"دیدارنیوز" به موضوع روانشناسی رفتارهای ترافیکی ایرانیان می پردازد؛

روانشناسی ترافیک به عنوان بخشی از روانشناسی کاربردی به توصیف پیش بینی و احتمالاً تغییر رفتار فرد راننده می‌پردازد. اصلی‌ترین موضوع روانشناسی ترافیک، بررسی رفتار فرد درگیر در ترافیک، زیر بنا‌های رفتار خاص فرد در رانندگی، ارتباط بین این رفتار و تصادفات ترافیکی می‌باشد. در جامعه‌ای مانند ایران که دارای یکی از بی سابقه‌ترین آمار خشونت‌های خیابانی و ترافیکی است، لازم است تا مسئولان دقت ویژه‌ای به روانشناسی ترافیکی جامعه ایرانی داشته باشند و با توجه به انبوه مشکلات اجتماعی با کاهش عوامل استرس زا در رانندگی، بستر یک رانندگی سالم و در نتیجه کاهش خطر تصادفات رانندگی را فراهم کنند.

کد خبر: ۲۳۳۳۱
۱۳:۲۲ - ۱۷ فروردين ۱۳۹۸

دیدارنیوزـ فاطمه شاهین فر: امروزه با رشد تکنولوژی و ایمن سازی وسایل نقلیه و جاده‌ها هنوز هم مهم‌ترین عامل در کاهش تصادفات، عامل انسانی می‌باشد. این انسان است که در نهایت به خودرو فرمان می‌دهد و اگر این فرمان تحت تاثیر عواملی، چون عصبانیت و خستگی گرفته شود، می‌تواند فاجعه بار باشد.

امروزه همه کشور‌ها به این تفکر رسیده اند که کلید حل مشکلات ترافیک و کاهش تصادفات و خطرات ناشی از آن، فرهنگ سازی صحیح در میان رانندگان است. این فرهنگ سازی بر زیربنای روانشناسی اجتماعی و نگرش فرهنگی آن جامعه، سوار است که امروزه به آن روانشناسی ترافیک می‌گویند.

 

جای خالی فرهنگ سازی رانندگی از منظر روانشناسی ترافیک

 

روانشناسی ترافیک

 
روانشناسی ترافیک به عنوان بخشی از روانشناسی کاربردی به توصیف پیش بینی و احتمالاً تغییر رفتار فرد راننده می‌پردازد. اصلی‌ترین موضوع روانشناسی ترافیک، بررسی رفتار فرد درگیر در ترافیک، زیر بنا‌های رفتار خاص فرد در رانندگی، ارتباط بین این رفتار و تصادفات ترافیکی می‌باشد.

این شاخه از روانشناسی که بر پایه ثبت و تحلیل رفتار‌های واقعی انسانی در محیط واقعی بنیاد نهاده شده است، می‌کوشد تا با پیش بینی رفتار انسان در موقعیت‌های مختلف، از رفتار‌های مخاطره آمیز پیشگیری و بهترین شرایط روانی را برای او فراهم کند.

رفتار فرد در ترافیک به مؤلفه‌های وسیله نقلیه و راه‌های ترددی، وضعیت جسمانی و روانی فرد شرکت کننده در ترافیک، هنجار‌ها و قوانین ترافیکی و نیز وضعیت ترافیک در مسیر‌های ترددی به صورت مستقیم وابسته می‌باشد. از طرف دیگر نمی‌توان رفتار فرد را به تنهایی عامل سوانح رانندگی دانست.

کشور پادشاهی آلمان از سردمداران روانشناسی ترافیک با بیش از ۱۰۰ سال سابقه در این زمینه می‌باشد. برطبق الگوی کاربردی سازمان ایمنی جاده‌های آلمان، ایمنی رانندگی در یک مثلث تعریف می‌شود که زوایای آن تشکیل شده از رفتار راننده، موقعیت محیطی رانندگی و وسیله نقلیه است.

