
زخمی دیگر بر پیشانی سیستان و بلوچستان خورده است. اینبار مرگ سه دختربچه زیر ۱۰ سال چابهار را سیاهپوش کرده است. در بین خبرهای پرجنجال این روزها خبر مرگ این کودکان به سرعت به فراموشی سپرده شد و بار دیگر یادمان رفت که در منطقهای از این سرزمین کودکانی به دلیل عدم امکانات، هر روز با مرگ دست و پنجه نرم میکنند.
دیدارنیوزـ پرستو بهرامیراد: زخمی دیگر بر پیشانی سیستان و بلوچستان خورده است. اینبار مرگ سه دختربچه زیر ۱۰ سال چابهار را سیاهپوش کرده است. در بین خبرهای پرجنجال این روزها خبر مرگ این کودکان به سرعت به فراموشی سپرده شد و بار دیگر یادمان رفت که در منطقهای از این سرزمین کودکانی به دلیل عدم امکانات هر روز با مرگ دست و پنجه نرم میکنند.
هفته گذشته سه کودک از روستای کموبازار از توابع بخش پلان شهرستان چابهار در هوتگ (گودال کنده شده برای ذخیره آب های باران و استفاده مردم و احشام) غرق شدند و جان باختند. دختران به دلیل نجات از گرما، برای آبتنی به هوتگ رفته بودند که به داخل آب افتاده و غرق شدند.
بزرگترین علت این اتفاق هولناک، عدم وجود امکانات در مناطق محروم سیستان و بلوچستان است و فقری که سالهاست مردم این مناطق دچار آن هستند. نبود زیرساختهای تفریحی برای کودکان در این منطقه و همچنین نبود آب لولهکشی از مهم ترین دلایل این اتفاق بوده است. در واقع نبود امکانات زیرساختی و عدم توجه به پروژههای عمرانی، یکی از معضلات سیستان وبلوچستان است.
مسئولان محلی میگویند معاونت توسعه روستایی با وجود آگاهی از خطرات هوتگها و درخواست مسئولان استانی مبنی بر فنسکشی اطراف این گودالها باز هم موضوع را جدی نگرفتهاند و هیچگونه اقدامی در این خصوص انجام ندادهاند. مشخص نیست چند کودک دیگر باید جان دهند تا کسی به فکر ساماندهی هوتگها و حتی مهمتر از آن تامین آب لوله کشی و بهداشتی برای این مناطق بیفتد.
هوتگ سازهای است مختص منطقه دشتیاری از توابع چابهار که بخشی جداییناپذیر از زندگی مردم این منطقه است. گودالی پر از آب که به ۲ صورت عمومی و خصوصی در روستاهای این بخش دیده میشود. نوع عمومی آن گودالی در وسط یا کنار روستا با عمق و مساحتی بزرگ بوده و نوع کوچک آن در کنار خانههای روستایی با عمق و مساحتی کمتر یافت میشود که آب آن برای استفاده مردم منطقه و احشام مورد بهرهبرداری قرار گرفته و به هیچ عنوان بهداشتی نیست. اما همین آب غیربهداشتی برای مردمی که گرفتار بیآبی و گرمای شدید هستند، نعمتی است الهی که با وجود مخاطرات جانی، ناچار به استفاده از آن هستند. از نظر مردم منطقه، آب داخل هوتگ تمیز است زیرا فاضلاب به آن راه ندارد، این درحالی است که به دلیل استفاده همزمان احشام از آب جمع شده در گودالها، آب آن غیر بهداشتی است. از سوی دیگر، کمبود آب و مشکلات آبرسانی در منطقه، راه دیگری برای مردم جز استفاده از همین آب باقی نگذاشته زیرا تانکرهای بخش دولتی معمولا فرسوده بوده و توان آبرسانی ندارند. همچنین سهم هر نفر در آبرسانی تنها ۱۵ لیتر آب است که باید برای مصارف بهداشتی، شستو شو و آشامیدنی استفاده شود که قاعدتاً کفاف نمیدهد.
