
در شهریور سال ۵۷ و قبل از سفر به لیبی، مقالاتی تحت عنوان و نام «الانبیا» توسط امام موسی صدر نوشته و در روزنامه «لوموند» فرانسه منتشر میشد که وی در آن مقالات، انقلاب را در ادامه حرکت انبیا میدانست و از تاریخ، وام می گرفت و از امام(ره) به عنوان امامالاکبر نام میبرد، این نوع موضع گیریهای امام موسی صدر، نشاندهنده این است که نه تنها ایشان به انقلاب اسلامی معتقد بود؛ بلکه همراه با امام(ره) و حرکت منتهی به انقلاب نیز بود.
دیدارنیوز - اسفندیار عبدالهی: به نظر می رسد بتوان امام موسی صدر را در ایران مصداق یک بیت شعر از عرفی شاعر دانست؛ «چنان با نیک و بد سر کن که بعد از مردنت "عرفی"/ مسلمــانت بــه زمــزم شـویــد و هنــدو بسـوزانــد» بدین معنی که جناحهای سیاسی کشور هر کدام تلاش دارند بگویند خاستگاه و جهت گیریهای سیاسی، مذهبی و تشکیلاتی امام موسی صدر متعلق به خوانش و رویه آنها است. مطابق آنچه تا کنون از تاریخ انقلاب و به ویژه دوران قبل از آن و ایام مبارزه به دست ما رسیده است، تقریبا از ابتدای مبارزه حضرت امام (ره)، کم و بیش شاهد حضور امام موسی صدر در بطن و حاشیه مبارزات و همراهی وی با انقلابیون هستیم.
امام موسی صدر از جمله شخصیتهایی است که به دلایل مختلف، هرگز فراموش نمیشود و همیشه زوایایی از زندگی و جنبههایی از شخصیت اجتماعی و مذهبی او، نقل محافل خبری و پژوهشی است. روابط سببی، نسبی، تشکیلاتی و مذهبی امام موسی صدر با سیاستمداران، سردمداران و ارکان جمهوری اسلامی به حدی زیاد و در هم تنیده است که نمیتوان او را جدای از ایرانیان و حکومت سیاسی در ایران به حساب آورد؛ البته زندگی سیاسی این فقیه شیعه و جنبههایی از رهیافتهایی که نسبت به کیفیت حکومت اسلامی در ایران و دیگر کشورها در نظر داشت، مورد اختلاف سلیقههای مختلف در درون کشور است.
طی سالهای گذشته، پیرامون جنبهها و زوایای مختلفی از زندگی شخصی، اجتماعی و سیاسی سید موسی صدر، به فراوانی سخن رفته است، اما مبحثی که در طی روزهای اخیر، بار دیگر همگان را متوجه امام موسی صدر کرد، اظهار نظر آیت الله موسوی خویینیها در خصوص نوع نگاه و نظر امام موسی صدر به مبارزات حضرت امام (ره) و عدم رغبت او در همراهی با مسیری است که منتهی به انقلاب سال ۵۷ شد.
موسوی خویینیها شاید به خاطر بالا رفتن سن یا حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ یا کاهش امید به تغییر و یا پارهای مناسبات دیگر، کمتر در فضای سیاسی کشور، نقشآفرینی می کند، اما نام وی در مقاطع مختلفی از مناسبات دو دهه اول حکومت جمهوری اسلامی دیده میشود. آیت الله موسوی خویینیها در مصاحبه اخیر خود که پس از سالها انجام شده، به صراحت گفته است: «امام موسی صدر با انقلاب ایران همراهی نداشت و معتقد بود به نتیجه نمیرسد، مرحوم آقا موسی صدر، تا آنجا که رفتار ظاهریاش نشان میداد، هیچ نوعی همراهی با انقلاب نداشت. به نظرم میآید که اساساً در آن زمان، ایشان نظرش این نبوده که نهضتی که در ایران شروع شده به یک نتیجه خاصی میتواند برسد...»
موسوی خوئینی ها همچنین در این مصاحبه میگوید: «قبل از آنکه برویم به اتاق آقای صدر، در همان دفتر با آقای چمران گفتوگو کردیم. ایشان میگفت: اصلاً این کاری که در ایران شروع شده، اشتباه است و شما بیخود وقت خود را صرف این نهضت میکنید.»