پیشگیری از حوادث و سوانح رانندگی از سال ۱۹۰۶ میلادی و پس از انتشار اولین آمار تصادفات رانندگی در آلمان و با تصویب اولین قوانین رانندگی که به شرایط گرفتن گواهینامه رانندگی، بیمه حوادث، وسیله نقلیه ایمن و رفتار راننده می‌پرداخت؛ از سال ۱۹۰۹ میلادی در پادشاهی آلمان آغاز شد.

روانشناسی ترافیک از سال ۱۹۱۰ میلادی به صورت رسمی در سازمان‌های اتوبوسرانی و حمل و نقل شهری و جاده‌ای آلمان به عنوان یک رشته علمی به بررسی رفتار رانندگان وسیله‌های حمل و نقل مسافربر به وجود آمد. ریشه‌های این رشته در دانشگاه لایپزیک آلمان و با فعالیت‌های دانشمندانی همچون ویلهلم وونت و هوگو مونستربرگ گذاشته شد.

با توجه به تأکید بر رفتار فرد راننده در تصادفات رانندگی، یکی از قدیمی‌ترین گرایش‌های روانشناسی در آلمان، روانشناسی ترافیک می‌باشد که تاریخچه آن به ابتدای ساخت و استفاده از وسیله نقلیه عمومی و مسافربری برمی‌گردد. این رشته به آموزش روانشناسان و متخصصان علوم تربیتی می‌پردازد. دانشجویان این رشته پس از گذراندن دوره‌های نظری در شرکت‌های مرتبط با پیشگیری از تصادفات، مشغول به کار شده و به ارائه مهارت‌های خود می‌پردازند.

لازم به ذکر است که رقم تلفات تصادفات در آلمان در سال ۱۹۷۰ به میزان ۲۱۳۳۲ نفر بوده است که مقایسه آن با سال ۲۰۱۲ تأثیر چشم‌گیر برنامه‌های پیشگیری از تصادفات را در آلمان نشان می‌دهد. در حالیکه در این سال‌ها تعداد رانندگان و وسایل نقلیه بیشتر شده است. وزارت راه آلمان در سال ۲۰۱۲ رقم تلفات ناشی از تصادفات در کل کشور را ۳۶۰۰ نفر اعلام کرده است. این رقم به نسبت سال ۲۰۱۰ که ۳۶۴۸ نفر بوده کاهش جزیی داشته است.

عموما در تعاملات اجتماعی و روابط بین فردی، مسئله ترافیک و رانندگی در شهر به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های مهم زندگی شهری مورد توجه است، چرا که مشکل ترافیک و رانندگی‌های تهاجمی و پیامد‌های ناشی از آن به ویژه در مناطق شهری، حیات فردی و زندگی اجتماعی همگان را متأثر می‌کند.

امروزه در اغلب کشور‌های پیشرفته به لحاظ اهمیت و نقش فرهنگ‌پذیری و ویژگی‌های شخصیتی افراد در رانندگی، قانونمداری، اجتناب و پیشگیری از حوادث و سوانح خیابانی و جاده‌ای، در بررسی معضل ترافیک و حوادث ناشی از رانندگی‌های تهاجمی، بیشترین توجه به روانشناسی رانندگی معطوف می‌شود. درواقع محور‌ها و مباحث اصلی روانشناسی رانندگی یا روانشناسی ترافیک آمیزه‌ای است از یافته‌های دیگر حوزه‌های مرتبط با روانشناسی همچون روانشناسی اجتماعی، روانشناسی شخصیت، روانشناسی رشد، روانشناسی سلامت، روانشناسی بالینی و روانشناسی کاربردی. همه سخن این است که چگونگی نظام ارزش‌ها، باور‌ها و نگرش‌ها، احساسات و انگیزه‌ها و مجموعه رفتار‌های فردی و اجتماعی انسان می‌تواند به‌عنوان اصلی‌ترین عامل در تبیین معضل یا پدیده ترافیک موردتوجه قرار گیرد.

