توسعه ایرانی نوشت: گزارشهای میدانی منتشر شده در رسانههای رسمی حاکی از آن است که جو قالب میان مردم، فضای عصبانیت و خشم است. مردم نسبت به مسئولان و اقدامات اخیر اقتصادی نارضایتی دارند و بیشتر از این ناراحتند که چرا هیچکس پاسخگوی این شرایط نیست.

دیدارنیوز: اعتراض حق مردم است. قانون نیز این حق را به مردم داده است که اجرای آن، این روزها از واجبات است. اصل ۲۷ قانون اساسی دقیقا برای چنین برهههایی نوشته شده است یعنی وقتی که مردم از فقر در سطوح مختلف به تنگ آمدهاند و میخواهند برای بیان اعتراضشان، اجازه قانونی داشته باشند.
طهمورث گیلانی در توسعه ایرانی نوشت: اعتراضات معیشتی در ایران که امروز دو هفته از آن میگذرد، کشور را وارد چالشی روزافزون کرده است. درحالیکه در روزهای ابتدایی این اعتراضات از سوی مقامات دولتی به رسمیت شناخته شده بود، رفته رفته شاهد تغییر رفتار و وقایع در سطح خیابانها بودیم. میزان خشونت حاضر که تا پیش از قطعی اینترنت در شبکههای اجتماعی دیده میشود گواه از این داشت که هر دوسوی ماجرا یعنی هم معترضان و هم نیروهای امنیتی وارد فاز جدید از درگیریها شدهاند که رنگ و بوی مسالمتآمیز ندارد.
اما پس از قطعی اینترنت اطلاعات دقیقی از میزان درگیریها و کشتهشدگان و بازداشتیها در دست نیست. اخبار منتشر شده از مراجع رسمی خبر جانباختن چند تن از ماموران انتظامی و حتی سه پرستار را اطلاعرسانی کردند که با این وجود میتوان دریافت پس از قطع اینترنت در روز پنجشنبه ۱۸ دی ماه تا به امروز نیز این رفتارهای خشونتبار پرتکرار و ادامهدار بوده است. اما سوال اصلی اینجاست که این چرخه خشونتآمیز تا چه زمان ادامه خواهد داشت؟ با گذشت نزدیک به دو هفته و تداوم اعتراضات؛ انتهای این منازعات خیابانی همچنان نامشخص است، اما چه کسی باید به این چرخه خشونت پایان دهد؟
سیاستهای غلط مردم را خشمگین کرده است
برخی اخبار منتشر شده در رسانههای داخلی حاکی از آن است که حضور جاسوسان خارجی باعث دامن زدن به میزان خشونت در خیابانها شده است و حتی در برخی شهرها نیز جاسوسان بازداشت شدهاند. به هر حال مجموع علل باعث شده است اعتراضات اخیر استمرار پیدا کند، اما به عقیده منتقدان حتی اگر با دخالتهای بیگانگان اعتراضات مردم به آشوب کشیده شده باشد در یک چیز نباید شک داشت؛ اینکه سیاستها و نحوه برخورد مردم را به این نقطه رسانده است که دست از اعتراض نمیکشند، به نقطهای رسیدهایم که خارجنشینان مدعی بتوانند چشم طمع به آینده ایران داشته باشند و رویای تاجگذاریشان را نزدیک ببینند و، اما در داخل اوضاع نگرانکننده است. شهرها در تاریکی فرو رفته است و اکثر واحدهای تجاری از ساعت هفت شب به بعد تعطیل میشوند و به ندرت مغازهای را باز میبینیم، از طرفی آمار دقیقی هم از فوتیها و بازداشتیها در دست نیست که این موضوع بر نگرانیها افزوده است.
چگونه باید اعتراض کرد؟!
از همه بدتر اینکه، هیچ امکانی باقی نمانده که این مردم و جوانان برای اعتراض به آن توصل کنند و اعتراضات مسالمتآمیز خود را انجام دهند، رسانههای داخلی نیز با محدودیتهای زیادی رو به رو هستند و در نتیجه نگاه مردم و عموم مخاطبان به خارج از کشور و رسانههای خارجی دوخته شده است. نتیجه این میشود که امروز یکی از بدترین تصاویر خشونت در چند دهه گذشته را شاهد هستیم. ولی این پرسش در ذهنها بیپاسخ مانده است که فارغ از خطاهای گذشته آیا راهحلی برای عبور از این وضعیت هست؟ بهویژه اینکه فرصت زیادی باقی نمانده است و بخش مهمی از افکار عمومی جهان علیه ایران بسیج شده است و با توجه به اظهارات مقامات اسرائیلی، آمریکایی و حتی اروپایی احتمال مداخله محدود نیز مطرح است.
