
با وجود اقدامات شورای نگهبان، انتخابات ریاست جمهوری ایران همچنان رقابتی خواهد بود.
دیدارنیوز: این مطلب را با ترجمه اختصاصی دیدار بخوانید با این توضیح که لزوما مطالب درج شده در این مقاله مورد تایید دیدار نیست و تنها جهت اطلاع خوانندگان منتشر شده است.
منبع: سایت Foreign Policy in Focus (سیاست خارجی زیر ذرهبین)
نویسنده: عبدالقاسم بینات
مترجم: حمید رضا بابایی
به دنبال درگذشت ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری اسلامی ایران در حادثه سقوط بالگرد که ماه گذشته در شمال غربی ایران رخ داد، قرار است در کمتر از یک هفته دیگر انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری در این کشور برگزار شود. در میان فهرست ۸۰ نفری از داوطلبان ثبت نام کرده، شورای نگهبان که مسئول تایید صلاحیت نامزدها است، ۶ نفر را تایید کرده است که عمدتا محافظهکار هستند.
شورای نگهبان بسیاری از چهرههای برجسته سیاسی را از رقابت در این انتخابات منع کرده است، افرادی نظیر محمود احمدینژاد رئیس جمهور سابق، علی لاریجانی رئیس سابق مجلس و همچنین اسحاق جهانگیری معاون اول سابق ریاست جمهوری که یک چهره اصلاحطلب بود. با وجود رد صلاحیت بسیاری از نامزدهای جدی رقابتها، اقدام شورای نگهبان سبب نشده است تا این دور از انتخابات ریاست جمهوری کاملا بیمعنا باشد.
گرچه شرایط موجود بسیار ناعادلانه است، در این انتخابات میتوان شاهد سطحی از رقابت سیاسی بود، به گونهای که بسیاری از مردم میتوانند نامزدهای نسبتا مطلوب خود را در انتخابات برگزینند.
سه نفر از شش نامزد را میتوان رقبای اصلی و همچنین چهرههای پیشرو جدی در انتخابات لحاظ کرد، که نماینده جناحهای مختلف سیاسی ایران هستند. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس کنونی یک سیاستمدار عملگرای محافظهکار است که دهها سال تجربه اجرایی سیاسی داشته است، نظیر فرماندهی در سپاه پاسداران، رئیس پلیس کشور، شهردار تهران و رئیس مجلس.
سعید جلیلی، مذاکره کننده هستهای سابق ایران در دوران ریاست جمهوری احمدینژاد بود و اکنون عضوی منصوب در شورای عالی امنیت ملی است و میتوان او را یک سیاستمدار محافظهکار ایدئولوژیک نامید. جلیلی در میان مردم چهره سیاسی نسبتا جدید محسوب میشود و اعتبار سیاسی و اجرایی قالیباف را ندارد، اما در اردوگاه محافظهکاران سیاسی ایران و شخصیتهای به شدت انقلابی، طرفداران زیادی دارد.
سرانجام مسعود پزشکیان، چهرهای اصلاح طلب که مدتی طولانی نماینده مجلس بوده، در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، وزیر بهداشت وی بود. پزشکیان چهره چندان شناخته شدهای نیست و سیاستمدار غیرکاریزماتیک اصلاحطلب محسوب میشود. وی برای بسیج پایگاههای اصلاحطلب طرفدار خود در انتخابات آتی، نبردی سخت پیش رو دارد.
با توجه به این که هیچ کدام از نامزدها، از حمایت گسترده مردمی برخوردار نیستند، احتمالا انتخابات با رقابت میان دو نامزد پیشرو در میان سه رقیب، به دور دوم کشیده خواهد شد. به نظر میرسد قالیباف نسبت به دو رقیب اصلی خود بخت بیشتری داشته باشد، زیرا در گروههای اصلی محافظهکار سیاسی، و همچنین مردم عادی غیر ایدئولوژیک، از حمایت گسترده برخوردار است، کما این که انتخاب اخیر وی به عنوان رئیس مجلس نیز موید این مساله بوده است.
برخلاف وی، جلیلی نماینده اقلیت سیاسی محافظهکاری است که ظاهرا از نظر سیاسیون محافظهکار سنتی، بیش از حد انقلابی است. بسیج گسترده رای دهندگان اصلاح طلب و سکولار در این رقابتها میسر نخواهد بود، لذا در این شرایط بعید است پزشکیان نیز چالشی چندان جدی برای قالیباف و آمال انتخاباتیاش باشد. گرچه بسیاری از سیاستمداران و گروههای سیاسی اصلاحطلب از جمله محمد خاتمی، در روزهای اخیر حمایت خود را از پزشکیان اعلام کردهاند، اما به دلیل سرخوردگی بسیاری از رای دهندگان اصلاح طلب و سکولار از نظام سیاسی و انتخاباتی، آنها احتمالا حضور چشمگیری در پای صندوقهای رای نخواهند داشت.
اقدام شورای نگهبان در ممانعیت از حضور سیاستمداران مهم اصلاحطلب و میانهرو در انتخابات نیز بسیاری از شهروندان را با رقابتهای پیشِ رو بیگانهتر کرده است. وابستگی پزشکیان به قوم آذری نیز انتظار نمیرود در بسیج چشمگیر رای دهندگان نقش چندانی داشته باشد، زیرا اختلافات ایدئولوزیک و سیاسی، بسیار مهمتر از مسایل قومی در انتخابات ایران است. این مساله عمدتا به آن دلیل است که همانند اکثر دیگر استانهای ایران، اختلافات سیاسی و قومی، موضع یگدیگر را در استانهای آذری زبان تقویت نمیکند، و این مساله اهمیت سیاسیِ اقوام را در انتخابات ملی ایران در آن مناطق، کمرنگ کرده است.
