"دیدارنیوز" به نقش متفاوت دکتر شریعتی از نگاه پوران شریعت رضوی میپردازد؛

دیدارنیوزـ نوشتار زیر، ضمن توجه به کتابی که حاوی نامههای دکتر شریعتی به همسرش، پوران شریعت رضوی است، اشارهای به مصاحبه وی و نوع نگاه متفاوت او به عنوان یک همسر به دکتر شریعتی دارد.
برسد به دست پوران عزیزم
«تو شاید بدانی که سالهاست چهار کلمه «آزادی»، «کتاب»، «پدر» و «پوران» چهار بُعد روح و فکر من است؛ و اکنون که با همه عشق و شوق از یکدیگر بسیار دور افتاده ایم، این صفحه را که «دنیا و عشق ما» نام دارد، برای تو میفرستم تا وقتی آن را میشنوی، به من آنچنان بیندیشی که من آرزومندم.»
«پوران جان، این علی توست که به تو کاغذ مینویسد و پیشت این همه زاری و زروه میکند. اگرهم او را دوست نداری و او را فراموش کرده ای، نوشتن یک کاغذ که برای تو کاری ندارد. آه من چقدر پستم و ضعیفم که برای نوشتن یک نامه پیش یک زن که زن خودم است و آقا زاده ام توی اندرونی اش هست این همه جز و وز میزنم. چه کنم پوران، آدم به سختی ناپلون هم که باشد باز در برابر زن، زنی که دوستش دارد عاجز است.»
«پوران از وقتی که من با تو آشنا شده ام و از آن وقت که تو مرا شناختی، همیشه در برابر خودت عاجز احساسم کردی. حالا برای همین است که خیلی خونسرد و مطمئن و با بی اعتنایی با من رفتار میکنی. من هم انسانم، محبت و دوستی را میخواهم. پوران اگر تا روز شنبه همین هفته کاغذ تو نرسید بگم چکار میکنم؟ هیچی. مگر من از این همه جوانهای دیگر بی عرضه ترم. این جا سر کل را هم به قدری دوست دارند که حد ندارد. فرانسویها شعارشان این است: شراب، سرکل، گل و صورت سیاه. به خصوص که بفهمند حقیر، اهل مزینان و کهک هم هست که دست وردار نیستند. چه خیال کرده ای! من به عمر بابام به کسی کاغذ ننوشتم. به مسافرت میرفتم، به پدر ومادرم اطلاع نمیدادم که سالمم، کجایم، آن وقت تو با آن یک وجب قدت، هی من اینجا با این همه زحمت برای تو کاغذ بنویسم و تو اصلا به روی مبارکت نیاوری. خیلی پرویی»
قطعات بالا، چند نمونه از ۲۹ نامهای است که علی شریعتی جوان، در زمانی که در فرانسه بوده است، خطاب به همسرش پوران شریعت رضوی مینویسد. روح نامه ها، عاشقانههایی است که به نوعی راوی آرمانها و اندیشههای شریعتی جوان، دلتنگی هایش و نگاه و برنامه اش برای آینده است که با همسرش پوران در میان میگذارد.
این کتاب با مقدمه سوسن شریعتی در سال ۹۴ توسط نشر آبان به چاپ رسید.
سوسن شریعتی در خصوص این نامهها مینویسد: دانشجویی یک لاقبا، با پولی اندک، دربدر... منتظر نشانهای از پدر، دوست و همسر... و شاکی از اینکه چرا نمینویسند، مفصل شرح نمیدهند، وارد جزئیات نمیشوند ... قدر مسلم اینکه تعدادی از این نامه ها هرگز پست نشده و به دست پوران شریعت رضوی نرسیده اند و تنها سالها بعد است که توسط او و تصادفا از لابلای کتابها و لب تاقچه خانه دانشجویی مشترکشان کشف میشوند! شریعتی مینوشته است، اما فراموش میکرده پست کند و با این همه، منتظر پاسخ میمانده است.
پوران شریعت رضوی کیست؟
بیبیفاطمه شریعترضوی معروف به پوران شریعترضوی (متولد ۱۳۱۳/ مشهد-- درگذشته ۲۶ بهمن ۱۳۹۷) از دانشگاه سوربن دکترای ادبیات فارسی داشت. او همسر علی شریعتی و خواهر مهدی شریعترضوی، یکی از سه دانشجویی است که در حمله نیروهای امنیتی به دانشگاه تهران در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ کشته شد.
پوران شریعت رضوی در نویسندگی نیز دستی داشت و صاحب آثار زیر بود:
طرحی از یک زندگی، جلد اول: زندگینامه»، پوران شریعترضوی، تهران: انتشارات چاپخش، ۱۳۷۶
طرحی از یک زندگی، جلد دوم: نقدها و نظر، پوران شریعترضوی، تهران: انتشارات چاپخش، ۱۳۷۶
یادگاران مانا، پوران شریعت رضوی، تهران: انتشارات ژرف، ۱۳۷۶
شریعتی به مثابه یک شوهر و نه یک روشنفکر
در سال ۹۴ به بهانه انتشار کتاب «برسد به دست پوران عزیزم» مصاحبههایی با پوران شریعت رضوی انجام شد که از زاویه نگاه یک زن، بسیار جالب توجه بود، روایت زندگی زنی که شوهری به شکوه و شهرت شریعتی دارد. یکی از این مصاحبهها که در اندیشه پویا به چاپ رسید، زبان گلایه زنی است که شریعتی را به مثابه یک شوهر و نه فقط یک روشنفکر و نظریه پرداز میبیند.
