"دیدارنیوز" نقش قدرتهای خارجی در شکلگیری انقلاب اسلامی را بررسی کرد؛

دیدارنیوز ـ
هاتف سپهر: اگر حاکمان پهلوی گمان میبردند هجوم به خانه امام خمینی در نیمه شب ۱۵ خرداد نقطه عطفی در انقلاب اسلامی خواهد شد و ۱۵ سال بعد باید دم و دستگاهشان را جمع کنند و بروند، قطعا تصمیم دیگری اتخاذ میکردند. بهعبارت دیگر میتوان اینگونه گفت: همه چیز از ۱۵ خرداد شروع شد و بهمن ۵۷ به ثمر نشست. در این گیر و دار قیام مردمی ایران علیه حکومت پهلوی با توهم توطئه از سوی بسیاری روبهرو شده و سعی میکنند در اصالت این قیام خدشه وارد کنند و طراحی و برنامهریزی علیه حکومت پهلوی را منتسب به قدرتهای بیگانه کنند.
قدرتهای خارجی و تأثیر در پیروزی انقلاب ایران!!
ظاهر امر این است که قیام مردم ایران در مبارزه با نظام شاهنشاهی به رهبری امام خمینی پیروز شد و انقلابیون موفق شدند حکومت مستقر را از بین ببرند و نظام مطلوب را جایگزین کنند. منتهی پس از استقرار جمهوری اسلامی، پیروزی انقلاب مدعیان دیگری نیز پیدا کرد. امروز کم نیستند افرادی که ادعا میکنند قدرتهای جهانی مایل به رفتن پهلوی و استقرار جمهوری اسلامی بودند.
مؤسسه آمریکایی «گیت استون» با انتشار گزارشی در پایگاه اینترنتی نوشت: «طبق اسناد طبقهبندی شده و محرمانه، کارتر از وقوع کودتای نظامی که برای ممانعت از بازگشت امام خمینی از فرانسه طراحی شده بود، جلوگیری کرد. وی تصور میکرد با سرنگونی محمدرضا شاه و پیروزی انقلاب اسلامی ایران، منافع آمریکا در منطقه حفظ خواهد شد و متحدان واشینگتن در امنیت خواهند بود ...».
بسیاری از کسانی که معتقدند قدرتهای جهانی و در رأس آنها ایالات متحده خواستار خروج محمدرضا شاه پهلوی بودند به کنفرانس گوادلوپ استناد میکنند. کشورهای قدرتمند دنیا در کنفرانس گوادلوپ به دنبال حفظ سیستم پهلوی و یکدست کردن سیاستهای این کشورها برای مواجهه با انقلاب ایران بودند، اما نهایتا در این کنفرانس از شاه و سیاستهایش انتقاد شد؛ همچنین در تاریخ ۲۱ دیماه ۱۳۵۷ سخنگوی کنفرانس، خروج شاه از ایران را تأیید کرد و این مسئله مورد موافقت انگلستان و آمریکا قرار گرفت. حتی در این کنفرانس کارتر گفته بود: «.. شاه باید برود و در دنیای جدید، دیگر جایی برای سلطنت نیست...».
توهم توطئه
محمدرضا شاه پهلوی نیز به شدت گرفتار توهم توطئه بود و بارها به صورت مستقیم و غیرمستقیم از توطئه و برنامهریزی غربیها بهعنوان عامل سقوط خود یاد میکرد. وی در اینباره گفت: «آیا فکر میکنید آقای خمینی میتواند همه اینها را طراحی کند؟ مغز متفکر همه چیزها باشد و همه چیز را سازماندهی کند؟ من میدانم که یک نفر به تنهایی نمیتواند چنین کاری انجام دهد. پولهای زیادی هزینه شدهاند. میدانم که کارشناسان ارشد تبلیغات، به کار گرفته شدهاند تا این اتفاقها بیفتد. من فکر نمیکنم او به تنهایی برنامهریزی کرده باشد، برنامهریزیها در جای دیگری انجام شده است».