منش اجتماعی و ویژگی‌های شخصیتی راننده، شرایط حاکم بر حوزه شناختی، احساسی و عاطفی، رفتاری، حسی و حرکتی او می‌تواند بیشترین نقش را در ارتباط با ترافیک و تصادفات رانندگی داشته باشد. مطابق گزارش‌های آماری، در اغلب کشور‌های جهان علت اصلی تصادفات رانندگی و حوادث جاده‌ای و خیابانی، رانندگی تهاجمی است.

 

رانندگی افراد پرخاشگر

راننده پرخاشگر، راننده‌ای است که با توسل به درگیری و خشونت، قصد انجام اعمال خلاف مقررات راهنمایی و رانندگی را دارد؛ اعمالی همچون تغییر مسیر ناگهانی و خطرناک، سبقت غیرمجاز، رعایت نکردن فاصله مناسب طولی و عرضی، بوق زدن‌های مکرر، استفاده از نور بالا برای تنبیه دیگران، حرکت سریع و تعقیب و گریز خودرویی، سرعت‌های نا‌بجا، مانور و تغییر مسیر به‌طور مکرر، اشغال طولانی خط سبقت، ترمز‌های ناگهانی و مکرر، انحراف از مسیر اصلی و عبور از خط مقابل برای رهایی از ترافیک غیرروان و قانون‌شکنی و دیگر رفتار‌های ناپسند همراه با فحاشی و هتاکی به دیگران، در کارنامه رانندگی افراد پرخاشگر کاملا مشهود است.

از عوامل مؤثر در بروز رفتار پرخاشگرانه رانندگان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- صرف زمان، معطلی و کندی ترافیک

- مهارت نداشتن در رانندگی

- آلودگی‌های صوتی موجود در محیط

- مشکلات روانی راننده

- نابسامانی ترافیک

- تأثیر آلودگی هوا بر سیستم عصبی

این عوامل به‌طور مجزا باعث بروز عکس‌العمل‌های نامناسب یا کاهش توانایی‌های فکری و جسمی راننده خواهند شد.

رانندگی یکی از مواردی است که شخصیت انسان را در اجتماع آشکار می‌کند و تقریبا می‌توان گفت که ابعاد فرهنگی رشد اجتماعی و میزان ادب و علاقه او را نسبت به همنوعانش نشان می‌دهد. نیاز راننده به داشتن فرهنگ و تجربه بالا و اطلاع کافی از مسائل قانونی و فنی، مقوله‌ای ضروری برای نشان‌دادن عکس‌العمل‌های مناسب است.

 

رفتارهای تهاجمی در رانندگی

رفتار تهاجمی در رانندگی به آن نوع از رانندگی اطلاق می‌شود که راننده متأثر از سلطه احساسات و هیجانات نامتعادل و نامعقول، وسیله نقلیه خود را به طرزی ناامن و خلاف مقررات هدایت می‌کند.

رفتار‌ها به طور اعم و رفتار‌های تهاجمی به‌طور اخص، در بستر بازخوردها، نگرش‌ها و باور‌های خاص پدیدار می‌شوند و تکوین بازخورد‌ها و نگرش‌ها نیز متأثر از دو عنصر شناختی و احساسی است.

به عبارت دیگر آمیزه‌ای از تکوین تدریجی شناخت‌های حاصل از چگونگی قرار گرفتن پشت فرمان اتومبیل، تبلور رفتار‌های کلامی و حرکتی، از دوران کودکی تا زمان رانندگی و احساسی که به تناسب آن به‌صورت خوشایند یا ناخوشایند در هر فردی به‌وجود می‌آید، نگرش یا بازخورد او را نسبت به‌چگونگی رفتار تهاجمی در رانندگی تشکیل می‌دهد و ریشه در اعماق وجود هر فرد دارد.
 