این مصاحبه بر زوایایی از زندگی شخصی دکتر شریعتی پرتو نوری میافکند که اغلب توسط هر کسی که در مورد شریعتی نوشته و اندیشیده، مورد غفلت واقع شده است.
پوران خانم میگوید که شریعتی، پسر دوست و از کنه وجود، مردسالار بوده و هیچ نام دختری قبل از تولد احسان پیشنهاد نداده است(با توجه به عدم اطلاع از جنسیت نخستین فرزند). اینکه شریعتی برخلاف همسرش، نامههای وی را حفظ نکرده است، اینکه پوران خانم در شب زایمان مونا در مشهد تنها بوده است (دکتر در تهران سخنرانی داشته است) و مواردی از این دست، نمایانگر آنست که در مجموع، همسر دکتر شریعتی براساس گفته خودش کوشیده تصویری برابر و هم وزن از خود در قبال دکتر نشان بدهد و به حق، خود را در موفقیت و اشتهار همسر خوشنامش سهیم بداند.
بعد از انتشار این مصاحبه، برخی از انجام آن دفاع و آن را در راستای شنیده شدن صدای ضعیف زنان این سرزمین (پوران خانم) و بیان سهمشان در موفقیتهای همسران خود دانستند، و البته برخی هم با متهم کردن خبرنگار به برجسته کردن برخی از مفاد مصاحبه، آن را تلاشی در راستای اسطوره زدایی از شریعتی قلمداد کردند.(مشابه تجربه پیامکهای توهین آمیز درباره دکتر شریعتی در سالهای اخیر)
مهران صولتی، جامعه شناس به چند نکته در خصوص انتشار این مصاحبه اشاره میکند: بی تردید باید از شجاعت خانم پوران شریعت رضوی در مورد انتشار این نامهها تقدیر کرد. برای دکتر شریعتی که یکی از تلاشهای جدی خود را " زمینی کردن بسیاری از پیشوایان دینی به قصد الگو گیری پیروان" میدانست و از این موضع، مورد اتهام بود، زیبنده نیست که همچنان در هالهای اساطیری و دسترسی ناپذیر باقی بماند. اسطوره شریعتی همچون مصدق، حذف شدنی نبوده و از این منظر، جای نگرانی نیست، ولی باید کوشید تا شریعتی شدن به معنای " منتقد و مسئول بودن در قبال مسائل و دردهای مردم را " را به دانشجویان آموخت.
وی مینویسد: جامعه ایران باید از نگاه سفید یا سیاه در قبال اساطیرخود همچون شریعتی، مصدق و ... خارج شود. دوران موافقت یا مخالفت کامل با " دیگری بزرگ " گذشته است. اتفاقا عیان شدن برخی ویژگیهای خصوصی و روحیات شخصی شریعتی میتواند تلاشی برای مواجهه خردمندانهتر جامعه با میراث فرهنگی خود باشد(اسطوره شریعتی، جان سختتر از آن است که از خاطره جمعی ایرانیان حذف شود؛ همچنان که تلاشهای برخی افراد همچون حمید روحانی در اثبات ساواکی بودن شریعتی فقط به بدنام شدن خودشان انجامید). روشن است که شریعتی تا زمانی که برای جامعه الهام بخش باشد میتواند در اذهان ایرانیان باقی بماند، امری که تاکنون صادق بوده است. شریعتی هم راضی نبود که شاگردانش همواره در او متوقف بمانند.
سوسن شریعتی، دختر دکتر شریعتی در گفتگو با
دیدارنیوز به نقش مادر خود در ترویج اندیشه اصیل و بی پیرایه دکتر شریعتی اشاره کرد و از توجه ویژه پدرش به نقش آفرینی اجتماعی زنان در جامعه یاد نمود و گفت: شریعتی در آن مقطع(اقامت در فرانسه)، انتظارات از یک زن را بالا میبرد و میخواهد که در امور اجتماعی شرکت کند، از جمله اینکه به مادر میگوید امیدوارم روزی نوشته های من توسط تو جمع آوری و منتشر شود، گویی می داند پوران روزی قرار است این بار را به دوش بکشد. این در حالی است که هنوز شریعتی، سخنران و نویسنده نشده است و در یک فانتزی عاشقانه از ترسیم این تصویر لذت می برد که این پیش بینی عاشقانه، اتفاق می افتد، دکتر شریعتی شهید می شود و پوران نقش پیشنهادی شوهرش را اجرا می کند.