دیدارنیوز به همین بهانه و برای شنیدن نظر دیگر کارشناسان با «حمیدرضا ترقی» عضو ارشد حزب موتلفه اسلامی به گفتوگو پرداخته است. حمیدرضا ترقی در پاسخ به این پرسش که سخنان آیت الله موسوی خویینیها در مورد امام موسی صدر از نظر شما چقدر به واقعیت نزدیک است؟ گفت: متاسفانه طی یک ماه گذشته، تحریفهای زیادی در خصوص چهره امام موسی صدر در زمینههای مختلف صورت گرفته است که نشان میدهد توطئههای مختلف و حساب شدهای از سوی جریانات سیاسی وجود دارد و آنها قصد دارند چهره واقعی امام موسی صدر را که در پیروزی انقلاب اسلامی، نقش بسیار موثری داشته را به محاق ببرند.
وی افزود: طبق اسنادی که بعدا در ساواک منتشر شد، آقای صدر در دوران قیام ۱۵ خرداد در همراهی با حضرت امام(ره) یکی از امضاکنندگان تلگراف علیه شاه بود و به دستگیری حضرت امام اعتراض کرد، لذا به نظر میرسد عدهای قصد دارند که چهره وی را به شکلی مغایر با نظام و انقلاب اسلامی نشان دهند، درحالیکه امام موسی صدر از همان ابتدای قیام، همراه با امام(ره) بود و بعد از ۱۵ خرداد با شخصیتهای مختلف سنی و مسیحی در شمال آفریقا ارتباط برقرار کرد، حتی در حفظ امنیت امام(ره) در ترکیه و تامین مقدمات انتقال ایشان به نجف، کمکهای زیادی را انجام داد و در زمینه تامین کمکهای مالی برای انقلاب نیز نقش بسزایی داشت.
عضو حزب موتلفه اسلامی ادامه داد: مجموعه اسناد و مدارکی که وجود دارد خصوصاً سفر امام موسی صدر به آلمان و ارتباطش با شهید بهشتی و جلسات مفصلی که با دانشجویان مقیم آلمان در رابطه با انقلاب اسلامی داشتند، همه حکایت از نقش او در پشتیبانی از مسیر انقلاب اسلامی و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه دارد. با توجه به تشکیلاتی که امام موسی صدر قبل از انقلاب داشت، پناه بسیاری از مبارزان بود و به واسطه ارتباطی که با حافظ اسد رئیس جمهور وقت سوریه داشت، توانست به مبارزین انقلابی کمکهای زیادی کند.
این فعال سیاسی اصولگرا اضافه کرد: اگر کتاب خاطرات آقای علی جنتی که از همین طیف دولت اعتدال است را مطالعه کنید، در قسمتی از آن به یکی از مشکلاتی که مبارزان در لبنان و سوریه با آن روبرو بودند اشاره می کند و آن هم، اقامت در آن کشورها و مشکلات مرتبط با آن بود که کسی نمیتوانست در این زمینه کمکی بکند، ولی آقای امام موسی صدر در واقع به مبارزین آنجا پناه میداد و نقش بسیار موثری در کمک به مبارزینی که مجبور به مهاجرت بودند انجام داده است، ما مستندات فراوانی داریم که امام موسی صدر در حمایت از حضرت امام (ره) و کمک به انقلاب اسلامی نقش بسیار زیادی داشتند.
وی تاکید کرد: حتی در شهریور سال ۵۷ و قبل از سفر به لیبی، مقالاتی تحت عنوان و نام «الانبیا» توسط امام موسی صدر نوشته و در روزنامه «لوموند» فرانسه منتشر میشد که وی در آن مقالات، انقلاب را در ادامه حرکت انبیا میدانست و از تاریخ، وام می گرفت و از امام(ره) به عنوان امامالاکبر نام میبرد، این نوع موضع گیریهای امام موسی صدر، نشاندهنده این است که نه تنها ایشان به انقلاب اسلامی معتقد بود؛ بلکه همراه با امام(ره) و حرکت منتهی به انقلاب نیز بود.
ترقی خاطرنشان کرد: آقای صدر، جان خود را در راه انقلاب داد و اگر امروز به چنین سرنوشتی دچار شده، قطعاً نقش سیا و ارتجاع عرب برای پاک کردن نقش مثبت وی در پیروزی انقلاب و حمایت از شیعیان در سطح منطقه بوده است، لذا این مواضع ظلم به امام موسی صدر، تحریف واقعیت تاریخ و وارونه جلوه دادن چهره انقلابی اوست. بعضیها حتی در رابطه با روشهای فرهنگی امام موسی صدر نیز اخیراً در بعضی از نقاط مانند مشهد، سمینارهایی برگزار کردند و رویه فرهنگی و پایبندی او به انقلاب اسلامی را تحریف کردهاند؛ برای اینکه او را یک «شبه لیبرال» تعریف و مورد شناسایی قرار دهند.
