
در قسمت اول مهدی پازوکی، اقتصاددان و محمدسالار کسرایی، جامعه شناس به دلایل عدم توسعه یافتگی ایران پرداختند. صحبتهای جالب و شنیدنی این دو استاد را در قسمت پایانی ببینید و بشنوید.
دیدارنیوز ـ نسرین نیکنام: در قسمت دوم از نشست تخصصی بررسی مفهوم توسعه، دکتر محمدسالار کسرایی، جامعه شناس درباره دلایل افول اقتصادی در ایران صحبت میکند و معتقد است در مورد توسعه نابرابر در کشورمان، کشور ما متاسفانه یکی از نمونهها و مثالهای بارز توسعه نابرابر است و شهرهای بزرگ حتی در برابر شهرهای کوچک در یک استان این وضعیت را دارند.
کسرایی درباره بحث فرار مغزها در ایران که یک نگرانی بزرگ و جدی برای آینده کشور است، گفت: به باور من امنیت مفهومش در جهان مدرن تغییر کرده و کشور و جامعه امن جامعهای است که بیشترین سرمایه و نخبگان را جذب میکند؛ و هر جامعهای که بیشترین سرمایه و نخبگان را از دست میدهد، نا امن است. چرا این دو نمونه را مثال زدم؟ چون هر دوی اینها هوشمند هستند. هرجا نا امنی اتفاق میافتد سرمایه به سرعت از آنجا فرار میکند. هیچ سرمایهداری سرمایه خود را در جایی که بحران است، نمیبرد. مغزها هم همینجور هستند؛ بنابراین هر کشوری در دنیا بیشترین سرمایه و مغزها را جذب میکند، امنترین کشور دنیاست.
ویدیوی قسمت دوم را اینجا، یوتیوب و آپارات میبینید
دکتر مهدی پازوکی در ادامه این موضوع بیان کرد: این زیستناپذیری که میگویید وقتی ما داریم منابع را نابود میکنیم و برخورد علمی و کارشناسی نمیکنیم، من میخواهم بگویم امروز عربستان که از ما خشکتر است، ولی چرا این کشور الان گندم صادر میکند؟ بحث این است که در سال ۲۰۵۰، عربستان سعودی در واقع بشود اروپای خاورمیانه. من با دیدگاههای آقای بن سلمان مخالفم، ولی برای جامعه عربستان دارد خوب کار میکند. یعنی سعی میکند از تکنولوژی غرب استفاده کند.
کسرایی همچنین درباره برنامههای توسعه در ایران توضیح داد که این برنامهها افق روشنی نداشتهاند و گفت: ما میخواهیم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیدا کنیم، اما این موارد همزمان باهم نبودهاند؛ و ضمن اینکه شما نمیتوانید یک کشوری را به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دگرگون کنید، ولی به لحاظ سیاسی تغییر ایجاد نشود. امکان ندارد. حکمرانی باید بازتر شود که نیروهای اجتماعی که وارد بازار کار و فرایند اجتماعی میشوند یکی از خواستههای اولیهشان مشارکت است؛ و بسیاری از کشورها بر اثر توسعه اقتصادی با فشار مشارکت با بحران مشارکت مواجه میشدند همانطوری که سال ۵۷ ما با آن مواجه شدیم.
پازوکی در پاسخ به سوالی درباره اینکه ما در کشورمان آدم نخبه زیاد داریم و چه کاری میتوانیم اجام دهیم که بذر امیدی باشد و توسعه خوبی را با اتکا به این نیروی نخبه جلو ببریم، گفت: سوال خوبی است. نگاه کنید برخوردی که ما با نیروی انسانی میکنیم برخورد مربوط به دنیای توسعه نیافته است و من اسم آن را برخورد سنتی میگذارم. شما ببینید نیرویی که دانشمند است و تحصیلات عالیه و آگاهی دارد و فهیم است، نمیتواند زیر دست یک آدم دسته پنجم و ششم بیاید. فرض کنید یک فارغ التحصیل دانشگاه شریف مثلا در زمینه کامپیوتر، این نمیتواند زیر دست یک فارغ التحصیل دانشگاه پیام نور باشد. ببینید سیستم دنیای توسعه یافته، سیستم اداره امور است، شما امشب وزیر هستید و فردا نیستید. کوچکترین خطایی کنید افکار عمومی پدر صاحب بچه را درمیآورد. ولی در جامعه توسعه نیافته وقتی میبینید مسوولیتها بر اساس لیاقتها نیست، من امروز در جامعه خودمان یک قبیله را میبینم شما در این قبیله میتوانید وزیر شوید و تمام مدیریتهای یک سازمان تخصصی را بدون یک روز کار کارشناسی، اشغال کنید. اینها مشکلاتیست که در جامعه توسعه نیافته از جمله ما وجود دارد.
دکتر پازوکی با اشاره به برنامههای توسعه به ۵ برنامه توسعه قبل از انقلاب پرداخت و گفت: بهترین برنامه قبل از انقلاب برنامه چهارم شاه ۱۳۴۶ تا ۵۱. چرا این برنامه بهتر بوده؟ نرخ رشد اقتصادی ایران دو رقمی شده بود و نرخ تورم زیر ۳ درصد و نرخ بیکاری نزدیک صفر بود. رشد سرمایهگذاری فزاینده بود. چون عناصر تکنوکرات مسوولیت گرفته بودند. یعنی رئیس سازمان برنامه دکتر خداداد فرمانفرما استاد دانشگاه هاروارد بود. رئیس بانک مرکزی دکترای یکی از بهترین مدارس اقتصادی بریتانیا را داشت و وزیر اقتصاد دکتر عالیخانی دکترای اقتصاد داشت. این عناصر تکنوکرات داشتند خوب کار میکردند اشکال شاه که در جمهوری اسلامی هم نوشته شده (کتاب اقتدارگرایی دوران پهلوی را بخوانید) یکی از مشکلات این قدرت مطلقه بود و شاه با این عناصر تکنوکرات درگیر شد. این در خاطرات تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد هست و خاطرات دکتر فرمانفرما را مطالعه کنید. میگوید ما به شاه میگفتیم، ولی شاه به دنبال نظامیگری بود. در کشورهای توسعه نیافته سیستم، سیستم اداره امور نیست، سیستم تعبدی است، یعنی هرچه آن بالایی میگوید شما باید گوش کنید و در دنیای توسعه یافته این اتفاق رخ نمیدهد، بنابراین مشکل ما، در توسعه نیافتگیست.
مطلب مرتبط:
محمدسالار کسرایی جامعه شناس گفت: بیش از اینکه به نقد حکومت نیاز داشته باشیم به نقد جامعهی ایران نیاز داریم.
آقای کسرایی،
بیشتر از اینکه به نقد حکومت و جامعه نیاز داشته باشیم به نقد خود نیاز داریم زیرا فرهنگ جامعه و حکومت متعلق به 1400 سال پیش است که بشر در جهل و خرافات و تعصب مانند حیوانات وحشی میزیست.
همه در غفلتند و رفته در خواب، در این دریا شده کلی به غرقاب.
در این طوفان کجا گردند بیدار، وزین مستی کجا گردند هشیار.
سرور گرامی،
تنها راه نجات میهن اتحاد ماست که همصدا جمهوری اسلامی را تشویق به انجام دو فوریت نماییم:
1- قطع دشمنی با آمریکا برای دفع تهدیدات خارجی.
2- به رسمیت شناختن حق آزادی بیان مصوب قانون اساسی جهت حل مشکلات داخلی.
با تشکر از توجه شما.