تا چه میزان میتوان به نظریه دخالت بیگانگان در پیروزی انقلاب اسلامی معتقد بود و آیا اعتقاد بدان نشأت گرفته از توهم توطئه نیست؟
محسن سازگارا در اینباره میگوید: «این دیدگاه در بین ایرانیها درباره انقلاب اسلامی قوت زیادی دارد که بگویند شاه وابسته به آمریکا بود و روحانیون وابسته به انگلیس هستند. در نتیجه چون انگلیسیها با آمریکاییها اختلاف نظر داشتند، شاه را سرنگون کردند و روحانیون را به قدرت رساندند».
وی میافزاید: «ولی اگر از طرفداران این تئوری، دلیل و مدرک بخواهید، بافتههای ذهنی خود را تحویل میدهند و شاید یکی از مهمترین مستنداتی که معتقدان به این تئوری دارند، صحبتهای رادیو بی بی سی در زمان انقلاب باشد و آن را دلیلی بر جانبداری سیاست بریتانیا از انقلاب و پشتیبانی آن از روحانیون میدانند، حتی خود شاه هم چنین عقیدهای داشت همچنان که در یادداشتهای سفیران آن روز در ایران، به ویژه آنتونی پارسونز، سفیر وقت انگلیس، دیده میشود که شاه به شدت از خبررسانی بی بی سی در آن روزها ناراحت بود و فکر میکرد عملکرد آن، دلیل توطئه دولت بریتانیا برای سرنگون کردن او است. البته انتشار اسناد وزارت امور خارجه بریتانیا، کاملا نشان میدهد که سفیر بریتانیا در ایران، تا آخرین لحظه و حتی تا بهمن سال ۵۷ به جد گزارشهایی را به وزارت امورخارجه بریتانیا میداد و تاکید داشت که انگلیس باید با تمام قوا پشت شاه بایستد».

ابوالحسن بنیصدر اولین رییسجمهوری ایران در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم با رد دخالت بیگانگان در پیروزی انقلاب اسلامی میگوید: «هر رژیم استبدادی، از جمله ابزاری که به کار میبرد، تئوری یا نظریه توطئه است برای سرکوب. او به ضرورت نمیتواند بگوید عیب از من است و حق اعتراض با دیگری است، ناگزیر است که این نقص خود را و حق دیگری را با نظریه توطئه بپوشاند».
ابراهیم یزدی که در دوران پیروزی انقلاب اسلامی، از مشاوران سیاسی امام خمینی بود، این نظریه را رد میکند. او میگوید انقلاب اسلامی ایران، انقلابی سالم و اصیل و مردمی بود که برگرفته از شرایط ایران بود.
وی با تقسیم عوامل زمینهساز انقلاب اسلامی به دو دسته علل بیرونی ناشی از عملکرد سیاستهای خارجی در ایران و دلایل درونی ناشی از عملکرد دولت و شاه در آن دوران، میگوید: «بیگانگان در بهوجود آوردن شرایط انقلاب در ایران، بهطور منفی دخالت داشتند. از جمله هنگامی که انگلیس و آمریکا بهطور مشترک، در کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت ملی مشارکت داشتند و دولت شاه را دوباره بر ملت ما مسلط کردند».
یزدی میگوید: «بهطور حتم تمام اینها، عواملی است که در بهوجود آمدن، استمرار و توسعه جنبش ضد استبدادی ایران نقشی کلیدی داشتند، اما درباره اینکه آیا انقلاب اسلامی ایران علیه استبداد سلطنتی، توطئه بیگانگان بوده است و بیگانگان این انقلاب را ایجاد کردهاند، هیچ نوع شواهد و اسناد تاریخی که بر این موضوع دلالت کند، وجود ندارد و تا به حال مدعیان این موضوع نتوانستهاند سندی در تایید این ادعا ارائه کنند».
عباس سلیمینمین نیز پیرامون این موضوع که آیا قدرتهای خارجی نقشی در پیروزی انقلاب داشتهاند در گفتگو با دیدارنیوز گفت: «وقتی تظاهرات ۴ میلیونی انجام میشود هم شاه میفهمد دیگر جایگاهی ندارد و هم قدرتهای بیگانه مطمئن میشوند تاریخ مصرف او گذشته است؛ اما با این وجود آنها تا لحظات آخر از بختیار حمایت میکنند و سعی در حفظ او دارند و او را نماد سلطنت میدانند».
