
۱۹ فوریه ۲۰۱۹ پیرمرد سوسیالیست بار دیگر وارد کارزار انتخاباتی شد. ۲۰۲۰ سال انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است و جمهوریخواهان گزینهای جز دونالد ترامپ ندارند. در مقابل به جز برنی سندرز و جو بایدن، گزینه مطرح دیگری تا امروز در اردوگاه دموکراتها مطرح نشده است. تا به اینجا سندرز ۷۷ ساله جدیترین گزینه دموکراتها بوده و آمادگی او برای حضور در رقابتهای انتخاباتی با استقبال ویژهای روبرو شده است.
دیدارنیوزـ رسول شکوهی: پیرمرد به دنبال انقلاب است، یک انقلاب سیاسی. شعار اصلی او در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ که امروز مجدد بر آن تاکید میکند. شاید تصور پدیدهای به نام «برنی سندرز» در ایالات متحده آمریکا غیر ممکن باشد، اما او بیش از سی سال است که در سطوح مختلف سیاسی و اجرایی آمریکا حضور دارد. سندرز با ایدههایی که دارد جزو نوادر تاریخ آمریکا محسوب میشود.
پیرمردی با ایدههای سوسیالیستی که به دنبال انقلاب در سرمایهدارانهترین دولت تاریخ است. شاید اگر امروز کارل مارکس هم زنده بود این اتفاق را به سختی باور میکرد اما نام سندرز از ۲۰۱۶ تا امروز در افکار عمومی جهان مطرح میشود و دیگر به عنوان یک پدیده جدی با آن روبرو میشوند.
آن زمان که در یکی از میتینگهای تبلیغاتیاش در حین سخنرانی، پرندهای به صورت اتفاقی در کنارش قرار گرفت برخی این تعبیر را کردند که پرنده اقبال بر شانههای برنی نشسته و جهان باید شاهد مردی باشد که حرفهای خوبی برای آنها آورده است:
اما در نهایت، آن انتخابات به کنار رفتن سندرز ختم شد و کلینتون در رقابت با ترامپ شکست خورد و جهان شاهد مردی است که هیچ کدام از حرفها و کارهایش، نسبتی با برنی سندرز ندارد.
۱۹ فوریه ۲۰۱۹ پیرمرد سوسیالیست، بار دیگر وارد کارزار انتخاباتی شد. ۲۰۲۰ سال انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است و جمهوریخواهان گزینهای جز دونالد ترامپ ندارند. در مقابل به جز برنی سندرز و جو بایدن، گزینه مطرح دیگری تا امروز در اردوگاه دموکراتها مطرح نشده است. تا به اینجا سندرز ۷۷ ساله جدیترین گزینه دموکراتها بوده و آمادگی او برای حضور در رقابتهای انتخاباتی با استقبال ویژهای روبرو شده است.
برنی سندرز کیست؟
برنارد (برنی) سندرز متولد ۱۹۴۱ در محله بروکلین نیویورک است. با اینکه در یک خانواده یهودی که نزدیکانشان را در فاجعه هولوکاست از دست دادهاند به دنیا آمده، اما علاقه خاصی به دین و مذهب نداشته و ندارد. از جوانی گرایشات سوسیالیستی در او دیده میشد و در دانشگاه شیکاگو به اتحادیه سوسیالیستی خلق جوان - شاخه جوانان حزب سوسیالیست آمریکا - پیوست. او مدرک کارشناسی علوم سیاسی خود را از همین دانشگاه در سال ۱۹۶۴ گرفت و اولین تجربه مدیریت اجرایی خود را در شهر برلینگتون در ایالت ورمانت بدست آورد. سندرز در سال ۱۹۸۰ شهرداری این شهر که پرجمعیتترین و بزرگترین شهر ورمانت محسوب میشد را به عهده گرفت. از همان دوران، گرایشات چپ خود را نشان داد و انتقادات از سیاست خارجی آمریکا نیز از آن زمان شروع شد.
سندرز از ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۷ و تا قبل از اینکه به عضویت سنا در آید، در مجلس نمایندگان فعالیت میکرد و به عنوان اولین سوسیالیست حاضر در این مجلس معروف شد. او از چهرههای سرشناس حزب دموکرات بود که در سال ۲۰۱۶ کاندید شد. با اینکه در نهایت به نفع هیلاری کلینتون کنار رفت تفکرات و روحیات برنی سندرز در این دوره بیش از پیش مطرح شد. او بر خلاف رویههای جاری در انتخابات آمریکا به سراغ غولهای اقتصادی نرفت و هزینههای تبلیغاتی او از دل کمپینهای مردمی و گروههای داوطلبانه تامین شد.
سندرز که خود را یک سوسیال دموکرات میداند همواره بر مباحث عدالت اجتماعی تاکید داشته و آموزش و بهداشت عمومی را برای رسیدن به این هدف در نظر دارد. او بیش از باقی سیاستمداران بر محیط زیست تاکید داشته است. تاکید او بر سیاستهای برابری خواهانه به گذشته نیز باز میگردد، آن زمان که در جنبش حقوق سیاه پوستان حضور داشت.