خشونت در کشور ریشه دوانده
شاید برای فهم دقیق خشونت امروز در کشور، باید کمی به عقب برگشت و زمینههای شکلگیری آن را ریشهیابی کرد. محمد مهاجری، فعال سیاسی در یادداشتی در خصوص علت وضع موجود و نارضایتیها نوشت: «مدتهاست کرامت انسانی ملت نادیده گرفته شده و لگدمال میشود. همانوقت که آن رئیسجمهور علیه ما علیه، لفظ خس و خاشاک را به کار برد، روزی که دانشجوی ستارهدار به عقده تبدیل شد، آن هنگام که به اسم «بانیان وضع موجود» مدیران کاربلد را لکهدار کردند، دورهای که مدافعان مذاکره عزتمدارانه در برجام، دستمال حیض شدند، آن مواقعی که افراد به دردخور ردصلاحیت شدند و بیصلاحیتها قدر دیدند و در خیلی از مقاطع دیگر به چشم مردم خاک پاشیده شد.» این گزارهها بخشی از دلایل ناراحتی مردم است، اما این دوره از اعتراضات مردمی علت مشخص داشت؛ نان خوردن دشوار شده است.
وعدههای بیجواب آقای رئیسجمهور
رئیسجمهور وعدههایی به مردم داده بود، اساسا مردم در انتخابات شخصی را انتخاب میکنند که دوای دردشان را داشته باشد. این پزشک رئیسجمهور وعده درمان را به مردم میداد، اما اوضاع روز به روز از لحاظ اقتصادی به فشار بیشتری به مردم وارد آورد و همین فشار اقتصادی باعث عصبانیتر شدن مردم میشود. همایون سامهیح نجفآبادی، نماینده مجلس شورای اسلامی ضمن مقصر دانستن دولت چهاردهم در به وجود امدن حوادث اخیر گفت: «طبق صحبتهای رهبری اعتراض حق قانونی مردم است، ولی عصبانی کردن این مردم منجر به اتفاقات بدی در ایران میشود.»
با لحاظ این پیشفرضها، اعتراض حق مردم است. قانون نیز این حق را به مردم داده است که اجرای آن، این روزها از واجبات است. اصل ۲۷ قانون اساسی دقیقا برای چنین برهههایی نوشته شده است یعنی وقتی که مردم از فقر در سطوح مختلف به تنگ آمدهاند و میخواهند برای بیان اعتراضشان، اجازه قانونی داشته باشند. کارشناسان بر این باورند حداقل انتظاری که از دولت منتخب مردم وجود داشت، این بود که وزارت کشور متولی قانون اساسی باشد تا شاهد کمترین خشونت، درگیری و تجمع و اعتراضات باشیم که متاسفانه در مشاهدات عینی شاهد آن بودیم. برخوردهای سلبی با معترضان خود نمونهای دیگر از بازتولید خشونت در میان معترضان است. هرچند مقامات انتظامی در روزهای اول تاکید داشتند که با مردم برخورد نامناسب صورت نگیرد، اما درصد قابل توجهی از این خشونتها به دلیل بیتعهد بودن و حضور نیروهای غیرمسئول در معابر رخ داده است که باید مورد بررسی دقیق و کارشناسی قرار گیرد. برخی منتقدان نیز از حضور نیروهای لباس شخصی گلایه دارند. حضور افرادی با لباس شخصی در تجمعات طبیعتاً منجر به خشونت میشود؛ اگر شهروندان در خیابان شعار دهند و ماموران انتظامی از آنها مراقب کنند تا آسیبی به اموال عمومی نزنند، شاید اقدامات اعتراضی به این سطح از خشونت نرسد.