جای خالی فرهنگ سازی رانندگی از منظر روانشناسی ترافیک
 
 
به طور کلی هیجان‌زدگی یا هیجان‌خواهی یا آزردگی هیجانی در رانندگی متأثر از ۳ مولفه اصلی است:

۱- وجود خصیصه‌های شخصیتی ناشکیبا، بی قراری و بی دقتی در امور
۲- قدرت‌طلبی و زورمداری
۳- بی‌پروایی و یاغی‌گری خیابانی (جاده‌ای)

هر یک از مولفه‌های فوق می‌تواند به الگو‌هایی از رفتار‌های تهاجمی و تخلفات خاص در رانندگی منجر شود. از آنجا که ریشه اصلی رانندگی‌های تهاجمی و تخلفات رانندگی را می‌توان در شرایط روانی و خصیصه‌های شخصیتی افراد متخلف یافت، شایسته است که در مقابله با این پدیده شوم، توجه به مسائل روانشناختی و الگو‌های رفتار افراد قبل از اعطای گواهینامه رانندگی و پس از آن در اولویت برنامه‌های اصلاحی قرار گیرد.

ارزیابی نگرش و بازخورد‌های داوطلبان دریافت گواهینامه رانندگی و راننده‌هایی که تخلفات مکرر داشته‌اند، نسبت به پدیده رانندگی و الگوی سالم رانندگی در خیابان‌ها و جاده‌ها و همچنین ارزیابی وضعیت روانی و هیجانی ایشان امری لازم و ضروری است.

یقینا برخی از شرایط روانی و نگرش‌های موجود در افرادی که پشت فرمان اتومبیل می‌نشینند، نظیر نگرش‌های نه‌چندان مطلوب نسبت به منزلت و جایگاه اجتماعی پلیس، احساس قانون‌گریزی، احساس تبعیض در جامعه، احساس بی‌تفاوتی یا خصومت نسبت به دیگران، عدم‌احساس امنیت روانی، تجارب ناخوشایندی از ناکامی‌ها، زودبرانگیختگی و هیجان خواهی و کم‌توانی در پیش‌بینی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها و... می‌تواند در الگو‌های رانندگی تهاجمی مؤثر باشد.

 

خشونت در رانندگی

شما پـشت چراغ قرمز منتظر سبز شدن چراغ هستید که مـاشیـن عقـبی یک دقیقه مانده تا چراغ سبز شود شروع می‌کند بـه بـوق زدن و دسـت تــکان دادن که چرا حرکت نمی‌کنی!

خـشونـت و پـرخـاشگری برخی رانندگان حین رانندگی به یکی از معضلات و عوامل استرس‌زای زندگی روزمره تبدیل شده است و چنانچه با این معضل برخورد معقول و منطقی نشود می‌تواند به نزاع‌های خیابانی، تصادفات و حتی مرگ نیز منجر شود. برخی عوامل هستند که بروز این پدیده را افزایش می‌دهند:

۱- عوامل محیطی: ترافیک سنگین، آب و هوا (گرما، سرما و رطوبت زیاد)، آلودگی صوتی، آلودگی هوا، تنگی وقت و عجله داشتن.

۲- عوامل روانی: تحت‌تأثیر خشم، ترس، اضطراب، ناکامی‌ها، خواب آلودگی، درد شدید و داروها.

افرادی که حین رانندگی به‌خشونت دست می‌زنند به ۲ دسته تقسیم می‌شوند:

۱- افرادی که مقصر هستند و از روی غرض و به عمد دست به رفتار‌های خشونت‌آمیز و غیرقانونی می‌زنند.

۲- افرادی که سهواً حین رانندگی رفتار خشونت‌آمیز و غیرقانونی از خود بروز می‌دهند و ما به اشتباه تصور می‌کنیم آن‌ها عمداً به چنین اعمالی دست زده‌اند.

 

تفاوت های رفتاری مردان و زنان در رانندگی

مردان و زنان رفتار‌های متفاوتی در رانندگی دارند که توجه به ایمنی و ریسک پذیری، آنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این تفاوت رفتار‌ها محصول ساختار‌های فیزیولوژیکی، فرهنگی و محیط اجتماعی است و هر یک، نقشی مهم در تخلف از مقررات و بروز تصادف دارد. بررسی جنسیت رانندگان در تصادف‌ها در کشور‌های مختلف نشان می‌دهد مردان نسبت به زنان در معرض خطر بیش تری قرار دارند. همچنین تفاوت‌های مشابهی در زنان و مردان عابر در جامعه وجود دارد که تبیین آن‌ها با توجه به کفایت و میزان مهارت رانندگی مردان و زنان ساده نیست.