برنی در سیاست خارجی نیز نگاه متفاوتی دارد. او با حمایت همه جانبه از اسرائیل موافق نیست و در مقابل، به دنبال ایجاد روابط دیپلماتیک با ایران نیز هست. سندرز در جریان رقابتهای درون حزبی با هیلاری کلینتون در انتخابات گذشته به دخالت آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ اشاره کرد و آن را به شدت نقد کرد:
در ۱ دسامبر ۲۰۱۶ مجلس سنای آمریکا برای تمدید تحریمهای ده ساله علیه ایران رایگیری نمود. این تحریمها با اکثریت قاطع ۹۹ درصدی رای آورد و تنها کسی که به این تحریمها رای نداد برنی سندرز بود. در برنامههای او امور مهمی چون اصلاح قوانین مالیاتی و افزایش سهم ثروتمندان در پرداخت مالیات، افزایش نظارت دولتی بر وال استریت و متوازن کردن دستمزد نیروی کار زن و مرد قرار دارند.
بی تردید برنی سندرز یک پدیده خاص در تاریخ آمریکا محسوب میشود. پدیدهای که رویههای ثابت سیاست در آمریکا را دستخوش تغییر کرده و به دنبال آن است که با رسیدن به کاخ سفید بتواند ایدههای خود را در سطحی کلان دنبال کند.
سندرز و انتخابات ۲۰۲۰
این سوسیالیست کهنه کار در شرایطی پا به عرصه انتخابات گذاشته که برخی او را تنها شانس شکست دادن دونالد ترامپ میدانند. ترامپ به عنوان چهرهای در دستهبندیهای مرسوم در راست افراطی قرار میگیرد و در مقابلش سندرز در آمریکا، چپ رادیکال محسوب میشود. برنی این بار هم با همان ایده انقلاب سیاسی، کارزار انتخاباتی را شروع کرده است.
فایض شکیر، فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد و مدیر سابق بخش سیاسی ملی اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا، توسط سناتور سندرز به عنوان مدیر کمپین انتخاباتی او منصوب گردید. انتخاب یک مسلمان برای کمپین تبلیغاتی اقدامی خاص از جانب او بود.
برخی سندرز را متهم به عوام فریبی؛ آن هم با گرایشات چپ میکنند. این عده بر این باورند که آلترناتیو عوام فریبی راست (ترامپ)، عوام فریبی چپ (سندرز) نیست. آنها بر این نکته تاکید میکنند که بر فرض که سندرز به کاخ سفید وارد شود، ساختار حکومت و قدرت پنهان در ایالات متحده به گونهای است که اجازه طرح دیدگاههای سندرز را نمیدهد و اجرایی شدن آن تقریبا غیر ممکن است. سرمایهداری در آمریکا ریشهایتر از آن است که سوسیالیسم بتواند به آن ورود کند و لابیهای قدرت آمریکا در تحلیلها نباید فراموش شوند.
از طرفی روی کار آمدن چهرهای معتدل و اهل گفتگو به شدت برای کشورهای جهان خوشایند است. دونالد ترامپ بسیاری از کشورهای دنیا را متاثر کرده و شکاف جدی بین این کشور و اتحادیه اروپا و روسیه و چین به وجود آمده است. این نکته را نباید فراموش کرد که شاید دولت آمریکا در دوره اخیر کمی از لحاظ بینالمللی تحت فشار قرار گرفته، ولی از لحاظ اقتصادی و درآمدی همچنان قدرت اول دنیا بوده و بسیاری از مسائل داخلی تا حدودی حل شده است و دولت ترامپ در داخل آمریکا همچنان با اقبال عمومی روبرو است.
جمهوری اسلامی ایران قطعا از به قدرت رسیدن برنی سندرز استقبال میکند، چون در حداقلیترین حالت ممکن، او بارها گفته که به برجام پایبند خواهند بود. بر همین اساس او میتواند گزینه مناسبی برای منافع ملی ما باشد. اما نباید این نکته را فراموش کرد که سیاستهای ایالات متحده آمریکا با تغییر چهرهها آنچنان تغییر نخواهد کرد. شاید سندرز نسبت به ترامپ چهره متعادلتری باشد، اما در اصل موضوع یعنی استراتژیهای کلان سیاست خارجی تفاوتی با هم نخواهند داشت. حتی اگر سندرز را یک استثنا در تاریخ آمریکا در نظر بگیریم، باز هم ساختارهای حاکم بر سیاستهای دولت آمریکا اجازه بسیاری از کارها را به او نخواهد داد.
برنی سندرز اگر همچنان همان رویای خوش عدالت را در قلب سرمایهداری نمایندگی کند شاید موفقتر باشد تا بخواهد وارد بازی قدرت در این شرایط شود. شاید خوش خیالی باشد فکر کنیم سندرز به قدرت میرسد و سوسیالیسم به جای سرمایهداری مینشیند. شاید هم زیادی بد بین هستیم و نگاه مارکس در نهایت به وقوع میپیوندد و به مرحله آخر یعنی سوسیالیسم میرسیم!