
علل و چرایی تصمیم دکتر ظریف به روشنی مشخص نشده و جماعت با هالهای از ابهام روبهرو هستند. اما در این میان با استعفای ظریف دو سوال اساسی مطرح میشود؛ اول آنکه علت و ریشه استعفا چه بوده است و دوم اینکه اساسا در چنین شرایطی استعفای ظریف امری پسندیده است یا مذموم؟!
دیدارنیوز ـ مسلم تهوری: شامگاه دوشنبه ۶ اسفند تمام کاربران شبکههای مجازی با خبری کوتاه و شوکه کننده مواجه شدند؛ دکتر محمدجواد ظریف وزیر امورخارجه ایران استعفا داد.
به سرعت رسانههای دنیا به این خبر واکنش نشان دادند و هر کس از زعم خود استعفای وزیر را تحلیل کرد و له یا علیه تصمیم ظریف موضعی اتخاذ کرد و به قول بابا طاهر، گروهی آن گروهی این پسندند.
علل و چرایی تصمیم دکتر ظریف به روشنی مشخص نشده و جماعت با هالهای از ابهام روبهرو هستند. اما در این میان با استعفای ظریف دو سوال اساسی مطرح میشود؛ اول آنکه علت و ریشه استعفا چه بوده است و دوم اینکه اساسا در چنین شرایطی استعفای ظریف امری پسندیده است یا مذموم؟!
چرایی استعفا
۱. قبل از اینکه استعفای وزیر امورخارجه پخش شود صدا و سیما خبر دیدار رهبر انقلاب و بشار اسد رئیسجمهوری سوریه را پخش کرد. در این دیدار سردار قاسم سلیمانی - فردی که در سالیان اخیر نقش اصلی در سرنوشت منطقه ایفا کرده- حضور داشت و خبری از وزیر امورخارجه نبود. اعلام استعفای ظریف پس از این ملاقات را عدهای به هم مرتبط دانستند و بر این باورند که سفر بشار اسد بدون هماهنگی با وزیر امورخارجه به معنی هیچ انگاشتن وی قلمداد میشود. اینکه ظریف در جریان سفر اسد بوده یا خیر بحثی دیگر است، اما نمیتوان باور کرد که استعفای ظریف به این دلیل دم دستی باشد. اولا شخصیت ظریف فراتر از آن است که به خاطر اتفاقی اینچنینی استعفا بدهد؛ ثانیا پیش از سفر اسد به تهران به دفعات، ظریف از وزارت امورخارجه استعفا داده بود؛ لذا کنارهگیری وزیر امورخارجه به دلایل دیگری مربوط میشود.
۲. دولتمردان جمهوری اسلامی به جد خواستار تصویب لایحه الحاق ایران به CFT، FATF و پالرمو هستند و باور دارند عدم تصویب آن، وضعیت اقتصادی را در شرایطی به مراتب سختتر قرار خواهد داد. پس از آنکه شورای نگهبان با این لوایح مخالفت کرد تمام امید دولت به مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. محمدجواد ظریف پس از آنکه مشاهده کرد اتفاق مثبتی هم از سوی مجمع نخواهد افتاد در عزم خود برای استعفا مصممتر از پیش شد و لذا در این نوبت، استعفای خود را رسانهای کرد. پیشرفت دیپلماسی سیاسی بسته به همکاری تمامی ارکان حکومتی دارد و امکان ندارد ضمن مخالفت با یکسری از اصول پذیرفته شده جهانی در عرصه سیاسی جهانی گامهای مثبت و رو به جلویی برداشته شود. اتفاقاتی از این دست، راه پر پیچ و خم دیپلماسی سیاسی را سنگلاخی میکند و میتوان این اتفاق را یکی از دلایل استعفای وزیر دانست.
۳. چندی پیش رهبر انقلاب در یک سخنرانی، خود را یک انقلابی خواندند و نه یک دیپلمات و با این سخن نقشه راه را به روشنی بیان داشتند. از سویی وجود سردار سلیمانی بهعنوان فردی که در معادلات منطقهای بسیار نقش پررنگ و تأثیر گذاری دارد نشان داده دقیقا در نقشه راهی که از سوی رهبری ترسیم شده است حرکت میکند؛ امری که در مورد محمدجواد ظریف خیلی مصداق ندارد. البته نباید منکر شد که هدف در نهایت یکی است و تفاوتی از این حیث وجود ندارد، اما آنچه مهم است شیوه رسیدن به آن است. با خروج ظریف از وزارتخانه و آمدن فردی که همسوتر از وی باشد شاید رسیدن به هدف غایی، سهل الوصولتر باشد و شاید هم بتوان از این منظر داستان را بررسی کرد که قطار همچنان در حال حرکت به سمت جلو است و تنها سوزنبان ریل را عوض کرده است.
۴. رابرت. ایچ جکسون طی سخنرانی بیپردهاش در دادگاه نورمبرگ، توصیفش از ساختار سیاسی آلمان زمان جنگ را برپایه دو دولت همزمان بنا کرده بود: «دولت عادی و دولت ممتاز».