وی با اشاره به انتقاداتی که حول عدم پیگیری سرنوشت امام موسی صدر از سوی جمهوری اسلامی و ایراد شبهاتی در این خصوص است، گفت: در خصوص عدم پیگیری جمهوری اسلامی پس از سفر امام موسی صدر به لیبی، گفته میشود که بخاطر حمایتهای تسلیحاتی قذافی از ایران در زمان جنگ، یک معامله بین جمهوری اسلامی و لیبی در خصوص سرپوش گذاشتن بر سرنوشت امام موسی صدر صورت گرفته است، اما این گمانه، نادرست و تردید بسیار غلطی است. حضرت امام (ره) نسبت به شخصیتهایی که به انقلاب کمک کرده و هزینه دادند، حساسیت ویژهای داشتند؛ البته ایران به طور مستقیم و جدی با لیبی، وارد صحبت نشد و این مأموریت را به حزب الله لبنان به خاطر نزدیکی جغرافیایی و ارتباطی که در آن منطقه داشت واگذار کرد، لذا این درست نیست که گفته شود جمهوری اسلامی نگران سرنوشت امام موسی صدر نبود.
ترقی ادامه داد: اینکه گفته میشود امام موسی صدر و شهید چمران درخصوص زمان پیروزی انقلاب تردید داشتند، شاید درست باشد، ولی به انقلاب و تغییر در ایران اعتقاد داشتند. آن زمان، روحانیون و چهرههای بسیاری بودند که همچون امام(ره) نمیاندیشیدند و فکر نمیکردند که روزی انقلاب به پیروزی برسد. حضرت آیت الله طالقانی نیز قبل از انقلاب، در خصوص موضع حضرت امام(ره) مبنی بر بی توجهی به حکومت نظامی، بر عقیده دیگری بودند و نظری غیر از نظر امام(ره) داشتند.
حمیدرضا ترقی یادآور شد: بسیاری از علما و شخصیتهای دیگر نیز محاسبات شان با محاسبات حضرت امام (ره) متفاوت بود بنابراین اختلاف نظرهای جزیی در روشها و ابزارها وجود داشته است و دلیل بر مخالفت با انقلاب اسلامی نمیشود بلکه تفاوت محاسبات بود و چون برخی در متن مبارزه حضرت امام(ره) نبودند، نمیتوانستند مثل ایشان، محاسباتی مبتنی بر یک سری واقعیتها و اطلاعات داشته باشند که امام(ره) عمدتا اطلاع داشتند. آقای موسی صدر و دیگران، شاید باورشان نمیشد که انقلاب اسلامی میتواند با دست خالی و در آن شرایط به پیروزی برسد، بنابراین نمی شود این موضوع را به عنوان دلیلی بر مخالفت امام موسی صدر با انقلاب اسلامی دانست.
به گزارش دیدار نیوز واقعیت این است که در سالهای پایانی حکومت پهلوی، افراد بسیار زیاد دیگری هم بودند که تصور نمیکردند رژیم پهلوی به تلنگری فرو ریزد؛ چندان که مسعود رجوی و موسی خیابانی به عنوان بازماندگان مجاهدین خلق در ۳۰ دی ۵۷ و پس از آزادی از زندان، در پیامی به «حضرت آیت الله العظمی خمینی» اذعان کردند که اگر او نبود گوشۀ زندان میپوسیدند؛ و البته خیلی زود هم سخنان خود را فراموش کردند.
لذا به نظر میرسد اظهار نظر آیت الله موسوی خویینیها نمی تواند نافی اعتقاد امام موسی صدر و شهید چمران به اصل مبارزه مردم ایران باشد و با توجه به اینکه خاطره وی مربوط به سالها قبل از پیروزی انقلاب است، طبیعی است که کسی باورش نمیشد روزی حکومت پهلوی سقوط کند.
سید موسی صدر به عنوان چهرهای اهل مدارا و تساهل و تسامح شناخته میشد و هر کس با او به انحای مختلف،نسبتی داشته، همین روحیه را حفظ کرده و این روحیه ستودنی است، حتی شهید چمران که آن همه هدف تخریبها بود نیز اهل عرفان و مدارا بود. اگرچه ممکن است گفته شود امام موسی صدر در کاربست راهکارهای انقلابی، متفاوت میاندیشید اما این موضوع، خدشهای به جایگاه وی وارد نمیکند، اما بیم آن میرود که اشارات موسوی خویینیها، برخی اذهان را از واقعیت ها دور سازد.