
رئیسجمهور در جمع مسئولین و کارکنان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات سخنانی گفت که با واکنش افراد بسیاری از جمله حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان مواجه شد. وی در یادداشتی، سخنان رئیسجمهور را مورد کنکاش و بررسی قرار داد. شریعتمداری فروضی را مطرح ساخت و بنابر آن فرضیات، سخنان دکتر حسن روحانی را به بوته نقد و تحلیل کشاند؛ نقدی که جای سخن، بسیار دارد.
دیدارنیوز ـ مسلم تهوری: سخنان دوشنبه اول بهمنماه رئیسجمهور دکتر حسن روحانی با واکنش حسین شریعتمداری مواجه شد. حسین شریعتمداری پس از انتقاداتی که به سخنان رئیسجمهور وارد کرد در پایان گفته: «در خاتمه، این گلایه دوستانه از عالمان دینی در میان است که چرا در مقابل این نظرات و دیدگاههای انحرافی، تلاش چندانی نمیکنند تا ورود افرادی نظیر نگارنده به این وادی، ضرورتی نداشته باشد؟!» با مطالعه سرمقاله کیهان و ان قلتهایی که متوجه سخنان رئیسجمهور شده، باید به درستی جمله پایانی و مزبور حسین شریعتمداری اذعان داشت و چنانچه فردی همانند حسین شریعتمداری با این میزان از سواد دینی وارد این حوزه نمیشد به صواب نزدیکتر بود. ذیلا قسمتهایی از سرمقاله کیهان را مورد بررسی قرار میدهیم.
۱. مدیر مسئول کیهان در نقدی که بر سخنان رئیسجمهور نگاشتهاست، فرضی را برای خود مسلم گرفته و بنا دارد با پیش فرض خودش، سخنان رئیسجمهور را مورد نقد و بررسی قرار دهد؛ لذا از تعابیری، چون «اگر چنین باشد» و یا «چنانچه منظور این باشد» استفاده کردهاست. وی در قسمتی از نقد خود مینویسد: «حال اگر مفهوم آیه شریفه «وما علینا الا البلاغ» و یا «وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ» رها کردن امور به حال خود باشد! ضمن آنکه با سیره رسول خدا (ص) و ائمه هدی (ع) در تناقض آشکار است، با آیات فراوان دیگر قرآن نیز مغایرت و تضاد جدی دارد».
همچنین در ادامه میگوید: «چنانچه منظور جناب روحانی از استناد به آیات یاد شده، رفع مسئولیت از دولت و مسئولان باشد، با عرض پوزش باید گفت: برداشت و تفسیر ناصواب و خطایی داشتهاند!»
نقد وارد شده به سخنان رئیسجمهور بر اساس اگر و شاید و چنانچه است و منتفی شدن این تعابیر، کل نقد وی را که بر اساس حدسیات و مفروضات ذهنی خودش هست را بر باد خواهد داد.
۲. حسین شریعتمداری در قسمتی از سرمقاله مینویسد: «اساسا اگر مسئولان نظام اسلامی در قبال مردم وظیفهای جز ابلاغ مبانی اسلام نداشتند و قرار بود ملت را در مقابل پلیدیها و پلشتیهایی که از سوی دشمنان اسلام به جامعه تزریق میشود، تنها بگذارند، اینهمه تاکید بر وظیفه امر به معروف و نهی از منکر معنا و مفهومی نداشت». رئیسجمهور در سخنانش به آیه ۱۷ سوره «یس» اشاره میکند و طبق این آیه ابلاغ را وظیفه میداند و به واقع، آیا امر به معروف و نهی از منکر زیر مجموعه ابلاغ قرار نمیگیرد؟ آیا امر به معروف و نهی از منکر چیزی جز دعوت به خوبیها و دوری از کژیها و ناراستیها است. کجای شریعت آمده که باید افراد را به زور چماق به سمت معروف و دوری از منکر فراخواند.
مدیر مسئول کیهان میگوید این رویه در همه کشورها معمول است، فقط معنای معروف و منکر متفاوت است و مینویسد: «در آلمان و برخی دیگر از کشورهای اروپایی اعتقاد به «هولوکاست» را ـ که یک افسانه ساخت صهیونیستهاست ـ معروف میدانند و با هرکه هولوکاست را باور نداشته باشد به شدت برخورد میکنند تا آنجا که نفی هولوکاست در آلمان رسما جرم تلقی شده و نفیکنندگان به تحمل زندان محکوم میشوند!» سوالی که مطرح میشود این است که اولا مگر هر کاری غربیها میکنند عین صواب است که مطمئنا حسین شریعتمداری هم جوابش به این پرسش منفی است؛ اما بد نیست جواب داده شود از چه زمانی مشی آنها برای ما الگو شده است که الان در توجیه ایدئولوژی خود از آلمان و یا فرانسه مثال میآورید.