هوتگها عمر مفید بسیار بالایی دارند و با هزینه پایین ساخته میشوند و حمایت دستگاههای اجرایی به لحاظ تهیه ماشین آلات، طراحی و مطالعه، مکان سنجی و تخصیص اعتبار مورد نیاز، تاثیر ارزندهای بر حفظ، احیاء و ترویج این روش سنتی و بهره برداری از سیلاب خواهد داشت. در واقع هر هوتگ را میتوان طرحی از طرحهای آبخیزداری عنوان کرد که قابلیت و نقش مهمی در جمع آوری آب دارند و از آن به عنوان یکی از راههای مواجهه با کمبود و محدودیت منابع آب و در نتیجه توسعه روستایی منطقه یاد میشود. در ۲۰ سال اخیر و تداوم خشکسالیها و رها نشدن آب از سد زیردان، بیشتر هوتگهای پایین دست بر اثر توفانهای گرد و خاک، رسوب گرفته و نیازمند لایروبی فوری برای آبگیری مجدد هستند و هم اینک که بر اثر بارندگی پرآب شدند نیاز به توجه بیشتر و لایروبی دارند. بومیان این منطقه قدمت هوتگ را به بیش از چند هزار سال قبل از اسلام میدانند که همچنان تا به امروز آب آشامیدنی و کشاورزی مردم منطقه را تامین میکند. هوتگ در واقع یکی از بهترین منبع امید برای رفع تشنگی موجودات زنده در بیش از ۴۰۰ روستای سواحل مکران در محدوده شهرستان چابهار هستند.
مهمترین عامل استفاده مردم روستانشین دشتیاری از آب غیربهداشتی داخل هوتک، نبود لولهکشی آب در این مناطق است بهگونهای که از ۴۳۸ روستای تابعه شهرستان چابهار ۴۰۶ روستا به صورت سیار یا به قول محلیها سقایی آبرسانی میشوند، این آبرسانی توسط تانکرهای آب بخش خصوصی یا بخش دولتی تامین میشود، همچنین در ۳۰ روستایی که لولهکشی شدهاند نیز هر ۲ هفته یکبار آب در لولهها میآید و آب ۲۴ ساعته نیست. در حقیقت این منطقه با مشکل جدی آب روبرو است. از سوی دیگر مردم این مناطق در شرایط اقتصادی بسیار بدی قرار داشته و نمیتوانند بهای خدمات را پرداخت کنند، دهیاری در این مناطق از تمامی منابع مالی که بر اساس آئیننامه دهیاریها باید در اختیار داشته باشند تنها از مالیات بر ارزش افزوده برخوردارند و دولت هم سالانه ممکن است برای یک روستا با جمعیت معادل ۲۰۰ خانوار ۱۵ تا ۲۰ میلیون پرداخت کند که تنها کفاف حقوق دهیار را میدهد.
در حقیقت سیستان و بلوچستان در فقر مطلق به سر میبرد و همین مسئله باعث شده است که جان انسانها نیز بیش از پیش در خطر باشد. متاسفانه همانطور که این مردم در مناطق محروم زندگی میکنند، رسیدگی به مشکلاتشان هم در اولویت دولت و سازمانهای دولتی قرار ندارد.
با تمام این تفاسیر، با هر بار مرگ انسانهای بیدفاع در این هوتگها سوالهای اساسی ایجاد میشود که چه کسی مسئول مرگ منیره و مریم خدمتی و یسرا دلشب و بسیاری از افرادی که در این هوتگها جان میبازند است؟ چرا باید سازهای که میتواند به عنوان یک جذابیت توریستی استفاده شده و همچنین برای تامین آب مورد نیاز احشام به روستائیان کمک کند تبدیل به گودال مرگ شود؟ به چه علت کودکان این مناطق باید از ابتداییترین امکانات تفریحی محروم بوده و برای لذت بردن، جانشان به خطر بیافتد؟ چه زمانی قرار است به این استان و فقر مطلق در این استان رسیدگی شود؟ تا چه زمانی باید تبعیض میان استانها به لحاظ امکانات و برنامهریزی را شاهد باشیم؟...