
سطح قدرت ایران و چین در سیاست بینالملل با هم بسیار تفاوت دارد. ایران یک چالش خاورمیانهای برای سیاست خارجی آمریکا است، در حالیکه چین یک چالش جهانی محسوب میشود و درهیچ سناریویی قرار نیست ایران منابع قدرتی داشته باشد که با آمریکا برابری کند، اما درمورد چین این اتفاق در حال وقوع است.
دیدارنیوزـ آمریکا بزرگترین و چین دومین اقتصاد بزرگ جهان محسوب میشوند، البته صندوق بینالمللی پول تخمین زده است که اقتصاد چین از لحاظ تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید) از آمریکا جلو زده است و این مسئله نگرانیهایی را برای آمریکاییها به وجود آورده است.
شاید بر همین اساس است که مقامات ارشد آمریکا و چین در خصوص تعرفههای کالای چینی در حال ورود به یک جنگ تجاری هستند و در همین رابطه دونالد ترامپ، چین را به زیر پا گذاشتن توافق مقدماتی متهم کرده و میگوید روند اداری افزایش تعرفهها بر کالاهای چینی به ارزش ۳۲۰ میلیارد دلار را آغاز کرده است.
چین نیز همزمان با اجرای تعرفههای بالاتر روی کالاهای آمریکایی، تهدید کرد لیست سیاه از شرکتها، گروهها و افراد غیرمطمئنی تهیه میکند که به منافع شرکتهای چینی ضربه میزنند.
از روز ۱۰ مه/۲۰ اردیبهشت، واشنگتن نرخ تعرفههای حداقل ۲۰۰ میلیارد دلار کالای چینی را از ۱۰ درصد به ۲۵ درصد افزایش داد و چین نیز در مقابل، به "اقدامات ضروری تلافیجویانه" دست زد.
در این رابطه، نشریه نشنال اینترست درگزارشی پای ایران را هم به میان کشیده و درباره رابطه چین و امریکا نوشته است که نوع برخورد با ایران از سوی هر دو کشور، منشأ اقتصادی دارد که در این خصوص حائز اهمیت است. این نشریه در گزارش خود اشاره کرده است که «ایالات متحده وارد مواجهه شدیدی با چین شده و روابط این دو کشور به سرعت در حال فروپاشی و زوال است. در چند هفته گذشته، مذاکرات تجاری شکست خورده، دونالد ترامپ تعرفهها را بر کالاهای چینی افزایش داده و هوآوی را در لیست محرومیت از خرید تکنولوژی امریکا قرار داده است. این تنش، ناشی از گذار دولت ترامپ از چهار دهه تعامل با چین به رقابت استراتژیک جدید است. با اینکه امریکا با بزرگترین چالش استراتژیک خود از زمان جنگ سرد مواجه شده، برخی از اعضای دولت خود را مشغول مواجهه با ایران کرده است.»
این نشریه همچنین می نویسد: «همچنین بحران کنونی با ایران و اقدامات امریکا نتیجه اطلاعات غلط و سوء برداشتها است، با این حال، مدت طولانی است که تحت تفکرات افرادی چون بولتون و پمپئو، امریکا با وسواس نامعقولی در پی مواجهه با ایران است. این موضوع در بلند مدت هیچ دستاوردی برای امریکا نخواهد داشت. در تقابل ایران و امریکا، روسیه و چین میتوانند به راحتی حمایت مادی خود را از طریق شبکه ارتباطات زیرساختی چین در بخش آسیای مرکزی به عنوان بخشی از ابتکار کمربند و جاده، فراهم سازند. صرفنظر ازهر دلیلی، تقابل با ایران در این شرایط، موقعیت ژئوپلتیک امریکا در برابر چین را تضعیف میکند.»
در برابر تحلیل این نشریه آمریکایی، تحلیلگران ایرانی آن را بیاساس میخوانند و اساسا قدرت ایران در سطح بینالمللی را در سطحی نمیبینند که چین برای آمریکا به وسیله آن نقشهچینی کند.
محسن شریعتینیا کارشناس مسائل چین در گفتگو با دیدارنیوز در خصوص نقش چین در تقابل ایران و آمریکا گفت: چین نقشی در این تقابل ندارد.
وی درباره این تحلیل که در تقابل بین ایران و آمریکا موقعیت ژئوپلتیک آمریکا در برابر چین تضعیف خواهد شد، بیان داشت: به نظر میرسد که این دیدگاه صحیح نباشد، زیرا اصل رقابت کشورهای درگیر و موضوع رقابت با هم متفاوت است، بدینمعنا که استدلال فوق از پایه و اساس محکمی برخوردار نیست.
این کارشناس مسائل چین درباره سود اقتصادی این کشور از تقابل ایران و آمریکا تصریح کرد: روابط تجاری ایران در مجموع با کشور چین، کمتر از یک درصد کل تجارت خارجی این کشور است، بنابراین در مورد ۸۷ صدم درصد از تجارت خارجی چین صحبت به میان میآوریم که رقم قابلتوجهی در یک اقتصاد ۱۲ تریلیون دلاری به حساب نمیآید که به دلیل آن درصدد برآید تا سرنوشت یک کشور را تغییر دهد. در این رابطه میتوان به موضوعاتی اشاره کرد که از جهات دیگری حائز اهمیت است.
شریعتینیا دراینباره اظهار داشت: ایران کشوری است که در واقع در منطقه خاورمیانه، مهم به شمار میآید و به طور نسبی بر تنگه هرمز، کنترل دارد و میتواند از آن به طور بالقوه در صورتی که منافع حیاتیاش به خطر افتد مانند مشکلسازی درعبور و مرور از تنگه، بهره ببرد و از آنجا که جنگ با ایران به معنای شعلهور شدن آتش در کل منطقه محسوب میشود، از این لحاظ، چینیها نگران هستند و معتقدند منابع حیاتی ایران به عنوان یک کشور دوست در سیاست خارجی نباید با خطر مواجه شود.
وی درخصوص این تحلیل که آمریکا از چین به دلیل پرداختن به ایران غافل شده است، گفت: اساسا سطح قدرت ایران و چین در سیاست بینالملل با هم بسیار تفاوت دارد. ایران یک چالش خاورمیانهای برای سیاست خارجی آمریکا است، در حالیکه چین یک چالش جهانی محسوب میشود و درهیچ سناریویی قرار نیست ایران منابع قدرتی داشته باشد که با آمریکا برابری کند، اما درمورد چین این اتفاق در حال وقوع است.
این کارشناس مسائل چین در ادامه اضافه کرد: مسائل مورد اشاره، بحثهای ظریفی است که نباید با یکدیگر خلط شود، زیرا ایران در هر صورت یک قدرت منطقهای به حساب میآید و حوزه نقشآفرینی آن شامات است، به همین دلیل بحثهایی که در رسانهها مطرح میشود، صحیح نیست و تنها افکار عمومی را بیشتر سردرگم خواهد کرد.
شریعتینیا در پایان ابراز کرد: ایران کشور مهمی به حساب میآید، اما به عنوان یک قدرت منطقهای در منطقه خاورمیانه، نه بیشتر از آن.