با فضای آموزش و پرورش باعث شد که بیشتر از ده ماه در این سمت نماند و بعد از پیروزی روحانی در انتخابات، دیگر او برای دولت دوازدهم به عنوان وزیر آموزش و پرورش معرفی نشد و به صورت کلی ارتباطاتش با دولت به کمترین میزان خود رسید.

بطحایی؛ آقامون جنتلمنه!
شاید بتوان گفت که یکی از پر حاشیهترین دوران آموزش و پرورش متعلق به دوره وزارت بطحایی در این وزارتخانه بود. او معاون علی اصغر فانی بود و برخلاف دانش آشتیانی کاملا با فضای آموزش و پرورش آشنایی داشت. ارتباطات خوب او با سازمان برنامه و بودجه و شخص محمدباقر نوبخت باعث شد که بسیاری از فرهنگیان بعد از دوران دانش آشتیانی به وضعیت خود و نظام تعلیم و تربیت امیدوار شوند.
بطحایی برخلاف فانی که اهل رسانهها نبود با توجه به مشاوران و تیم روابط عمومی فعالی که داشت به شدت در فضای رسانهای کشور حضور داشت و در شبکههای اجتماعی فعال بود. توئیتر و اینستاگرام و سایتهای مختلف بستری بود که بطحایی تقریبا هر روز در آنها دیده میشد و فعالیت میکرد. او ایدههای جدیدی نیز برای آموزش و پرورش داشت ولی توان و ظرفیت ساختار آموزش و پرورش کشش آن را نداشت و مقاومتهای زیادی نیز شکل گرفت.
به عنوان مثال، او به صورت جدی بحث مافیای کنکور را مطرح کرد. همچنین آزمونهای ورودی مدارس سمپاد و حواشی پیرامون آن، موضوع دیگری بود که حواشی فراوانی برای بطحایی به وجود آورد. در ماجرای مشق شب، پای مراجع تقلید نیز به این موضوع باز شد. در نهایت اما این بطحایی بود که در تمام این موضوعات نتوانست کاری پیش ببرد و حتی در مواجهه با کنکور اعتراف کرد که زورش به مافیای آن نرسیده است.
ماجرای پخش فوتبال در مدارس نیز برای او حاشیههایی به وجود آورد و البته دستاورد هم داشت. اما کار در ماجرای ساسی مانکن بیش از پیش پیچیده شد. آهنگی که تقریبا همه آن را شنیدهاند در مدارس پخش میشد و دانشآموزان با آن آهنگ تکانی به خود میدادند و فیلمهای مختلفی در شبکههای اجتماعی از این ماجرا دست به دست میشد. بطحایی در واکنشی شتاب زده آن را به یک پروژه خارجی نسبت داد و نگاه امنیتی به این مساله داشت.
در این بین که حواشی دست از سر بطحایی بر نمیداشت و بعضا خودش هم به آن دامن میزد، موضوع معوقات معلمان و مشکلات معیشتی آنها همچنان ادامه داشت. بطحایی نتوانست این مشکلات را حل کند و به عقیده بسیاری از کارشناسان گره کار در جایی دیگر بود و بطحایی کاری نمیتوانست بکند. تا زمانی که دولت، اولویت اول خود را آموزش و پرورش نگذارد مسائلی از این دست حل نخواهد شد.
طرح رتبهبندی معلمان از جمله مطالبات فرهنگیان محسوب میشود که در این سالها همواره به سال بعد حواله داده میشود و در عمل اتفاقی نمیافتد. بطحایی نیز نتوانست در این زمینه کاری کند و در عمل باز هم اقدامی برای بهبود وضعیت فرهنگیان صورت نگرفت. ماجرای سیل فروردین ماه امسال و تخریب مدارس در استانهای مختلف، مشکلات بطحایی را چند برابر کرد.
در نهایت بطحایی نیز به جمع استعفا دهندگان دولت روحانی اضافه شد. ظاهر ماجرا این است: بطحایی قصد کاندیداتوری برای مجلس شورای اسلامی را داشته و برای این کار قانونا باید استعفا میداده و برای انتخابات مجلس خود را آماده میکرده و روحانی نیز این استعفا را پذیرفته است.
اما پذیرش این ماجرا کار راحتی نیست. مهاجرت از بهارستان به پاستور مسالهای است که در گذشته نیز شاهد آن بودهایم ولی اینکه فردی بخواهد این مسیر را برعکس طی کند از عجایب روزگار است. شایعاتی پیرامون اعتراض بطحایی به تصمیمات دولت درباره طرح رتبهبندی و اختلاف نظرهای داخلی نیز مطرح شده که نمیتوان به آن استناد کرد. مسائلی مانند استعفای نمایشی بطحایی مانند کاری که ظریف کرد نیز مطرح است. شاید بطحایی آنقدر برای روحانی اهمیت نداشت که مانند ظریف استعفای او را رد کند. روحانی استعفای او را پذیرفت و بهانهای مانند انتخابات مجلس را مطرح کردند. همه اینها شایعاتی است که مطرح میشود و نمیتوان از صحت و سقم آن اطمینان داشت.
بطحایی تا امروز اظهار نظری در این باره نداشته و شاید روزی پرده از ماجرای استعفای خود بردارد اما چیزی که در نهایت مشخص است این است که این ماجرا به هیچ وجه به نفع فرهنگیان و نظام تعلیم و تربیت کشور نیست. به عقیده بسیاری از صاحب نظران، آموزش و پرورش به این خاطر که دیر بازده است و دولتها به دنبال مسائل زود بازده در دوره خود میگردند هیچ وقت این مساله به اولویت اول کشور تبدیل نشده است. دولت روحانی نیز از این قاعده مستثنی نیست و این دولت نیز هیچ دستاوردی در حوزه تعلیم و تربیت نداشته است. شاید بهانههایی مانند مذاکرات هستهای و بعد از آن تحریمها و جنگ اقتصادی برای عدم توجه به آموزش و پرورش مطرح شود ولی هیچ کدام از اینها توجیه عملکرد ضعیف دولت در این حوزه نمیشود.

امنیت، بهداشت و آموزش سه وظیفه اصلی دولتها در جهان مدرن هستند که اگر به آنها توجه نشود تقریبا میتوان گفت که آن دولت هیچ کارکردی نداشته است. دیگر افکار عمومی هستند که قضاوت میکنند دولت یازدهم و دوازدهم در این موضوعات چه عملکردی داشته و تا پایان کار خود چه عملکردی خواهد داشت. حداقلیترین کاری که میتوان در این زمینه کرد انتخاب یک وزیر قوی و شناخته شده برای فرهنگیان کشور است. نکته ای که درباره سرپرست فعلی وزارتخانه یعنی سید جواد حسینی شاید صادق نباشد.