وظیفه دولت عادی رسیدگی به امور روزمره است، اما این دولت ممتاز است که در دیگر نهادها، دست بالا را در امور سیاسی دارد. گهگاه دولت ممتاز و عادی، اصطکاکهایی نیز با هم خواهند داشت به نحویکه گاه دو شخصیت به ظاهر وفادار به ساختار، متحد الشکل و ملتزم، به طرز غیر قابل درکی با یکدیگر اختلاف نظر و حتی درگیری لفظی پیدا میکنند، اما این تصور تنها از یک دولت عادی ساده اندیش برمیآید که تعارضش با دولت ممتاز، جلوههای دموکراتیکی از اختلاف نظر است. این اصطکاکها، امری است که عامدانه از سوی قدرت برتر تشویق میشود تا از یک سو دولت ممتاز یا دولت عادی، دیدگاه قدرت برتر را فراموش نکند و خود را تصمیم گیر اصلی نپندارد و از سوی دیگر نزاع و درگیری بینتیجه دو دولت، زمینه را برای ورود معجزه آسای قدرت برتر فراهم کند. بر این اساس ساختار در اینگونه موارد، ساختاری بیشکل است، قدرت در این ساختار در خفاست، اما مسئولیت برعهده نهادی بی اختیار است.
«تداخل وظایف» بخش دیگری از خصلت این نوع از ساختارهاست. برای مثال، در خارج از آلمان همه میدانند که چه بر سر وزارت خارجه قدیمی آلمان آمد. حزب غالب دست به ترکیب کارکنان این وزارتخانه نزد و آن را منحل نکرد. وظیفه وزارت امورخارجه آن بود که به خاطر ناکامیها آماج توهین نمایندگان مجلس قرار بگیرد، اما نهادی که عملا حضور مقتدرانهای در خارج از کشور داشت، وزارت خارجه و دیپلماتهایش نبودند، نهادی بود که در"یواخیم فون ریبنتروپ" تجسم یافته بود.
در ایران نیز زمانی که کریم سنجابی وزیرخارجه دولت موقت استعفا داد علت آن را چنین برشمرد؛ استعفای من به هیچوجه متوجه آقای بازرگان نیست، بلکه ناشی از بینظمیها و بیتربیتیهایی است که در مملکت مشاهده میشود، ناشی از حکومتهایی است که در حکومت به وجود آمده و نگرانی ایجاد کرده است.
اساسا وجود دولت سایه در نهایت منجر به استعفای خود نخستوزیر هم شد. اینک نیز وجود قدرتهای موازی با وزارت امورخارجه باعث شده در این حوزه، مدیریت واحدی نداشته باشیم؛ کما اینکه وقتی بشار اسد با مقام رهبری دیدار میکند بهجای حضور وزیر امورخارجه، سردار سلیمانی حضور پیدا میکند.
۵. آنچه آمد تمام داستان نیست؛ موارد مذکور میتواند دلایلی بر استعفای ظریف باشد، اما مطمئنا در این میان گمانه زنیهای دیگری هم میتوان داشت و چه بسا آنها نیز از جمله دلایل استعفای وزیر باشند. اختلاف نظر با اعضای دولت از شخص رئیسجمهور گرفته تا مقامات پائینتر، فرار رو به جلو، بازگردانیدن محبوبیت خدشهدار شده و آمادگی برای مسئولیتی بزرگتر احتمالاتی است که نمیتوان به سادگی از کنار آنها عبور کرد.
زمان استعفا
هیچگاه متاع کفر و دین، بی مشتری نبوده، همانقدر که عدهای از استعفای وزیر ناراحت و سرخورده هستند در آن سوی میدان، عدهای خوشحال و مسرور بر طبل شادانه میکویند، گویی فتح الفتوحی صورت گرفته است.
گروهی که از استعفای ظریف نگران و ناراحت هستند، خروج وزیر از دستگاه دیپلماسی را خروج عقلانیت همراه با تعهد و تخصص میدانند و افق روشنی را برای آینده متصور نیستند.
در طرف مقابل جماعتی معتقدند اگر فردی در رأس دستگاه خارجه قرار بگیرد که با سیاستهای کلی نظام و منویات رهبری هماهنگتر باشد مسیر رسیدن به اهداف سیاست خارجی نظام هموارتر خواهد شد. کما اینکه نظام جمهوری اسلامی با تصویب برجام، حسن نیت خود را به جامعه جهانی نشان داد، منتهی با خروج آمریکا از برجام و پشت کردن به تمامی تعهدات خود، دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران هم رویکردی دیگر در پیش خواهد گرفت و این رویکرد جدید، فرد مناسب خود را هم میخواهد و این تغییر و تحول به جامعه جهانی پیام میدهد که کشتیبان را سیاستی دگر آمد.
تندروهای جبهه اصولگرایی در حالی که رهبری به دفعات از تلاشهای وزیر امورخارجه تشکر و قدردانی کرده بودند بیشترین و تندترین اتهامات را متوجه وی کردند و پس از استعفای وی نیز مدعی هستند ظریف باید ممنوع الخروج شود و نسبت به خیانتهای خود جوابگو باشد چرا که استعفا در شرایط فعلی فرار رو به جلو تلقی میشود.
به هر روی دکتر محمدجواد ظریف از پست وزارت امورخارجه استعفا داد، همانند روزی که محمد خاتمی از دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی کنارهگیری کرد و در دوم خرداد به صحنه قدرت بازگشت. شاید سال ۱۴۰۰ ایران بازگشت آقای دیپلمات را به نظاره بنشیند.