سلیمینمین در ادامه از قول احسان نراقی نقل کرد که وقتی در بیمارستان مخصوص مادر شاه، تابلوهای شاهنشاهی را پایین میکشند برای شاه مشخص شد که حتی در جایی که مستقیم زیر نظر او است هم پایگاهی ندارد.
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران افزود: «وضعیت محمدرضا شاه همانند پدرش بود. در روستاها علیه رضا شاه شعر میگفتند و علیرغم تمام خدماتی که رضا شاه به انگلیسیها کرده بود وی را از ایران خارج کردند. آیا خروج رضا شاه به معنی مخالفت آنها با حکومت سلطنتی بود؟ قطعا اینطور نیست بلکه آنها به روشنی دریافته بودند که تنفری از رضا شاه در بین مردم ایجاد شده و دوره او تمام است؛ لذا میبایست برای حفظ سلطنت، او برود و مهره دیگری جایگزینش شود. همین اتفاق برای محمدرضا هم افتاد و خروج محمدرضا شاه از ایران به معنای عدم حمایت آمریکاییها از سلطنت نبود».
پیروزی انقلاب محصول تفکر اسلامی
در این بین بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی، پیروزی انقلاب را محصول تفکر اسلامی و ملت مسلمان میداند و لاغیر. امام خمینی در سخنرانی ۱۵ خرداد ۱۳۵۸ بیان کردند: «باید دید این جمعیت کی هستند. اینها که ۱۵ خرداد را به وجود آوردند و آنها که در ۱۵ خرداد، به طوری که مشهور است، پانزده هزار فدایی دادند و آنهایی که پس از ۱۵ خرداد و ۱۵ خردادها و پس از قتل عام ۱۵ خرداد و قتل عامهای دیگر در میدانها آمدند چه قشری از جمعیت بودند؟ آنهایی که ۱۵ خرداد را به وجود آوردند، آنهایی که دنباله ۱۵ خرداد را تاکنون رساندند، آنهایی که برای شکستن سد رژیم فعالیت کردند، آنهایی که به خیابانها ریختند و فریاد «اللَّه اکبر» کردند، همین قشر از جمعیت بودند. حق مال همین قشر از جمعیت است؛ دیگران هیچ حقی ندارند. الآن کی منحرف دارد میکند مسیر ملت ما را؟ چه گروههایی هستند که ملت ما را از این مسیر میخواهند منحرف کنند؟ چه جمعیتهایی هستند که نهضت اسلامی را میخواهند از اسلامیتش منحرف کنند؟ اینها گروههایی هستند که عدهای از آنها نمیدانند قضایا را، جاهلند؛ و عدهای هستند عالماً عامداً با اسلام مخالفند. آنهایی که جاهلند باید هدایت کرد، باید گفت به آنها کهای آقایان! که خیال میکنید به غیر از اسلام در ایران میتواند چیزی پیش ببرد، ای کسانی که گمان میکنید [قدرتی]غیر اسلام رژیم را ساقط کرده است، ای کسانی که احتمال میدهید که غیر مسلمین و غیر اسلام کس دیگر دخالت داشته است، شما مطالعه کنید، بررسی کنید اشخاصی که در ۱۵ خرداد جان دادند، سنگهای قبرهای آنها را ببینید کی بودند اینها. اگر یک سنگ قبر از این قشرهای دیگر غیر اسلامی پیدا کردید، آنها هم شرکت داشتهاند. اگر در قشرهای اسلامی یک سنگ قبر از آن درجههای بالا پیدا کردید، آنها هم شرکت داشتهاند ولی پیدا نمیکنید. هر چه هست این قشر پایین است، این قشر کشاورز است، این قشر کارگر است، این تاجر مسْلم است؛ این کاسب مسلم است؛ این روحانی متعهد است. هر چه هست از این قشر است. پس ۱۵ خرداد را به تبع اسلام اینها بهوجود آوردند و به تبع اسلام اینها حفظ کردند؛ و به تبع اسلام اینها نگهداری میکنند. کسانی که گمان میکنند غیر قدرت اسلام میتوانست یک همچو سدی را بشکند در خطا هستند».