خشونت عریان در بستر تجمعات
گزارشهای میدانی منتشر شده در رسانههای رسمی نیز حاکی از آن است که جو قالب میان مردم، فضای عصبانیت و خشم است. مردم نسبت به مسئولان و اقدامات اخیر اقتصادی نارضایتی دارند و بیشتر از این ناراحتند که چرا هیچکس پاسخگوی این شرایط نیست. اسکندر مومنی، وزیر کشور در رابطه با وقایع اخیر در خیابانها گفت: «جمعی از نیروهای حافظ امنیت به شهادت رسیدند، همچنین به سمت مردم تیراندازی کردند و برخی نیز به شهادت رسیدند.» این گزاره بیانگر این نکته است که شرایط از حد انتظار فراتر رفته است. حتی اگر بخشی از این خشونت به عوامل نفوذی و جاسوسان و یا بر مبنای فریب مردم باشد؛ بستر اعتراضات باعث این وقایع شده است و همانطور که دولت هم بارها اعلام کرده است اعتراضات را به رسمیت میشناسد پس شاید یکی از راهکارهای توقف این خشونت عریان، جلب رضایت مردم و خاتمه یافتن بستر اعتراضی باشد که در این صورت عوامل خارجی هم محلی برای جولان پیدا نخواهند کرد، اما اگر همچنان وضعیت اعتراضی میان مردم وجود داشته باشد و تجمعات ادامه پیدا کند، فضا برای هر اقدامی مهیا خواهد بود.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور روز گذشته در پیامی خطاب به مردم گفت: «نمیتوان کشتار مردم بیگناه و آتشزدن آنان را پذیرفت. مردم باید در صحنه باشند و اجازه آشوبگری را ندهند. وظیفه ما رفع مشکلات مردم است و در عینحال وظیفه دیگری هم داریم که اجازه ندهیم عدهای آشوبگر کل جامعه را به هم بریزند. از جوانان میخواهیم فریب آشوبگران و تروریستها را نخورند.» مسعود پزشکیان باز هم وعده داد، اما زمانی این مردم فریب نمیخورند و وعدههای بعدی را میپذیرند که خواستهای حداقلی آنها برآورده شود.
حمایت خارجی و تاثیر آن بر خشونتهای خیابانی
این فضای نااطمینانی در کشور، غربیها را نیز به فکر انداخته است که در امور ایران دخالت کنند و برای سرنوشت مردم ایران تصمیم بگیرند، هفته گذشته مارک پمپئو، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا در توییتی به کنایه سال نو میلادی را به معترضان در خیابان و ماموران موساد تبریک گفته بود این موضوع تا حدی پیش رفته است که شخص ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده نیز صحبت از حمایت از معترضان در ایران میکند. این ادعا باعث میشود برخی از مردم به حمایت خارجی دل ببندند وگرنه هیچ انسان وطندوستی برای مشکلات داخلی کشورش پای یک دولت خارجی که رزومهای مشخص دارد را در کشور باز نخواهد کرد، اما آنچه مهم است تصویری است که از ایران به جهان مخابره میشود. مقامات مسئول نیز به این اظهارات خارجی واکنش نشان دادند و بخشی از خشونت موجود را ناشی از این دخالتها میدانند. امیرسعید ایروانی، سفیر و نماینده دائم ایران نزد سازمان ملل متحد در نامهای به شورای امنیت سازمان ملل، آمریکا را مسئول تبدیل شدن اعتراضهای مسالمتآمیز به اغتشاش و خشونت در ایران دانست. از سوی دیگر سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه در واکنش به اظهارات مایک پومپئو، وزیر پیشین امور خارجه آمریکا در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «به گفته دولت آمریکا، این ارزیابی که آمریکا و اسرائیل به شورشهای خشونتآمیز در کشور ما دامن میزنند، ناشی از توهم است.»
رفع دغدغههای اقتصادی؛ ابتکار عمل دولت برای رضایت مردم
همایون سامهیح نجفآبادی، نماینده مجلس تاکید میکند که «چرخه خشونت شاید به صورت مقطعی و کوتاهمدت متوقف شود، اما متاسفانه کاملا خاموش نخواهد شد.» این صحبت به واقعیت نزدیک است چرا که مطالبات این روزهای مردم که در روزها و شبهای اخیر به خشونت گراییده، منشأ اقتصادی و معیشتی دارد. افزایش قیمت ارز و گرانی کالاهای اساسی، بازار را سردرگم و طاقت مردم را زایل کرده و اوضاع نابسامانتر از آن است که در تصور آید، در نتیجه این اعتراض مردم پاسخ کافی نگرفته است. اقداماتی مثل تغییرات در کابینه و تغییر تحول در سیاستهای جاری نمیتواند پاسخگوی مطالبات مردم باشد. مجلس نیز هیچ ابتکار عملی برای شرایط موجود جز استیضاح وزرا ارائه نکرده است که این موضوع هم بینتیجه مانده است. خشونت یک شبه ایجاد نمیشود و البته با مقابلههای امنیتی، بازداشت معترضان و نیز چند تصمیم روبنایی از بین نمیرود. اگر برای مشکلات کشور فکری نشود، این التهاب در جامعه و در اذهان مردم باقی خواهد ماند.