البته ریشه تفاوت‌ها را می‌بایست در مسائل ریشه ای‌تر و در موارد خاصی از رفتار و عملکرد روان شناسی و فیزیولوژیکی جست و جو کرد. تحقیق گسترده کارشناسان، حاکی از این است که مردان به ویژه مردان جوان، در تمامی فرهنگ‌ها نسبت به زنان رفتار‌های پرخطرتر دارند. این مسئله، رانندگی ایمن را کاملا تحت تاثیر قرار می‌دهد و احتمال بروز تصادف را به شدت بالاتر می‌برد. میزان انحراف رفتاری (تخطی از قانون) به شکل قابل ملاحظه‌ای در مردان بیش‌تر از زنان است. این مسئله در تخطی از قوانین رانندگی شامل سرعت مجاز، سبقت و رانندگی در حال مستی و ... نمود بیشتری پیدا می‌کند. همچنین به طور متوسط، مردان در بسیاری از موارد، بیش از زنان، جویای خطر و هیجان هستند.
 
جای خالی فرهنگ سازی رانندگی از منظر روانشناسی ترافیک
 

بنیان این تفاوت سازمان یافته جنسی بیش از آن که تنها محصول جامعه یا تجربه باشد پایه‌های فیزیولوژیکی دارد. تفاوت‌های جنسیتی درباره تمایل خطرپذیری در حال رانندگی، حداقل در قسمتی از آن با استفاده از دیدگاه روانشناسانه قابل توجیه است. این مسئله نشانگر این است که مدار‌های عصبی مغز ما با توجه به فرهنگ و جامعه از آن چه در عصر شکار وجود داشت تفاوت شایانی یافته است.

جمجمه قرن بیست و یکمی ما بر پایه همان ذهن عصر سنگی قرار دارد و ذهن مردان و زنان در مواردی حیاتی از یکدیگر متفاوت است. مرد عصر سنگی رانندگی نمی‌کرد، اما میراث شکار، تهاجمی بودن و خطر پذیری گذشته اش، همان کیفیتی که باعث بقای او و هم عصرانش بود را با ژن هایش به نسل‌های آینده منتقل کرد که امروز به خوبی در نحوه رانندگی نمایان است.

در گزارشی که کمیته جنسیت و سلامت زنان در سازمان بهداشت جهانی منتشر کرد نشانه‌های پذیرش اختلاف‌های بنیادی زنان و مردان راننده و رشد سیاست‌های جدایی طلب جنسیتی در نقاط مشخصی دیده می‌شود. چنین شیوه‌هایی را می‌توان با معیار‌های مختلف تشخیص داد. یکی از همین معیار‌ها معیار جنسیت است. تفاوت شیوه‌های رانندگی مردان و زنان به اندازه‌ای است که افراد باتجربه می‌توانند حتی بدون دیدن راننده از فاصله‌ای زیاد جنسیت او را تشخیص دهند.

به عبارت دیگر، سبک رانندگی زنان و مردان تا آنجا متمایز است که می‌تواند به عنوان معرف جنسیت راننده در نظر گرفته شود. مردان غالبا سریع، فرز، پر پیچ و خم و ... رانندگی می‌کنند. آنان از هر فضای خالی استفاده می‌کنند و دائم در حال تغییر مسیر هستند. در مقابل، زنان آرام، آهسته، مستقیم و ... می‌رانند. احتیاط، صبر و حوصله از مشخصات رانندگی زنان است؛ ویژگی‌هایی که حرص مردان راننده را در می‌آورد و آنان را به عکس العمل وا می‌دارد.

ریشه تفاوت شیوه‌ها یا سبک‌های رانندگی زنان و مردان، اما در کجاست؟ تمامی داوطلبان برای دریافت گواهینامه به کلاس‌های آموزش می‌روند و امتحان می‌دهند. در این کلاس‌ها، داوطلبان هنجار‌های درست رانندگی یا آنچه در زبان جامعه شناسی «هنجار‌های ایده آل» گفته می‌شود را آموزش می‌بینند و امتحان می‌دهند. آنچه، اما در عمل حاکمیت دارد نه هنجار‌های ایده آل رانندگی که هنجار‌های واقعی رانندگی است.