۳. مدیر مسئول کیهان در ادامه میگوید: «اگر دولت اسلامی در قبال مردم، غیر از بیان مبانی دینی و نهایتا تبلیغ شفاهی آن، مسئولیت دیگری نداشته باشد، اساسا تشکیل حکومت، معنی و مفهومی نخواهد داشت. این قاعده در سایر نظامهای حکومتی نیز ساری و جاری است. ژان-ژاک روسو متفکر سوئیسی قرن ۱۸ میلادی در کتاب معروف خود «قراردادهای اجتماعی» وظیفه حکومتها را ایجاد هماهنگی میان آزادیهای فردی و مسئولیتهای جمعی میداند و بر این باور است که حکومتها نمیتوانند و نباید مردم جامعه را به حال خود رها کنند و از تنبیه مجرمان چشم بپوشند».
پرواضح است حکومتها نمیتوانند و نباید مردم جامعه را به حال خود رها کنند و از تنبیه مجرمان چشم بپوشند، اما بنا نیست در احکام و مشی فردی، مردم را در تنگنا قرار داد و به چشم مجرم، آنها را نگریست، بلکه دخالت حکومت اسلامی در احکام اجتماعی است و نه در احکام فردی که اگر چنین باشد دیگر آزادیهای فردی که ایشان از کتاب ژان ـ ژاک روسو وام گرفته دیگر معنا پیدا نمیکند. معتقد نیستیم که باید «کار قیصر را به قیصر و کار مسیح را به مسیح واگذار کرد»، اما به قول ژان ـ ژاک روسو «انسان آزاد به دنیا آمد است و همه جا در غل و زنجیر است»؛ مدیر مسئول کیهان و طیف فکری وی گمان نکنند که میتوان مردم را همه جا در غل و زنجیر کرد.
۴. در قسمتی از یادداشت، تعبیری از شهید مطهری آورده شد که ایشان نقل کردهاست: «مثلا عدهای در کشور کفری که حکومتی ضد دین در آنجاست زندگی میکنند و چون آن حکومت، وسیله ای است برای به زنجیر کشیدن مردم و جلوی هر ایدئولوژی را می گیرد، چنین وضعی اجبارپذیر است که با شمشیر، موانع را بردارند تا زمینه ای برای تبلیغ آزاد دین وجود پیدا کند»؛ و در آخر شریعتمداری میگوید: «و مسئله جهاد، همین است».
قیاس مدیر مسئول کیهان، قیاس مع الفارق است. باید توجه داشت بحث شهید مطهری پیرامون حکومت ضد دینی و کفر است، اما مسئله امروز ما شیوه عملکرد در جامعه و حکومت اسلامی است. کما اینکه بد نیست جناب شریعتمداری بدانند بسیاری از آقایان فقها، اساسا جهاد ابتدایی را قبول ندارند و این امری مسلم و حتمی نیست که هر جایی بتوان دست به شمشیر برد و در آخر بگوییم مسئله جهاد همین است. عدهای از فقها، جهاد ابتدایی را تنها در زمان پیامبر(ص) یا امام معصوم(ع) ممکن میدانند و انجام آن را بدون اجازه معصوم، خطا میدانند. برخی از بزرگان فقها نیز همچون منتظری، مکارم شیرازی، محمدهادی معرفت، مصطفی محقق داماد و... جهاد را کلا جهاد دفاعی میدانند و معتقدند که در اسلام، جهادی به نام جهاد ابتدایی وجود ندارد.
پیرامون یادداشت حسین شریعتمداری که به اسم نقد نوشته شده اما معالاسف به رسم نقالهخوانی است سخن بسیار است و اطاله کلام مثنوی هفتاد من کاغذ به دنبال دارد؛ لذا همین مختصر کفایت میکند و امید آنکه همه اصحاب رسانه و صاحبان تریبون نه از سر اختلافات سیاسی و حزبی که برای اعتلای حکومت جمهوری اسلامی قلم بزنند و سخن بگویند.