گرچه احتمال پیروزی قالیباف در دور دوم احتمالی انتخابات، بیشتر از سایر رقبا است، اما شتاب کارزارهای انتخاباتی که در گذشته نیز ثابت شده، نشان میدهد نتایج این انتخابات به هیچ وجه از پیش تعیین شده نیست و جدا احتمالا شگفتیهای انتخاباتی رخ خواهد داد.
جدا از این که احتمال پیروزی کدام نامزد بیشتر از سایر رقبا است، سوال مهمتر شاید این باشد که پیروزی هر یک از سه نامزد پیشرو در انتخابات، چه تاثیری در سیاست خارجی ایران خواهد داشت، به ویژه در خصوص برنامه هستهای تهران.
تغییر مقام ارشد اجرایی در ایران به تنهایی، تغییرات چشمگیری در سیاست خارجی ایران به دنبال نخواهد داشت، زیرا شرایط دیگری در این خصوص مهیا نیست. با توجه به چند دستگی در نظام سیاسی ایران، توزیع قدرت سیاسی میان مراکز متعدد قدرت، نقش متوازن کننده و اقتدار خاص رهبری ایران، و ضرورت اجماع میان مقامات مهم درباره مسایل حساس در عرصه سیاست خارجی، تداوم شرایط و نه تغییرات انقلابی، یک هنجار پذیرفتهتر در نظام سیاسی ایران به حساب میآید.
اما اگر شرایط مطلوب دیگر فراهم باشد، تغییر در رهبری اجرایی میتواند تسهیل کننده تحولات عمده در سیاست خارجی ایران باشد؛ مانند آن چه که پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات سال ۲۰۱۳ رخ داد و به توافق هستهای ایران با غرب در اوت ۲۰۱۵ منجر شد. روحانی به عنوان یک سیاستمدار عملگرا که از حمایت سیاسی اصلاحطلبان، و نیز گروهها و شخصیتهای میانهروی سیاسی برخوردار بود، کارزارهای انتخاباتی خود را با وعده حل و فصل منازعات بینالمللی در خصوص برنامه هستهای ایران و همچنین رفع تحریمهای اقتصادی علیه این کشور، پیش برد.
در خصوص تاثیر تغییر رئیس اجرایی بر سیاست خارجی، به معنای واقعی کلمه باید گفت اولویتهای هر رئیس جمهور و ائتلاف حامی وی، در این زمینه اهمیت حیاتی خواهد داشت. در میان پیشروان کنونی در انتخابات ریاست جمهوری، سعید جلیلی به عنوان فردی شناخته میشود که در خصوص منافع حیاتی سیاست خارجی ایران، کمتر از هر کس دیگری امتیاز خواهد داد. این مساله نه تنها از دیدگاههای وی در خصوص سیاست خارجی و منافع ملی قابل درک است، بلکه زمانی که جلیلی مسئول مذاکرات هستهای بود، یعنی از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳، این امر آشکار شد.
پزشکیان در قالب یک نامزد اصلاحطلب، اصولا در خصوص امتیازدهی در مناقشات مرتبط با سیاست خارجی، بیش از دیگران تفکر باز دارد. مانند سایر سیاستمداران معتدل و اصلاحطلب، انتظار میرود پزشکیان بیشتر رویکردی سنجیدهتر و به دور از تقابل در سیاست خارجی اتخاذ کند، یعنی با سیاست متوازن اصلاحطلبان در خصوص منافع امنیت ملی، ایدئولوژیک و اقتصادی همراه شود.
اولویتهای سیاست خارجی قالیباف، به عنوان یک سیاستمدار محافظه کار و عملگرا، در نقطهای میان رویکرد محافظه کاران ایدئولوژیک و اصلاحطلبانِ میانهرو قرار خواهد گرفت. وی آن گونه که شاید یک سیاستمدار اصلاحطلب عمل کند، طرفدار جهت گیری مجدد راهبردی در سیاست خارجی ایران نیست. اما قالیباف، مثل یک سیاستمدار ایدئولوژیک و انقلابی نیز در این خصوص غیرمنعطف نخواهد بود که هیچ گونه امتیازی ندهد. قالیباف از منظر شخصیتی، در سراسر دوران حرفهای، از خود بیشتر چهره یک مشکلگشای واقعگرا بروز داده است تا یک ایدئولوگ سیاسی.
قالیباف با توجه به شخصیت خود و همچنین دیدگاههایش در عرصه جهانی، سیاستمدار محافظهکار و عملگرایی است که انتظار میرود در خصوص مسایل خاص سیاست خارجی، انعطاف تاکتیکی نشان دهد بدون آن که جهت گیری راهبردی سیاست خارجی ایران را به چالش بکشد. تاریخ سیاست سازی ایران در چند دهه گذشته نشان داده است، این رویکرد در عرصه سیاست خارجی، با اولویتهای رهبری ایران و تشکیلات امنیتی آن سازگارتر است تا آن که مدنظر یک رئیس جمهور اصلاحطلب و یا محافظهکار ایدئولوژیک باشد.
در مجموع، با توجه به آن که شرایط لازم دیگر برای تغییرات اساسی در سیاست خارجی ایران در حال حاضر مهیا نیست، هر کدام از سه نامزد پیشرو در انتخابات ریاست جمهوری که در رقابتها پیروز شود، سیاست خارجی ایران تا حداقل کوتاه مدت، یکسان خواهد بود، گرچه شاید دستخوش برخی نرمشهای تاکتیکی و تغییرات در رویکرد بشود.