رانندگی در بعضی شهر‌ها هنجار‌هایی دارد که با آموزش‌های ارائه شده در کلاس‌های آموزشی تفاوت بسیاری دارد. به عنوان مثال در کلاس رانندگی، رعایت حق تقدم مبحث مهمی است و مربیان، مدت زمان طولانی را صرف این مسئله می‌کنند که در هنگام رسیدن به چهار راه و دیدن تابلوی حق تقدم چه باید کرد.

آیا اگر در خیابان اصلی باشیم حق تقدم با ماست یا اگر در خیابان فرعی باشیم حق تقدم داریم؟ همچنین در کتاب‌های آموزش رانندگی تصاویر زیادی کشیده اند تا در موارد مختلف، مبحث حق تقدم را آموزش دهند. همه این‌ها هنجار‌های ایده آل رانندگی هستند؛ هنجار‌هایی که جامعه آرزو دارد تا رانندگان بر اساس آن‌ها عمل کنند. آنچه، اما در خیابان‌های واقعی حکمفرماست این هنجار‌ها نیست. به عبارتی، هنجار‌های واقعی نیز مانند هنجار‌های ایده آل ضمانت اجرا دارند، اما ضمانت اجرای آن‌ها بر خلاف هنجار‌های ایده آل، غیر رسمی است.

ضمانت اجرای غیر رسمی در این مورد به شکل تحقیر، استهزا و توهین، نمود می‌یابد. شیوه‌های متفاوت رانندگی زنان شباهت بیش تری به هنجار‌های ایده آل دارد. در این معنی، زنان بر اساس الگو‌هایی رانندگی می‌کنند که با هنجار‌های واقعی رانندگی از طرف مردان تعارض دارد. به همین خاطر زنان نظم رانندگی (نظم مبتنی بر هنجار‌های واقعی مردان) را بر هم می‌ریزند و طبیعی است از جانب عموم مردان راننده به اشکال مختلف توبیخ شوند.
 
جای خالی فرهنگ سازی رانندگی از منظر روانشناسی ترافیک
 
زنان در عمل به مواردی که بر اساس هنجار‌های ایده آل رانندگی ممنوع است احترام می‌گذارند. آنان بعضا از سرعت مجاز تجاوز نمی‌کنند، سبقت غیر مجاز نمی‌گیرند، لایی نمی‌کشند، بیش از حد تغییر مسیر نمی‌دهند، ورود ممنوع نمی‌روند، چراغ قرمز را رد نمی‌کنند و دقیقا همین موارد است که حرص مردان را درمی آورد و ضمانت‌های اجرایی غیر رسمی را برای آنان به همراه دارد. این ویژگی رانندگی زنان با دیگر رفتار‌های آنان هماهنگی دارد.

به عنوان مثال، به طور کلی زنان کم‌تر مرتکب انحراف اجتماعی می‌شوند و می‌دانیم که انحراف در جامعه شناسی کارکردگرا معنایی جز تخطی از هنجار‌ها - غالبا ایده آل - ندارد. (آمار دزدی، قتل و... همیشه در میان زنان بسیار کم‌تر از مردان است.) بنابراین شاید بتوان زنان را نماد هنجار‌های ایده آلی دانست که جامعه در سر دارد.

در جامعه‌ای مانند ایران که دارای یکی از بی سابقه‌ترین آمار خشونت‌های خیابانی و ترافیکی است، لازم است تا مسئولان دقت ویژه‌ای به روانشناسی ترافیکی جامعه ایرانی داشته باشند و با توجه به انبوه مشکلات اجتماعی با کاهش عوامل استرس زا در رانندگی، بستر یک رانندگی سالم و در نتیجه کاهش خطر تصادفات رانندگی را فراهم کنند.

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم